|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
برای نقاشی روی لباس میتوانید طرح مورد نظر را با دست بکشید یا پرینت بگیرید، سپس آن را روی پارچه منتقل کنید. پارچه را بشویید تا هرگونه پرز و لایههای چربی و کثیف از روی پارچه شسته شود. برای شستشو از مایع نرمکننده استفاده نکنید. پس از شستشو پارچه را فشار بدهید و بعد تمام چین و چروکهای پارچه را باز کنید. طرح مورد نظر را که روی کاغذ کشیده یا از آن پرینت گرفتهاید. به وسیله کاربن خیاطی طرح مورد نظر را روی پارچه منتقل کنید. یک لایه محافظتی (کاغذ سفید برای لباسهای روشن و روزنامه برای لباسهای تیره) بر روی سطح میز کار قرار بدهید. یک لباس کهنه به عنوان لباس کار بپوشید زیرا احتمالا مقداری رنگ روی لباستان خواهید ریخت و پاک کردن آن بسیار دشوار است.
از یک لایه طلق یا شیشه در لایه وسطی لباس استفاده کنید تا رنگ به طرف دیگر لباس شما پس ندهد. پایین پارچه را صاف کنید و با استفاده از چسب نواری به میز کار بچسبانید تا ثابت بماند و حرکت نکند. با استفاده از قلموی نازک و رنگ اکریلیک روی طرحی که به وسیله کاربن روی پارچه ایجاد کردهاید را رنگآمیزی کنید. رنگآمیزی را دو بار تکرار کرده تا رنگ کاملا به خورد پارچه برود. پس از رنگآمیزی میتوانید با رنگ مشکی دور نقاشی را دورگیری کنید و کار زیباتر و چشمنوازتری آماده کرده باشید.
لباسی که روی آن نقاشی انجام میشود باید به مدت بیست و چهار ساعت به صورت صاف و افقی بر روی سطحی صاف باقی بماند تا به طور کامل خشک شود. برخی از رنگها مدت زمان بیشتری برای خشک شدن نیاز دارند، از خشک شدن نقاشی روی لباس مطمئن شوید. پس از خشک شدن نقاشی روی لباس باید روی نقاشی را اتو بکشید. لباس را پشت و رو کنید و قسمت نقاشی را اتو کنید، سپس لباس را برگردانید، پارچه سفیدی روی نقاشی قرار بدهید و یک دور هم به این روش روی نقاشی را اتو بکشید. هر طرف را حدود 20 ثانیه اتو بزنید. برای جلوگیری از سوختن پارچه و نقاشی اتو را به صورت مداوم حرکت بدهید و جابهجا کنید.
برای نقاشی روی پارچه از چه رنگی استفاده کنید؟ شما میتوانید از رنگ مخصوص پارچه و رنگهای اکریلیک استفاده کنید رنگ مخصوص پارچه مکمل خاصی ندارد اما رنگ اکرلیک با چسب بیندر به اندازه یک سوم رنگ استفاده میشود، اگر رنگ تان در نقاشی روی پارچه با اکرلیک سنگین بود و قلمو راحت روی لباس حرکت نمیکرد از قلمو خیس استفاده کنید. این نقاشی روی پارچه قابل شستشو هستند.
منبع: نقاشی
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۲۰ اسفند ۱۴۰۰ ] [ 11:48 ] [ مینا ]
فیلمی تاثیرگذار، با بازی خوب هنرپیشههای بنام کشور و باز، فیلمنامهای که رنج تحمیلشده به زنهای بیپناه جامعه را بهخوبی به تصویر میکشد. چرا قهرمان زن داستان، نباید در زندگیای که انتخاب کرده، خوشبختی را در آغوش کشد؟ مشکلات، تصاعدی بر سرش آوار شده، و غیر از آن، آبرویش بیدلیل ریخته و ناعادلانه قضاوت شود که کمترینش تهمت زدن به ناحق باشد؟ شنیدن دیالوگها در سکانس پایانی، دردآور بود (ما چگونه در چشمانش نگاه کنیم و با او زندگی را ادامه دهیم؟ و زن در جواب گفت: همانطورکه به من نگاه کردید.) در این راستا، تقدیرِ نقشآفرین اصلی، زنهای پیرامون او را هم درگیر کرد و آیندهای مبهم و نامشخص برایشان رقم خورد، بدون اینکه به آنها ربطی داشته باشد. دلیل اینهمه اجحاف و نامرادی در حق زنان چیست؟ چون از لحاظ جسمی ضعیف است، باید در حق او بهراحتی ظلم کرد؟ درحالیکه تاریخ نشان داده از لحاظ روحی، در مقابل مسائل، ایستادگی کرده و با استقامتش همه سختیها را به زانو درمیآورد. این اتفاق را به جرات میتوان گفت در مردها نمیتوان سراغ داشت و آن، به خاطر خلقت زن است که بسیار عجیب و باورنکردنی است. بحث در این زمینه بسیار ناراحتکننده است ولی حقیقتی انکارناپذیر که از آن نمیتوان فرار کرد. بارها میگویم خداوند وجود ندارد، یعنی اگر به مرگ و خدا اعتقادی داشتیم، محال بود به کسی تعدی کنیم؛ پس حتما خدایی وجود ندارد. با به دنیا آمدنمان، مرگ را میمیرانیم، یعنی در عاقبت، روزی آن لحظه را درک خواهیم کرد. پس چگونه است که عبرت نگرفته و قرنهاست شاهد وقایعی تلخ، در این زمینهها هستیم و متوجه آن نمیشویم که روزی در پیشگاه پروردگار حاضر شده و از آن گریزی نیست.
به گوش جان رهی منهیای ندا در داد ز حضرت احدی لا اله الا الله که ای عزيز کسی را که خواريست نصيب حقيقت آنکه نیابد به زور منصب و جاه گلیم بخت کسی را که بافتند سياه به آب زمزم و کوثر سفيد نتوان کرد
موضوعات مرتبط: فرهنگی، هنری [ پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۰ ] [ 10:10 ] [ مینا ]
از احساس و برداشت شخصی خودم میگویم. در مورد آنچه که از زندگی و تفکر هر شخصیت داستان، به من القا شد؛ نه اظهارنظر درباره خوب یا بد بودن فیلمنامه، نقشآفرینان، کارگردان و غیره. ازآنجاکه داستان هر فیلم ممکنست حتی تا یک درصد در زندگی حقیقی، ملموس باشد، میگویم: زندگی و سرگذشت سه زن در این فیلم را، فارغ از اتفاقات اصلی آن، در ذهن خودم مورد بررسی قرار دادم. اول آنکه رنج کدامشان بیشتر بوده و دوم عملکردش با آن زجر، چگونه. هرچند که در هر سه مورد، بهرهکشی از آنها یکسان بود، اما، برخورد هرکدام با سرنوشتشان، گوناگون و متغیر. من معتقدم، زجری که مادر سه فرزند، در زندگی میکشد از آن دو نفر دیگر بیشترست چراکه نتوانست به خوبی از خود دفاع کند و حق ازدسترفتهاش را طلب. تنها اتفاق مهم درباره او پذیرشی است که کمکش کرده تا با تقدیرش کنار آید. او محبت، عشق، ...، را مانند دیگران، میداند و میفهمد، ولی درک آنچه برایش پیش آمده، آنچنان بالاست که دیگر چکوچانهای نمیکند تا معادل عشق و محبتی که میدهد را دریافت کند. چراکه همه تلاشها، بینتیجه است؛ مخاطب او (همسرش) آنقدر جاهل است و در این زمینهها هیچ تفکری ندارد که تنها و تنها با او ازدواج کرده، تا با ظاهرفریبی برای اطرافیان، کاری را از پیش ِرو بردارد. اما آن دو زن دیگر در برابر هر اتفاقی، که سرنوشت آنها را رقم زده، ایستاده و مبارزه کردهاند، هرچند که آنها هم در این چرخش تحمیلی، رنج خود را بردهاند، منتهی میزان آن برای هرکدام، متفاوت است. خدا نکند که زندگی زناشویی براساس بردهکشی از زن، رقم خورَد، چون همنشینی با جاهل بسیار سخت است، بخصوص زیر یک سقف. درختی که کج بالا رود، محالست بتوان آن را صاف کرد. حق حیاتی که خداوند به هر مخلوقش عطا کرده، بسیار شیرین است ولی حیف و صدچندان حیف که بعضا دیدهایم که تلخیِ تحمیلشدهای، جایگزین آن حلاوت و لذت میشود. از صفر تا صدِ گذر عمر، آزمایشی از جانب پروردگارست. امید که از هر اتفاقِ پیشآمدهای، سربلند بیرون رویم، چون همه چیز به زودی میگذرد و فانی است و تنها عملکرد صحیح، باقی میماند.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، هنری [ شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۰ ] [ 22:46 ] [ مینا ]
تقدیم به محمدعلی؛ به خاطر هنرش
گیتار، نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته میشود و از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند، به سازهای گروه کوردوفون (به فرانسوی: Cordophones) یا زهصدا تعلق دارد. این نوع گیتار شش سیم دارد و این ساز، علاوهبر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ تکنیکهای نوازندگی) توانسته همگام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛ که درنتیجه، گونههای متفاوتی از آن بهوجود آمده و هماکنون جایگاه ویژهای در موسیقی جهان دارد. واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guietare در فرانسوی همگی مشتقشده از واژه guitiarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتقشده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara در یونانی باستان میرسد. این واژه یونانی هم شاید از واژه پارسی سیهْتار (سهتار) آمده است.
داستانهای متفاوتی در مورد تاریخچه گیتار وجود دارد؛ دستهای بر این عقیدهاند که گیتار از ایران سرچشمه گرفت و عدهای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که بهوسیله رومیها به اسپانیا آورده شده، گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحولیافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است. گفته میشود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق آسیا رایج شد. جد بزرگ تمام سازهایی با عنوان کوردوفون، یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده و با کشیدن و رهاکردن سیم، صدایی در کمان ایجاد میشده و این صدا بهوسیله یک تقویتکننده صوت که به آن متصل بوده تقویت میشده است. ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازههای کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰ ] [ 15:45 ] [ مینا ]
وقتی دخترم رو رسوندم به کلاس اردوی تابستانیش، همینطورکه ایستاده بودم تا خستگیم رفع بشه و برگردم، مسئولش اومد جلو و بهم گفت میشه لطف کنید یکی از کلاسهای امروز رو شما برگزار کنید؟ چون برای معلمش، کار فوقالعادهای پیش اومده و نمیتونه بیاد. مخالفت کردم و گفتم من تجربه اداره کلاس رو ندارم. اما مرتبا اصرار میکرد. بالاخره با اکراه قبول کردم. از طرفی، چون خیلی بچهها رو دوست داشتم کمی خوشحال شدم که میتونم ساعتی رو باهاشون بگذرونم. کلاس آموزش قلاببافی بود. بعد از خوشوبش و احوالپرسی با بچهها، شروع کردم به تعلیم دادن. همینجورکه تند و تند میگفتم، اونها هم سرشون رو پایین انداخته و بیصدا میبافتند. بعضیشون که عقب میافتادند، میلشون رو میگرفتم و خودم میبافتم. گهگداری که نگاهم به دخترم میافتاد، میدیدم خنده ریزی روی لبش داره و با علمالاشاره سعی میکنه چیزی رو بهم بگه، ولی من متوجه منظورش نمیشدم. گفتم و گفتم. اونقدر سرم گرم شد که نفهمیدم چطوری یک ساعت گذشت. بامزه بهم میگفتند: "خانم اینجا رو درست بافتیم؟ اونجا رو درست بافتیم؟" و من مرتبا، با آفرین و احسنت گفتن، اونها رو خوشحال میکردم. بالاخره کلاس تموم شد و به طرف خونه راه افتادیم. بهقدری خوشحال بودم که نمیتونستم شادیم رو پنهون کنم. اصلا انگار روز برام یه شکل دیگه شده بود. گفتم کاش معلم میشدم. سروکله زدن با بچهها رو خیلی دوست دارم. وقتی رسیدیم خونه، دخترم سکوتش رو شکست و با خنده بلندی که نمیتونست جلوی خودش رو بگیره، گفت: "مامان این چه کاری بود کردی؟ من که هیچ کاری نکردم، فقط بچهها رو نگاه میکردم. میدیدم سرشون پایینه و تندتند دارند میبافند. دلم براشون میسوخت. اصلا فرصت اینکه یک کلمه حرفی بزنند یا نفسی بگیرند، نبود." گفتم: "من که فکر میکنم خیلی عالی درس دادم." گفت: "خوب بود ولی تا چهار درس بعدی رو هم در همین یک جلسه، آموزش دادی. معلم دفعه بیاد سر کلاس نمیدونه باید چی بگه!" خوشحالیم از اینکه میتونم یه معلم خوب باشم بیشتر از نیم ساعت طول نکشید. حالا فهمیدم که اصلا نمیتونم معلم باشم، چراکه بهگفته دخترم، میخوام درسها رو از روی عجله تندتند بگم، تموم بشه بره. همیشه میگم چه خوب میشد اگر من یکی از مسئولین این مملکت بودم. اما فوری بچههام میگن: "نه تو رو خدا، کودتا میشه. همه باید هفت صبح، صبحانه خورده، حاضر به یراق تا آخرین ساعت اداری بکوب کار کنند. همین خودش کل مملکت رو ناراضی میکنه. به خاطر اینکه شما هیچوقت نمیگذاری، کاری به فردا بیفته."
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ] [ 11:2 ] [ مینا ]
تقدیم به محمدمهدی؛ به خاطر هنرش
صنایعدستی چوبی یکی از صنایع ظریف و جذاب است که هرکس با دیدن آن به هنر و زیبایی آن پی میبرد. یک اثر ظریف و زیبای چوبی که با دست خلق شده، تا سالها نشاندهنده ذوق آفریننده آنست و ازآنجاکه مواد اولیه آن که چوب است در بخشهایی از ایران به فراوانی و بهطورطبیعی وجود دارند، انواع محصولات صنایعدستی که از چوب و یا ساقه درختان ساخته میشوند، نیز مورد استقبال قرار گرفته است.
پیکرتراشی (احجام چوبی سنتی) پیکرتراشی چوب یکی از شاخههای صنایعدستی چوبی است که در آن پیکرتراش از احجام هندسی، آناتومی عمومی بدن انسان، پرندگان و حیوانات را در حالات مختلف طراحی کرده و با استفاده از ابزار و چوب مناسب، طرحهای مختلفی را به چوب انتقال میدهد، پیکرتراشی مینماید و آثار فاخر تاریخی از خود به یادگار میگذارد.
منبتکاری هنر منبتکاری، نقش و نگارهایی بهصورت برجسته را به تصویر میکشد و از کندهکاری روی چوب حاصل میشود. اولین تاریخچه منبتکاری به گذشتههای دور برمیگردد که با ابزارهای ساده به کندهکاری روی چوبها میپرداختند و البته بهدلیل شرایط آبوهوایی مختلف و عمر نهچندان زیاد چوب، مورد آسیب قرار گرفتهاند و مقاومت خود را از دست دادهاند.
منبع: صنایعدستی چوبی
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۰ ] [ 13:59 ] [ مینا ]
تقدیم به شیما؛ به خاطر هنرش
بافتنی هنریه که همه دوست دارند حتی کسانی که از هنرهای دستی خوششون نمیاد. تنها کافیه میل رو به دست بگیری و شروع کنی به بافتن. وقتی رجها پشت سر هم بافته میشوند و یهمرتبه تبدیل به بلوز، شال، اشارپ، کلاه، تاپ، ...، آنچنان ذوقی در شخص ایجاد میکنه که برای مدلهای بعدی تصمیمگیری کرده و اقدام به خرید کلاف و ادامه ماجرا. مثل خیاطی نیست که دور و بر آدم شلوغ بشه. هر وقت بخوای راحت یه گوشهای توی سبدش قرار میدی و میری به کارهات برسی و مثل اون نیاز به الگو درآوردن نداره. باید مرتبا در مغزت، دانهها را شمارش کنی. چون مثل خیاطی نیست که اگر دو سانت، زیاد شد بچینی، برعکس، مجبور میشی هرچی بافتی بشکافی و بههمین خاطر، دوبارهکاری میشه. باید تمام اندازهها رو در ذهنت تنظیم کنی. مثلا پای بلوز، دور کمر، قسمت سرشانه، دور بازو، یقه پشت و جلو، دور مچ، قد بلوز، مدل یقه، حلقه آستین، ... . اگر آستین سرخود یا رگلان باشه که اندازههاش بهطورکلی یه جور دیگه حساب میشه. اینها همه دانستههاییه که غیر از خودِ نکات مربوط به انتخاب مدل، باید درنظر گرفته بشه.
در کار، یک دانه هم اهمیت خاص خودش رو داره. بهتره برای اولین بار، از بافت شالگردن شروع کنیم تا کمکم روال کار دستمون بیاد. با ماشین بافتنی، کار راحتتره، ولی زیبایی هنر دست رو نداره. خیلی شیرینه البته اگر دوست داشته باشید. تابستان بهخاطر گرمای هوا نمیشه زیاد کلاف رو توی دست گرفت ولی اگر بتونیم از فرصتها استفاده کرده و ببافیم، در پاییز و زمستان بینیازیم. در غیراینصورت باید سریع بافت تا بشه در فصلهای سرد ازش استفاده کرد. این هنر رو مامان بهم یاد داد و خواهرم مریم، در بافتن مدلها خیلی کمکم میکرد. مامان عادت بامزهای داشت، نخ رو دور انگشتش نمیپیچید و با هر بار بافتن یک دانه، نخ رو به دور میل میانداخت. خیلی دوست داشتم این روش رو یاد بگیرم ولی هیچوقت موفق نشدم. من به دخترم فقط شماره دانهها در هر قسمت و نحوه کم و زیاد کردنش را به اقتضای مدل، آموختم. چراکه انداختن طرح یک گل خاص، با یک بار فراگیری آن انجامشدنی است. اما شمارش دانهها، اصل اولیه و بسیار مهم این هنر است که باید آموخت. این هم نمونه کارهای اولیه دخترم. به امید کارهای زیباتر و پیچیدهتر در آینده.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ ] [ 14:27 ] [ مینا ]
محمود فرشچیان (زاده ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان) نقاش معاصر ایرانی است که تأثیر درخورتوجهی در روند نقاشی سنتی ایرانی و دیگر هنرهای سنتی داشته است. برخی از آثار او توسط وزیران امور خارجه ایران، بهعنوان هدیه به سفرا و وزرای کشورهای خارجی اهدا شده است. آثار او در بسیاری از شهرهای جهان همانند: پاریس، نیویورک، شیکاگو و … به نمایش گذاشته شده است. در سال ۱۳۹۳، نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر به وی اهدا شد.
پدر محمود فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود، او را به کارگاه نقاشی میرزا آقا امامی برد و امامی به استعداد فرشچیان در زمینه نقاشی پی برد. فرشچیان پس از آموزش نزد او و عیسی بهادری و دانشآموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعه آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا بر گفته خودش، در اروپا اول کسی بود که با بستهای از کتاب و قلم وارد موزه میشد و آخر از همه از موزه خارج میشد.
پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد. محمود فرشچیان، هماکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دورهای و فصلی به ایران دارد. فیلم مستندی نیز با عنوان عشقپرداز به کارگردانی حمید کاویانی و با حضور عزتالله انتظامی، پرویز پورحسینی و با صدای زیبا بروفه در نکوداشت او ساخته شده است که در آیین رونمایی کتاب پنجم او به نمایش درآمد. محمود فرشچیان سه فرزند به نامهای علیمراد، لیلا و فاطمه دارد. علیمراد فرشچیان در ایالت فلوریدا آمریکا مشغول طبابت است و لیلا در شغل تحلیلگر رفتار در ایالت نیوجرسی ساکن است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۰ ] [ 18:0 ] [ مینا ]
هنر بافت به هر شکلی زیباست و تنوع آن سبب شده تا شاخههای مختلفی از این هنر خلق شوند. ترکیب خلاقانهی نخ و گره در این هنر، به آثار چشمگیری منتهی میشوند که یکی از جذابترین این هنرها، هنر «مکرومه» یا به عبارت درستتر «مکرمه» (Macrame) است که از گذشته تا امروز طرفداران بسیاری داشته است. مکرومهبافی در هر دهه بنا به نیاز و سلیقه مردم زمان خود، برای خلق آثار هنری و اکسسوریهای جذاب دکوراسیون، کاربرد فراوانی داشته است. سادهترین تعریفی که از مکرومه میتوان داشت، هنر تبدیل نخ به کمک تکنیک گرهزدن، به منسوجات تزئینی است. درواقع نخهای مخصوص مکرومهبافی با کمک دست به ردیفهایی از گرههای مختلف تبدیل میشوند و درنهایت میتوانند بنا به کاربرد، بهعنوان یکی از اکسسوریهای دکوراسیون خانه یا استایل شخصی استفاده شوند. این هنر از انواع مختلفی گره تشکیل شده که معروفترین آنها گره مربعی ساده و متناوب، دوبرابر نیمه، مارپیچ، مارپیچ نیمه و گرهی سر انداختن عمودی و افقی است. اولین استفادههای ثبت شده از گرههای به سبک مکرومه در حکاکیهای تزئینی به جا مانده از بابلیان و آشوریان است. بافت حاشیه لباسهای آن زمان در مجسمههای سنگی، یادآور شمایل گرههای مکرومهبافی است. اسپانیا بعد از فتح شمال آفریقا هنر مکرومهبافی را به اروپاییان معرفی کرد. «مکرمه» از اصطلاحات بافندگان عرب در قرن سیزدهم بود و به معنی حاشیه است. بافندگان عرب، نخ اضافی در حاشیه پارچههای دستباف، همچون حوله یا شال را به گرههای تزئینی تبدیل میکردند. درواقع مکرمه از کلمه عربی «مکرمیه» گرفته شده که به معنای حاشیه تزئینی است. البته به عقیده دیگر این کلمه میتواند ریشه ترکی داشته باشد.
گفته میشود که «ویکتوریا ماری» ملکه انگلستان، برای اولین بار در قرن هفدهم این هنر را در این سرزمین رواج داد. علاوه بر ویکتوریا ماری، این هنر توسط ملوانان نیز در انگلستان معرفی شد. ملوانان با کمک گرههای مکرومهبافی، دستسازهایی مانند تختآویز سفری، کمربند و … خلق میکردند و آنها را در بنادر میفروختند. بنابراین مکرومهبافی در دوران ویکتوریا بیشترین محبوبیت را داشت و مردم خانهشان را با کمک منسوجات این هنر مانند رومیزی، روتختی و پرده تزئین میکردند. محبوبیت مکرومه با گذشت زمان کم شد و سپس دهه هفتاد میلادی، به عنوان یکی از دیوارپوشهای تزئینی، رومیزی، روتختی، آویز گلدان، اکسسوریهای استایل شخصی و … استفاده از آن مجدد رواج پیدا کرد. همچنین استفاده از زیورآلات تهیهشده از این هنر نیز در آمریکا رواج پیدا کرد. گردنبند، دستبند و خلخال از نمونههای این جواهرات بود. این جواهرت تلفیقی از گرههای مربعی با سنگهای شیشهای مصنوعی، استخوان و پوستههای صدف دریایی بود. یکی از تکنیکهای جذاب در مکرومهبافی، تلفیق آن با رشتههای پشمی تابیده شدهی رنگی است و به آن ظاهری خیالی میبخشد. طناب یا نخ مکرومه، گروهی از رشتههای الیاف بههمپیچیده شده است که برای بستن و گره زدن به یکدیگر برای خلق آثار هنر معروف مکرومهبافی استفاده میشود. نخهای مکرومهبافی انواع مختلفی دارند و شامل تکرشته، سهلایه و بافتهشده هستند. پنبه، کتان، پلیاستر، ابریشم و … مواد اولیه تهیه الیاف مکرومهبافی هستند. با کمک هنر مکرومهبافی و استفاده از چارچوب چوبی، پارتیشن نیز میتوان ساخت. دستبندهای مارپیچ و ساده، گردنبندهای مرکب با صدف و استخوان، کیف و … از کاربردهای این هنر در استایل شخصی است.
منبع: مکرومه بافی
موضوعات مرتبط: هنری [ شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ ] [ 14:34 ] [ مینا ]
پرویز پورحسینی (زاده ۲۰ شهریور ۱۳۲۰–درگذشته ۷ آذر ۱۳۹۹) هنرپیشه اهل ایران بود. وی در سال ۱۳۴۸ وارد پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و از رشته بازیگری در سال ۱۳۵۴ دانشآموخته شد. او در کارهای کارگردانان نامداری چون پیتر بروک، بهرام بیضایی، علی حاتمی، حمید سمندریان، آربی اوانسیان، مسعود کیمیایی، داوود میرباقری، واروژ کریممسیحی، و امرالله احمدجو بازی کرده است.
پرویز پورحسینی در کودکی بهواسطه کارش در صحافی با کتاب و کتابخوانی آشنا شد و به هنر و ادبیات گرایش پیدا کرد. او در ۱۲سالگی پدرش را ازدستداد و ناچار بود تا بهسختی کار کند. پورحسینی در کنار کار، تحصیلش را هم در کلاسهای شبانه ادامه داد. او از سال ۱۳۳۹ بازیگری را در کلاسهای شبانه اداره هنرهای دراماتیک آغاز کرد. او در سال ۱۳۴۰ نمایش مرد گل بدهی را به کارگردانی حمید سمندریان در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران اجرا کرد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ] [ 14:49 ] [ مینا ]
اکبر گلپایگانی مشهور به گلپا، خواننده ایرانی بود که در سبک موسیقی سنتی ایرانی کار میکرد. او یکی از پیشگامان موسیقی دستگاهی ایران بود. در طول دوران کاری گلپا حدود ۳۰۰ اثر رسمی از او منتشر شدند. گلپا بهواسطه بازیگری در فیلم مرد حنجرهطلایی (۱۳۴۷) با همین عنوان فیلم در میان عموم شناخته میشد. اکبر گلپایگانی ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ در تکیه زرگرهای عودلاجان تهران زاده شد. پدر او محمدحسین گلپایگانی معروف به مرشد حسین یا حاج حسین بلبل مرثیهخوان بود و در تکایا و محله ارجوقربی داشت. او در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و این حادثه در آن زمان تأثیر بدی بر روحیه وی گذاشت. او یک برادر کوچکتر با نام محمد گلریز دارد که خواننده موسیقی سنتی است. گلپایگانی در شش سالگی سر صف دبستان قرآن میخواند. یک سال بعد تعزیهخوان محل، استعداد اکبر را کشف کرد و در هشت سالگی پدرش شروع به آموختن موسیقی به او کرد. خانه آنها روبروی خانه موسیقیدان و کارشناس ردیف، محمد ایرانی مجرد بود. گلپایگانی در آموختن موسیقی از او راهنمایی گرفت. او در چهارده سالگی در سالن مرکزی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران به اجرا پرداخت. گلپا در سال ۱۳۱۸ وارد دبستان فرهنگ شد و به عنوان قاری قرآن در کلاس برگزیده شد. پس از این فعالیتها وی با آشنایی با تعزیهخوان محله و کار زیر نظر او اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در سال ۱۳۲۰ وی بهطور جدی و منظم تعلیم موسیقی و دستگاهها را نزد پدر آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ نخستین تجربه حضور در یک ارکستر و گروه کر را در سالن مرکزی جمعیت شیروخورشید سرخ کسب کرد و در ۱۵ سالگی به مدرسه نظام رفت. در این مدرسه ایرج همکلاسی او بود. گلپا در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد. او از سال ۱۳۲۸ به بعد با هنرمندان سرشناسِ موسیقی آشنا شد و آموزش را زیر نظر آنان آغاز کرد. در انجمن موسیقی نظام، گلپایگانی تا حدی از تعزیهخوانی فاصله گرفت و بیشتر با دستگاه آشنا شد. او در ۱۸ سالگی موسیقی حرفهای را آغاز کرد و نزد ردیفدان نورعلی برومند آموزش دید. ازجمله استادان گلپایگانی میتوان به حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر) اسماعیل قهرمانی، ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، عبدالله دوامی، اسماعیل ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده، و سلیمان امیرقاسمی اشاره کرد. او و در درک او از موسیقی دستگاهی ایران تأثیر چشمگیری داشتند. گلپا سبک آوازخوانی طاهرزاده و ادیب خوانساری را دنبال کرد. در سال ۱۳۳۵ یونسکو از اکبر گلپایگانی، نورعلی برومند، و علیاصغر بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت کرد.
