|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
تعطیلات آخر هفته پر از جذابیت و زیباییهای خاص خودش است. مردم معمولا این روزها را به صرف وقت با عزیزانشان اختصاص میدهند و با شور و شوق به استقبال روز تعطیل میروند. یک صبح جمعه را تصور کنید. خانوادهها سرحال و خوشحال، سبد پیکنیکشان را پر از غذاهای خوشمزه و میوههای تازه میکنند تا آن روز را با یکدیگر به گردش و تفرج بپردازند. شاید هم در خانه به انتظار مهمانی باشند، تا با پذیرایی از او، آن روز را سپری کنند. در پارکها، صدای خنده کودکان در حال بازی و دویدن، موسیقی دلانگیزی را ایجاد میکند. همگی بر روی زیراندازهای رنگارنگ خود نشستهاند، چای داغ در استکانهای کمرباریک نوشیده و از دیدن زیباییهای اطراف و هوای پاکیزه لذت میبرند. صدای آب از فوارههای آبنمای پارکها، بسیار گوشنواز است. خصوصا اگر در محل، جمعهبازارهایی هم به راه شود، مکانی مناسب برای ارتباطات اجتماعی و خرید نیازمندیهای خانه است.
وقتی در غروب، آسمان با رنگهای نارنجی و سرخ آراسته میشود، مردم به خانه بازمیگردند. بقیه روز را در حیاط با عزیزان خود دور هم جمع میشوند و به صحبت و خنده مشغول. بوی غذاهای خوشمزهای که از آشپزخانه به مشام میرسد، خاطرات شیرین بهار و تابستان سالهای گذشته را زنده میکند. آنها از لحظات خوش و دورهمیهایی که با صمیمیت برگزار میشود، نهایت استفاده را میبرند. اینگونه از زیباییها و سادگی زندگی قدردانی میکنند. تعطیلات آخر هفته، زمانی برای تجدید قوا، آرامش روح و خلق خاطراتی جاودان با عزیزان است. اما در نیمه دوم سال، اکثرا بخاطر سرمای هوا در خانه مانده و تلاش میکنند که همانطور، تعطیلات خوشی برای خود رقم زنند. برنامههایی مانند تماشای فیلم، بازیها و تهیه غذاهای خانگی جذابیت بیشتری پیدا میکنند. جمع شدن دور کرسیهای گرم و نرم، خوردن تنقلات و غذاهای لذیذ، و گفتگو با عزیزان، لحظات خوشی را به ارمغان میآورد. یادش بخیر، روزهایی که همه در خانه مادر دور هم جمع میشدیم و یک روز شاد و مفرح را برای خود میساختیم. بچهها انقدر بازی میکردند که عصر، هرکدام خسته به گوشهای میافتادند و بزرگترها با گفتگو در مورد مسائل مختلف، و احیانا حل مشکلاتی که برایشان پیش آمده، سرگرم میشدند و مامان با غذاهایی لذیذ، این شادی و دورهمی را تکمیل میکرد. متاسفانه چنین آخر هفتههای خوشی کمرنگ شده و کمتر تجربه میکنیم. برای همین میگوییم که چرا هفته پیشِ رو را با کسالت شروع کردهایم و متوجه نمیشویم که جای خالی انرژیهای مثبتی که در گذشته دریافت میکردیم، باعث و بانی این کلافگی است. چون هنوز، خستگی هفته گذشته را برطرف نکرده، وارد هفته بعد میشویم. حالا آن روزها برایم تبدیل به یک نوستالژی شده که با یادآوریش همه وجودم غرق شور و شوق میشود.
موضوعات مرتبط: اجتماعی، خاطره [ شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳ ] [ 20:6 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||