فعالیتها
جایزهها و افتخارات
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹ ] [ 21:52 ] [ مینا ]
قاصدک
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد بام و در من بیثمر میگردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری، نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربههای همه تلخ با دلم میگوید که دروغی تو، دروغ که فریبی تو، فریب قاصدک! هان، ولی ... آخر ... ای وای راستی آیا رفتی با باد؟ با توام، ای! کجا رفتی؟ ای راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمیبندم خردک شرری هست هنوز؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند
دریغا و صد افسوس که، "جان از تن آواز رفت"
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری [ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹ ] [ 11:7 ] [ مینا ]
پرورش و کاشت گلهای تابستانی، مانند کاسنی و اشرف زرد، در زمان دورکاری بهخاطر کرونا؛ توسط محمدمهدی
پسرم، خیلی اتفاقی یک هسته آووکادو رو لای یک دستمال نمدار پیچید. هر روز بهش سرمیزد و اون دستمال رو نمدار میکرد. یک روز وقتی به سراغش رفت، دید ریشه زده. هسته ترک برداشته، باز شده و یک جوانه سبز و خوشگل ازش بیرون اومده. اون رو از میان دستمال درآورد و ریشهاش رو در ظرف آب قرار داد. بعد از چند روز گلدان و خاکی تهیه کرد و با شوق و ذوق فراوان اون رو کاشت. حالا منتظر نشسته برای رشد جوانه و امیدواره که به درختچه آووکادو تبدیل بشه. فکر کنم ده روزی طول بکشه تا اون گیاه به خودش بیاد، با محیط جدید خودش رو وفق بده و رشد طبیعی و معمولی خودش رو شروع کنه. بهم گفت حوصلهام سر رفته نمیدونم چرا جوانه بزرگ نمیشه. قبلا بهش گفته بودم که ممکنه بهخاطر جابهجایی از آب به خاک، مدتی رشدش متوقف بشه و بعد شروع کنه به بزرگشدن.
یاد خودش افتادم ولی بهش نگفتم، تو که به دنیا اومدی برای نشستنت، راه رفتنت، حرف زدنت، خلاصه بزرگ شدنت، من خیلی صبوری کردم. با اینکه عجله داشتم حرف زدنت رو ببینم ولی همه اینکارها رو دیرتر از خواهر و برادرت انجام دادی. اما وقتی شروع کردی، تا به این سن که رسیدی هر کاری رو بدون ایراد انجام دادی. دیر انجام دادی ولی بدون کمی و کاستی. این اولین تجربه خوشایند زندگیت بوده. مثل من که از این تجربهها قبل از به دنیا آمدنت زیاد داشتم. تمرین خوبیه برای صبوری. برای هر چیز خوبی که بخوای به نتیجه مطلوب برسه، باید استقامت و پایداری داشته باشی. از این امر کوچک گرفته تا بزرگترین اهدافت در زندگی.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹ ] [ 20:26 ] [ مینا ]
اسناد و شواهد نشان میدهند از گذشتههای بسیار دور و حتی در بین قبایل بدوی نقاشی بر روی شن یا ساخت مجسمه از شنهای ساحلی و بیابانی مرسوم بوده است؛ اما نقاشی با شن روی سطوح روشن و شیشهای هنری است که قدمت آن به کمتر از نیم قرن پیش برمیگردد. هنرمند با استفاده از شن مجموعهای از تصاویر را ایجاد و با استفاده از یک پروژکتور و دوربین انیمیشن تولیدی خود را روی پرده به نمایش درمیآورد. گفته میشود کارولین لیف، دانشجوی دکتری هنر دانشگاه هاروارد اولین کسی بود که با این تکنیک پا به دنیای این هنر گذاشت و پیشگام آن شد. او در سال ۱۹۶۸ اولین فیلم خود را با استفاده از این ابزار با عنوان پیتر و گرگ روی صحنه برد. کارولین با ریختن شن روی یک جعبه نورانی و دستکاری آن فریمهای مدنظر خود را ساخت و آن را به عنوان پایاننامه خود ارائه کرد.
ظهور مرد شنی در سال ۱۹۷۰ نیز الی نویز، یکی دیگر از دانشجویان هاروارد با استفاده از همین تکنیک «مرد شنی» را ساخت و در سال ۱۹۷۴ نیز «الفبای شن» را در سطح آموزشی در یک برنامه تلویزیونی برای رده سنی کودکان به نمایش گذاشت. کو هودمن، هنرمند هلندی-کانادایی هم در سال ۱۹۷۷ برنده جایزه اسکار فیلمی شد که با این روش ساخته شد و «قلعه شن» نام داشت. اما هنرمندان دیگری نیز بودند که بهصورت حرفهای این هنر را ادامه دادند و آن را به بلوغ رساندند. فرانک کاکو، هنرمند مجارستانی که متولد ۱۹۵۰ بود در سال ۱۹۸۲ نیز با استفاده از این سبک توانست هنرمند برگزیده مجارستان شود و بعد از آن در فنلاند، فرانسه، اسپانیا و بلژیک کارگاههای آموزشی را با هدف ترویج نقاشی با استفاده از شن به راه انداخت.
فیلمهای کوتاهی که کاکو با استفاده از این تکنولوژی ساخت توانستند جوایز متعددی را از آن خود کنند. او جایزه بهترین فیلم کوتاه را در جشنواره برلین، جایزه هیات داورات برای فیلم کوتاه در جشنواره کن و جوایز بیشمار دیگری را از آن خود کرده است. کو هودمن، هنرمند هلندی-کانادایی که در بالا به آن اشاره شد در زمان اشغال هلند در آلمان متولد و توانست از سالهای سخت و گرسنگی سختی که باعث مرگ بسیاری از ساکنان آمستردام شد جان سالم به در برد. او در سالهای بعد از آنکه هنر انیمیشن و فیلمسازی را برای خود برگزید، جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن را هم کسب کرد. انیمیشن او چیزی نبود جز ساخت مجموعهای از موجودات عجیب و غریب با استفاده از شن و ماسه. بعد از آن او توانست جوایز متعدد دیگری را نیز برای این هنر خود کسب کند و درعینحال، دورههای آموزشی سختی را برای ترویج این هنر برگزار کرد.
منبع: نقاشی با شن
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۹ ] [ 9:56 ] [ مینا ]
فیلم زیر درخت هلو، درحالیکه همزمان غم و شادی رو با هم نشون میده، پر از احساس و لطافته. به همین خاطر، با بازی زیبای آقای جبلی و طهماسب، بینظیر و بهیادماندنی شده که محاله از خاطرها بره. محبتی که بین صاحب خانه و شاگرد خانهزاد برقراره، حس خوبی رو به آدم انتقال میده. صمیمیتی که حتی ممکنه بین دو برادر یا پدر و پسر وجود نداشته باشه. صفا و انسانیت پیرمرد، شخصیت او را در زندگی نشان میدهد و مسیری که در طول عمرش طی کرده که اکنون با به انتها رسیدن آن، تنها چیزی است که دستگیر او در دیار باقی خواهد شد. مثل رفتار منصفانه و منش بامهری که غیر از افراد خانواده در برابر خدمتکارها و نیازمندان هم آن را حفظ میکند. بهویژه سرپرستی او از کودکانی که با بیمهری در زندگی روبرو شدهاند، که ورود آنها به مراسم ترحیم و عملکرد و قدردانیشان از او، بهزیبایی نشان میدهد که فقط فرزند شخص نمیتواند بهترین وارث او محسوب شود. وفاداری، عشق، گذشت و مهربانی بههمراه طنزی که داخل فیلمنامه وجود داره، جوری با هم تلفیق شده که با ریتم نسبتا تندش، بیننده رو غرق در خودش میکنه. نگاه پیرمرد به نوه خردسالش، در آخرین لحظه خروج از اتاق به حیاط، حرفهای زیادی داره که آدم رو به فکر فرومیبره. محبتی که حتی به موقع نزاع بین اقوام موج میزنه، کاملا نشاندهنده روابط صمیمی است که بین آنها وجود داره که حاضرند بهخاطر یکدیگر حتی از خودشون بگذرند. نگهداشتن بخشی از خانه موروثی توسط مستخدم، اوج عشق او به زندگی گذشته و صاحبکارش را نشان میدهد. بههرحال این فیلم آنقدر زیباست که دیدن چندباره آن هم جذاب است.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، فرهنگی، هنری [ سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹ ] [ 11:35 ] [ مینا ]
آقای سعید آقاخانی کارگردان و بازیگر بهنام کشور، اکنون سریال نون خ او، رتبه اول را در بین سریالهای سال، از آنِ خود کرده است. لطافت رفتار قهرمان داستان، با مادرزن و دخترهایش، آنچنان بالاست که از حد تصور خارج شده. وفاداری او به همسر و عشقش به فرزندان بینظیر است. دغدغههایش تنها برای خود و خانوادهاش نیست و شامل مردم شهر و دیارش هم میشود. با اینکه سنش نبست به دیگران، زیاد نیست، اما به او بهعنوان بزرگتری آگاه و عاقل در هر مسألهای رجوع میکنند. در این سریال، خصوصیات اخلاقی کردها، روش کشاورزی و تولیدات آنها را بهخوبی معرفی میکند. پرداختن به مسائل مهم و روز جامعه، آنچنان ظریف و نرم به تصویر درمیآید که بیننده باید در موردش تفکر کند تا به عمق آن برسد، ولی مهم اینست که او حرف خود را زده. از مشکلات و کمبودها طوری صحبت میکند که تمام اقشار کشور را دربرمیگیرد. سریال را دقیق و زیبا به نمایش درآورده، که جامعه، هیچگونه ایراد و حساسیتی در موردش نشان نمیدهد و از آن بهعنوان یک سریال طنز، درام و سرشار از آموشهای فرهنگی و اجتماعی یاد میکند. به ایشان خداقوت گفته و امیدواریم در راهی که در پیش رو دارند، همیشه موفق و سربلند باشند.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ] [ 16:48 ] [ مینا ]
مطالعاتِ انجامشده در زمینه کاربرد اوریگامی در معماری، به درک این موضوع کمک میکند که چگونه تازدن کاغذ، میتواند بهعنوان ابزاری برای حل مسائل سازهای و زیباییشناختی مطرح گردد. بر این اساس، اوریگامی بهعنوان منبعی غنی و الهامبخش مطرح شده و در طیف گستردهای از طرحها مورد استفاده قرار گرفته و حتی باعث کشف فرمها و متدهای ساخت جدید شده است. این سبک معماری از ظرفیتهای الاستیکی که به صفحات مسطح از طریق تازدن بخشیده میشود، بهره میبرد. بااستفاده از تکنیک تازدن، میتوان سطوحی با فرمهای متنوع بهدست آورد که این امر باعث ایجاد طیفی از پیکربندیهای فضایی خواهد شد.
منبع: کاربرد اوریگامی در معماری و
موضوعات مرتبط: مكانهای دیدنی ايران و جهان، علمی، هنری ادامه مطلب [ سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ ] [ 21:42 ] [ مینا ]
یکی از کاربردهای مهم اوریگامی، ورود آن به عرصه نانوفناوری و علوم مواد است. مولکول DNA با ویژگیهای منحصربهفرد خود، بهعنوان بهترین زیستمولکول برای خلق نانوساختارها پیشنهاد شده است. تکنیک اوریگامی DNA، یک روش رایج در ساخت نانوساختارهای پیچیده و متعارف است که در بیوفیزیک، بیولوژی مولکولی و همچنین ارائه دارو و آنزیمها کاربرد دارد. دو ویژگی مهم نوترکیبی و آدرسپذیری در DNA موجب شده تا بتوان اوریگامی DNA را انجام داد. در این روش معمولا از خودآرایی استفاده میشود.
به سه دلیل، DNA گزینه بسیار مناسبی برای محققان به منظور ایجاد اوریگامی است: ۱-قابلیت دستکاری ساختاری طراحی اوریگامی چگونه انجام میشود؟ قطعا به سادگی و با دست نمیتوان توالی بازها را در DNA بهگونهای چید، که بتواند بعد از خودآرایی به ساختار نهایی موردنظر ما برسد. ازاینرو، نرمافزارهای مختلفی برای این کار تولید شدهاند.
کاربردهای اوریگامی ۱- نانوحامل دارو
طراحی ربات مارگونه برای اعمال جراحی پزشكی به گزارش گروه اخبار علمی ایرنا از پایگاه خبری ساینس، محققان سال گذشته نمونه اولیه این ربات را با استفاده از یک ساختار كاغذی كه به دور یک موتور کشسان پیچیده شده بود، تولید كردند. اما هنگام كشیده شدن این ربات تمام فلسهای آن بیرون میزد و حركت آن را دشوار میكرد. اكنون محققان با تغییر اندازه برشها و تغییر نحوه ورود نیروی محركه به دو طرف ساختار كاغذی، توانستند ربات را به گونهای اصلاح كنند كه فلسهای آن از یکطرف بیرون زده و این برجستگی بهطور یكنواخت به طرف دیگر ربات منتقل شود. همچنین برشهای خاص كاغذ امكان كنترل و برنامهریزی تناوب حركت فلسها را فراهم كرد. درنتیجه این تغییرات، رباتی ساخته شد كه بسیار سریعتر از نمونه قبلی حركت میكند و میتوان مسیر آن را با دقت بالایی كنترل كرد.
منبع: طراحی ربات مارگونه و فناوریهای DNA
موضوعات مرتبط: علمی، هنری [ شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ ] [ 19:2 ] [ مینا ]
همه ما در زمان بچگی، با موشک کاغذی، قایق کاغذی و مشابه اینها آشنایی داریم. درواقع اینجور چیزها نوعی اوریگامی مبتدی به شمار میرود. واژه اوریگامی از دوبخش "اوری (ORI)" و "کامی (KAMI)" تشکیل شده است که "اوری" به معنی با اندیشه تا دادن و "کامی" به معنی کاغذ است. بنابراین اوریگامی هنر و اندیشه تا کردن کاغذ (یا صفحاتی از جنس پلاستیک، فلز و مواد دیگر) برای خلق اشکال مختلف است. این شکلها تعداد زیادی از حیوانات، پرندگان، آبزیان، اسباببازی، دکوراسیون، اشکال هندسی و گرافیکی، معماری، صنعت و ... را شامل میشوند.
از دیرباز شناخته شده که اوریگامی کاربردهای فراوانی دارد؛ مانند گسترش هماهنگی دست و چشم، مهارتهای متوالی، مهارتهای تمرکز، صبر و تحمل، مهارتهای فضایی_زمانی ذهن، استدلال ریاضی و غیره. اما براساس آخرین تحقیقات انجام شده روی مغز و کار دکتر کاترین شوماکوف و یوری شوماکوف، زمانی که هردو دست مشغول فعالیت هستند، نیرو محرکه انگیزه، گرایش به فعالسازی بخش زبان مغز دارد. اوریگامی طیف بسیار گستردهای از کودکان پیشدبستانی تا اساتید دانشگاه را دربرمیگیرد. تمام مردم میتوانند از آن لذت برده و با خلق طرحهای جدید به تاریخ اوریگامی بپیوندند.
منبع: مرکز تخصصی اوریگامی
موضوعات مرتبط: علمی، هنری [ یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ ] [ 14:18 ] [ مینا ]
مامان این ژوردوزی و سوزندوزی رو خیلی سال پیش به من هدیه داد. من هم بهعنوان تزئینی استفاده میکردم. هر دفعه جایی مثلا روی یک میزی میانداختم. بههمین خاطر خیلی شسته شده ولی عین چشمم ازش مراقبت میکردم که خراب نشه. اما، الان فکر میکنم یه جور دیگهای باید مواظبش باشم.
میبینید چه زیباست و چقدر ظریف دوخته شده؟ من خودم دستی در هنر دارم ولی هروقت بهش نگاه میکنم، از ظرافتی که در دوختش بهکاررفته، متعجب میشم.
چه با عشق، این ژوردوزی رو در دهه دوم زندگیت دوختی. از وقتی که این هدیه رو به من دادی، همیشه با ذوق بهش نگاه میکنم و اصلا فکر نمیکردم، زمانی برسه که با حسرت و غصه ببینمش. از این یادگاری، تا زندهام بهخوبی مراقبت میکنم.
تقدیم به روح مادرم، بدری یحیی، که بسیار هنرمند و باسلیقه بود.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ ] [ 16:58 ] [ مینا ]
روزانه چقدر به زیر پاهامون نگاه میکنیم؟ به فرشی که پر از رنگ و نقش و زیباییه. انگار، انرژی مثبتی که بهخاطر روح پاک شخص بافنده در اون هست، به همه منتقل میشه. فرش دستباف ایرانی با قدمتی طولانی؛ هنری که قدمتش از کل تاریخ برخی کشورهای دنیا هم بیشتره. بسیاری از شهرهای ایران، برند خاص خودشون رو در فرشبافی دارند؛ با تفاوتهایی در سبک بافت، طرح و نقش، رنگ، تعداد گره و رج، ... . بهقدری در این صنعت تنوع هست، که میشه ادعا کرد برای هر سلیقهای در دنیا پاسخی از فرش ایرانی وجود داره. فرشی که به دورترین نقاط دنیا صادر میشه و هرگز از ارزشش کم نشده، اما چند سالی است که مورد بیمهری قرار گرفته، بهخاطر اقبال عمومی به فرشهای ماشینی و واردات فرش چینی. شنیدهام خارجیها فرش ایرانی رو در منازلشون با نصب بر روی دیوار، استفاده میکنند و روز رو با نگاه کردن بهش، آغاز و عقیده دارند که یک انرژی مثبتی داره که بهراحتی بهشون انتقال پیدا میکنه تا روز خوبی رو پشت سر بگذارند. رنگ و نقشهایی که در فرشهای ایرانی بهکارمیره، بینظیر و میشه گفت در دنیا کمیابه.
بازار قدیمی شیراز
موضوعات مرتبط: فرهنگی، هنری [ پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ] [ 11:19 ] [ مینا ]
وقتی پسرم از مدرسه برگشت، سه تا کرم ابریشم توی یک جعبه همراهش بود. ازش پرسیدم اینها چیه؟ گفت مدرسه بهمون داده تا با مراقبت ازشون، مراحل دگردیسی و رشد کرم ابریشم رو یاد بگیریم. خلاصه مدتی سرش با این جعبه گرم بود؛ کرمها تندتند برگهای توت رو که براشون میگذاشت، میخوردند. تا اینکه بالاخره شروع کردند به پیله تنیدن. یک روز پرسید الان که دورشون پیله زدهاند، باید چیکار کنم؟ گفتم باید صبر کنی تا از هر پیله، یک پروانه خوشگل بیرون بیاد. خیلی خوب ازشون نگهداری کردی که تا این مرحله، سالم و زنده موندند. بعد از اینکه از پیله بیرون آمدند، میتونی یه متن علمی خوب در موردشون بنویسی و تحویل معلمت بدهی. فکر کن چقدر هیجانانگیزه که شفیره در یک فضای بسته، مثل خرس قطبی به خواب میره ولی برعکس اون وقتی بیدار میشه کاملا تغییر کرده و به شکل پروانهای زیبا درمیاد. خوب و عمیق که بهش فکر کنی، میتونی قدرت خدا رو ببینی. بالاخره زمانش فرارسید و پروانه اولی از پیله خارج شد و بعد هم دومی. ولی هرچه پسرم صبر کرد، از سومی خبری نشد. انگار توی پیله از بین رفته بود. اون دو تا پروانه هم بعد از مدتی مردند. اما من تصمیم گرفتم از این پروانهها و پیلهها، چیزی درست کنم که برایش به یادگار بماند: "یه قاب سرمهدوزی از پیله ابریشم". طرح یک گلِ پیلهدوزیشده رو در کتاب گلدوزی انتخاب کردم و با کمک سرمه و پیلهها گلدوزیش رو انجام دادم. پروانههای مرده رو هم در حال پرواز اطراف شاخه گل اصلی، تزئین کردم. این قاب 25 سال است برای پسرم به یادگار مونده که با دیدنش به یاد تجربه زیبای کودکیش میافته.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸ ] [ 17:56 ] [ مینا ]
ارغوان | درخت عشق ارغوان نام درختچهای است که بیشتر از 12 متر قد نمیکشد. بهراحتی با ناملایمات آبوهوایی میسازد و گرما و خشکی را تحمل میکند، بیآنکه خم بر ابرو بیاورد و ذرهای از زیباییهایش کم کند. اردیبهشتماه، لباسی از گلهای صورتیرنگ بر تن میکند و بهراستی که خیلی تماشایی میشود. شاید حق دارند که با سبزشدن برگهای قلبیشکلش، به آن لقب درخت عشق را دادهاند. ارغوان، همان درختی است که در افسانهها وقتی که جبرئیل بر موسی نازل شد در کنار موسی ع بود و سایهاش را بر سر موسی ع انداخت. وطنش شرق مدیترانه است، اما مهمان خوبی برای ایران عزیزمان است و در جایجای کشورمان بساط زیبایش را پهن کرده است. این درختچه دلربای افسانهای، در خراسان رضوی، ایلام، شاهرود، کرمان، مازندران، گیلان، همدان، لرستان و فارس میروید و دلبری میکند. حالا شاخههای همین درختچه در میان دستان هنرمندان جا خوش کرده و شده است تاروپود هنری که نسلبهنسل، در میان اقوام ایرانی جای داشته و دارد. امروز به تماشای هنری مینشینیم که تمام هستیاش را مدیون این درختچه شگفتانگیز و دستان هنرمندان است.
ارغوانبافی | هنری از جنس طبیعت هنرمندان، با جان و دل و عشقی که به کارشان دارند، قدم به مناطق کوهستانی دیارشان میگذارند تا با دستانشان شاخههای درخت ارغوان را بدون اینکه زخمی بر بدنش بهجای بگذارند با خود، بههمراه بیاورند. این شاخهها که بسیار نرم و منعطف هستند با نام ترکه خوانده میشوند و تاروپود سبدها و ظروف حصیری را تشکیل میدهند. دستبافتههایی که حاصل درهمتنیدن ترکههای درخت ارغوان هستند به شکلهای گوناگون درمیآیند و هنر دست سازنده خود را به رخ میکشند. شاید ارغوانبافی نوعی سبدبافی بهنظربرسد، اما حاصل دست ارغوانبافان بسیار مستحکمتر از انواع سبد است.
منبع: ارغوانبافی
موضوعات مرتبط: طبیعت و محیط زیست، هنری ادامه مطلب [ جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸ ] [ 20:59 ] [ مینا ]
ضریحسازی، یکی از صنایعدستی است و جنبه مذهبی دارد. ضریحسازی، نوعی فلزکاری محسوب میشود. برای ساخت درهای اماکن متبرکه هم از ضریحسازی استفاده میشود. در بیشتر مواقع، برای درستکردن ضریح، تیمی از فلزکاران با هم همکاری میکنند. زرگران، قلمزنان، مشبککاران، میناکاران در این گروه هستند. در ضریحسازی، نباید آیات قرآن و نام بانی را ذکر کرد. اجزاء تشکیلدهنده ضریح بهترتیب، بدنه و اسکلت، پیکرههای سنگی، ستونها، پایه ستون، گوی ماسورهها، لچکیها، ترنجها، کتیبههای نقره، حواشی برجستهکاری، کتیبههای طلا مشبکهای طلایی، زهوارها، میخهای تزیینی، گلدانها، نقاشیهای داخل ضریح و پارچه روی سقف مزار است. استاد فرشچیان در حیطه نقاشی ایرانی بهوجودآورنده سبک و مکتب خاصی است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر، با ابداع شیوههای نو، قابلیت و کارایی نقاشی ایرانی را افزایش داده است. او این هنر را غنا بخشید و از حالت الزامی یک پدیده متکی به شعر و ادبیات رها ساخت و رسالت و ارزشی در حد سایر هنرها در نقاشی ایرانی پدید آورد. نقاشیهای استاد آمیزه دلپذیری از اصالت و نوآوری است. وی با خطوط روان و ترکیببندیهای ظریف و مدور، راز و رمزها و اشارات درونی نهفته را در آثار خود به وجود میآورد. در همین حال با نوآوری در گزینش موضوع و پرداخت اثر به گسترهای فراتر از قالبهای مرسوم میرسد. رنگهای تابناک و مواجی که در آثار استاد دیده میشود، آیتی است از ابتکار که افسانهای به نظر میرسد. آثار استاد فرشچیان در بیش از صدها نمایشگاه فردی و جمعی در ایران و سایر کشورها برپا گشته و با استقبال بسیار زیادی روبهرو شده است. برگزاری نمایشگاههای پیدرپی معرف شهرت وی، در پهنه جهانی است؛ به گونهای که موزهها و کتابخانهها و مجموعهداران شخصی و عاشقان هنر به داشتن قطعهای از آثار او مباهات میکنند. با تأسیس موزه فرشچیان در مجموعه فرهنگی-تاریخی سعدآباد، سازمان میراث فرهنگی کشور بر آن شد تا فرصتی برای عموم هموطنان عزیز و هنردوستان جهان فراهم آورد تا از آثار این هنرمند بزرگ در یک مجموعه زیبا بازدید به عمل آورند. در این موزه بالغ بر هفتاد اثر از آثار استاد گردآوری شده است. همچنین طراحیهای ضریح مطهر و منور حضرت اباعبدالله ع و ثامنالائمه حضرت رضا ع به قلم ماندگار و با کفایت استاد فرشچیان صورت گرفته است که این نقوش زرین، یادمانی است خجسته در تاریخ فرهنگ و هنر ایران که استاد به صورت افتخاری انجام داده و به این توفیق، مفتخر است.
ضریح امام رضا طراحی استاد فرشچیان
منبع: ضریحسازی و حوزه
موضوعات مرتبط: هنری [ پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ] [ 11:50 ] [ مینا ]
سوزندوزی، یکی از صنایع دستی و هنرهای ایرانی است که با نخ و سوزن روی پارچه و دیگر بافتها انجام میگیرد. این هنر در ایران بیشتر در استان سیستان و بلوچستان (بلوچها) و بعضی از مناطق دیگر ایران همچون اصفهان (ارامنه)، بختياریها، شمال كشور (تركمنها)، خراسان و يزد (زرتشتيان يزد) انجام میشود. سوزندوزیهای اين مناطق از لحاظ طرح، رنگ و نوع دوخت با هم تفاوتهایی دارد. در ایران، مهد هنر سوزندوزی، سیستان و بلوچستان است که توسط زنان بلوچ انجام میگیرد . شهرستان ایرانشهر واقع در بلوچستان در شهریورماه سال ۱۳۹۷ بهعنوان شهر ملی سوزندوزی ثبت شد.
سوزندوزی بلوچی یا بلوچیدوزی، انواع خاصی از سوزندوزی است که توسط زنان بلوچ انجام میشود. این طرحهای سوزندوزی بیشتر از رویاهای زنان بلوچ الهام میگیرد تا از طبیعتی که در آن زندگی میکنند. بسیاری از طرحهای زیبای سوزندوزی بلوچستان از ایرندگان و قاسمآباد بمپور بر روی لباسهای فرح دیبا در دروه پهلوی دوم توسط زنان این منطقه انجام میشده است. در همان زمان، هنر سوزندوزی بلوچی مهر اصالت از سازمان یونسکو را دریافت کرد. در سوزندوزی روی سطح پارچههای ساده، طرحهایی را با نخهای رنگی ترسیم میکنند. این کار با کمک سوزن و قلاب انجام میشود و بخیههای ظریفی روی پارچه میدوزند.
در روشهای اجرای سوزندوزی تنوع زیادی وجود دارد. معمولا برای سوزندوزی از کارگاه گلدوزی (قابی به شکل مستطیل یا دایره برای صاف نگهداشتن پارچه) استفاده میشود. روی پارچههای کتان، زربافت، ابریشمی، پشمی و پنبهای روشهای مختلف سوزندوزی اجرا میشود و در آن از نخهای ابریشمی، پشمی، الیاف مصنوعی، نخ گلابتون، نخ نقده، نخ ملیله و نخ سرمه استفاده میشود.
منبع: سوزندوزی
موضوعات مرتبط: مكانهای دیدنی ايران و جهان، فرهنگی، هنری [ شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ ] [ 17:5 ] [ مینا ]
یک روز مامان شروع کرد به تشویق کردن من برای بافتنی. کاموا خرید و من اولین تجربهام رو با بافتن یک ژاکت شروع کردم. از یاددادن کشباف، اندازه بالاتنه، جادکمه، طریقه حلقه آستین انداختن، و درنهایت، کلاه سر ژاکت رو دونهبهدونه و رجبهرج بهم یاد داد. برام سخت بود ولی خب یاد گرفتم و بافتم. بافت خیلی سادهای بود، ولی برای من که اولین کارمه سخت بود. سر ذوق اومدم. از اون به بعد کارم شده بود اول پاییز، کاموا تهیه کنم و ببافم، هم نیازهای خودم و بچهها تامین میشد هم سرگرم میشدم.
خیلی سریع شده بودم. تندتند میبافتم تا برم سر بعدی؛ مدلها و طرحهای مختلف. سایزها هی تغییر میکرد و برای زیباتر بافتن هی به خودم سختگیری میکردم، ولی چون علاقهمند بودم، خیلی اذیت نمیشدم. حسابی سرگرمم کرده بود. همین باعث میشد که اصلا متوجه گذر زمان نشم. هی میبافتم و میبافتم. حالا میبینم، اصلا اونموقعها فکرش رو میکردم یه روزی برسه که دیگه نتونم حتی میل رو دست بگیرم؟ ابدا باورم نمیشد، روزی برسه که دیگه صدای مادرم رو نشنوم که "مینا بباف، این رج رو اشتباه بافتی، دقت کن، باید بافتنیت زیبا از کار دربیاد ... مینا ...". این هنر رو مدیون مامان هستم. همین بافتنی، باعث شد که قلاببافی و خیلی هنرهایی از این دست رو یاد بگیرم و ببافم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، خاطره، هنری [ پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ] [ 11:37 ] [ مینا ]
علی حاتمی علی حاتمی (زاده ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در تهران – درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۷۵ در تهران) کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما بود. علی حاتمی با نام کامل عباسعلی حاتمی (با اصالت تفرشی) در جایی متولد شد شبیه همانجاییکه رضا خوشنویس در هزاردستان به مفتش نشانی میدهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت. او دانشآموخته از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی حداقل ۱۴ فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته است. او از فیلمسازان پیشروی نسلی بهشمارمیرود که پیشگامان فصل جدید سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۴۰ به بعد از میانش برخاسته، ازجمله ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، فریدون گله و داریوش مهرجویی.
علی حاتمی: ناله آب از ناهمواری زمین است.
اولین اثر سینمایی علی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمهتمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگترین پروژههای سینمایی او بعد از مجموعه هزاردستان بود، بهعلت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریممسیحی (به نامهای کمیته مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد.
سبک درونمایه تمامی آثار حاتمی براساس ویژگیهای قومی و انسانهای رشدیافته در این باورها و اعتقادات، شکل گرفته است. شخصیت آثار او اغلب شبیهترین افراد به خصلت و باورهای قومیتهای ایرانی هستند. حاتمی که تقریبا تمامی آثارش را بر اساس فیلمنامههایی از خودش ساخته است در انتقال فضا، زمان و شرایط اجتماعی دوره تاریخی که در فیلمش به تصویر کشیده، بسیار موفق بوده است. دیالوگهای فیلمهای او بسیار درخشان و قابل توجه هستند و در سینمای ایران اگر بینظیر نباشند، حتما کمنظیر هستند. مجموعههای تلویزیونی علی حاتمی سلطان صاحبقران و هزاردستان نیز به اندازه آثار سینماییاش مورد توجه بسیار قرار گرفتند.
درگذشت علی حاتمی در روز پنجشنبه ۱۴ آذرماه ۱۳۷۵ بر اثر سرطان پانکراس در سن ۵۲ سالگی درگذشت. پیکر وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. بر روی سنگ قبر وی که_ در طرفینش رقیه چهره آزاد (ملقب به مادر سینمای ایران و ایفاگر نقش مادر در فیلم "مادر") و رسام عربزاده (طراح ممتاز فرشهای ایرانی) دفن شدهاند، یکی از ماندگارترین دیالوگهای فیلم "حاجی واشینگتن" نقش بسته: "آیین چراغ خاموشی نیست".
منبع: علی حاتمی موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری [ چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷ ] [ 15:17 ] [ مینا ]
کهنترین آثار معماری جهان اهرام ثلاثه مصر، از آثار نیمه دوم هزاره سوم قبل از میلاد است. این اثر شگفتانگیز از سنگهای سخت طبیعی با ریشههای عمیق و در ابعادی بزرگ و با بهرهگیری از ملاتهای آهکی در طبقات زیرین و از ملات گچ در قشرهای روئین و رعایت اتصالات و پیوند کامل ساخته شده است. مسلما نوع جنس و مقاومت مصالح سنگی و نیز نحوه شیبداری بنا، باعث ماندگاری و عمر این آثار شده است. آثار سنگی موجود در جنوب شرقی یونان، به نام دروازه شیران «میس» به حدود ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد تعلق دارند. آثار سنگی دیگری نظیر بنای ستوندار «پارتيون» در آتن، یادگاری از سده چهارم و پنجم قبل از میلاد هستند که از حدود ۴۶۰ قبل از میلاد به یادگار ماندهاند.
بناهای تخت جمشید که دارای تالارهای متعدد، بهویژه تالاری به نام تالار صد ستون بوده، از آثار سده پنجم قبل از میلاد است. در این بنا سنگها در ابعاد بزرگ بر روی یکدیگر و با رعایت پیوندهای اساسی استقرار یافته و ستونهای بلند آن، همراه با انواع سرستونسازیهاست که برخی از ستونهای این بنا حدود ۲ متر ضخامت و 80/21 متر ارتفاع داشتند، که امروزه قدری از ارتفاع آنها کم شده است. بهطوریکه این بنا از زیباترین انواع حجاری و همچنین پیکرتراشیها برخوردار بوده تا جاییکه این بنای عظیم را در شمار ارزندهترین آثار معماری جهان میشناسند. معبد زرتشت واقع در نقش رستم نیز در شمار آثار با ارزش سنگی است که بهصورت مربعی با اضلاع به اندازه 30/7 متر و ارتفاع 60/11 متر ساخته شده است.
نقش رستم شیراز سنگهای بهکاررفته در این بنا از انواع مقاوم است و با رعایت پیوند دقيق در رجهای منظم و گونیا تراشیده شده و اجرای اصولی آن حکایت از معماری پیشرفته ایران باستان میکند. در دوره اشکانیان بناهای طاقی از سنگ مرمر مرسوم شده و در دوره ساسانیان از وجود سنگ و خشت و آجر در ساختمان بناها استفاده میشد. همچنین پارهای از بناها، نظیر آتشکدهها و معابد، فقط با مصالح سنگی ساخته شده است. در بناهای مساجد و مدارس همچنین کاخها و سایر بناهای دیگری که در ادوار مختلف اسلامی بنا شده، از سنگ برای پیسازی و همچنین ازارهسازی به صورت اتصالات منظم و ریشهای تا ارتفاعی قابل توجه، استفاده شده و نیز فضای داخلی و خارجی بناها با سنگهای مقاوم مفروش شده و به طور کلی از سنگ به شکلهای مختلف در دوران اسلامی در بناها بهره کافی برده شده است.
نقش رجب، نمونهای از هنر سنگتراشی ایران باستان در 60 کیلومتری شمال شیراز و 4 کیلومتری تخت جمشید
از سنگ مرمر شفاف بهعنوان شیشه و وسیلهای برای رسانیدن نور به شبستانهای مساجد و حمامهای عمومی استفاده شده است. مانند شبستان زمستانی مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع یزد و حمام گنجعلیخان کرمان و بسیاری دیگر. در عصر زندیه و قاجاریه از وجود سنگ برای ستونهای باربر در بناهای مساجد عمومی و بزرگ و برای ستونهای پیش ایوان و موارد مشابه استفاده میشد.
منبع: هنر سنگتراشی
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷ ] [ 13:25 ] [ مینا ]
عزتالله انتظامی (زاده ۳۱ خرداد ۱۳۰۳، سنگلج تهران–درگذشته ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، تهران) بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون، مشهور به «آقای بازیگر» سینمای ایران بود. او نخستین بازیگر ایرانی بود که از یک جشنواره بینالمللی جایزه گرفت. انتظامی در سال ۱۳۸۲ بهعنوان یکی از چهرههای ماندگار ایران انتخاب شد. وی پس از گذراندن دوره تحصیلات مقدماتی، وارد هنرستان صنعتی تهران شد و در رشته برق به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۲۶ وارد عرصه هنر گردید و با اندک دستمایههای هنر نمایش و تئاتر به آلمان سفر کرد و در شهر هانوفر وارد یک مدرسه شبانه آموزش سینما و تئاتر گردید. او پدر مجید انتظامی آهنگساز و نوازنده است.
استاد عزتالله انتظامی و پسرش مجید عزتالله انتظامی فعالیت هنری خود را با پیشپردهخوانی در تماشاخانههای لالهزار شروع کرد؛ او پس از یک سال به تماشاخانههای هنر و فرهنگ تهران رفت؛ در سال ۱۳۲۰ نخستین نمایش حرفهای خود را با عنوان اولتیماتوم نوشته پرویز خطیبی به کارگردانی اصغر تفکری در تئاتر پاریس خیابان لالهزار اجرا کرد و تا سال ۱۳۲۶ توانست در بیش از ده نمایش نقشپردازی کند. سپس، در سال ۱۳۵۱، پیشپردهخوانی در ایران و نیز کار هنری هنریش فون کلایست موضوع پایاننامه کارشناسی او در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد که با امتیاز «بسیار خوب همراه با تشویق کتبی» به تأیید استادانش، ازجمله بهرام بیضایی، رسید. بازی در فیلم شیر خفته (شیر سنگی) نیز یکی از افتخارات او است.
منبع: عزت الله انتظامی
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ] [ 20:16 ] [ مینا ]
شاید یکی از اولین اقدامات بشر در عرصه معماری منظر باغسازی بوده باشد، مرحلهای که انسانها اقدام به ایجاد فضای سبز مصنوع میکنند و نهایتا به باغها و پارکهای امروزی میانجامد. باغسازی در کشورهای مختلف سابقه دیرینهای دارد. هنر باغسازی با تقدم و تاخر زمانی در کشورهایی نظیر ژاپن، ایران، انگلیس، فرانسه و ایتالیا وجود داشته است و در هریک از این کشورها، این هنر به روشها و شیوههای خاص خود انجام میگرفته است. بهعنوان مثال در باغهای ژاپنی دخل و تصرف زیادی در طبیعت نمیشود و همه چیز همانگونه که هست، نهایت کمال و زیبایی را القاء میکند. برای مثال هریک از اشکال و ابعاد سنگ، در باغ ژاپنی معنای نمادین مشخصی دارد. سنگ بزرگ نشان کوه است، سنگهای تیز و سرکش نشان آتش و سنگهای صیقلی نمادی از آب. درباره باغهای معلق بابل هم بسیار شنیدهایم. باغهایی که حاکم بابل، بخت النصر، برای ملکه خود ساخته بود. باغهایی در چندین طبقه با تراسهای وسیع درختکاری شده که بسیار شگفتانگیزتر نحوه آبیاری این تراسها در سال ۶۰۰ ق.م. است.
در اصول باغسازی اروپا اما، نسبت به باغهای شرقی دخل و تصرف بیشتری انجام میشود. باغهای تراسبندیشده ایتالیایی نمونه بارزی از این تصرفند، به این معنی که باغ در سطوح مختلف ساخته میشود. باغهای هندسی و غیرهندسی انگلیسی که از خطوط منظم یا منحنیوار و درهم پلان آنها پیداست که طراح سعی در اعلام حضور خود داشته است. اینها عمدتا باغهایی هستند با درختان هرسشده به اشکال مختلف و مجسمههای سنگی که هرازگاهی سر بر میآورند.
باغسازی ایرانی برخی از صاحبنظران معتقدند که باغسازی ایرانی از زمان عیلامیها (قرن ۳ ق.م.) آغاز شده است. گروهی نیز بر این عقیدهاند که آغاز باغسازی به زمان هخامنشیان بازمیگردد، چراکه آنان خود مبدعان قنات بودهاند باغهایشان را نیز با همین سیستم شگرف و پیچیده آبیاری میکردند. آنچه مسلم است هنر باغسازی ایران پیشینهای طولانی دارد و اصولا باغ در نظر یک ایرانی مکانی پرارزش قلمداد میشده است. بهعنوان مثال در دوران گذشته چون پارکها بهمعنای امروزی وجود نداشتند، باغداران یزدی آخر هفتهها باغ خود را بر روی عموم مردم میگشودند تا آنها هم بتوانند از فضای باغ و زیباییهای آن برخوردار شوند.
باغ دولت آباد یزد
در چهارباغهای ایرانی دخل و تصرف در طبیعت درحد ایجاد یک هندسه راست گوشه وجود دارد، اما این مداخله به آرایش و هرس درختان نمیانجامد و گیاهان به همان صورت طبیعی خود زیبا دانسته میشوند. محوربندی یا همان آکسبندی از اصول لاینفک باغ ایرانی است. از محور اصلی به باغ وارد میشویم و این محور که اغلب آب است، انسان را به کعبهای کوچک میکشاند تا در پناه سایه آن از گرمای سوزان ظهر تابستان بگریزد، آبی بنوشد، دمی بیاساید و جانی تازه کند. این کعبه، همان کوشک باغ است. اغلب ما تجربه حضور در باغهای ایرانی را داشتهایم. باغهایی نظیر باغ ارم شیراز، باغ فین کاشان، باغ شاهزاده کرمان، باغ دولتآباد یزد که با آن بادگیر هشت طرفه، در خاطره ما حک شده است. از باغهای طبس اما نباید غافل شد که در نوع خود بینظیرند. باغهایی با تعداد بیشمار درختان نخل بلند که از دیوارهای باغ سربرآوردهاند و گویی ارادهای پنهان خواسته که در دل کویر این همه زیبایی ناگهان سبز شود.
تقلید خوب یا ابداع بد با این پیشینهای که در مورد باغسازی ایرانی گفته شد، باید ببینیم اکنون در کجا ایستادهایم و آیا در باغهای شخصی و عمومی و پارکهای امروزیمان اثری از آن همه محوربندی و زیبایی و دقت در انتخاب انواع درختان و توجه به مسائل آبیاری و همچنین بازی با نور و سایه وجود دارد یا آنکه ما صرفا با خطوط منحنی و اصول باغسازی اروپایی پیمان بستهایم و بیتوجه به شرایط اقلیمی کشورمان، در باغها و پارکهایمان درخت کاج آرایش شده مینشانیم و کوشکهایی با گلخانههای شیشهای و نمای سنگی سفید میسازیم و بهجای محور آب که در باغسازی ایرانی به حوضی در مقابل کوشک ختم میشود، از آبیاری دستی استفاده میکنیم. این عبارت را بسیار شنیدهایم که میگوید: "تقلید خوب بهتر از ابداع بد است". اگر نمیتوانیم طرحی نو بسازیم، حداقل بر شانههای هنرمندان بزرگ ایران بایستیم و اصولی را که آنان به تدریج توسعه دادهاند، کاملتر کنیم، شاید احساس آرامش، سکون و صفای باغها و پارکهایمان از دست نرود و بار دیگر صدای گوشنواز حرکت آب بر روی سنگهای سینه کبکی کف حوضها و جویهای باغهای ایرانی، در پارکها و باغها تکرار شود.
منبع: هنر باغسازی
موضوعات مرتبط: طبیعت و محیط زیست، هنری [ جمعه ۱۵ تیر ۱۳۹۷ ] [ 13:34 ] [ مینا ]
شواهد و مدارک باستانشناسی این نکته را تائید میکند که شمال و مرکز ایران جزء قدیمیترین مراکز صنایع فلزکاری جهان بوده است. آشکارست که بشر، تنها در سرزمینی میتوانست به سودمندی فلز پی ببرد که در آن فلزات و کانیهای آنها وجود داشته باشد. ایران از لحاظ طبیعی دارای ذخایر بزرگی از کانیهاست. مردم تمدنهای نخستین دره رودخانههای بزرگ مصر، بابل، هند و سیردریا با تمام پیشرفتهایی که داشتهاند نتوانستند اولین فلزکاران جهان باشند. حفاریهای اخیر نشان داده که فعالیتهای فلزکاری در تمدنهای کشورهای پیش گفته شده، نسبتا دیر شروع شده است.
پیشینه فلزکاری رشتهکوههایی که از توروس در ترکیه تا کرانههای جنوبی دریای مازندران کشیده میشود، سرشار از انواع کانیها و سوخت بود و دانش فلزکاری از آنجا به مراکز دیگر در آسیا، افریقا و اروپا گسترش یافت. در شمال ایران یک رشته معادن مس از قفقاز تا پامیر کشیده شده است. ابن حوقل، جغرافی دان عرب از معادن مس کان صبی زاوه، سبزوار و فخر داود نزدیک مشهد و بخارا در فرارود صحبت میکند. معادن مس کاشان، انارک، اصفهان و بخارا برای خلفای اسلامی مقارن قرن نهم مسیحی بسیار بااهمیت بود، زیرا از این معادن، هرساله بیش از ۱۰۰۰۰ دینار خراج حاصل میگردید.
منبع: تاریخچه فلزکاری
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۷ ] [ 18:53 ] [ مینا ]
پشم مرینوس یکی از محبوبترین مواد پارچهای جهان به شمار میآید، که از گوسفندان مرینوس گرفته میشود. ارزان و بادوام است و همین امر بر جذابیت آن میافزاید. پشم مرینوس نیز مانند سایر انواع پشم بسیار جاذب است، در برابر آب مقاومت دارد و عایق خوبی محسوب میگردد؛ بنابراین پارچههای ساختهشده با این نوع پشم برای ساخت لباسهایی که در زیر لباسهای زمستانی پوشیده میشوند، مناسبند. پارچه مرینوس با توجه به نوع ساخت آن میتواند ظاهری نرم و بسیار لوکس و یا خراشیده که معمولا با نوع پشم در ارتباط است، داشته باشد. پشم مرینوس در انواع مختلفی وجود دارند، و پشم مرینوس بسیار ریز برای ترکیب با ابریشم یا ترمه مناسب است. گوسفندان مرینوس ابتدا در قرون ۱۲ و ۱۳ در مناطق جنوبی اسپانیا ظاهر شدند. خاستگاه گوسفندان مرینوس مورد مناقشه است؛ برخی از محققان بر این اعتقادند که این نژاد گوسفند از مراکش وارد شده و برخی دیگر ادعا میکنند که گوسفندان مرینوس درنتیجه پرورش انتخابی بین گوسفندان اسپانیایی و قوچهای مراکشی به وجود آمدهاند. آنچه واضحست این است که گوسفندان مرینوس، ویژگیهای مشابه نژادهای گوسفند اروپایی و عربی دارند. بدیهی است که این گوسفندان با دقت پرورش داده شدهاند تا بهترین الیاف ممکن را به بار بیاورند. در دوران تصرف اسپانیا توسط مسلمانان، زیاد از تولید پشم استقبال نمیشد و اولین سوابق تاریخی که به صورت قطعی به پشم مرینوس اشاره دارد به اوایل قرن 15 میلادی بر میگردد.
آزمایشهای ژنتیکی اخیر نشان میدهند که گوسفندان مرینوس نتیجه تلاقیهای بیشمار نژادی بین گوسفندان چورو (churro) اسپانیایی، گوسفندان پشمدار ایتالیایی و حتی گوسفندان انگلیسی هستند؛ اما کاملا مشخص نیست که این تلاقی نژادی در چه برههای از تاریخ رخ داده است. این نژاد اهلی و پشمی تقریبا به تنهایی مسئول تبدیل اسپانیا به رقیب مستقیم انگلیس در بازار پشم اروپا تا پایان قرن پانزدهم بوده است. در طول قرن شانزدهم، پشم انگلیسی بیشتر به مصارف خانگی اختصاص یافت و بازرگانان اسپانیایی پشم مرینوس توانسته بودند تقریبا بازار پشم اروپا را در انحصار خود درآورند. هر ساله با تغییر فصل، چوپانان اسپانیایی گلههای خود را از شمال به جنوب این کشور منتقل میکردند و صادرات پشم مرینوس همچنان بخش اعظم اقتصاد اسپانیا را اداره میکرد. تا قرن هجدهم میلادی، صادرات گوسفندهای زنده از اسپانیا یک جرم بزرگ محسوب میشد. با این حال در سال ۱۷۲۳، بازرگانان اسپانیایی تعداد محدودی گوسفند مرینوس به سوئد صادر کردند و اندکی بعد روابط خانوادگی بین خانوادههای سلطنتی انگلستان و اسپانیا منجر به صادرات تعداد زیادی گوسفند مرینوس به جزایر بریتانیایی شد. از این تاریخ به بعد، صادرات گوسفندان مرینوس به امری عادی تبدیل گردید و به سرعت اینگونه گوسفندان در سراسر اروپا پخش شدند.
منبع: نساجی
موضوعات مرتبط: طبیعت و محیط زیست، هنری ادامه مطلب [ شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ] [ 11:40 ] [ مینا ]
چوقا یا چوخا بالاپوش مردان لر بختیاری در جنوب غرب ایران و همواره بدون آستین است. این پوشش در بین مردم شهرنشین این قوم نیز در مراسم گوناگون استفاده میشود و بهدست زنان لر بختیاری و از پشم گوسفند بافته میشود. این پوشش فقط مخصوص مردان است که در تابستان در زیر چوقا، پیراهن و در زمستان، لباس گرم میپوشند. چوقا در لُرهای ساکن استان لرستان، کمتر بهکار گرفته میشود و بیشتر در میان لرهای بختیاری مورد استفاده است. چوغا قدمتی چند هزار ساله دارد و از چغازنبیل شوش الهام گرفته شده در گذشته چوخا (چوغا) فقط به لرهای فیلی در شوش و لرستان اختصاص داشت است. ظاهرا یکی از خوانین لر (خانِ لیوس، دهی در شمال شرق دزفول) چوخایی به خان بختیاری هدیه داد و آن خان از آن چوغا خوشش آمد و رفتهرفته در مردم عادی همهگیر شده و پوشیدند.
بافت و طرح چوقا چوقا نه پوششی سفید است و نه سیاه؛ بلکه پوششی است با دو رنگ سیاه و سفید. معمولا بلندیِ چوقا باید بهحدی باشد که تا زیر زانو برسد. نقشِ چوقا همواره دارای شکلی ثابت است و در آن خطوط سیاه، بهصورت عمودی وارد خطوط سفید میشوند. درباره چراییِ نگاره این بالاپوش چند نظریه وجود دارد. اما هنوز پیشنهاد همهپسندی درباره خاستگاه یا مضمون این نقش از سوی صاحبنظران ارائه نشده است. ترکیب رنگهای دیگر چوقا کرم-آبی، کرم-سرمهای یا کرم-قهوهای است. آستین کوتاه چوقا، بیشتر حالت نمایشی دارد و بهعنوان جیب نیز میتوان از آن استفاده کرد. برای بافتِ چوقا از دارِ خوابیده استفاده میکنند و تکنیک بافت آن نیز مانند تکنیک گلیمبافی است، با این تفاوت که خیلی ریزبافتتر است و تاروپود نازک دارد. طول پارچه مخصوص چوقا ۲٫۵ الی ۳٫۵ متر و عرض آن ۵۰ الی ۷۰ سانتیمتر است و با تاری از جنس پنبه (گاه پشم) و پود پشمی بافته میشود. قطعات را پس از بافتن، به اندازه لازم میبرند و کنار هم میدوزند. پشم بهکاررفته، باید کیفیت بالایی داشته باشد.
لیوَس در شمال شرقی دزفول روستایی به نام لیوس وجود دارد که چوقاهای بافتهشده در آن، بهتدریج به «چوقا لیوَیسی یا لیواسی» موسوم شدند و بر همین اساس به این بالاپوش چوقالیوَسی هم میگویند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، هنری ادامه مطلب [ سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶ ] [ 12:58 ] [ مینا ]
توری یا دانتل، پارچهای است ظریف از نخ کتان یا ابریشم که بهصورت مشبک با دستگاه و یا با دست، بافته شده است. برای بافت آن از نخ کتان، ابریشم، طلا، یا نقره استفاده میشود. اکثر دانتلها با نخ پنبه بافته میشوند، اگرچه کتان و ابریشم هنوز هم در دسترس هستند. توری ممکنست از از فیبر الیاف مصنوعی نیز ساخته شود. دانتل اصل تارهای ابریشم روی زمینه توری بافته میشود. دانتل در سه نوع برجسته، کارشده و کارنشده به فروش میرسد. این پارچه ابریشمی اغلب برای دوخت لباس عروس و نامزدی استفاده میشود. زیبایی و ظرافت دانتل و نقشهای برجسته آن خیرهکننده است. پارچه دانتل به قیمت بالاتری برای فروش عرضه میشود و شباهت بسیاری به پارچه گیپور دارد. زمینه ساده و اشکال برجسته مهمترین خصوصیت پارچه دانتل است. علاوهبر تولید صنعتی و بافت با دستگاه توریدوزی، روشهای مختلف دستی مانند سوزندوزی، قالبدوزی، دارحلقه و نواردوزی از روشهای متداول دستی است.
پارچه دانتل پارچه گیپور Guipure گیپور نوعی پارچه دارای الیاف و پنبه و پر از نقشهای گل و بوته برجسته است. این پارچه بدون زمینه توری و بهصورت ضخیمتر تولید میشود. برای دوخت لباسهای مجلسی میتوان از پارچه گیپور استفاده کرد. این پارچه با آستر در دوخت لباس بهکارمیرود. اغلب طراحان مد و فشن از گیپور برای طراحی لباسهای شیک استفاده میکنند. برجسته بودن گلها بدون زمینه توری خصوصیت بارز گیپور است. برای یادگرفتن طریقه چسباندن لایی چسب، آموزش پاک کردن لایی چسب از روی لباس، و همچنین در انتخاب پارچه لایی باید چه نکاتی را مدنظر قرار داد؟
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶ ] [ 13:55 ] [ مینا ]
خانه دوست کجاست؟ فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی عباس کیارستمی محصول سال ۱۳۶۵ است. این فیلم پاره اول از سهگانه کوکر است؛ دو فیلم دیگر زیر درختان زیتون و زندگی و دیگر هیچ هستند که پس از این فیلم ساخته شدند. خانه دوست کجاست در فهرست ۵۰ فیلمی که باید قبل از ۱۴ سالگی دید، از دید بنیاد فیلم بریتانیا قرار دارد. خانه دوست کجاست پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو را در سال ۱۹۸۹ به دست آورد. نام فیلم برگرفته از شعری از سهراب سپهری است.
خلاصه داستان یک بچهمدرسهای متوجه میشود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته است؛ بنابراین از خانه بیرون میرود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک. پسربچه که در ده و روستای کناری زندگی میکند به بهانه خرید نان از خانه خارج میشود و تا غروب آن روز به دنبال خانه دوستش میگردد. اما نمیتواند خانه را بیابد و غمگین به خانه خودشان برمیگردد؛ ولی تصمیم میگیرد تکالیف دوستش را برایش بنویسد تا مانع اخراج شدن او شود و صبح فردا دفتر را به او برساند.
اقتباس فیلم خانه دوست کجاست، ممکنست اقتباسی از داستان کوتاه چرا خانم معلم گریه کرد؟ باشد که به ادعای نویسنده آن بهروز تاجور پس از به توافق نرسیدن با آقای کیارستمی نامبرده اقدام به تولید فیلم بدون اجازه وی کرده است. این ادعا پس از پخش فیلم در پارهای از جراید مطرح و از طرف عباس کیارستمی تکذیب شد.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ ] [ 18:10 ] [ مینا ]
[ جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ ] [ 16:18 ] [ مینا ]
هنر دهیکدوزی بر روی پرده خانه کعبه
دهیکدوزی گونهای رودوزی است که در آن از نخ گلابتون استفاده میشود و بهجای گذراندن نخ و سوزن از یک نقطه، ده بار این عمل تکرار میشود. نقشهای دهیکدوزی از انواع گلها و بوتهها و شکلهای هندسی تشکیل میشود. این هنر در اصفهان و قزوین رایج بوده و بیشتر روی مخمل سبز سیر یا مشکی دستباف انجام میگیرد. دهیکدوزی هم دارای جلوه خاص و هم برجستگی است. در مورد تاریخچه دهیکدوزی یا برجستهدوزی با عنایت به اینکه مواد اصلی این دوخت را نخ گلابتون تشکیل میدهد تاریخ مشترکی با گلابتون دارد. چنانکه از تاریخ تمدن ایران باستان و هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی و اشکانی و ساسانی برمیآید و نیز گفتههای کریتوس رونوس و مهرهای استوانهای مکشوف در خزانه تخت جمشید مؤید این امر است. گلابتوندوزی، دهیکدوزی و ملیلهدوزی از زمان هخامنشی در ایران رایج بوده است، در دوره اسلامی با توجه به تعهد هنرمندان ایرانی مبنی بر تهیه 12 تخته پرده خانه خدا در شوش و شوشتر این هنر درخدمت تزئین پردهها در آمد. علاوه بر این از این دوخت برای تزئینات پوشش ضریح ائمه اطهار و امامزادهها استفاده میکردند. دوره صفوی دوره شکوفایی این هنر است، نمونههای بازمانده از دوران افشار، زند و قاجار در موزهها نیز حکایت از رواج و تنوع این دوخت در دوران مزبور دارد. مواد اولیه دهیکدوزی را شامل انواع پارچههای اطلس، تافته، مخمل، ماهوت، چلوار، کرباس و ترمه و انواع نخهای رنگی، طلایی و نقرهای دانستند. این در حالیست که در تولید این محصولات از سوزن، قیچی و نقشه به عنوان ابزار اصلی استفاده میکنند. برای برجسته کردن، ابتدا طراحی و نقشپردازی کرده و سپس نخهای پنبهای یا ابریشم خام یا حتی پنبه را به اندازه دلخواه روی طرح قرار داده و به وسیله بستهایی آن را روی زمینه محکم کنند. مراکز تولید ده یک دوزی را شوش، شوشتر، بندرلنگه، میناب، بندرعباس، اصفهان، کاشان، یزد، تهران، قزوین، ارومیه و کرمان نام بردهاند. از این دوخت برای تزئین حواشی انواع لباسها، سفره قندها، پرده خانه خدا، بقچه، سوزنی، تزئینات روی جعبه جواهرات، تابلوهای تزئینی، جلد قران، لبه پرده، دیوارکوب، کیسه پول، قاب آئینه و جای مهر استفاده میشود. اما از نقوش بهکاررفته در این تولیدات بیشتر از همه به بازوبندی، بندرومی، قاب قابی، افشان، گلدانی، محرابی، انواع اسلیمی، بته جقه، گل و مرغ، ترنج نیم ترنج، جناغی، اشکال هندسی، انسانی، حیوانی و کتیبههای خطی اشاره میشود.
منبع: دهیکدوزی و ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: هنری [ شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ ] [ 9:45 ] [ مینا ]
برودریدوزی یا بریدهدوزی، مانند دیگر حرفههای سوزندوزی از ویژگیهای خاصی برخوردارست و بیشتر بهدلیل استفاده از نخ همرنگ و یا هماهنگ، طرفداران خاصی نیز دارد. پارچه مورد استفاده در برودری، معمولا کتان و به رنگ سفید است. این دوخت معمولا به سه صورت عمده اجرا میشود. یک: گاهی در میان بخش یا بخشهایی از میانه طرحها مانند وسط جقهها و یا وسط گلها و برگها، استفاده میشود. پس از برش پارچه و دوخت برودری به شیوه افقیدوزی، عمودیدوزی، موربدوزی و تارعنکبوتدوزی؛ دورتادور قسمت برششده را کردونه میکنیم تا از پاره شدن پارچه جلوگیری شود.
دو: گاهی هم سرتاسر فضای طرح با استفاده از بندکشی و رعایت اصول و تکنیکهای دوخت برودری، بریدهدوزی و دوخت برودری، اجرا میشود. این روش معمولا بسیار پرکار و نیز پرهزینه است. زیرا اجرای دوخت در سرتاسر طرح باید با دقت، ظرافت و با حوصله و سلیقه انجام شود. سه: نوع سوم که درواقع تلفیقی از دو نوع برودری بالاست، پیشرفتهتر بوده و باید با درجه مهارت بالاتری اجرا شود؛ تا سوزندوزی زیبایی و ظرافت لازم را حفظ و استانداردهای لازم را داشته باشد. معمولا به هنگام دوخت برودری، بخشهایی از طرح به دوخت کوتاه و بلند و سایهروشندوزی؛ اختصاص مییابد. این بخشها بسته به نظر سوزندوز، متفاوت است و حتی میتواند نباشد و بهجای دوخت سایه روشن، تمام طرح با کردونهدوزی پر شود. به هر صورت، دوخت سایهروشن، طرح را زیباتر و عمیقتر مینماید. گاهی وسط بته جقه به کمک دوخت برودری تزئین یافته و پس از کردونهدوزی دورتادور طرح از دوخت ساقه نیز استفاده شده است. گفتیم که در برودریدوزی معمولا از نخ همرنگ استفاده میکنند و استفاده از رنگهای متضاد و تیره کمتر معمول است. اما، غیرممکن هم نیست.
منبع: برودری دوزی
موضوعات مرتبط: هنری [ یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ] [ 21:12 ] [ مینا ]
خسرو شکیبایی (زاده ۷ فروردین ۱۳۲۳ – درگذشته ۲۸ تیر ۱۳۸۷) هنرپیشه سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر و دوبله فعالیت داشت و فعالیت حرفهای در سینما را با بازی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) آغاز کرد. خسرو شکیبایی در نزدیک به ۴۰ فیلم سینمایی بازی کرد. بازی در نقش حمید هامون در فیلم هامون، ساخته داریوش مهرجوییف یکی از ماندگارترین نقشهایی است که او ایفا کرده است.
دوران کودکی و نوجوانی خسرو شکیبایی در ۷ فروردینماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. در شناسنامه نامش «خسرو» است ولی خانواده و نزدیکان، او را «محمود» صدا میکردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت. او پیش از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفههایی چون خیاطی و کانالسازی و آسانسورسازی کار میکرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و بهصورت کاملا حرفهای بازیگر تئاتر شد. وی فارغالتحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد، ۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفه دوبلوری شد.
منبع: خسرو شکیبایی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ] [ 23:19 ] [ مینا ]
پوستین یکی از قدیمیترین اشکال لباس است که تمام یا قسمت عمدهای از آن مستقیما از پوست حیوانات پشمدار ساخته شده باشد. پوستیندوزی یکی از هنرهایی است که قدمت آن به زمانی برمیگردد که انسان برای گرم کردن خود به اولین چیزی که فکر کرد همین پوست بود و نشانه استفاده از پوست در نقاشیهای روی دیوارنگارههای قدیمی یافت میشود. طبقات مختلف جامعه با توجه به رتبه و درجهبندی اجتماعی خود از پوست استفاده میکردند. افراد متمول، پوست حیوانات باارزشتر مانند ببر و پلنگ را بر روی دوش خود میانداختند. صنعت پوستیندوزی از گذشته نسل به نسل از نیاکان ما به مردان و زنان امروزی رسیده است و امروزه خراسان رضوی (منطقه شاندیز) یکی از اصلیترین مراکز تولید این هنر هست. در ایران از پوست گوسفند (شامل حداقل بیست نوع مختلف) و سایر حیوانات حلال گوشت برای دوختن پوستین استفاده میشود. ولی سایر حیواناتی که پوست آنان به منظور تولید خز بهکار میرود شامل مینک، سگ آبی، انواع روباه، خرگوش، سمور، راسو، قاقم، گربه و سگ هستند. بدیهی است که ارزش پوستین دوخته شده از پوست جانوران گوناگون تفاوت چشمگیری دارد.
مراحل کار به این شیوه است که پوست را پس از جداسازی صحیح از حیوانات، به مدت 2 شبانهروز در آب خیسانده میشود . بعد از این مرحله آن را کاملا شستشو میدهند تا چربیهای اضافه بر روی پوست کاملا ازبینبرود. بعد با استفاده از آرد جو و نمک پشت پوست را میپوشانند و آن را جمع میکنند و میگذارند تا مدتی به همان حالت بماند. بعد پوست را با استفاده از یک وسیله که در زمانهای گذشته سنگ بوده است و امروزه سمباده مخصوصی دارد، سمباده میزنند تا کاملا پوست صاف و یکدست شود. بعد از این مرحله نوبت به رنگ زدن پوست میرسد. رنگها اکثرا در تنالیته قهوهای هستند. رنگهای دیگری مانند بنفش، مشکی، سورمهای هم بر روی آن میزنند.
منبع: بیتوته
موضوعات مرتبط: هنری [ چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 20:52 ] [ مینا ]
تشعیر، اصطلاح و روشی در تذهیب و نقاشی ایرانی یا نگارگری است که در آرایش کتاب یا قطعات خط و مینیاتور و مرقعات استفاده میشود. در تشعیرسازی یا تشعیراندازی، حاشیه صفحهها را با نقش مایههایی از حیوان، مرغ، گل و گیاه میآرایند. رنگها در تشعیر محدود و اغلب از رنگ طلا استفاده فراوان میشود. درواقع، تشعیر نوعی تزئین نسخ خطی است که در حاشیه نسخ یا مرقعات، معمولا با یک یا دو و حتی با سه رنگ طلا انجام میگیرد. تشعیر، نقوشی از یک یا دو رنگ است که در حاشیه و سرفصلهای برخی کتابها و درودیوار و پردهها و فضاهای موجود در مجلسسازیها و پردههای نقاشی ایرانی کشیده میشود و در جلدسازی و قلمدانسازی و قلمزنی بر روی فلز و نیز خطاطی دیده شده است.
تشعیر از شَعْر (مو) گرفته شده است و به نقوش بسیار ریز از گیاه و پرنده و درخت اطلاق میشود. ازآنجاکه طراحی تشعیر که در اصل طراحی حیوانات و منظره و اقسام آنست، اغلب با طلا و بهوسیله قلمموهای بسیار ظریف انجام میگرفته، ظرافت خطوط را به مو تشبیه کردهاند. طرحها و نگارههای غالب در ساختن تشعیر، بیشتر صخره سنگها، حرکات ابر و باد، درختان متنوع، حیوانات خیالی و افسانهای مانند سیمرغ و اژدها، حیوانات وحشی در حال جستوخیز، پرندگان و حیوانات کوچک با قلماندازیهای استادان و استفاده بیدریغ از طلای ناب است.
تاریخچه هنر تشعیر تشعیر بههمراه تذهیب، برای تزئین حواشی بزرگتر در کتابهای خطی، شاید تحتتأثیر نقاشی چینی، از دوران تیموریان در ایران مرسوم شده باشد. تشعیرسازی از اواخر سده نهم (سده پانزده میلادی) و اوایل سده دهم (شانزده میلادی) در ایران رواج پیدا کرد. نگارگران ایرانی اغلب این نقشمایهها را با رنگ طلایی بر پسزمینه لاجوردی میکشیدند. از میرک نقاش میتوان بهعنوان یکی از استادان و پیشگامان تشعیرسازی در ایران نام برد. از تشعیرکاران معروف دورههای قبل میتوان به «صالح مذهب»، «میرزا عبد العلی مذهب» و «میرزا شکرالله» اشاره کرد. همچنین باید گفت برخی از تشعیرکاران بهنام، در کار تذهیب نیز چیرهدست بودند و هم بعضی از تذهیبکاران در کار تشعیر، مهارت بسزایی داشتند. ابزار کار تشعیر نیز همان ابزار کار تذهیب است.
نامگذاری انواع تشعیر، بیشتر براساس روشها و فنون و جایگاه ارائه آن است. تشعیر دو قسمت دارد: تشعیر گیاهی یا تشعیر گل و بوته، و تشعیر وحوش. در تشعیر گیاهی، تصاویر بر بالا و پایین برگها و گلها به زر یا رنگهای سفید یا آبی یا مایه اصلی و ته رنگ لاجورد یا سیاه یا گِل ماشی و امثال آن، بر حواشی کتابها کشیده میشود. در آرایههای تزئینی قرآن کریم و جلد آن، علاوهبر تذهیب، فقط از این نوع تشعیر استفاده میشود. در تشعیر وحوش که بر دو نوع "نخجیری " و "گرفتوگیر" است، طرح کلی تصاویر و نقوش انواع پرندگان و جانوران زمینی و دریایی و اساطیری در ترکیبهای خاص متناسب با موضوع اصلی کتاب با کمترین رنگ و به صورت نمادین پدید میآید. همچنین تصاویری از آسمان و ابرها و ستیغ کوهها و صخرهها در تشعیر دیده میشود.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۹۵ ] [ 17:35 ] [ مینا ]
رودوزی چیست؟ (قلابدوزی، گلدوزی، سکمهدوزی و ملیلهدوزی) در اصفهان، انواع رودوزی بهوسیله بانوان و دوشیزگان خانهدار انجام میشود. در ملیلهسازی، علاوهبر رودوزی، کار نقرهسازی نیز انجام میشود. تولید ملیله در استان اصفهان رونق فراوان دارد و نقرهسازان اصفهان مجموعههای گردنبند، گوشواره، دستبند و سنجاق را تولید و به فروش میرسانند. مواد اولیه هنرمندان رودوز، پارچه دستباف به رنگهای مختلف و نخ ابریشم است که بعضی قلابدوزی تنها را انجام میدهند و تعدادی، قلابدوزی و سکمهدوزی یا گلدوزی و چشمهدوزی را توأم میکنند و درنتیجه، کالای تولیدشده قیمت بیشتری پیدا میکند.
از جمیع تولیدات دستدوزیهای اصفهان، حداکثر ۱۰درصد مصرف خردهفروشی داخلی دارد و بقیه به شهرهای دیگر و به خارج از کشور صادر میگردد. آیا میدانید هنر رودوزی چیست؟ خواستگاه آن کجاست؟ و چه کاربردی در زندگی روزمره دارد؟ اصطلاح رودوزی یا رو کاری٫ به هنری گفته میشود که طی آن، نقوش مختلف بر روی پارچههای بدون نقش از طریق دوختن یا کشیدن قسمتی از نخهای تاروپود پارچه بهوجود میآید. رودوزیهای سنتی ایرانی، آن دسته از هنرهای سنتی و صنایع دستی کشورمان هستند که براساس آن، طرحها و نقوش سنتی با استفاده از انواع سوزن و قلاب و نظایر آن و ضمن بهرهگیری از انواع نخهای رنگین یا فلزی بر روی پارچه دوخته میشود. گاه نیز طرحها و نقوش با کشیدن بخشی از نخهای تار یا پود و یا تاروپود همراه با عملیات تکمیلی دیگر بر روی پارچه پدید میآید.
منبع: رودوزی
موضوعات مرتبط: اجتماعی، هنری [ چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵ ] [ 12:14 ] [ مینا ]
میرزا محمد فرخی یزدی شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت در سال ۱۲۶۸ خورشیدی در یزد در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. پدرش محمدابراهیم سمسار یزدی بود. وی در ابتدا با لقب تاج الشعرا شناخته میشد، اما به دلیل موضعگیریهای سیاسی این لقب خیلی زود به فراموشی سپرده شد. فرخی یزدی در دوره هفتم مجلس شورای ملی نماینده مردم یزد بود. همچنین بهعنوان سردبیر نشریات حزب کمونیست ایران ازجمله روزنامه طوفان فعالیت داشت. فرخی علوم مقدماتی را در یزد فراگرفت. قدری در مکتبخانه و مدتی در مدرسه مرسلین انگلیسی یزد تحصیل کرد. او تا حدود ۱۶ سالگی درس خواند و فارسی و مقدمات عربی را به خوبی آموخت و در حدود ۱۵ سالگی، و به دلیل اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد میسرود، از مدرسه اخراج شد. فرخی شاعری را از کودکی آغاز کرد و معتقد بود که طبع شعرش برخاسته از مطالعه اشعار سعدی بهخصوص رباعی زیر است: گر در همه شهر، یک سر نیشتر است در پای کسی رَوَد که درویشتر است
همچنین شعر فرخی از میان شعرای متقدم، بیش از همه از مسعود سعد سلمان متأثر است. او از هواداران جدی و حقیقی حزب دموکرات در شهر یزد بود. در نوروز سال ۱۲۹۷ ه.ش.، فرخی برخلاف سایر شعرای شهر که معمولا قصیدهای در مدح حاکم و حکومت وقت میساختند شعری در قالب مسمط ساخت و در مجمع آزادیخواهان یزد خواند. به همین دلیل حاکم یزد دستور داد دهانش را با نخ و سوزن دوختند و به زندانش افکندند. تحصن مردم یزد در تلگرافخانه شهر و اعتراض به این امر، موجب استیضاح وزیر کشور وقت از طرف مجلس شد؛ ولی وزیر کشور بهکلی منکر وقوع چنین واقعهای شد و دو ماه بعد فرخی از زندان یزد فرار کرد. فرخی یزدی در اواخر سال ۱۲۹۸ قمری به تهران آمد و در آنجا مقالات و اشعار مهیجی را درباره آزادی در روزنامهها منتشر کرد. وی در جریان جنگ جهانی اول، رهسپار بغداد و کربلا شد، در آنجا تحت پیگرد انگلیسیها قرار گرفت. وی هنگامیکه بهطور ناشناس عزم ورود به ایران از طریق موصل را داشت به دست سربازان روسیه مورد سوء قصد قرار گرفت. در دوران نخستوزیری وثوقالدوله با قرارداد ۱۹۱۹ مخالفت کرد و به همین سبب مدتها در زندان شهربانی محبوس شد. با وقوع کودتای سوم اسفند، همراه با بقیه آزادیخواهان باز هم مدتی را در باغ سردار اعتماد زندانی گردید.
فرخی در سال ۱۳۰۰ ه.ش. در تهران روزنامه طوفان را منتشر کرد. طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شده است. گاه نیز به سبب زندانی شدن فرخی، انتشار روزنامه دچار وقفه گردید. در مواقعی که روزنامه طوفان توقیف میشد، فرخی با در دست داشتن مجوز و امتیاز سایر روزنامهها همچون پیکار، قیام، طلیعه، آیینه افکار و ستاره شرق مقالات و اشعار خود را منتشر مینمود. در سال ۱۳۰۷ ه.ش.، فرخی یزدی بهعنوان نماینده مجلس شورای ملی در دوره هفتم قانونگذاری، از طرف مردم یزد انتخاب شد و بههمراه محمود رضا طلوع، جناح اقلیت را تشکیل دادند. با توجه به اینکه تمامی بقیه وکلا حامی دولت رضاشاه بودند، فرخی مرتبا از سایر وکلا ناسزا میشنید و حتی یک بار حیدری، نماینده مهاباد او را آماج ضرب و شتم کرد. از آن پس، با اظهار اینکه حتی در کانون عدل و داد نیز امنیت جانی ندارد، ساکن مجلس شد و پس از چند شب، مخفیانه از تهران فرار کرد.
در کشور ما که دزد را واهمه نیست جز گرگ شبان برای مشتی رمه نیست آنجا که مضار هست بهر همه است وانجا که منافع است مال همه نیست
زندان و مرگ فرخی وی از طریق شوروی به آلمان رفت و مدتی در نشریهای به نام «پیکار» که صاحبامتیاز آن غیرایرانی بود، افکار انقلابی خود را منتشر ساخت. در ملاقاتی با عبدالحسین تیمورتاش فریب وعده او را خورد و از طریق ترکیه و بغداد به تهران بازگشت و بلافاصله تحتنظر قرار گرفت. اندکی بعد به بهانه بدهی به یک کاغذ فروش ابتدا به زندان ثبت و سپس به زندان شهربانی افتاد. همزمان پروندهای با اتهام «اسائه ادب به مقام سلطنت» برای وی تشکیل گردید. ابتدا به ۲۷ ماه و پس از تجدید نظر به سی ماه زندان محکوم شد و به زندان قصر منتقل گردید. بنا به اظهار دادستان محاکمه عمال شهربانی، فرخی در بیمارستان زندان، به وسیله تزریق آمپول هوا توسط پزشک احمدی کشته شد، اگرچه گواهی رئیس زندان حاکی از فوت فرخی بر اثر ابتلا به مالاریا و نفریت است. مدفن فرخی نامعلوم بوده، ولی احتمالا در گورستان مسگرآباد بهطور ناشناس دفن شده است.
گر که تأمین شود از دست غم آزادی ما میرود تا به فلک هلهله شادی ما ما از آن خانه خرابیم که معمار دو دل نیست یک لحظه در اندیشه آبادی ما بسکه جان را به ره عشق تو شیرین دادیم تیشه خون میخورد از حسرت فرهادی ما داد از دست جفای تو که با خیرهسری کرد پامال ستم مدفن اجدادی ما آنچنان شهره به شاگردی عشق تو شدیم که جنون سر خط زر داد به استادی ما فرخی داد سخندانی از آن داد که کرد در غزل بندگی طبع خدادادی ما
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری، ادبی ادامه مطلب [ شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ ] [ 11:8 ] [ مینا ]
دایی مهربانم برام از آمریکا، یک شیشه عطر "نینا ریچی" سوغاتی آورده بود. جالب اینجاست که به فروشنده گفته بود، این هدیه رو برای یک فرد خاص میخواهم. یک عطر مخصوص بهم معرفی کن. وقتى عطر داخل شيشه، تمام شد دلم نيومد اون رو بندازم دور. مدتها همينطور نگهش داشتم تا اينكه تصميم گرفتم اون رو به شكل یک شئ تزئينى دربيارم، تا هميشه جلوى چشمم بمونه. اول درش را برداشتم و داخلش را با روبان ساتنى قرمز، كه در وسايل خياطیم اضافه مانده بود، و سنگهای تزئینی پر كردم. نخ نقرهاى كه داشتم، چند لایه كرده و آن را بهصورت گيسباف بافتم تا كمى ضخيم شود و براى پاپيون دور در شيشه بهكاربردم. بعد با یک كريستال، دهنه شيشه را مسدود كردم. خيلى ساده مىتوان از وسایلى كه بهكارمان نمىآيند، چيزهاى بامزه درست كرد. مخصوصا یادگاریهایی که دوست داریم برامون همیشه بماند تا با آنها خاطراتمان برایمان زنده شود.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ ] [ 23:5 ] [ مینا ]
قيطان، رشتهای است كه از ابريشم میبافند. به دوخت و اتصال نوعی نخ ضخيم به نام قيطان بر روی پارچه، كه معمولا نيز طرحی را مینماياند، قيطاندوزی میگويند. برای تنوع آن از قيطانهای الوان استفاده میشود كه اين كار در مناطق خاصی بيشتر رواج دارد، ولی در بعضی از مناطق، رنگ قيطان و پارچه، يكنواخت است. قيطان دارای انواع گوناگونی نظير نازک، ضخيم، ساده، تابيده، شكافدار، روكشدار، قلابدار يا تزئينی و ... است. قيطاندوزی هماكنون در بيشتر نواحی استانهای خراسان، مازندران، سيستان و بلوچستان، تهران و آذربايجان شرقی رواج دارد.
قیطاندوزی در روزگار گذشته كاملا رونق داشته و بهويژه در تهيه جهيزيه عروس از آن استفاده كاملی میشده است. زنان هنرمند و دختران دم بخت با ابريشمهای رنگارنگ در تزئين حاشيههای بقچه، تاقچهپوش، جای نماز، سوزنی، وریپوش و مانند آنها بهره میگرفتند. يراقهای پهن و باریک نيز كه از رشتههای (گلابتون) تهيه میگردید و بهعنوان حاشيه يا مغزی در جلو شلوار زنانه، يل، كمرچين، سليته و هدبند آنها بهكارمیرفت و نيز دورتادور لباسهای مردانه و زنانه به گونه جالبی قيطاندوزی میشد و بهويژه دور يقه، آستين، كمر و جلوی سينه سردارها، قباها، لبادههای جوانان كه با اينگونه قيطانها و نوارها تزئين مییافت، شكل زيبا و جالبی پيدا میكرد. امروه اين هنر بر روی لباس كاربرد كمتری دارد.
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵ ] [ 13:48 ] [ مینا ]
فیلم زیبای اروند با بازی فوقالعاده آقای سعید آقاخانی، فجایع جنگ را بهخوبی به تصویر درآورده است. بسیار نرم و آرام پیش میرود، اما تازه بعد از اینکه فیلم به پایان میرسد، آنچنان روح و فکر را به خودش درگیر میکند، که قدرت گفتن کلمهای را از انسان گرفته و حتی با اینکه بسیار لطیف و جذاب است، اما جرات و قدرت دیدن دوبارهاش را از هرکسی سلب میکند. احساسات، گذشت، فداکاری، ازخودگذشتگی و ...، انسانهایی را در زمانی نشان میدهد که خشم و بیعدالتی بیداد میکند؛ یعنی جنگ در برابر عشق. صحنههایی را به تصویر میکشد که به جرات میتوان گفت در هیچ جنگی در دنیا اتفاق نیفتاده، مانند زنده به گور کردن 175 غواص بیگناه و مظلوم با دستان بسته، اسیرانی که باید طبق قوانین بینالمللی با آنها رفتار میشد نه اینگونه.
وقتی در اردیبهشتماه سال 1394 پیکرهای پاکشان به کشور انتقال پیدا کرد، داغ مردم دوباره تازه شد. چطور میشود از اینهمه جنایت گذشت و فراموش کرد؟! آیا نمیشد با کمی تدبیر و تعقل، جلوی بسیاری از اینچنین فجایع را گرفت؟ تا جوانانی که هرکدام سرمایهای بینظیر برای کشور و مفید برای آینده بودند، از بین نروند؟ حتی اگر به قصد فراموشی حادثه، فیلم را بازبینی نکنیم تا از ذهن برود، هم هرگز این وقایع زنده تاریخمان ازیادرفتنی نیست. چگونه میتوان جواب رنجی را داد که از بیگانه کشیدند و اکنون چندبرابر آن رنج را از آشنا میکشند؟ که اگر از این درد بمیریم، حق است. البته که ما چه خوب تاوان و غرامت جنگ را از کشور مزدور گرفتیم! حق ادا شد! با ریختن پول و طلا، کار و نیروی انسانی به عراق، برای ساختن آن کشور و ارزآوری برایشان با سفرهای توریستی به اسم زیارت، هرچند که چنین سفری اول به معرفت نیازمندست. درحالیکه خود آقا امام حسین ع برای عدالت شهید شدند ولی ما در عمل ثابت کردیم که این موضوع را قبول نداریم و از مرام ایشان پیروی نمیکنیم. چه زیبا این فیلم ساخته شد و در 31 شهریورماه سال 1395 به اکران درآمد. الحق که با فیلمنامهای عالی و بازیگری تحسنبرانگیز و زیبا، مظلومیت فراموششده مردان بزرگ این سرزمین، یادآوری شد. با تشکر از آقای پوریا آذربایجانی، نویسنده و کارگردان این اثر هنری و بهیادماندنی.
تقدیم به شهیدان غواص؛ قهرمانان مظلوم
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی، هنری [ جمعه ۹ مهر ۱۳۹۵ ] [ 23:39 ] [ مینا ]
بارفتن، نوعی بلور نیمهشفاف و ضخیم و نقشدار است. برای اولین بار در نیمه آخر سده 17 میلادی کارخانه بارفتن کلریسی شروع به ساختن بارفتن کرد و شاهد موفقیتهای بیشماری در این عرصه شد که البته این موفقیتها با پیوستن یک خانواده نقاش به کارخانه، بسیار چشمگیرتر شد. کارخانه کلریسی بعدها رقیبی به نام ژورف اولری پیدا کردند که اهل مارسی بود. وی در ابتدا کار نقاشی بارفتن را در کارگاههای کارخانه کلریسی آغاز کرد و بعد به مارسی رفت و بهعنوان بارفتنساز شهرت گرفت. وی بعدها به اسپانیا سفر کرد و در آنجا یک کارخانه بارفتنسازی تاسیس کرد. در اسپانیا رموز رنگهای آتش بزرگ را فراگرفت. در سال 1818 برادران فرت Ferrat امکان نوینی در عرصه ساخت بارفتن بهوجود آوردند و آن آتش کوره بارفتن بود که بهمعنای پختن گل مخصوص بارفتن در میان پوشش راست گوش مخصوص است. در دوره قاجار این صنعت وارد ایران شد و مورد توجه اشراف و ثروتمندان قرار گرفت. امروزه گونههای مختلفِ کدر بارفتن، به رنگهای شیری، آبی روشن، سبزِ روشن، زرد و صورتی مرغوبتر است.
بارفتن، دكور يا تزئين لاروس مینويسد كه شرق از سده هشتم ميلادی از راز بارفتن آگاه بوده است. بارفتن توسط اعراب به صقیله وشهر بالئارس در اسپانیا و ایتالیا و فرانسه راه یافت. نمونهای از بارفتنهای قدیمی در تصاویر زیر نمایش داده شده است. تصاویر نقاشی آرایش گلها روی بشقاب بارفتن موستیه قرن هجدهم میلادی است. بارفتنسازی بدینصورت است که پس از پختن خاک ويژه بارفتن روی ظرف نقش دلخواه را میزنند. سپس آتش بزرگ نقش را روی مينای خام، زده و بارفتن را در ظرف چهارگوش گلی كوره قرار میدهند. در اين حال، بارفتن بیآنكه مستقيما با آتش تماس داشته باشد برای بار دوم با آتش پخته میشود.
منبع: بارفتن
موضوعات مرتبط: هنری [ یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵ ] [ 21:55 ] [ مینا ]
برای ساختن عروسکهای پولیشی روشهایی قابل اجرا در خانه، با استفاده از وسایل ساده، وجود دارد. این عروسکها را در اندازههای مختلف از انگشتی تا چند متر میتوان ساخت. کافیه که مدلی را انتخاب کنیم و الگوی پرینتگرفته آن را روی پولیش وصل کنیم. حالا پارچه را از مرزهای مشخصش برش میدهیم. وقتی برشهای مربوط به تکتک اجزای عروسک، مثلا گوش میمون، را تهیه کردیم، همه را به محلهای مربوط به خودشان وصل میکنیم. در اینجا باید پارچه را بدوزیم، اما بخش کوچکی از آن را بدون دوخت نگهمیداریم. حالا پارچه را برمیگردانیم و داخل عروسک را از محل باز و ندوخته آن، پر از پشمشیشه میکنیم. دوختن و نصب اجزای صورت عروسک، کاملا دلخواه و با نخها، تکهپارچههای یا دکمههای رنگی انجام میشود. من میمونم رو توی سبد چوبی که بهش نیاز نداشتم، نشاندم. برای تزئین اتاق بچهها خیلی جالب شد.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، هنری [ پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ ] [ 16:50 ] [ مینا ]
هنر سفالگری در کشورمون، به دلیل موقعیت ایران که در محل تمدنهای باستانی واقع شده، پیشینه تاریخی داره مانند سفال لالجین. در کل، پیدایش آن در ایران، به ده هزار سال پیش برمیگرده. در آن زمانها بیشتر برای ساخت ظروف نگهداری غذا و آب مورد استفاده بوده چراکه سفال ویژگی فاسدنشدنی داره. قرنهاست سفالگران هنرمندی از جمله مردم لالجین، به این صنعتِ دستی مشغولند، از خودشون آثار ارزشمندی بهجای گذاشته و نسل به نسل آن را منتقل کردهاند. البته ساخت سفال، با گذر زمان و همراه با تغییرات فرهنگی، از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش، تحولاتی داشته. این صنعت دستی، جزء صنایعی است که همیشه طرفداران خودش رو داره و جایگاهش حفظ مونده. دو نوع سفال در کشورمون ساخته میشه، یکی دارای لعاب و دیگری به رنگ خاکی. این محصول هنری، در ایران بیشتر در استانهای کویری مثل سمنان، همدان، خراسان و بلوچستان تولید میشه. از سنتهای سفال در حاشیه کویر فلات ایران، سفال دستساز قرمز و رنگ منقوشه. مهمترین تحول در صنعت سفالگری که این صنعت را دگرگون کرده، اختراع چرخ سفالگریه که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده. سفالگران در ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی و بعد از چرخهای پرسرعت و تند گردش، که کمکم شکل امروزی در کارگاههای سفالگری سنتی به خود گرفته، استفاده میکردند. قدیمیترین چرخ سفالگری در ایران در شوش بوده، اما باستانشناسان چرخهایی هم در منطقه تپههای سیلک کاشان پیدا کردهاند. در روستای قدیمی سیلک، ظروف سفالی قرمز رنگ بسیاری یافت شده که به دلیل وجود چرخ، بسیار منظمتر از اشکال اولیه این ظروف هستند. اکثرا کوره سفالگری از آجر ساخته شده و به دو قسمت پایین و بالا تقسیم میشه. در قسمت پایینی که به تنوره معروفه، یک مشعل بزرگ آهنی قرار داره. در قسمت فوقانی هم، ظروف برای پختهشدن در طاقچههای مخصوص. کورهها بسته به بزرگی و کوچکی ظروف، چندین طاقچه دارند تا حرارتی که از طبقه زیرین به آنها میخوره، مناسب پخت باشه. از اوائل هزاره سوم ق.م. نوع دیگری از سفال به داخل ایران آمد که به سفال خاکستری معروفه. این نوع سفال، چرخسازه و از نظر سبک ساخت و تزئینات تحتتأثیر ظروف فلزی همعصر خودش قرار گرفته. سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کورهای مخصوص که سفالگر به خوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال میکرده، پخته شده. این سفال، براق در طول عصر آهن، یعنی از اواسط هزاره دوم ق.م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافته و در همین دوره به اوج زیبائی، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت، پخت و و تزئین رسیده. از نیمههای هزاره اول ق.م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول رفت، بهطوریکه در طول دوران، سفالهای ساخته شده، عمدتا بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست. ازآنجاکه سفال ایران طراحی زیبا و مطابق با فرهنگ اصیل ایرانی داره، موردپسند بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی است. بنابراین، تلاش برای صادرات این کالا میتواند برای کشورمان سودآوری مالی زیادی داشته باشه.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، هنری ادامه مطلب [ شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ] [ 20:4 ] [ مینا ]
وقتی تشکها بر اثر استفاده، پنبههاش کوبیده و سفت، و برای خوابیدن، نامناسب میشد، اقدام میکردم برای تعمیرشون. پنبهها را از تشک خارج کرده، متقالش رو میشستم. خشک که میشد حیاط رو تمیز و برای آمدن حلاج، در روز بعد، آماده میشدم. صبح زود گوش به زنگ مینشستم که صدای جالبشون که میگفتند: "آی کار حلاجی"، در کوچه بپیچه. با آوردنش به داخل خانه، کار اصلی کلید میخورد. آن روز، کارم خیلی زیاد بود، از پذیرایی از او گرفته تا رتق و فتق امور، و به اونصورت، نمیتونستم از صدای کمون و هنر زیبایش لذت ببرم. حالا ها که یادم میاد، افسوس میخورم که چه نوستالژی جالبی رو از دست دادم. نوای دلنشینی که از پنبهزدن در فضا میپیچید و پنبههایی که در هوا پخش بود. چقدر آرامشبخش بود و هم اینکه یاد و خاطره خانه مادر و مادربزرگم در زمانهای قدیم، با تشک و لحافهای سنتی و گلهایی زیبا که بر روی آنها نقش انداخته بودند، رو در من زنده میکرد. در هر صورت، آن روز شلوغ، سپری میشد. بعد از آماده شدن تشکها توسط پنبهزن و رفتنش، دوباره حیاط را باید نظافت میکردم و بعد با کشیدن رویه اصلی تشک، کار تمام بود. فقط میماند یک ملحفه سفید که در لحظه خواب به روی آن کشیده شود. بعد نوبت تعمیر بالشها و متکاها، رسیدگی به پر و متقال آنها میرسید. سخت بود. یک هفتهای من رو به خودش مشغول میکرد. اما با اولین خواب بر روی چنین تشکی، رؤیای آرومی رو بهم نوید میداد. در حلاجی بعد از اینکه پنبه را از غوزه سوا کردند، الیاف فشرده پنبه را با کمان از هم جدا میکنند. شنیدهام میگویند، این حرفهی حضرت ابراهیم خلیلالله ع بوده. هنر سنتیای که مرحله اول لحافدوزی و نمدمالی و به تشکدوزی ارتقا یافته. این روزها میشه گفت، شغل حلاجی بسیار کمرنگ و کمطرفدار شده و بیشتر از تشکها و پتوهای صنعتی به جای سنتی استفاده میکنند. در قدیم سفارش برای جهیزیه عروس و دوختن سرویس خوابشان به لحافدوزها زیاد بود. چون پنبهزنها، لحافدوزی را هم انجام میدهند در مازندران به آنها کلا لحافدوز میگویند. رسیدگی به رختخوابها آنچنان برایم سخت بود که هنوز وقتی به یادش میافتم، کلافه میشم. معمولا حلاجها در بهار و تابستان را به بازار میروند به همین خاطر، در پاییز و زمستان در کوچهها برای پنبهزنی برای خانهها میگردند. من هم وقتی برای این موضوع اقدام میکردم که بچهها مدرسه باشند. چون میدانستم با شیطنتشون نمیگذارند کار پنبهزن در آماده کردن تشکها با سرعت انجام شود و اینطوری کار به درازا میکشید. کاش یک بار میگذاشتم تا ببینند و با این هنر زیبا از نزدیک آشنا شوند. هرچند که بازیگوشی، مانع میشد جز اینکه بیشتر، خودم اذیت شوم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، فرهنگی، خاطره، هنری [ چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ ] [ 11:6 ] [ مینا ]
یه کارتون از تلویزیون پخش میشد. محمدعلی از شخصیتی که توی اون انیمیشن بود، خوشش میاومد. با اینکه خیلی کوچولو بود، میگفت براش تلویزیون رو روشن کنم تا هروقت شروع میشه، ببینه. زمستون شروع شده بود و من میخواستم براش یه شلوار پیشسینهدار ببافم تا اینطوری کمر و سینهاش، گرم بمونه و خدایناکرده مریض نشه.
یه روز بهش گفتم محمدعلی میخوای جلوش، برات طرح یه عروسک بندازم؟ او هم با اینکه متوجه نمیشد من دقیقا میخوام چکار کنم، برگشت گفت: آره، کلوز! (شخصیت محبوب کارتونش). من رو میگی، مونده بودم، چکار کنم. یه کمی بافتش سخت بود، چراکه باید نخهای رنگی، مرتبا تعویض میشد و من نمیخواستم پشت لباس، نخ اضافه بیفته، که یه وقت به دستهاش گیر کنه و پاره بشه. دراینصورت، کل بافت، خودبهخود ازبینمیرفت.
از طرفی هم، توی حالت خودش روی من حساب باز کرده بود. نمیخواستم غیر نظرش کار دیگهای انجام بدم. هرطور بود اون رو بافتم. خیلی بیشتر از اونچه که فکر میکردم، طول کشید. اما، محمدعلی خوشش اومده بود و بهخاطرش خیلی ذوق داشت. همچین که میپوشید، سینهاش رو میانداخت جلو که به همه بگه من "کلوز" دارم.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴ ] [ 22:17 ] [ مینا ]
چهلتکهدوزی به آن خاتمیدوزی یا لندرهدوزی یا تکهدوزی نیز میگویند. آنچه که از اسناد و مدارک محدود برمیآید، بیانگر این است که چهلتکهدوزی بهویژه زمانیکه با آجیدهدوزی یا مطلسهدوزی همراه باشد در گروه رودوزیهای سنتی ایران جای میگیرد. اصطلاح رودوزی یا روکاری به هنری گفته میشود که در آن نقوش مختلف بر روی پارچههای بدون نقش از طریق دوختن یا کشیدن قسمتی از نخهای تار و پود پارچه و با دوختن تکهپارچههای ریز و درشت و رنگارنگ به یکدیگر ایجاد میشود. بهاینترتیب، با دوختن قطعات ریز و درشت و رنگارنگ تکهها و اضافات پارچههای مختلف به یکدیگر رویه کرسی، رختخوابپیچ، سجاده، پشتی، رومبلی، پردههای مختلف، بقچه سوزنی، رویه لحاف، رویه پشتی، روتختی، روقوری، کوسن، تابلوی تزیینی، دیوار کوب و … تهیه میشود.
هرچند که زمان پیدایش «رودوزی» که در آغاز برای آذین البسه بوده، دقیقا مشخص نیست. اما، اسناد و مدارک موجود و نمونههای بهدستآمده حکایت از رواج رودوزیها در دوران ایران باستان دارند. جاذبه چهلتکهدوزی در تناسب رنگها و اندازه آنها با یکدیگر است. اگر این تکهها مربع یا مستطیل و بهویژه مثلث و هماندازه باشند، چون شبیه به خاتم میشوند به آن خاتمیدوزی نیز میگویند. اگر این قطعات رنگی پارچه با طرح گل یا گلدانی یا منظره تهیه شود به آن تکهدوزی میگویند.
با قطعات نازک و رنگی نمد نیز تکهدوزیهای زیبایی تهیه میشود. بهطورکلی این کار در ایران در زمانهای متفاوت رایج بوده، بهگونهای که تکهپارچههای مختلف با مهارت هرچهتمامتر و با توجه به هماهنگی رنگها در کنار یکدیگر دوخته میشدند و روی جای دوختها نیز با گلدوزیهای ابریشمی (آجیدهدوزی) زیباسازی میشد. این کار، زحمت زیادی دارد و افراد در ازای آن در گذشته دستمزد دریافت میکردند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴ ] [ 20:21 ] [ مینا ]
نحوه ساخت ویترای ویترای (به فرانسوی: vitrail)، شیشهرنگی (به انگلیسی: stained glass) یا شیشه نقشینه، میتواند به قطعههای شیشه رنگین یا به هنر و صنعت استفاده از این قطعهها اشاره کند. قدمت این هنر به هزار سال میرسد. نحوه ساخت شیشه رنگی، شامل طراحی اولیه روی کاغذ، سپس تعیین رنگ هر قسمت طرح و شمارهگذاری و تعیین جهت آن، متناسب با بافت شیشه خام است. در مرحله بعد، با رعایت فاصله بین شیشهها، که لحیم قلعی آن را پر میکند، طرح را روی ورق شیشه رنگی چسبانده و با قلم الماسه آن را میبرند. سپس با طرح اولیه که الگوی ساخت طرح است، مطابقت داده شده و با چرخ سنباده لبههای تکه شیشه بریدهشده را صاف و اندازه میکنند.
در مرحله بعد، دوره یا لبههای هر تکه را با نوار مسی چسبدار قابگیری میکنند. هدف از این کار، آمادهکردن آنها برای چسباندن با لحیم قلع و سرب است. در این مرحله، تکههای شیشه قابگیریشده را روی الگوی اولیه کنار هم میچینند و کنترل نهایی میکنند. سپس با قلمو مایع تنکار را روی لبههای مسپوش شیشهها زده و با نوار لحیم و هویه داغ، شیشهها را به هم متصل میکنند. محصول نهایی در قاب یا پنجره قرار گرفته و در مقابل نور طرح زیبای خود را نشان میدهد. نمونههای شیشههای قدیمی ایرانی و سیر تحول این صنعت در ایران در موزه آبگینه تهران در معرض تماشا قرار دارد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: هنری [ چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴ ] [ 14:22 ] [ مینا ]
تقدیم به خواهر هنرمندم مینو
خواهرم استاد شیرینیپزیه. ماهر در پخت هر نوع شیرینی با کیفیت عالی. وقتی میخواد پلمبیر، کیک_بستنی و زولبیا_بسنتی، درست کنه، بهش میگم: "زیاد درست کن که من برای فردام هم ببرم." انگار آش نذریه
موضوعات مرتبط: خاطره، تغذیه، هنری [ یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ ] [ 21:5 ] [ مینا ]
قلاببافی هنریه که در هر مکان و زمانی میشه اون رو بافت. مثل بافتنی نیست که مجبور باشی باعجله ببافی تا توی زمستون مورداستفاده قرار بگیره، و یا خیاطی که نیاز به یه مکان و موقعیت خوبی داشته باشه، تا بتونی برای برش یه لباس اقدام کنی. کافیه یه قرقره و یه قلاب داشته باشی، تا هرجایی، حتی توی تاکسی و در هر مکان عمومی، خودت رو بهش مشغول کنی.
تنها به تزئینات خانه، محدود نیست. میشه، بهراحتی باهاش پتوی نوزاد، روتختی یا یک بلوز خوشگل بافت. به نظر من، درعینزیبایی یه هنر مظلومیه. کمپیشمیاد بتونه خودش رو نشون بده. اگر شروع به بافت کنید، مطمئن باشید، ذوقی به شما میده که محاله رهاش کنید. از بافت اولین زنجیره تا آخر مدل، نه مثل بافتنی، به دوختن نیاز داره و نه اقدام دیگری. کافیه نخ رو گره بزنید و کار تمومه.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، هنری [ یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴ ] [ 17:41 ] [ مینا ]
فیلمهایی که آقای مهدی فخیمزاده در آن نقشآفرینی میکنند، خشن و دلهرهآور نیستند، اما شخصیت ایشان جوری است که او را ترسناک و باجذبه جلوه میدهد. در این فیلم هم همین اتفاق افتاده. با کمی خشونت که در ابتدای فیلم نشان میدهد، اما بار دراماتیک آن بالاست و همچنان حفظ شده، بهجای آنکه ناراحتی را به شخص انتقال دهد، لطافت و احساس خوبی که به خانواده دارد را به ذهن منتقل میکند. با اینکه نشان میدهد که قهرمان داستان، برخلاف عقیده همسر عملکرد دارد، اما، قلبا طور دیگری است. کمکش به او برای حل کردن مشکلات و برداشتن بار آنها از سر راه فرزندان، به زیباترین وجه به تصویر کشیده شده. لطافت فیلم آنچنان زیاد است که بیننده با هر سلیقهای را به خود جلب میکند.
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ] [ 21:0 ] [ مینا ]
هنر موزاییکسازی و كاشیكاری معرق، تركیبی از خصائص تجریدی و انفرادی اشیاء و رنگهاست، كه بیننده را به تحسین، ذوق و سلیقه و اعتبار كار هنرمند در تلفیق و تركیب پدیدههای مختلف وادار میسازد. تزئینات كاشی بر روی ستونهای معبدالعبید در بینالنهرین باقیمانده از سالهای نیمه دوم هزاره دوم ق.م. نشانگر اولین كاربرد هنر كاشیكاری در معماری است. این شیوه تزئینی كه با تركیب سنگهایی الوان و قراردادن آنها در كنار یكدیگر و با نظم و تزئینی خاص همچنین با استفاده از اشیاء رنگین مانند صدف، استخوان و ... ترتیب یافته، بیشتر شبیه به شیوه موزاییکسازی است تا كاشیكاری، كه بههرحال اولین تلفیق اشیاء الوان تزئینی است كه با نقوش مختلف هندسی زینتبخش نمای بنا شده، و پایهای جهت تداوم هنر كاشیكاری، بهخصوص نوع معرق آن، در آینده گردیده است. همچنین اولین تزئینات آجرهای لعابدار و منقوش نیز بر دیوارههای كاخهای آشور و بابل بهكار گرفته شده است.
در ایران، مراوده فرهنگی، اجتماعی، نظامی، دادوستدهای اقتصادی و رابطه صنعتی، گذشته از ممالک همجوار، با ممالک دوردست نیز سابقه تاریخی داشته است. این روابط تأثیر متقابل فرهنگی را در بسیاری از شئون صنعتی و هنری بهویژه هنر كاشیكاری و كاشیسازی و موزاییک بههمراه داشته، كه اولین آثار و مظاهر این هنر در اواخر هزاره دوم ق.م. جلوهگر میشود. در كاوشهای باستانشناسی چغازنبیل، شوش و سایر نقاط باستانی ایران، علاوهبر لعاب روی سفال، خشتهای لعابدار نیز یافت شده است.
منبع: کاشیکاری
موضوعات مرتبط: فرهنگی، هنری ادامه مطلب [ جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳ ] [ 14:13 ] [ مینا ]
صنعت كاشیسازی و كاشیكاری، بیش از همه در تزئین معماری سرزمین ایران، و بهطورخاص بناهای مذهبی بهكار گرفته شده است. این هنر از گذشته بسیار دور درنتیجه مهارت، ذوق و سلیقه كاشیساز در مقام شیئی تركیبی متجلی گردیده. بدینترتیب كه هنرمند كاشیكار یا موزاییکساز با كاربرد و تركیب رنگهای گوناگون و یا دركنارهم قراردادن قطعات ریزی از سنگهای رنگین و برطبق نقشهای از قبل طرح گردیده، به اشكالی متفاوت و موزون از تزئینات بنا دست یافته است. طرحهای ساده هندسی، خط منحنی، نیمدایره، مثلث، و خطوط متوازی كه خط عمودی دیگری بر روی آنها رسم شده، از تصاویری هستند كه بر یافتههای دورههای قدیمیتر جای دارند، كه بهمرور، نقشهای متنوع هندسی، گل و برگ، گیاه و حیوانات كه با الهام و تأثیرپذیری از طبیعت، شكلگرفتهاند پدیدار میگردند، و درهمهحال، مهارت هنرمند و صنعتكار در نقشدادن به طرحها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترین موضوع مورد توجه است.
این نكته را باید یادآور شد كه مراد كاشیگر و كاشیساز از خلق چنین آثار هنری، هرگز رفع احتیاجات عمومی و روزمره نبوده، بلكه شناخت هنرمند از زیبایی و ارضای تمایلات عالی انسانی و مذهبی، مایه اصلی كارش بوده است. مخصوصا اگر به یاد آوریم كه هنرهای كاربردی بیشتر جنبه كاربرد مادی دارد، حالآنکه خلق آثار هنری، نمایانگر روح تلطیفیافته انسان است، همچنانكه «پوپ» پس از دیدن كاشیكاری مسجد شیخ لطفالله در «بررسی هنر ایران» مینویسد، «خلق چنین آثار هنری، جز از راه ایمان به خدا و مذهب، نمیتواند بهوجود آید».
منبع: کاشیکاری
موضوعات مرتبط: فرهنگی، هنری [ شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳ ] [ 14:8 ] [ مینا ]
تاریخ رنگرزی بهطور دقیق مشخص نیست ولی «مرتضی راوندی، کارشناس هنر» عقیده دارد، انسانهای اولیه «پس از تهیه لباس، از خاکهای رنگین یا عصاره گیاهان و میوهها موادی بهدست آوردند و جامهها را با آن رنگ کردند و بهاینترتیب، لباس رنگی مخصوص برای فرمانروایان درست شد و هنر رنگرزی نیز در خدمت بشر قرار گرفت.» نساجی و بافندگی در هر منطقه، نشان از وجود الیاف خودرنگ و یا رنگشده دارد و در هرجا اثر از نساجی باشد، رنگرزی هم انجام میشده است.
عقیده دانشمندان بر اینست که «شناخت انسان از رنگ، حداقل به سه تا چهارهزار سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد. شاید انسانهای نخستین، هنگام غارنشینی و استفاده از میوهها و گیاهان، به رنگ بعضی از میوههای وحشی، همچون آلبالو و شاهتوت، پی برده و از آن برای رنگکردن نقش و تصویر جانوران موردعلاقه یا دیوار محل سکونت و بدن خود استفاده کرده باشند.» «سومریها در ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در آشور ساکن شدند. یکی از لوحهای سفالی کشفشده متعلق به آن دوره، فهرستی از احتیاجات یک کدبانوی خانه، به لباس را دربردارد که نشان میدهد، پارچههای آن دوره، به رنگهای گوناگون رنگ میشده است.»
در آثار مکتوب بهدستآمده از چین، چگونگی رنگرزی ابریشم در ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بیان شده است و توضیح داده شده که چگونه رنگهای زرد، قرمز و سیاه را روی ابریشم بیاورند. گفته میشود که پارچههای رنگشده که از مکانهای مقدس در مصر بهدستآمده، مربوط به ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است. طبق مطالعات، این هنر از مناطق باختر و هند به سایر نقاط جهان کشانده شده و انگیزه آن لکههای بهجامانده از آب میوه روی پارچه که بهطورتصادفی پیشآمده، بوده است. شواهدی نشان میدهد که عملیات رنگرزی در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در اطراف دریاچه «زوریخ» انجام میشده است.
منبع: طلوع رنگ
موضوعات مرتبط: علمی، هنری ادامه مطلب [ چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ ] [ 16:16 ] [ مینا ]
رشتیدوزی یکی از رودوزیهای سنتی ایران و از صنایعدستی شهر رشت، استان گیلان است که در فهرست آثار ملی ایران، میراث فرهنگی ناملموس (معنوی) به ثبت رسیده است. در دهه ۸۰ شمسی یونسکو نام این رشته را که قبلا قلابدوزی رشتی بوده به نام دیرین و بومی رشتیدوزی تغییر داده است. رشتیدوزی نوعی از رودوزیهای سنتی ایرانی است که طی آن، زمینه پارچه بهوسیله نخهای ابریشمین رنگین بهگونهای بسیار زیبا و چشمنواز تزئین میشود. رشتیدوزی به سه روش ساده، برجسته و معرق دوخته میشود. کاربرد این هنر از دیرباز تاکنون شامل پرده، فرش، پوشش زین، سجاده، روکش مقابر بزرگان، کلاه، لباس، رومیزی و روتختی است.
ابزار کار ابزار کار قلابدوزی، میلهای فلزی و باریک به طول ۷ سانتیمتر و قلابی تیز در انتهاست که انحنای قلابهای عادی را ندارد و در عوض یک بریدگی در فاصله پنج میلیمتری نوک قلاب وجود دارد. ابزار دیگر کار قلابدوزی جریده است که از دو قطعه چوب به طولهای ۱ متر و ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده که گیرهمانند است. عموما برای سطح کار قلابدوزی رشتی از پارچه ماهوت استفاده میشود که در رنگهای متنوع است. رشتیدوزی درحالحاضر، برای تزئین سجاده، جاقرآنی، لبه پرده، زیرلیوانی، رویه میز، رویه کوسن، رویه دمپایی زنانه، کفش زنانه، بقچه سوزنی و ... مورداستفاده قرار میگیرد. هماکنون حدود ۲۱۲ هنرمند رشتیدوز در سطح استان گیلان فعالیت میکنند. نقوش مورداستفاده در رشتیدوزی عبارتند از بازوبندی، بند رومی، بته جفه ترمهای، گل بادامی، بته جقهای شاخ گوزنی، بته جقه قهر و آشتی، گل و بوته، گل و مرغ و ...
منبع: رشتیدوزی
موضوعات مرتبط: هنری [ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ ] [ 22:26 ] [ مینا ]
سجادهبافی به منظور تأمین شرایط مکان نمازگزار از لحاظ طهارت و پاکی است. ابعاد سجاده معمولا کوچک و قابل حمل بوده و اکثرا توسط نخهای پشمی خود رنگ سفید، کرم، سیاه و با طرحی شبیه محراب، بافته میشود. همچنین به علت علاقه شدید کردها به حفظ آداب و سنن خود بافت پارچههای مخصوص لباس کردی (بوزو) که معمولا در عرض ۲۰- ۲۵ سانتیمتر بافته میشود، مرسوم است. از هر ۲۲ متر آن یک دست لباس کردی تهیه میشود. نحوه تولید، بدینترتیب است که بافنده اقدام به چلهکشی و ماسورهپیچی نخهای تابیده شده پشمی نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش از شانه مناسب که برحسب نوع بافت متفاوت بوده و تفسیر میکند استفاده مینماید. سپس با به حرکت درآوردن ماکو به کمک دست که در داخل آن ماسوره حاوی نخهای پود قرار دارد و با استفاده از پا برای ایجاد درگیری نخهای پود و تار عمل بافت را انجام میدهد. متأسفانه امروزه به علت رواج صنایع نساجی ماشینی این حرفه رو به فراموشی میرود. در صدر اسلام سجاده وجود نداشته و در ابتدای پیدایش آن، به این دلیل که سنت پیامبر ص نبوده، از سوی بسیاری از مسلمانان با آن مبارزه میشده و از جمله در دوران بنیامیه سجادهها را میسوزاندند. سجاده را معمولا بعد از نماز، جمع (لوله یا تا) میکنند. از خرافات گذشتگان این بوده که اگر جانماز جمع نشود شیطان به روی آن خواهد رفت و نماز خواهد گذاشت. طرح اصلی سجاده معمولا محراب است. نقش قندیل، ستون و سر ستون هم در سجاده معمول است. دوران طلایی بافت سجاده اوایل سده هفدهم م. (یازدهم ه.ق.) بوده است. شیعیان در بالای محراب، یا در حاشیه سجاده کتیبههایی به نام معصومین، و اشعاری در مدح ایشان، و کلماتی چون "یاهو" یا حروف ابجد مانند ۱۲۱ (یا علی)، ۱۱ (هو) نقش میکردهاند. درحالیکه سجادههای ایرانی با گل و بوته و نقش جانوران زیاد دیده شده، سجادههای مناطق دیگر، مانند آسیای صغیر، هرگز با شکل حیوانات دیده نمیشود. سجادههای بافت بلوچ، افغان و ترکمن رنگ متن قرمز سیر، ارغوانی تیره یا مشکی دارند.
منبع: سجاده بافی
موضوعات مرتبط: هنری [ یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۳ ] [ 19:49 ] [ مینا ]
تمام کارهای خانم برومند از فیلم و سریال، همه زیبا و بهیادماندنیاند و اکثرشون نوستالژی برای بچههامون. طوری به آنها میپردازد و کارگردانی میکند که بزرگترها تا نبینند از کنارش رد نمیشوند چه برسد به بچهها. شهر موشها و مدرسه موشها، نمونه بارز از این قصه است. با کاراکترهای تحسینبرانگیز، حرکات و صدایی که با هم تلفیق شده و بهخوبی به یادگار در ذهن میماند. جدی نیست و با وجود عروسک بودنش، آموزههای فرهنگی بینظیری برای نسل جوان به ارمغان میآورد. با گروه هنرمندی که در اختیار دارند بهراحتی توانستهاند کارهای تحسینبرانگیزی به جامعه ارائه دهند. به همین خاطر باید از ایشان، ممنون بود و سپاسگزار.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ ] [ 22:20 ] [ مینا ]
مادربزرگم سر هر کاری که مینشست، اینقدر اون رو قشنگ انجام میداد که بیاختیار، مینشستم و خیره خیره نگاهش میکردم. از قرآن خوندنش گرفته تا پاک کردن سبزی و بنشن و دوخت و دوز، ... . یه جوری با طمانینه خاصی کار میکرد و حرکت دستهاش به قدری جالب بود که نظرم رو به خودش جلب میکرد. مثلا وقتی میخواست خیاطی کنه، همچین که انگشتانهاش رو میزد به انگشت میانیش، من حاضر میشدم به تماشاش. محال بود بدون انگشتانه، چیزی بدوزه. اینقدر جالب، پنجههاش رو حرکت میداد که امکان نداشت سوزن یا انگشتانه از دستش بیفته. بارها و بارها، امتحان کردم، دیدم اصلا نمیتونم ادامه بدم، حتی یک کوک کوچک. به نوبت هر کدوم از نوک انگشتانم رها شده و کار مختل میشد. هیچوقت یاد نگرفتم. به کرات انتهای سوزن، به دستم فرومیرفت و زخم میشد اما انگشتانه در دستم ثابت نمیموند. یک بار وقتی خواهرش به خانه ما آمد، با هم نشستند به دوخت و دوز. دیدم که او هم مانند مادربزرگم به همان زیبایی و مهارت با این وسیله خیاطی میکند. اصلا انگار هیچ چیز در دستش نیست. وسیلهای بسیار کارآمد در خیاطی، که از اهمیت زیادی برخورداره.
مجسمه 9 فوتی انگشتانه در تورنتوی کانادا
بنا به گفته ویکیپدیا: انگشتانه که با نامهای انگشتدانه یا انگشتدونه هم شناخته میشود ابزاری برای خیاطی است از جنس فلز و سخت که آن را نوک انگشت گذاشته تا مانع فرورفتن سوزن حین خیاطی به انگشت شود. انگشتانه قدمتی زیاد بین خیاطهای ایران دارد بهطوریکه تمام خیاطها انگشتانه را به خوبی میشناسند و حداقل یکبار از آن استفاده کرده یا آن را دیدهاند. نخستین انگشتانههای آمریکایی از استخوان نهنگ ساخته شدند که مزین به طرحهای مینیاتوری و غالبا تذهیبشده بودند که مجموعههای باارزشی تلقی میگردند و تعداد قابلتوجهی از آنها در موزه نیوانگلند به نمایش گذاشته شده است. در طول جنگ جهانی اول و در کشور انگلستان نیز از کسانی که چیزی برای بخشیدن و کمک به ارتش نداشتند، انگشتانههای نقرهای توسط دولت بریتانیا پذیرفته و سپس برای تهیه تجهیزات طبی و بیمارستانی ذوب میگردیدند. در دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ نیز نوعی از انگشتانههای شیشهای متداول گردید که بیشتر، جنبه تبلیغاتی داشتند. گذاشتن انگشتانههای ساختهشده از چوب صندل در میان البسه و پارچهها در قدیم، یکی از متداولترین و رایجترین شگردها برای دور نگهداشتن حشراتی همچون بیدها بود. انگشتانه همچنین در ادوار مختلف به عنوان توتم و نشانهای از دلبستگی و علاقه در فرهنگ عامه کاربرد داشته است. یکی از خرافات مرسوم در قدیم و در رابطه با انگشتانه این بود که ادعا میشد اگر کسی ۳ انگشتانه به شما بدهد، هرگز ازدواج نخواهید کرد.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، خاطره، هنری [ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ] [ 20:29 ] [ مینا ]
این فیلم با بازی هنرمندان بینظیر کشور، دوبلورها و گریمورها، کارگردانی و نویسندگی آقای علی حاتمی، دیالوگهای بهجا و درست، به یک فیلم بینظیر، ماندگار و بهیادماندنی در عرصه سینما تبدیل شد. رنج یک مادر که در جوانی، میانسالی و پیری با گذر از هر دوره، که روزگار به شکل خود برایش رقم خورد، و درنهایت، مرگ مظلومانهاش، به زیبایی هرچهتمامتر به تصویر کشیده شد. فیلمی سرشار از احساسات، دلگیریها، دغدغهها و حتی گهگاهی خشم، یک زندگی معمولی را نشان داد که در هر عرصه ممکنست پیش آید. مضافا تبعید شوهر که به این رنج، بیشتر دامن زد. سختیهایی که یک مرد نمیتواند بهتنهایی با آنها روبرو شود را یک زن، گذراند، خم به ابرو نیاورد و زندگی را به پیش برد که ثمرهاش فقط جمع شدن بچهها به دور هم بود و معلوم هم نیست در آیندهای نهچنداندور، دوباره به همان حالت اول برنگردند. اما در آخرین دقایق زندگی لااقل دلی خوش کرده و نتیجه حداقلی از زحمات خود را دید. زندگی هرکس یک کتاب نخوانده است که اگر باز شود، چه شوری را ایجاد میکند، خدا میداند. فقط خود شخص مهم است که این مسیر را چگونه پیموده و چه چیز را توشه راه خود کرده.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، هنری [ یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۲ ] [ 23:57 ] [ مینا ]
[ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:45 ] [ مینا ]
من ظرف نوربلین رو خیلی دوست داشتم. بعدها فهمیدم اسم کارخانهای در لهستان که در آن ورشو میساختند بوده. حالا چرا این نوع ظرف به این اسم معروف شد نمیدانم. شاید در آنجا هم از این نوع ساخته میشده. هم خودم میخریدم هم برام کادو خیلی میآوردند. نگهداریش یه کمی مشکله. باید با ابر شسته بشه. چون اگر کوچکترین خشی بهش بیفته به مرور زنگ میزنه و ظرف رو خراب میکنه. بعد از شستشو هم باید کاملا خشک بشه. اگر برای میوه و شیرینی استفاده بشه بهتره تا ظرفی که با قاشق و کارد و چنگال تماس داره. درصورتیکه در زمان استفاده به خوبی ازش مراقبت بشه همیشه براقی خودش رو حفظ میکنه و سالها میتونی ازش لذت ببری. یک طرح ثابت ولی به شکلهای مختلف، مشخصهاشه. انگاره استکان و لیوان، قندان، سینی، قاشق و چنگال، گلدان، پارچ، به شکلهای مختلف و زیبا در بازار ارائه میشه. بسیار سبکه و وزن زیادی نداره، به همین خاطر، کار باهاش برام راحت بود.
موضوعات مرتبط: هنری [ پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ ] [ 21:28 ] [ مینا ]
از گذشته تا امروز در تمام خانههای ایرانی حتی محقرترین آنها، مفروش كردن خانه با فرش دستباف یكی از زینتهای خانه محسوب میشود. هرچند كه امروزه به دلیل گران بودن این فرشها خرید آن برای بسیاری از طبقات جامعه غیرممكن است، ولی استفاده از آن بهعنوان هنر و صنعت ایرانی از جایگاه و منزلت ویژهای در میان خانوادهها برخوردار است. در گذشته كه تا حدودی سبک چینش و دكوراسیون وسایل داخل خانه با امروز متفاوت بود و استفاده از مبل و صندلی جایگاه چندانی نداشت و تنها برای طبقات بالای جامعه مورد استفاده قرار میگرفت، معمولا سراسر اتاق را با فرش میپوشاندند و بافت قالیهای بزرگ، بسیار رایج بود تا سطح تمام اتاق را بپوشاند، ولی با جایگزین شدن مبل و صندلی بهجای مخده و پشتی، استفاده از فرشهای بزرگ در منازل از رواج افتاد، ولی از ارزش و جایگاه فرش كاسته نشد و بهجای فرشهای بزرگ، فرشهایی با قطعات كوچکتر رواج پیدا كرد.
مساجد نیز ازجمله مكانهایی است كه همچنان از گذشته تا به امروز از مشتریان فرشهای دستباف است. در گذشته شاهان متدین قالیهای گرانمایه را به نشانی دینداری وقف مساجد میكردند. قالی در فرهنگ ایرانی از چنان منزلتی برخوردار بوده است كه در مساجد و كاخهای سلطنتی به امین اموال و متصدی مخصوص سپرده میشد تا حفظ و مرمت آن را بهعهده بگیرد. حتی قالیهای بسیار گرانبها را زیرپا نمیانداختند و همچون تابلوهای نقاشی بر دیوارها آویزان میكردند یا لوله میكردند و در گوشهای از منزل قرار میدادند و در مراسم خاص از آن استفاده میكردند. بههرحال، وقتی صحبت از فرهنگ و هویت ایرانی میشود بیشک، فرش یكی از نمادهای بارزی است كه این فرهنگ و هویت را نمایان میكند. گذشته از صنعت فرش كه امروزه بهعنوان یكی از اهرمهای قوی بازرگانی كشور تبدیل شده، این هنر ایرانی كاركرد فرهنگی نیز به خود گرفته است؛ بهطوریكه طرحها و نقشهای هریک، نه تنها نشاندهنده دوره ویژه تاریخی است، بلكه نمادهایی از فرهنگ بافندگان آن را كه از منطقهای خاص از ایران هستند، آشكار میكند. اگرچه تاریخ شروع بافت فرش بهدرستی معلوم نیست و مشخص نیست كه بافت فرش از كدام منطقه شروع شده، ولی اغلب مورخان و باستانشناسان، متفقالقولند كه ایرانیان ازجمله اولین اقوامی هستند كه بافت فرش را شروع كردهاند. شواهد حاكی از آنست كه فرش برای مقاصد صرفا كاربردی نظیر حفاظت خانه روستاییان از سرما و نم، بهوجود آمد و كمكم راه خود را بهعنوان یک اثر زینتی و نشانهای از تحول در خانههای اشراف و اعیان باز كرد. گفته میشود دوره شكوفایی هنر فرشبافی در ایران مقارن حكومت صفویان است.
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲ ] [ 16:33 ] [ مینا ]
برای اولین بار بود که سرمهدوزی رو بههمراه سنگ، تجربه میکردم. تا میاومدم سرمهها رو بدوزم مثل فنر باز میشد. فکر میکردم مثل منجوقدوزی راحته. درحالیکه باید تمام سعی رو کنیم تا سرمهها درست برش بخورند و روی کار قرار بگیرند. طول کشید، اما بالاخره انجام شد. خوبیش این بود که روی پارچه مخمل، کار کردم. خود پارچه بهخاطر ضخامتش کمک میکرد تا کار، بهخوبی انجام بشه. نقش طاووس با تزئین سنگ رنگی و نقش گل در گلدان و کارهایی از این دست با سرمه که زیبایی خاص خودشون رو دارند. فقط اشکالش اینه که اولش خیلی قشنگند ولی وقتی مدت زمانی ازشون بگذره، رنگشون تیره میشه و زحمات آدم ارزش خودش رو از دست میده و ماندگاری همیشگی رو نداره. به همین خاطر باید در روی لباسی دوخته بشه که بعد از مدت زمانی کنارشون بگذاری یا قاب بشه که پشت شیشه قرار گرفته و کمتر در معرض هوا و رطوبت باشه.
موضوعات مرتبط: خاطره، هنری [ یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲ ] [ 20:11 ] [ مینا ]
[ شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ ] [ 20:1 ] [ مینا ]
بادلهدوزی: بادلهدوزی یا تلیبافی یکی از رودوزیهای سنتی و صنایعدستی هرمزگان است که در لغتنامه بهمعنای یراق بادله به جامه دوختن یا یراقدار کردن جامه است. این نوار با پهنای پانزده سانتیمتری از به هم پیوستن چند نوع زری با هم، بهصورتیکه زری بزرگ در وسط و زریهای کوچک در اطراف است، تولید میشود که معمولا برای تزئین لبه و دمپای شلوارهای زنانه استفاده میشود. در این صنعت دستی، چند نوع زریدوزی را به هم میدوزند و از این راه، پارچهای بهدست میآید که بادوله نام میگیرد. این هنر نقش بزرگتر در میانه و نقشهای کوچکتر در اطراف آن قرار میگیرند. بهطور معمول نوعروسهای مناطق جنوبی از شلوارهای بادلهدوزیشده استفاده میکنند؛ اگرچه این محصول توسط سایر زنان نیز گاهی در مراسم عروسی استفاده میشود. این شلوارها دکمههایی با نخ ابریشمی دارند که با شیاری در کنار ساق پا باز و بسته میشود.
خوسدوزی: خوسدوزی هنر سوزندوزی بر روی تور یا مخمل است که با نخ خوس یا نقده که نوعی نخ پلاستیکی در رنگهای مختلف است برای تزئین پرده، روسری و چادرهای توری، لباسهای محلی، رومیزی و روتختی استفاده میشود. نقشهایی که در خوسدوزی استفاده میشود نقش ستارگان به شکل ششپر، هشتپر و دوازدهپر است. در این نوع سوزندوزی پشت و روی پارچه معمولا یکنواخت است و بازتاب منحصربهفردی دارد. یکی بهترین شهرهایی که در زمینه خوسدوزی فعال است، شهر قشم است.
منبع: بادلهدوزی
موضوعات مرتبط: هنری [ پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲ ] [ 9:59 ] [ مینا ]
هنر یکی از گستردهترین و زیباترین شکلهای بیان مفاهیم در انسانها است. بااینحال، گاهی اوقات به نظر میرسد که هنرمند مرز میان خلاقیت و سادگی را در هم میشکند. در پشت پرده تمام آثار هنری که در ادامه مشاهده خواهید کرد، عنصری الهامبخش وجود داشته که هنرمند از آن ایده گرفته است. در ادامه فهرستی از عجیبترین آثار هنری سراسر جهان را برای شما بازگو میکنیم.
درخت چراغ راهنمایی این اثر یک درخت چراغ راهنمایی است که توسط هنرمند، پیر ویوانت ساخته شده است. از 75 مجموعه از چراغهای راهنمایی، شکل یک درخت ساخته است که یکی از چشماندازهای طبیعی لندن بهشمار میرود، این چراغها ریتم بیپایان شهر را به زیبایی نشان میدهند. این اثر در خیابان ارون کوای بانگ در سال 1998 ساخته شد که شلوغی شهر را نشان میدهد.
مجسمه فیل واژگون در فاصله 18000 کیلومتری از سطح زمین، این مجسمه عجیب و غریب، برای نشان دادن مفهوم جاذبه زمین توسط دنیل فورمن ساخته شد. در آن فاصله از زمین، گرانش واقعا ضعیف است و یک فیل قادر است خودش را بهصورت قائم بر روی خرطوم خود نگهدارد.
مجسمه فرار اسبها این اثر عجیب و منحصربهفرد کاری از موستانگ های لاس کولیناس است و آن را در تگزاس میتوان یافت. این مجسمه دارای بزرگترین اسب های مجسمه در جهان است. هر اسب 1.5 برابر بزرگتر از یک اسب واقعی است. در پاهای هرکدام از اسبها، دریچههایی تعبیه شده که میتواند آب موجود در دریاچه را به سمت بیرون پرتاب کند و این حرکت زیبا صدای تاختن اسبها در دل یک میدان واقعی را تداعی میکند.
منبع: هنرهای عجیب
موضوعات مرتبط: مكانهای دیدنی ايران و جهان، هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۱ ] [ 20:24 ] [ مینا ]
خامهدوزی یکی از صنایعدستی سیستانوبلوچستان است که به آن خامکدوزی یا خمکدوزی هم میگویند و بهنوعی میتوان گفت خامهدوزی واژه دگرگون شده این دو اسم است. این هنر بیشتر در روستاهای سیستان رواج دارد و به عقیده برخی از کارشناسان، خامهدوزی در بنجار زبان زد خاص و عام بوده است. خامهدوزی یا سفیددوزی روی الیاف و پارچههای مخصوص به همت دستان زنان با ذوق سیستانی به نقش درمیآید. این هنر از خانواده سوزندوزی است که از نقوش خاص و اصیل بومی شکل گرفته و بهوسیله ابریشم نتابیده به شکلهای برجسته هندسی و بهصورت گلهای هشتپر، مربع، مثلث و ... روی پارچههایی از جنس کتان مینشیند.
خامهدوزی شباهت زیادی به هنر سوزندوزی دستان زنان بلوچ دارد. اما تنها تفاوت بین آنها استفاده از نخ ابریشم رنگ سفید در هنر خامهدوزی است. تزئین با خامهدوزی و ابریشمدوزی را نيز تطريز گویند. خامهدوزی تقریبا "شبیه سوزندوزی و عبارتست از پیشسینه، کلاه، عرقچین، جانماز، جلیقه، رومیزی، کوسن، مواد آن پارچه و نخ و گاهی نیز آینههای مورد استفاده قرار میگیرد. مهمترین صنایعدستی ایلات و طوایف سیستان عبارتاند از: حصير قالی، خامهدوزی و سوزندوزی. حصیربافی در سیستان رایج است. خامهدوزی هنری است نظیر سوزندوزی منتهی با استفاده از نخ یکرنگ که معمولا سفید است. نقشها نیز متفاوت از سوزندوزی بوده و شکلها بیشتر از خطوط منحنی تشکیل میگردد و فقط در روستاهای سیستان این هنر رواج دارد. امروزه خامهدوزی توسط زنان زابلی و روستاهای اطراف آن به مقدار زیاد انجام میشود.
خامهدوزی بیشتر در تزئین لباس بهویژه دور یقه، عرقچین، پیشبند، جانماز، دستمال، سفره و سرآستینهای مردانه و زنانه استفاده میشود. گلدوزیکردن روی پارچه با خامه یا همان ابریشم نتابیده در سیستان قدمت زیادی دارد چون سیستان با داشتن باغهای فراوان انگور یکی از بزرگترین مراکز تولید ابریشم بوده و این امر در منابع تاریخی نیز مشخص شده که این منابع از وجود کارگاههای تولید پیله ابریشم در روستای چلنگ زابل در حدود بیش از 100 سال قبل خبر میدهند. پیشسینه، کلاه (عرقچین) جانماز، جلیقه، رومیزی و کوسن، خامهدوزی میگردد. مواد اولیه مصرفی، پارچه و نخ و گاهی آینههای ریز است. نخ از نوع پنبهای مرسریزه نظیر نخ .D . M .C و پارچه نیز اغلب به رنگ سفید است. تولیدات خامهدوزی سیستان چندین بار نشان مرغوبیت صنایعدستی یونسکو را دریافت کردند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ ] [ 20:31 ] [ مینا ]
در این فیلم، به کارگردانی آقای داریوش مهرجویی، شروع زندگی دستهجمعی به شکل جدید نه قبل، که توی حیاط قدیمی هرکس در یک اتاق زندگی میکرد، را نشان میدهد. شکل جدیدی به نام آپارتمان که امروزه، فقط این مدل دیده میشود و از خانههای قدیمی، کمتر خبری است. حالا یا اجاره یا صاحبخانه فرق نمیکند. تعامل آدمها درگیریهایشان، شادیها و غمهایشان از شخصیت هرکس بهوضوح مشخص است. یکی خشن است اما با قلبی مهربان، یکی آرام است اما ذاتا عصبانی. یک شروع پرحادثه، اما درنهایت، تبدیل میشود به درک متقابل و همراهی با همنوع و همسایه. شروع یک پدیده جدید در شهری که چنین موردی دیده نمیشود، پرواضح است که بیمشکل نخواهد بود و درگیریهای غیرمنتظرهای را پیش میآورد. مضافبراینکه ساختمان با آنکه نوساز است اما مملو از ایرادهای ساختاری و سلیقههای اعمالشدهی بدون قانون. ورود هر چیزی به جامعه، مشکلات خاص خودش را بههمراه دارد که با تدبیر و بینش صحیح، میتوان آنها را از پیش پا برداشت. آپارتماننشینی هم یکی از آنهاست شاید سختتر از همه. مثلا مشکل موبایل در دست یک نفر و درنهایت، ارتباط با شخص دوم است. اما در یک واحد مسکونی اینچنینی در هر طبقه چند نفر زندگی میکنند که هرکدام دارای عقاید، نظریه و رفتارهای خاص خودشان هستند. چه کوچک باشند یا بزرگ، چه پیر یا جوان، میخواهند همه چیز مطابق میل خودشان پیش رود. اما فرهنگی میخواهد که قبل از ورود به آن باید آموزش داده شود حتی موبایل و ... که جلوی پیشامدهای بد در جامعه گرفته شو. همسایه شوخی نیست با فامیل فرق دارد. او را چند بار در هفته میبینی و آشنا را چند بار؟ خوشبختانه مالک، در این فیلم شخصی منطقی است. حال اگر بدشانسی باعث شود که با چنین مدیری روبرو نشوی. دیگر آن زندگی نیست عذاب قبر است و بس! آقای عزتالله انتظامی و خانم حمیده خیرآبادی بههمراه بقیه هنرپیشههای بهنام کشور، این فیلم را به زیباترین وجه اجرا و در سالیان بسیار دور در ذهنها باقی گذاردند که بازبینی چندبارهاش از شیرینی آن نمیکاهد و ذوق دوباره دیدن آن را نوید میدهد.
موضوعات مرتبط: اجتماعی، هنری [ دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ] [ 12:35 ] [ مینا ]
یکی از هنرهای دستی و اصیل عشایر که سابقه شروع و ابداع آن مشخص نیست، هنر چیغبافی است. هنری زیبا، بیپیرایه و بدوی كه در نقاط مختلف كشور با عناوین چیق، چیغ یا چیخ و در شهرها بیشتر با عنوان «پاراوان»، از آن یاد میكنند. این هنر با مواد اولیهای بسیار ارزانقیمت ساخته میشود، منتها صبر و هنر زنان و آرایههای اصیلی كه بر آن نقش میبندد، ارزش افزوده بسیار زیادی به آن میبخشد. درواقع، چیغبافی، هنری دستهجمعی و گروهی است و اگر زنی از عشایر، مشغول بافتن چیغ باشد، دیگر زنان عشیره به کمک او میآیند.
چیغ كه عبارت از بافت حصیری به پهنای تقریبی 150 سانتیمتر است و روی آن نقشهای متفاوتی بهوسیله نخهای رنگارنگ پشمی ایجاد میشود یكی از تولیدات مناطق عشایرنشین كشورمان است كه برای حفاظت اطراف سیاهچادرها از آن استفاده میشود. گاهى نیز در چادرهاى بسیار بزرگ براى جداسازى بخشهاى داخلى چادر از یكدیگر استفاده مىشود. چیغ از نی که بهصورت خودرو در محل زندگی عشایر میروید و موی بز، بافته میشود و از ورود گرما، سرما، باد، باران و خاک به درون چادر پیشگیری میکند.
درواقع، چیغ در اطراف چادرهای عشایری، بهصورت یک حصار نصب میشود و بزرگترین خاصیتش اینست كه جلوی تابش مستقیم آفتاب به چادر را میگیرد و اجازه نمیدهد گرمای آفتاب به داخل چادر نفوذ كند. بهاضافه اینكه در ساعاتی از روز و همچنین شبها، وقتی لبههای چادر را بالا میزنند تا هوای خنک به داخل بیاید، چیغ ضمن آنكه مانع دیدهشدن درون چادر از بیرونمیشود، هوای خنک را از لابهلای خود عبور میدهد و ضمنا جلوی ورود گردوغبار ناشی از باد و عبور حیوانات را میگیرد. ازآنجاکه نیها توخالی هستند عایق حرارتی محسوب میشوند. هنگام باران نیز بهدلیل بالارفتن رطوبت هوا، نیها منبسط میشوند و به هم میچسبند؛ بهاینترتیب، در برابر ورود آب به داخل مقاومت میکنند. همچنین، موی بز بهدلیل داشتن لایه چربی مانع نفوذ آب میشود. هنگام گرما و خشکی هوا نیها منقبض میشوند و هوا میتواند وارد و خارج شود و تهویه هوای ملایمی در چادر بهوجود میآید. همچنین، تحقیقات نشان داده است که مار و جانوران دیگر نمیتوانند از موی بز عبور کنند و وارد چادر شوند.
چیغ مثل اغلب دیگر رشتههای صنایعدستی در طول سدهها و سالهای متمادی شكل گرفته و به تكامل رسیده و با صراحت نمیتوان تاریخی دقیق برای ابداع و پیدایی آن تعیین كرد، اما چون از نظر ساختار در گروه حصیربافی قرار میگیرد، میتوان تصور كرد شعبهای از هنر حصیربافی است كه برحسب ضرورتهای مناطق تولید و به پشتوانه ذوق تولیدكنندگان، تدریجا از حصیربافی فاصله گرفته و بهصورت هنری مستقل درآمده است.
بافت چیغ، كه هماكنون بیشتر عشایر منطقه غرب كشور و خصوصا كرمانشاه به آن اشتغال دارند، هنری خانگی و صرفا زنانه است كه زنان خانهدار، بهطورفصلی و در ساعات فراغت از سایر امور خانهداری به آن میپردازند. چیغ در مناطق عشایرى استان كرمانشاه قدمتى به بلنداى زندگى كوچنشینى و عشایر دارد.
منبع: چیغبافی
موضوعات مرتبط: هنری [ پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ] [ 17:15 ] [ مینا ]
شیشه دستساز یا شیشه فوتی یکی از صنایع دستی قدیمی ایران است و به فرآوردهای اطلاق میشود که مراحل اساسی تولید آن با دست انجام گرفته باشد. قدمت این محصول به ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد میرسد. شیشه جسمی است شفاف، شکننده و ترکیبی از سیلیکاتهای قلیایی که این اجسام را در کوره ذوب مینمایند و بهوسیله دست یا به کمک قالبهای مخصوص به آنها شکل میدهند. اشیائی که از مناطق مختلف کشور نظیر شوش، ری، ساوه، و نیشابور از زیر خاک بهدستآمده نشاندهنده ساخت اینگونه ظروف در اکثر نقاط کشور در گذشتههای دور است. ظروف شیشهای در اوایل دوره اسلامی بیشتر شامل بطری، قوری، گلدان و فنجان بوده است که برای مصارف خانگی بهکارمیرفته. برخی اشیاء باقیمانده متعلق به قرون هشتم و نهم میلادی است که بدون تزئین است. همچنین تعدادی دکمه شیشهای که طی یکی از حفریات ناحیه حسنلو بهدست آمده متعلق به عهد هخامنشی است که بر وجود و رونق شیشهگری در آن عصر گواهی میدهد.
یکی دیگر از فنون مرتبط با شیشهگری دستی، تراش شیشه بهوسیله دست یا چرخ است و در روی بعضی از ظروف شیشهای قرن نهم که در سامره و ایران پیدا شده تراشهایی عالی از صورت انسان وجود دارد. برای مثال اشیاء کشف شده توسط هیات اکتشافی موزه متروپولیتن در نیشابور را میتوان نام برد. هماینک شیشهگری در بخشهایی از کشور رواج دارد و دستاندرکاران آن با کمک وسایل ابتدائی مصنوعاتی مصرفی و هنری تولید میکنند. کارگاههای شیشهگری معمولا دارای سقفهای بلند و پنجرههای بلند هستند که باعث خروج هوای گرم ناشی از کارکردن کورهها میشود و هوای داخل کارگاه را متعادل و قابل تحمل نگاه میدارد. برای استفاده از چند نوع شیشه با رنگهای متفاوت در هر کارگاه شیشهگری دو یا چند کوره اصلی وجود دارد.
ماده اولیه برای ساخت شیشه بیشتر ضایعات شیشهای وشیشه خردههایی است که از نقاط مختلف شهرها جمعآوری میگردد و گاهی نیز از سیلیس که ماده اصلی شیشه است بهعنوان ماده اولیه شیشهگری استفاده میشود. درجه حرارت لازم برای ذوب سیلیس ۱۸۲۷ درجه سانتیگراد است. اما در مواردی که مخلوط شیشه و سیلیس مورد استفاده قرار گیرد بهمنظور پائین آوردن درجه ذوب مواد دیگری مانند کربنات، براکس، شوره، نیترات و مواد قلیائی دیگر به ماده اولیه افزوده میشود. یکی از مهمترین عوامل در شیشهگری دستی نحوه ساخت رنگهای شیشه است. برای اینمنظور از اکسیدهای فلزات که بهصورت پودر در بازار وجود دارد استفاده مینمایند. مصنوعات شیشهای به دو گونه فوتی و پرسی تولید میشود.
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ جمعه ۲۶ اسفند ۱۳۹۰ ] [ 17:23 ] [ مینا ]
ملیله به دوختهایی اطلاق میشود که از مفتولهای طلایی، نقره و آلیاژهای مختلف که به شکل فنری درآمدهاند، برای تزئین سطح پارچه استفاده میشود. ملیله برخلاف نخهای سرمه قابلیت انعطاف ندارد و بر اثر کشش زیاد از فرم خود خارج میشود. برای آماده کردن پارچه یک قطعه متقال یا کتان به اندازه مخمل یا ترمهای که میخواهند بر آن ملیلهدوزی کنند، میبرند و با قلم موی پهن به تمام نقاط آن به طور یکنواخت محلول غلیظی از سریش و آب مالیده، مخمل یا ترمه را روی آن قرار میدهند و با دست چند مرتبه روی آن میکشند تا صاف شود و به پارچه زیرین متقال یا کتان بچسبد. پس از آنکه پارچهها خشک شد نقشهایی را که قبلا آماده شده است، روی پارچه مخمل یا ترمه منتقل میکنند. یعنی دور کار را ملیله میدوزند و ملیله را کاملا با نخ و سوزن محکم میکنند. سپس به توردوزی میپردازند و داخل نقش را ملیله میدوزند و این کار را ادامه میدهند تا تمام نقش با ملیله پر شود. در قسمتهای اصلی و برجسته نقشه، ابتدا مقداری پنبه به اندازه گل یا بوته تکهتکه میکنند و روی قسمتهای موردنظر قرار میدهند و آن را با نخ ساده روی پارچه میدوزند و سپس آن را ملیلهدوزی میکنند.
در دوران حکومت ساسانیان برای زینت دادن به لباسهای رسمی لشگری و کشوری از ملیلهدوزی استفاده میشده است. نمونه بسیار زیبایی از دوخت ملیله، روی مخمل دستبافت است که در حال حاضر در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود. این نوع رودوزی در اکثر نقاط کشور رواج دارد. روش نگهداری آن حفاظت از رطوبت مداوم، حرارت و آتش، اشعه مستقیم و مداوم خورشید، سفیدکنندههای شیمیایی و اشیاء برنده است و برای شستوشوی آن میتوان از آب و صابون و شویندههای معمولی و غیراسیدی استفاده کرد. قدمت اين دوخت با شواهد تاريخ و اشياء به دست آمده از حفاريها به 2500 الي 3000 سال پيش میرسد. هنر زریدوزی و دوختن نقشها و خطوط موازی با زری، بر روی شلوارها در زمان هخامنشيان معمول بوده است. لكن آنچه دقيقا گوياي مليله برای تزئين لباسها و پارچههاست، تكههائی است كه در ناحيه لولان در منتهیاليه شرق ايران كنونی بهدست آمده است. اين نمونهها چند تكه مليلهدوزی و قلابدوزی است كه در حفاریها كشف شده و به نظر میرسد كه مربوط به دوره اشكانيان باشد. در اين نمونه نقش یک درخت مو مليلهدوزی ديده میشود كه دارای شاخههای پيج در پيچ است و قسمتهای باز را برگ و انگور پر كرده است. اين هنر زيبا و ظريف با گذشت زمان، دوران تكاملی را نيز طی كرده و هنرمندان، اين نمونه از سوزندوزی را با دانههای مرواريد همراه كردند.
منیع: ملیلهدوزی
موضوعات مرتبط: هنری [ چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ] [ 22:22 ] [ مینا ]
میناکاری، میناگری یا میناسازی، هنری است که سابقهای در حدود پنجهزار سال دارد و از صنایعدستی محسوب میشود. امروزه این هنر بیشتر بر روی مس انجام میشود ولی میتوان بر روی طلا، نقره، سفال نیز آن را به عمل آورد. طلا تنها فلزی است که به هنگام ذن مینا اکسید نمیشود، ازاینرو، امکان اجرای طرحی همراه با جزئیات و با شباهت هرچهتمامتر بر روی مینا را ایجاد میکند، درحالیکه میناهای مسین و نقرهای چنین کیفیتی را ندارند. مینای کارشده بر روی طلا، هنر صابئین ساکن شهر اهواز است و به طلای صبّی شهرت دارد. شکلگیری مینا نیز از ترکیب اکسیدهای فلزات و چندگونه نمک در مجاورت حرارت بالا (۷۵۰ تا ۸۵۰ درجه سانتیگراد) است که رنگها در طول زمان و براساس دما بهوجود میآیند. امروزه در ایران کانون تولید ظروف میناکاری شهر اصفهان و جواهرات میناکاری شهر اهواز است و استادان برجستهای در تولید آثار مینا مشغول به فعالیت هستند.
پیشینه این هنر در ایران به زمان هخامنشیان میرسد و در زمان ساسانیان دچار تحولی بزرگ میشود، بنا بر نظر بسیاری از محققان تاریخ هنر، این دوره اوج شکوفایی هنر میناکاری است و معتقدند که میناکاران بیزانس و به دنبال آن، سایر ممالک خارجی، این هنر را با ویژگیهای عالی و شگفتانگیزش، از هنرمندان ایرانی در دوره ساسانیان فراگرفتند. در فرهنگ دهخدا میناسازی چنین تعریف شده است: نقاشی و تزئین فلزاتی همانند طلا، نقره و مس بهوسیله رنگهای لعابدار مخصوصی که در حرارت بسیار زیاد پخته و ثابت شود.
میناکاری در لغت نزدیکترین معنای لغوی برای مینا به معنی آسمان آبی است. میناکاری هنری است که طرحهای متفاوتی که معمولا با قلم سفید است بر روی ظروف مسی، نقرهای و طلایی نقش میشود. رنگ زمینه زیر نقوش معمولا به رنگهای آبی، سبز و گاهی قرمز است که اگر به چشم هنر به داخل ظروف منقوش مینا بنگریم، یادآور پهنای زیبای آبی آسمان باشد. شاید بههمین خاطر است که اسم این هنر را مینا کاری نامیدهاند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: علمی، هنری ادامه مطلب [ جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰ ] [ 17:50 ] [ مینا ]
اُرُسی از عناصر معماری ایرانی و پنجره مُشـَبَّکی است که بهجای گشتن بر روی پاشنه گرد، بالا میرود و در محفظهای که روی آن قرار گرفته، جای میگیرد و در اشکوب کوشکها و پیشان و رواق ساختمانهای سردسیر بسیار دیده میشود. نقش شبکه ارسی مانند پنجرهها و روزنهای چوبی است و نمونههای زیبای آن در خانههای کهن اصفهان و شیراز و کاشان و یزد (و انواع جدیدترش در تهران) بسیار است.
درباره ریشه این واژه، اختلافنظر وجود دارد. بهنوشته پیرنیا (ص ۳۵۵–۳۵۶) اور بهمعنای بالاست و اُرسی یعنی پنجرههایی با لنگههای بازشو بالارونده. بنا به گفته فره وشی این کلمه از ارو یا (arus) پهلوی گرفته شده و بهمعنای سفید و روشنایی است. بنجامین در وصف این نوع پنجره در سفرنامه خود مینویسد: ایرانیان به جای آنکه برای اتاقهای خود بهشیوه غربی چندین پنجره بسازند، همه را یکجا جمع کرده یک پنجره بزرگ یا در که از سقف تا کف اتاق میرسد برای اتاق در نظر میگیرند و این پنجره بزرگ را با قابهای مختلف به سه یا چهار قسمت تقسیم میکنند و در هر قسمت با بهکاربردن شیشههای رنگی کوچک، نمای خارجی و داخلی زیبایی برای اتاق فراهم میآورند. ارسی در شهرهای مختلف نامهای گوناگونی دارد؛ برای نمونه در یزد به «درهای شکم پاره» و در قزوین به «درهای چند چشم» موسوم است. ازجمله بناهای دارای ارسی میتوان به ارگ کریمخانی، خانه محتشم، بنای دیوانخانه و باغ دولتآباد اشاره کرد (عطارزاده، ص ۳۴).
لنگههای این پنجره بهجای حرکت بر حول محور پاشنه، در درون یک چارچوب به سمت بالا و پایین حرکت میکند. ارسی غیر از چارچوب به سه قسمتِ آستانه، طبقه پایین یعنی لنگههای بازشونده، و قسمت بالا که مخفیکننده لنگههاست تقسیم میشود. قسمت بالا بهصورت دوجداره ساخته میشود تا هنگامیکه لنگهها بالا کشیده میشوند در میان جدارهها پنهان شده، منظره نامناسبی به اتاق ندهد. ارسیها معمولا یکی از اضلاع چهارگانه اتاق را تشکیل میداد و از کف اتاق تا سقف ادامه پیدا میکرد. سطح پنجرههای ارسی غالبا از شبکههای چوبی با نقشهای هندسی بسیار ظریف و زیبا بهصورت گرهسازی یا قوارهبندی و با استفاده از قطعههای شیشه رنگی یا ساده ساخته میشد (همان، ص ۲۱–۲۶؛ عطارزاده، ص ۳۳). پنجرههای ارسی، عموما بهگونهای ساخته میشد که تمام سطح بیرونی یک اتاق را دربرمیگرفت. سطح مشبک پنجرههای ارسی چندین کارکرد داشت: نخست نور فضای درون را تأمین میکرد و سپس دید و منظر بیرون را در اختیار افراد درون فضا قرار میداد و از شدت نور آفتاب و گرمای آن میکاست. از ارسی در فضاهای درونی نیز استفاده میشد، در جاهایی مثل بالاخانهها و اتاقهای گوشوارِ واقع در یک یا دو سوی تالارهای بزرگ و مرتفع؛ زیرا در اوقاتی که مجالسی مردانه در تالارها یا اتاقهای بزرگ هفتدری یا پنجدری برگزار میشد، زنان در اتاقهای گوشوار یا بالاخانه که در بالا و دو سوی تالار قرار داشت و از یک سمت به آن دید داشتند، مینشستند و بهاینترتیب بر فضای تالار اشراف داشتند. سطح پنجرههای ارسی را گاه با نقوش گوناگون گرهسازی و شیشههای رنگین و ساده میآراستند و ترکیبهای بدیع پدیدمیآوردند. ارسی برخلاف تصور بعضیها به تقلید از معماری روسی در ایران پدید نیامده و نمونههای جالبی از ارسی در بناها و نقاشیها، پیش از آنکه معماری چشمگیری در روسیه پاگرفته باشد، مشاهده شده است.
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ ] [ 11:24 ] [ مینا ]
نشده که فیلمی رو دو بار ببینم ولی فیلم "یه حبه قند" رو بارها و بارها تماشا کردهام، هر دفعه هم گریهام رو درآورده، مثل بار اول. انگار زندگی خودمه؛ گذشته خودم و نوستالژیهایی که دارم. روش زندگی، عملکردها، روابط آدمها، حالات، شادیها و غمهای دستهجمعی، دورهمیها، بازی بچهها و شلنگتخته انداختن توی حوض خانه مادربزرگ، احترام به پدرومادر و دستگیری از آنها، محبت و ازخودگذشتگی بیدریغ بزرگترها، عشقها و دوست داشتنهای نهان و آشکار، علاقه بین داماد و مادرزن و حد و حدودی که همه رعایت میکردند، شوهری که غم و دردش رو پنهان و فقط شادیهاش رو با همسرش تقسیم میکند، برخورد طبیعی و بروز احساسات خالصانه در برابر مرگ، مراسمی که چه شاد باشند چه غمناک اما به دل مینشستند، دوستیهایی که محکم بودند و بدون غلوغش (باجناقها)، مهربانی خواهرها فارغ از هرگونه حسادت و خودنمایی، رفتار با مستخدم مثل یکی از اعضای خانواده، قهرمان بودن دایی که هیچوقت کار بزرگ خودش رو به نمایش نگذاشت و از کمکهای بیدریغش به همشهریها و همنوع خودش حرفی نمیزد، شعور بچههایی که با وجود آلزایمر نمیخواستند همسری غم ازدستدادن شوهرش را حس کند، بهونهگیری دایی بابت جداشدن خواهرزاده از خانواده، پزشکی که بدون توجه به سنِ درگذشته شرایط روحی اطرافیان رو درنظرگرفته و عملکرد درست و مثبت از خودش نشان میدهد، ...، همه و همه حقیقت محض یک زندگیه.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، خاطره، هنری ادامه مطلب [ شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ] [ 12:22 ] [ مینا ]
ثمین باغچهبان در سال ۱۳۰۴ در تبریز به دنیا آمد. پدرش جبار باغچهبان (جبار عسکرزاده) بنیانگذار آموزشگاه ناشنوایان در ایران بود. او کودکی خود را در شیراز گذراند و در ۷ سالگی با خانوادهاش به تهران رفت و تحصیلاتش را در آنجا گذراند. ثمین باغچهبان به یادگیری پیانو علاقه داشت؛ ولی به علت نبود پیانو در خانه و عدم توانایی مالی خانواده، و از آنجاکه مادرش ویولن داشت، مجبور به یادگیری ویلون شد؛ ولی ویلون مادرش هم به علت تعمیر نامناسب صدای مناسبی نداشته و مورد قبول هنرستان موسیقی نبود. ازآنجاکه میتوانست ساز ابوا را از هنرستان قرض بگیرد درنهایت، این ساز را برگزید. او براساس طرحی که رضاشاه با مصطفی کمال آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت. در این طرح، ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری به ترکیه اعزام میشدند که او در گروه آخر اعزام شد. او در آنکارا با اِولین باغچهبان خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد. شعر زیر بخشی از سروده جبار باغچهبان (پدر ثمین باغچهبان) در وصف عروسش اِولین است: آواز خوشت صفای جانم اِولین ای خندهٔ تو گل روانم اِولین با نالهٔ دلسوز نهانم اِولین بازی کند انگشت تو در پردهٔ ساز تابد رخ تو چو ماه در لانهٔ ما روشن شده از شمع قدت خانهٔ ما این زوج پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا به ایران آمدند و در سال ۱۳۳۰ در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی و اِولین آواز و پیانو درس میداد. باغچهبان با گروههای چپگرای مخالف محمدرضا پهلوی همکاری داشت و همین موضوع، امکان اجرای آثارش را با مشکل مواجه میکرد. اما حدود یک دهه بعد، باغچهبان با خشم فراوان از حزب توده ایران استعفا داد. او در نامهای سرگشاده نوشت آنچه از سوی این حزب به او و مردم وعده داده میشده فریب بوده است. باغچهبان حتی نُت برخی از آثاری که با نگرش سیاسی نوشته بود را ازبینبرد. «کشته شدن یک رفیق خوزستانی» یکی از این آثار است که امروزه تنها یک ضبط تاریخی از آن برجای مانده است.
ثمین و ثمینه باغچهبان در کنار پدر (جبار باغچهبان) و مادرشان
منبع: ثمین باغچهبان موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری، ادبی ادامه مطلب [ یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ] [ 19:43 ] [ مینا ]
این فیلم به یک زندگی ازهمپاشیده، که مشخص نیست تقصیرکار مرد بود یا زن، میپردازد و لطمهای که تنها و تنها شامل حال دوقلوهای بیگناه میشود. فقط شانس، حضور مادربزرگی است بادرایت و زنی که همّ و غمش فقط فرزندانش است و در طی سالهای جدایی، غیر از فرزندی که بزرگ میکند همیشه مراقب دختر دیگرش نیز هست. اتفاق عجیب و خوشایندی که باعث میشود دوباره خانه و کاشانه به حال اولیه برگردد و آن ملاقات غیرمنتظره دوقلوها با هم است. با اینکه کنار گذاشتن غرور و یکدندگی و لجبازی، سخت است و از دست هرکس برنمیآید، اما فائق آمدن بر این امر، نه تنها از بسیاری اخلاقیات بد دور شده بلکه بسیاری از صفتهای نیکو را دربردارد که نتیجهاش یک زندگی مطلوب و با آرامش است. نکته مهم و بسیار حائز اهمیت اینست، که اگر در انتخاب همسر، کاملا دقت شود، در لحظههای بحرانی زندگی، که برای هر شخصی پیش میآید، میتوان امیدوار بود که سرانجامی نیکو را در پی دارد. درغیراینصورت، تلاش برای برطرف کردن مشکل، نه تنها فایدهای ندارد بلکه ادامه این راه، غیرممکن است. مشکلات همچنان وجود دارد و فرار از آنها بیفایده است، چراکه دو فرد از دو خانواده متفاوت با خصوصیات اخلاقی مختلف، در یک مسیری که سرتاسر تلاطم است، قرار میگیرند. اگر گذشت، فداکاری، صبر، ...، نباشد و درک صحیح، تعامل درست، احترام متقابل، اهمیت دادن به عقاید طرف مقابل، تلاش برای ساختن یک زندگی بهینه، ارزش دادن به شخصیت هر فرد، ...، وجود نداشته باشد، کانون خانواده بهخوبی شکل نمیگیرد. با داشتن همه این خصوصیات و وجود بزرگتری با شعور و مدبر، میتوان امید داشت که این مسیر سخت را با موفقیت طی کرد.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، هنری [ شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹ ] [ 9:3 ] [ مینا ]
هنر ساخت جواهرات زینتی دوره هخامنشی
از بررسی هنرها و صنایع هنری ایرانیان در دوره ما قبل از تاریخ مدون کشورمان میتوان چنین نتیجه گرفت که ایرانیها دارای ذوق هنری و زیباپسندی خاصی بودهاند که نمونه آن در آثار سفالین شوش، تپه سیلک، تپه حصار و نیر مفرغهای لرستان آشکار است. ایرانیها توجه ویژهای به نقش حیوانات داشتهاند. افزون بر نقوش حیوانی از نقشهای هندسی که البته هریک معنا و رمز و رازی داشتند برای تزئین ظروف و منجمله سفالینههای خود استفاده میکردند. شیوه کار هنرمندان قدیم ایران، ناتورالیست (Naturalist) طبیعتسازی نبوده بلکه ایرانیان به نقشهای تجریدی استیلیزه و رمزی سمبولیک علاقه بیشتری داشته و آنها را بر طرز کار شیوه ناتورالیست ترجیح میدادند.
در دوره هخامنشی ۵۵۰ تا 330 ق.م. ساخت جامها و ساغرها (ریتونها) از طلا یا نقره که به شیوه چکشکاری ساخته و پرداخته و تزئین میشد، در زمره شاهکارهای فلزکاری ایران ثبت شده است. چکشکاری روی نقره و نقرهکاری، زرگری و ساخت زیورآلات زرین و سیمین، ریختهگری مفرغ سفالیسازی، سنگتراشی، پارچهبافی و به ویژه، بافت پارچههای لطیف از پشم، کندهکاری و منبتکاری و سرانجام قالیبافی، (که نمونه بارز و شاخص آن قالی پازیریک، یعنی نخستین قالیبافته شده در جهان توسط ایرانیان هنرمند و متعلق به حدود ۵۰0 ق.م. است) از دیگر هنرهای مطرح به شمار میآید که نمونههایی از آن هم اینک در موزهها و دیگر مراکز هنری جهان موجود است و در روزگار خود چون تحفههای گرانبها به دورترین نقاط، چون کناره جیحون و کوههای آلتایی و سرزمین مصر، صادر میشد.
نگاهی به سیر تحول صنایع دستی در این بازه زمانی را میتوان از بین متون تاریخی کهن ایران به دست آورد. طبیعی است که شرایط اجتماعی و سیاسی هر دوره تاریخی و سیاستگذاریهای آن بر روند رشد و یا رکود صنایع دستی موثر است. برای مثال از لابلای متون کتابهای مسعودی و بیهقی میتوان به این نتیجه رسید که هنرهای مربوط به جواهر و مرصع در دورههای باستانی ایران تا پایان عصر غزنوی بسیار اهمیت داشت و این نوع صنعت دست، این پیشرفت را به دلیل حمایت پادشاهان از این صنعت و اهمیتی که برای جواهرت قائل بودند کسب کرده بود. نگاه به متون تاریخی نشان میدهد که در این دورهها صنف جواهرساز از جایگاه اجتماعی خاصی نیز برخوردار بودند، چراکه صنعت تزئین جواهر و مرصع برای تزئین جواهرات، وسایل جنگی مثل شمشیر و حتی کمربند و ... مورد استفاده قرار میگرفت. این رونق در دورههای بعد نیز دیده میشود.
موضوعات مرتبط: هنری ادامه مطلب [ جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ ] [ 20:2 ] [ مینا ]
نقاشی زیر لعابی یکی از روشهای منحصربهفرد در تزئین سفال است. با استفاده از آن میتوان پیش از لعابکاری سفال، طرحهای بسیار زیبایی را در اجسام سفالی نقاشی نمود. ازآنجاکه لعاب روی سطح نقاشیهای کشیده شده بر روی سفال را پوشش میدهد. این نوع تزئین در سطح سفال، علاوه بر زیبایی از دوام و استحکام زیادی نیز برخوردار است. به این ترتیب شما میتوانید با استفاده از تکنیک نقاشی زیر لعابی، پوشش شفاف و چشمنوازی را بر روی اجسام سفالی ایجاد نمایید. استفاده از تکنیک نقاشی زیر لعابی در قرن دوازدهم میلادی رواج بیشتری پیدا کرد. در آن دوران رنگهای مورد استفاده برای نقاشی زیر لعابی را به شیوه مستقیم و یا از روشهای دیگر بر روی بدنه سفال ایجاد میکردند و سپس از یک لایه لعاب شفاف برای پوشش سطح آن استفاده میکردند. به این ترتیب، ظروف سفالی بسیار زیبا و خارقالعادهای را از خود به یادگار میگذاشتند.
در استفاده از روش نقاشی زیر لعابی، یک لایه پوشش سفید، زرد، آبی یا سیاه از دوغاب گل رس نرم را بر روی سطوحی که قرار بود نقاشی شوند قرار میدادند. سپس آن را درون کوره حرارت میدادند تا سفال موردنظر برای نقاشی آماده گردد. البته در روشی دیگر بر روی ظروفی که از خمیر شیشه ساخته شده بود، طرحهایی را با استفاده از رنگهای مختلف با قلم مو بر روی بدنه، ترسیم مینمودند. پس از آن سفال موردنظر را با مایع شفاف لعاب قلیایی پوشش میدادند و سپس در حرارت کوره آن را میپختند. به این ترتیب نقوش زیر این لعاب به رنگهای سیاه، آبی کبالت، آبی فیروزهای و سبز ظاهر میشد، و طرحهای ترسیم شده در زیر لعاب به رنگ سیاه جلوه میکردند.
رواج استفاده از تکنیک نقاشی زیر لعابی سبب ایجاد تغییر در سبک و آرایش رنگهای متعدد برای تزئین ظروف سفالی گردیده است. طراحیهای اولیه انجام گرفته بر روی سفالها در تکنیک نقاشی زیر لعابی، شامل شکلهای ساده و انتراعی بوده است. که به تدریج این اشکال از تنوع بیشتری برخوردار گردیدند و پیشرفت زیادی در این زمینه پدید آمد. با استفاده از وسایل مختلفی مانند مداد، مداد رنگی و یا حتی خودکار نیز، میتوان به ایجاد طرحها و نقوش بسیار زیبا بر روی سفال استفاده کرد. در هنگام استفاده از تکنیک نقاشی زیر لعابی باید به این نکته نیز توجه داشته باشید. که طرحهای بسیار زیبا و جذاب خود را با ملایمت بر روی سفال نقاشی کنید تا به این ترتیب آسیبی به سطح سفال وارد نشود.
منبع: نقاشی زیر لعاب
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ 19:58 ] [ مینا ]
در لغتنامه دهخدا در تعریف واژه سوخت چنین آمده است: «آنچه بسوزاند در تنور و بخاری و تون و مانند آن. آنچه برای گرم کردن است، و سوخته به معنی هرچه که آتش در آن افتاده باشد، هر چیز آتش گرفته.» این معنی هیچ ارتباطی با هنر سوخت در نقاشی ایرانی ندارد. علت این امر هم این است که از معنی اصطلاحی این هنر اطلاعی در دسترس نبوده است. در معنی اصطلاحی هنر سوخت، نصیری امینی در کتاب صحافی سنتی چنین نوشته است: « ... آن را سوخت یا سوخته، گویا به این جهت گویند که اهالی اصفهان به رنگ تیره، سوخته میگویند. مثلا به رنگ قهوهای تیره که معمول نقاشان است، قهوهای سوخته میگویند و چرم یا تیماج روکش جلدها هم که غالبا به رنگهای تیره رنگ میشده به این نام شهرت یافته است ... » محمدتقی احسانی نیز در کتاب جلدها و قلمدانهای ایرانی دراینباره چنین نوشته است: «سوختکاری را برای میشن یا ساغری در تزئین جلدهای نفیس به خصوص قرآن و سایر نسخ گرانقدر بهکار میبرند.» هنر سوخت ابتدا در جلدسازی بهکار گرفته شد. جلدهای سوخت بههمراه جلدهای ضربی در دوره تیموریان ابداع شدند اما آنچه مسلم است این هنر در دوران صفوی اوج گرفت و جلدهای چرمی سوخت بسیاری در انواع و رنگهای مختلف از این دوران به یادگار مانده است. بعد از این جلدهای چرمی، هنرمندان اصفهانی درصدد آن برآمدند تا از این هنر برای تهیه تابلو نیز استفاده کنند. میرزاآقا امامی از هنرمندان اواخر دوره قاجار، طرحهایی را روی چرم بهصورت سوخت به اجرا درآورد. آثار وی علاوه بر موزه هنرهای ملی و موزه سعدآباد، در نزد مجموعهداران خصوصی نگهداری میشوند.
جلد معرق طلاکاری شده، مربوط به آستر دستنویس از پنج گنج نظامی، نسخه 4393، مورخ 933 ه.ق.، محل نگهداری: موزه ایران باستان
برای تهیه جلد یا تابلو سوخت ابتدا چرم را بهطور کامل دباغی میکنند تا چربیها و مواد زائد آن گرفته شود. سپس طرح موردنظر را با رنگ سفید یا رنگی دیگر که بر روی چرم مشخص باشد، بر روی آن میکشند. سپس قالبهای داغ را بر روی قسمتهای موردنظر طرح قرار میدهند. قبل از اینکار جایی را که باید قالب گذاشته شود را نمدار میکنند. بعد از گذاشتن قالب داغ آن را با چکش بر روی چرم میکوبند تا نقش بهصورت فرورفتگی و برجستگی نمایان گردد. این قالبهای داغ محل موردنظر را بهصورت سوخته و قهوهای رنگ درمیآورد. به همین سبب به این اثر سوخت یا سوخته میگویند. بعد از اتمام کار برای زیبایی بیشتر برجستگیهای ایجاد شده را با آب طلا تزئین میکنند. در گذشته از این روش برای تزئین جلد کتابهای نفیس همانند قرآن استفاده میکردند.
سوخت معرق گاهی هنر سوخت را با هنر معرق تلفیق میکنند. بهاینصورت که بعضی قسمتهای طرح را با «نقش بُر» بریده و خالی کرده و سپس در محلهای خالی چرمهای رنگی را که قبلا بریده و آماده کردهاند قرار میدهند بهطوریکه هیچ درز و فضای خالی در اطراف آن باقی نماند. به این هنر «سوخت معرق» میگویند. حفاظت از ضربه و فشار ناگهانی، اشیاء نوکتیز و برنده است و با استفاده از براقکنندههای چرم براق و تمیز میشود. از هنرمندان این رشته علاوه بر میرزاآقا امامی میتوان از زینت امامی (دختر میرزا آقا امامی)، حسین خطائی، علی اسفرجانی، خوشنویسزاده نام برد.
جلد سوخت چرمی قرآن، محل نگهداری: موزه هنرهای تزئینی اصفهان
منبع: ایران آنتیک
موضوعات مرتبط: هنری [ دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸ ] [ 11:5 ] [ مینا ]
هنر کوفتهگری یا فولادسازی، درواقع برگرفته از ساخت اشیاء آهنی است که بهصورت هنری توسعهیافته است. این هنر از دوره هخامنشیان با ساخت جنگافزارها و مهرها رایج بوده، اما آنچه ما امروزه از این هنر میشناسیم یعنی استفاده از فولاد و زرکوبی و مطلاکاری روی آن، از دوره سلجوقیان رواج یافته است و در دوره صفویه که مذهب شیعه در کشور رسمیت یافت این هنر در عَلَمسازی و ساخت مجسمه حیوانات و پرندگان برای تزئین عَلَمها رایج شده است. در دوره قاجاریه نیز عَلَمسازی توسعه زیادی یافت و روشهای مختلفی در این هنر، بهکار گرفته شد. در هنر کوفتهگری برای ساخت اشیاء مختلف، ابتدا قسمتهای مختلف طرح را روی کاغذ کشیده، سپس طرح را روی ورق فولادی منتقل نموده، میبُرند. آنگاه ورق فولادی را درون کوره قرار میدهند تا کاملا سرخ شود، فولاد سرخشده روی سندان چکشکاری میکنند تا شکل موردنظر به دست آید. پس از ساخت قسمتهای مختلف شئ آن را با جوش آهن یا برنج به یکدیگر متصل میکنند تا طرح کامل شئ حاصل شود.
طلاکوبی / کوفتهگری در این رشته از هنرهای سنتی هنرمند به ساخت اشیاء و احجامی با فولاد میپردازد که سطح رویی آنها نیز با مفتول طلا، برنج یا نقره نقشاندازی میگردد. کوفتهگری همان طلاکوبی بر روی فولاد است. در گذشته طلاکوبی روی فلزاتی مانند مس، برنج مفرغ، نیز انجام میشد. موجدار کردن فولاد با طلا و نقره را «طلاکوبی» میگویند که به زرکوبی یا طلاکاری نیز مشهور است. ابزار عمده زرکوب، کارد طلاکوبی است که محلی که باید طلاکوبی شود به شکل ضربدر دندانه دندانه و زبر نموده، سیم زر یا نقره به ضخامت هفت صدم میلیمتر در آن گذاشته، چکشکاری میکنند. سپس با سنگ عقیق یا یشم آن را پرداخت میکنند تا ضمن درخشان شدن، بهتر به زمینه فولادی جفت شود. در گذشته، طلاکوبی روی فلزاتی مانند مس، برنج مفرغ، نیز انجام میشد. اما امروزه هنرمندانی در گوشه و کنار کشور بهویژه در اصفهان و تهران آثار زیبای فولادی خلق میکنند که در داخل و خارج کشور طرفداران زیادی دارد.
موضوعات مرتبط: هنری [ یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ] [ 10:32 ] [ مینا ]
روز واقعه، بینظیرترین فیلمی که میتوانم نام ببرم. به چند دلیل. بازی زیبای هنرپیشههای بهنام مملکت، که هر صحنه آن را دلنشین و لذتبخش کرد. فاجعه روز عاشورا، و دردناکی خونهایی که بعد از قرنها همچنان تازه و زنده است را به تصویر کشید. اسارت رنج و بیدلیل خانم حضرت زینب س، فرزندانشون و اصحاب را نمایش داد و داغها را تازه کرد، ولی یک اصلی را بیان کرد که کمتر به آن پرداخته میشود و آن رقمخوردن سرنوشت نیکوی افرادی که آقا به آنها نظر کرده بود. مثل او که پیامآور مظلومیت و بیعدالتی شد. آهنگری که جانش را در شهادت از دست داد نه مرگی طبیعی. مرد بتپرستی که او را شناخت درحالیکه مسلماننماها ذات ناپاکشان بر همگان مشخص شد. کاروانی که پذیرای مهمان چنین ویژهای بود تا برای همیشه و تا ابد افتخار کند که چیزی به دست آورد که دیگران محالست به آن برسند. ازدواجی که به تاخیر افتاد اما برای صاحب مسیحیاش مسلمانی بههمراه آورد و عزت و بسیاری از کسانیکه اطلاعی از آنها در دسترس نیست. فقط باید یک لحظه به تو نگاه شود تا همه چیز به نفعت عوض شده، دنیا و آخرتت را به نیکویی رقم زند. فقط کسانی که در آن ظهر شوم حضور داشتند به سعادت نرسیدند، بلکه کسانی که فرسخها فاصله داشته، کافی بود که بهخاطر قلبی آگاه و روشن، در زمره آنها رقم زده شوند. سعادت پیداکردن، جا و مکان مشخص نمیخواهد. تنها باید رهروی واقعی باشی تا به سرمنزل مقصود رسی.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، هنری [ جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ] [ 23:43 ] [ مینا ]
احمد آقالو در سال ۱۳۲۸ در قزوین بهدنیا آمد. وی دانشآموخته تئاتر در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است. با بازی در فیلم دادشاه در ۱۳۶۲ بهعنوان بازیگر به سینما وارد شد. یکی از بهیادماندنیترین نقشهای آقالو، بازی در نقش کاتب در مجموعه تلویزیونی سلطان و شبان به کارگردانی داریوش فرهنگ بود. آقالو در دوبلاژ، رادیو، بازی در تئاتر و مجموعههای مختلف تلویزیونی و فیلمهای سینمایی فعالیت داشت. صدای گرم و دلنشین او از پویانمایی گرفته تا دوبله انواع برنامهها و مجموعهها، یکی از برتریهای این هنرمند بود.
وی هنرمند سرشناس تئاتر و رادیو بود و در چند فیلم سینمایی و مجموعهٔ تلویزیونی هم بازی کرد. دو بار نامزد جایزه جشنواره بینالملی فجر شد. یک بار در سال ۱۳۸۱ بهعنوان نقش اول مرد در گاهی به آسمان نگاه کن و یک بار هم در سال 1368 بهعنوان نقش دوم مرد در تمام وسوسههای زمین. آخرین فیلم سینماییاش، پاداش نام دارد که در سال ۱۳۸۷ بازی کرد. وی در سحرگاه ۳ آذرماه سال ۱۳۸۷ در سن ۵۹ سالگی بر اثر بیماری سرطان مغز استخوان در منزل خود درگذشت و پنجم آذرماه پس از تشییع از میدان پانزده خرداد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت.
کارنامه هنری احمد آقالو: پاداش، شهریار، یک تکه نان، گاهی به آسمان نگاه کن، دارا و ندار، مهره، عبور از تله، کودکانی از آب و گل، پاتال و آرزوهای کوچک، یک مشت پر عقاب، تمام وسوسههای زمین، زنجیرهای ابریشمی، دادشاه، سلطان و شبانو
منبع: همشهری
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری [ سه شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸ ] [ 19:39 ] [ مینا ]
شمد، پارچه نازکی با نقشهای چهارخانه منظم است، که از صنایعدستی یزد و مازندران محسوب میشود، بهترین روانداز برای فصل تابستان است که هم جلوی گرما و حشرات را میگیرد. مواد اولیهاش از نخ پنبه و ابریشم مصنوعی تشکیل شده. بین مردم استانهای مختلف کاربرد و طرفداران بسیار زیادی دارد. شکل و ظاهرش قدیمها رو برایمان تداعی میکند که در هر خانهای میتوانستی پیدایش کنی. رنگهایش معمولا خیلی شاد و زیبایند، شستشوی آن راحت است و بهخاطر نازکیش خیلی سریع خشک میشود. به هنر شمدبافی باید بهای بیشتری داد تا این صنعت رشد کند و منبع درآمد خوبی برای هنرمندانی باشد که به این رشته از صنایعدستی، علاقه دارند.
موضوعات مرتبط: هنری [ سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸ ] [ 10:25 ] [ مینا ]
شمعسازی یکی از هنرهای جذاب است که برای تزئین، به ذوق و خلاقیت خاصی احتیاج دارد. شمعهای روشن، نماد آرامش خاصی هستند و ایرانیان از قدیم تا به امروز در بیشتر مراسمشان از شمع استفاده کرده و مینمایند. اگرچه در عزاداریها از شمعهای به رنگ سیاه استفاده میگردد، اما در جشنها باید شمعهای با رنگهای شاد و طرحهای زیبا استفاده کرد.
مواد و ابزار لازم برای شمعسازی ماده اصلی شمعسازی، پارافین است؛ مادهای سفید و نیمهشفاف که از روغنهای سنگین نفتی بهدست میآید و در شکلهای قالبی، پولکی، پودری، کریستالی، گلی، مایع، ژلهای و … در بازار موجود است. پارافین درجات مختلفی از نظر نقطه ذوب دارد. بهعنوان مثال پارافین مورد احتیاج برای ساخت شمعهای قالبی باید نقطه ذوبی به میزان 60 تا 63 درجه سانتیگراد داشته باشد. اسید استئاریک مادهای است بیرنگ، بیبو و بیمزه که جهت یاری به استحکام بیشتر پارافین به آن اضافه میگردد. ضمنا طول مدت سوخت را نیز افزایش میدهد. در شمعهای قالبی، میزان اسید استئاریک مورد احتیاج برای 454 گرم پارافین دو تا پنج قاشق غذاخوری است. درواقع، برای هر یک کیلوگرم پارافین 100 گرم مورد احتیاج است.
اگر مقدار استئارین بیشتر از حد معمول باشد، شمع حالت صابونی به خود میگیرد. از موم برای نرمتر و شکلپذیرتر کردن پارافین استفاده میشود، ضمنا از دودکردن شمع نیز جلوگیری مینماید. فتیله در اندازههای مختلف از نظر ضخامت در بازار، موجود است که انواع مختلف دارد: فتیله قیطانی، سیمی و نخ پرک. جنس فتیله معمولا کتان است با اندازه و ضخامتهای گوناگون. اندازه فتیله بستگی به قطر شمع دارد و با نازک و یا ضخیم شدن شمع، تغییر میکند. بنابراین، هر میزان که شمع عظیمتر باشد به همان نسبت باید از فتیله قطورتری بهره ببرید. بهعنوان مثال فتیلههای قیطانی برای شمعهای باریک با قطر 2.5 الی 3 سانتیمتر و نخ پرک برای شمعهای خیلی عظیم مورد استفادهاند. برای آماده کردن فتیله، آن را پنج دقیقه در پارافین ذوبشده قرار داده، سپس فتیله را از ظرف خارج کرده و بهصورت صاف روی یک کاغذ روغنی یا یک ظرف مسطح بگذارید تا خشک گردد. عطر برای خوشبو بودن شمع را هنگامیکه پارافین ذوبشده را در قالب میریزید به آن اضافه کنید. عطر شمع در انواع گوناگون وجود دارد، مانند عطرهای مایع، عطرهای طبیعی و مومهای جامد معطر که بهصورت آماده در بازار به فروش میرسند. بیشتر قالبهایی که در بازار یافت میشوند فلزی و از جنس آلومینیوم بوده و استوانهای شکل هستند. بهترین نوع قالب برای شمعسازی، قالبهای شیشهای هستند. شمعهایی که توسط قالب شیشهای ساخته میشوند صاف، صیقلی و شفاف هستند به شرطی که با احتیاط با آنها کار کنید. همچنین شما میتوانید از ظروف و لوازمی که در منزل موجود است، مانند انوع لیوان، شکلاتخوری و … بهجای قالب بهره ببرید. نکته: از قالبی که دهانه آن باریکتر از قسمت انتهایی ظرف باشد، استفاده نکنید. زیرا شمع پس از سرد شدن از قالب بیرون نخواهد آمد. مگر آنکه شمعها را در همان ظرف روشن کرده و از نمای ظرف بههمراه شمع لذت ببرید!
منبع: شمعسازی
موضوعات مرتبط: هنری [ شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸ ] [ 22:31 ] [ مینا ]
هنر آینهکاری یکی از زیباترین هنرهای سنتی ایران است که عمدتا در تزئینات داخلی بناهای تاریخی بهویژه اماکن متبرکه کاربرد دارد. اجرای طرحهای منظم و نقشهای متنوع بهوسیله قطعات کوچک و بزرگ آینه برای تزئین سطوح داخلی بنا را هنر آینهکاری میگویند. در این رشته هنری، هنرمند آینهکار با استفاده از شیشه و برش آن به اشکال متنوع، فضایی درخشان و زیبا در بناها میآفریند که از بازتاب نور در قطعات بیشمار آینه، تشعشع، درخشش و زیبایی در تزئینات بناها ایجاد میشود و پوششی بسیار مناسب و زیبا برای تزئین بنا از نظر استحکام و دوام است.
آب و آینه در فرهنگ ایرانیان همواره به شکل دو نماد پاکی و روشنایی، راستگویی و صفا مورد توجه بوده و احتمالا به کارگیری آینه در تزئینات معماری برگرفته از همین فرهنگ است. اما بهرهگیری از قطعات آینه و هنر آینهکاری، بهصورت کنونی ریشههای اقتصادی نیز دارد. بدینمعنی که بخشی از آینههایی که از سده ۱۰ ه.ق.، بهصورت یکی از اقلام وارداتی از اروپا بهویژه از ونیز به ایران آورده میشد به هنگام جابهجایی در راه میشکست. هنرمندان ایرانی برای بهرهگیری از قطعات شکسته راهی ابتکاری یافتند و از آنها برای آینهکاری استفاده کردند و آیینهکاری ظاهرا با کاربرد آنها آغاز شد. آینهکاری در آغاز با نصب جامهای یک پارچه آینه بر بدنه بنا شروع شد. نه تنها درون بنا بلکه دیوارهای ستوندار عصر صفوی نیز با آینههای بزرگ تزئین شد.
ابزار و مواد کار آینهکاری مصالح و مواد مورد استفاده در هنر آینهکاری، عبارتند از آینه، چسب یا بُنکس (دراصطلاح چسب چوب را گویند)، سریش و گچ نرم. ابزارهایی که در هنر آینهکاری استفاده میشوند عبارتند از: قلم طراحی، خطکش چوبی برای خطاندازی روی شیشه، میز زیر دست، الماس آینهبر و تنها ابزاری که در نصب آن بهکار برده میشود، کاردک است.
منبع: آینهکاری
موضوعات مرتبط: هنری [ شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ] [ 15:22 ] [ مینا ]
چاپ کَلاقهای یا باتیک یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه است که در کشورهایی مانند اندونزی، تایلند، سریلانکا، هند و ایران از قدیم کاربرد داشتهاند. شهر اسکو در شهرستان اسکو، استان آذربایجان شرقی، مرکز اصلی تجمع کارگاههای چاپ باتیک یا چاپ کَلاقهای و قطب اصلی این هنر-صنعت در کشور محسوب میشود. شهر اسکو به شهر ملی چاپ باتیک در ایران شناخته می شود. واژه باتیک ریشه اندونزیایی دارد.
در چاپ کلاقهای، کلیه طرحها و رنگها را با استفاده از واکس و عملیات رنگرزی بر روی پارچه منتقل میکنند. برای اینکار، بیشتر از پارچه ابریشم استفاده میشود. تاروپود پارچه از واکس پوشیده میشود و هردو روی پارچه یکسان نقش میشود. رنگهای بهکاررفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگهای گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است. یکی از ویژگیهای چاپ کلاقهای ایجاد رگههای رنگی است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکستها به پارچه در حین عملیات رنگرزی بر روی پارچه پدید میآید.
ابزار کار چاپ باتیک «تیان» نام دارد که وسیلهای فلزی شبیه به قیف نازک است. همچنین قلممو، مهر و کارگاه چوبی (برای مهارکردن پارچه) نیز استفاده میشود. روشهای چاپ باتیک عبارتند از چاپ مستقیم، چاپ برداشت، چاپ با شابلون، نقاشی باتیک روی پارچه ابریشمی، تار عنکبوتی، قلممویی، بدون رنگرزی و باندا (پیچشی). استاد حسین گنجینه از استادان معروف این سبک در ایران است.
موضوعات مرتبط: هنری [ جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ ] [ 11:24 ] [ مینا ]
ریختهگری، فن شکلدادن فلزات و آلیاژها از طریق ذوب، ریختن مذاب در محفظهای به نام قالب و آنگاه سردکردن و انجماد آن مطابق شکل محفظه قالب است. این روش، کهنترین فرایند شناختهشده، برای بهدستآوردن شکل مطلوب فلزات است. اولین کورههای ریختهگری از خاک رس ساخته میشدند و لایههایی از مس و چوب به تناوب در آن چیده میشد. درصد بسیار بالایی از کالاهای تولیدشده، حاوی حداقل یک قطعه ریختهگری هستند. اندازه قطعات ریختهشده میتواند از چند گرم و چند میلیمتر (مانند دندانههای منفرد یک زیپ) تا بیش از ۱۰ متر و چندین تن باشد (مانند چرخپروانههای بزرگ یا قابهای عقب کشتیهای اقیانوسپیما).
فرآیندهای ریختهگری، اغلب زمانی استفاده میشوند که تولید، شامل اشکال پیچیده بوده، یا قطعات دارای مقاطع توخالی یا حفرههای داخلی باشند. همچنین قطعاتی که دارای سطوح منحنی نامنظم هستند (بهجز مواردی که میتوانند از ورق فلزی نازک ساخته شوند)، قطعات بسیار بزرگ یا قطعات ساختهشده از فلزاتی که ماشینکاری آنها دشوار است، را نیز بیشتر به روش ریختهگری میسازند. در بسیاری از روشهای ریختهگری از الگو (Pattern) برای شکلدادن قالب و ایجاد حفره در آن، به شکل قطعه موردنظر استفاده میشود. الگوهای چندبار مصرف معمولا از جنس چوب، پلاستیک یا فلز ساخته میشوند و الگوهای یکبارمصرف معمولا از موم، پلاستیک یا فوم پلیاستایرین ساخته میشوند. همچنین معمولا برای ایجاد حفرههای داخلی قطعات از ماهیچه یا مغزه (Core) استفاده میشود. ریختهگری، قدمتی ۷هزار ساله دارد. کهنترین قطعه ریختهگری جهان یک قورباغه مسی متعلق به ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است که در بینالنهرین یافت شده است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: علمی، هنری [ چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 12:25 ] [ مینا ]
آینههای فلزی تا شیشهای احتمال میرود که انسان برای اولین بار، آینه را در طبیعت کشف کرده باشد. سطح یک آبگیر آرام، تصویر را همچون آینه منعکس میکند. در قرون وسطی، آینههای فولادی که صیقلیتر و شفافتر از انواع مسی، مفرغ و برنزی آن بود رواج فراوان یافت و قرنها مورد استفاده قرار گرفت، تا اینکه ناگهان تحولی پیش آمد و کاربرد شیشه در ساخت آینه کشف شد. زمان این تحول در اروپا قرن ۱۲ میلادی است و اولین آینههای شیشهای عبارت بودند از صفحهای شیشهای که پشت آن با ورقه نازکی از سرب اندوده شده بود. اما، ظاهرا این تکنیک اختراع اروپائیان نیست و باید زادگاه آن را در چین، هند و یا به احتمال قوی در خاورمیانه جستجو کرد.
در قرن دوازدهم، علوم و صنایع در سرزمینهای پهناور اسلامی به اوج ترقی رسیده بود، از آن جمله اخترشناسی، پزشکی، ریاضیات، کاغذسازی، شیشهگری و بلورسازی. بنابراین اختراع آینه شیشهای میتواند ابتدا در همین منطقه صورت گرفته و سپس به اروپا راه یافته باشد. بههرحال، در قرن بعد باز هم جهش تازهای یافت و بهجای ورقه سرب که در پشت شیشه آینه میاندودند، از مخلوط قلع و جیوه استفاده کردند که بهمراتب بر قدرت بازتاب و شفافیت آینه افزود. در قرون بعد، آینهسازی، شیشهگری و بلورسازی بهتدریج به مراحل تولید صنعتی دست یافتند و کارگاههای کوچک ساخت آنها به کارخانههای بزرگ مبدل شدند.
منبع: آینهکاری
موضوعات مرتبط: اجتماعی، هنری ادامه مطلب [ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ ] [ 14:19 ] [ مینا ]
یکی از رشتههای مشهور صنایعدستی در هرمزگان، کمهدوزی است. در کمهدوزی پارچهای را دور دایرهای الکمانند که به آن«کمان» میگویند میپیچند. سپس دور دایره را محکم با طناب میبندند تا مانند دف شود، با این تفاوت که بهجای دف که دور آن پوست است، دور این کمان، پارچه قرار دارد. بعد از اینکه پارچه روی کمان محکم شد، روی آن نقاشی میکشند. سپس پارچه را از کمان جدا میکنند. گاهی نقاشی از خود پارچه هم بریده و استفاده میشود، گاهی هم همان پارچه را برای شلوار، کیف و … بهکار میبرند.
روش کار کمهدوزی روش كار بدينصورت است كه در آن با استفاده از نخ گلابتون دور پولکهای تخت كوچک طلایی يا نقرهای را دوخته و در اطراف قالبی كه از سوراخ كردن وسط یک پولک گرد بزرگ بهوجود میآيد نصب مینمايند. در اصطلاح سوزندوزی به دوختی گفته میشود كه در آن با استفاده از نخ گلابتون و پولک تخت كوچک طلایی يا نقره، در اطراف قالبی كه از سوراخ كردن در وسط یک پولک گرد بزرگ بهدست میآيد، قلاب زده میشود بهطوریکه پولکهای ريز و نخ گلابتون روی قالب را میپوشانند تا اينكه طرح و نمایی از گلهای كوچک را نشان دهد، اين گلها مسلسل و در كنار يكديگر قرار گرفته و نواری را بهوجود میآورند.
اين دوخت دارای تاريخچه مشخصی نيست ولی آنچه كه مسلم است از دوره صفوی به بعد در ميان دوختهای استان هرمزگان از رواج كامل برخوردار بوده است. در آن زمان، در اكثر شهرهای استان هرمزگان اين دوخت برای تزئين: روسریها، يقه لباس، پای دامن و شلوار و مچ و آستين بهكار گرفته میشد ولی اكنون اين دوخت در شهرهای بندر لنگه، ميناب و بندرعباس رايج است. موارد موردنياز جهت كمدوزی يا كمهدوزی عبارتند از: پولک مدور سوراخدار بزرگ، پولک كوچک طلایی و ندرتا نقرهای، نخ گلابتون، سوزن، پارچه مخمل يا ماهوت سرمهای يا سياه و ساتن، همانطوركه اشاره گرديد اجرای كمدوزی بر روی طرح جداگانه نبوده بلكه با قلاب گلها و نوار و پولكی آماده شده و روی لباس دوخته میشود.
موضوعات مرتبط: هنری [ شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۷ ] [ 17:58 ] [ مینا ]
آجیده دوزی یعنی دوخت ریز و ظریف بر روی پارچهای دولایه با لایه نازكی از پنبه یا بهترست بگوییم آجیده دوزی نوعی از رودوزیهای معروف ایرانی است که سبک خاص خود را دارد و در کرمان این نوع دوخت محبوبتر است. آجیده دوزی ریشه عمیقی در هنرهای سنتی ایران دارد. قدیمیترین مدرک مربوط به این هنر، مربوط به زمان هخامنشیان است به این علت که قسمت زیرتسمههای تیردانهای عصر هخامنشی با یک لایه پارچه پنبهدوزی شده بوده و آستر داده میشد تا سنگینی وزن آن باعث آزار شانه فردی که آن را حمل میکند نشود. این نوع دوخت اغلب برای تزئین روبالشی، لحاف، روتختی، البسه، کلاههای درویشی، بقچه سوزنی (نوعی زیرانداز که در زمانهای گذشته وقتی به حمام میرفتند با خود حمل میکردند و بعد از حمام برای پوشیدن لباسها آن را زیر پای خود میانداختند تا آب چکه نکند و سر نخورند) سجاده، روانداز و نیز از دیگر کاربردهای آجیده دوزی است. همچنین نقوش مختلفی توسط این دوخت روی پارچه ایجاد میشود.
با روی کار آمدن پارچههایی از جنس بارانی که در داخل آن پشم شیشه گذاشته شده با چرخهای کامپیوتری گلدوزی شده در بازار آماده به فروش میرسد که میتوان از آن استفاده کرد، ولی در بعضی نقاط و کشورها مثل تاجیکستان هنوز هم برای تهیه لباس زمستانی، پالتوهایی بلند که داخل آن با دست پنبهدوزی شده است، استفاده میشود که این پالتوهای بلند بسیار گرم و زیباست و بیشتر طرفداران آن میانسالان و پیرمردها هستند که در فصول سرد مانند زمستان از آن استفاده میکنند. آجیده دوزی یا پنبهدوزی نوعی از رودوزی سنتی ایران است و ریشه عمیقتری در هنرهای سنتی ایران دارد. درباره سابقه آن اطلاعات دقیقی در دست نیست اما قدیمیترین مدرک، مربوط به زمان هخامنشیان است. از آن دوران به بعد، نمونههای متعددی در حجاریهای دوران اشكانی و ساسانی به چشم خورده و همچنین در دوره اسلامی تا زمان صفوی این دوخت از رواج نسبی برخوردار بوده كه در این دوران و همچنین در زمان حکومتهای افشاریه، زندیه و قاجاریه هنرمندان آجیده دوز، برای رویه پارچه قلمكار نقشی ریز انتخاب میكردند. این هنر در گذشته در استانهای کرمان و خراسان رواج داشت؛ امروزه بیشتر در کرمان بهویژه شهرستان ماهان و همچنین بعضی نقاط کشور از این نوع دوخت استفاده میشود.
منبع: آجیدهدوزی
موضوعات مرتبط: هنری [ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷ ] [ 20:6 ] [ مینا ]
به ساخت ظروف و وسایل فلزی با فلزاتی همچون مس، برنج، نقره، طلا، ورشو و ... به روش سرد با استفاده از چکشکاری، دواتگری میگویند. کلمه دواتساز و دواتگر از کلمه کهن نوشتافزاری به نام دوات که ترکیبی از جای مرکب و جای قلم و قلمتراش بوده، گرفته شده است. مشخصه اصلی دواتگران این است که با فلزات کمبھا کار نمیکنند. ازاینرو به دواتگران، نقره کار (Silver work) ھم میگویند. دواتگری به تهیه زیرساخت برای انجام هنرهای دیگر بر روی فلز (حکاکی، قلمزنی، میناکاری، طلاکوبی و ...) و یا انجام چکشکاری بر روی فلزاتی همچون مس (Copper) و برنج (brass) که میتواند مستقیما کاربرد داشته و مورد استفاده قرار گیرد، اطلاق میشود. فراموش نکنیم که تا حدود نیم قرن پیش و شاید هم کمتر، سرویسهای مسی، بخشی از جهیزیه دختر خانمهای ایرانی را تشکیل میداد و امروزه هم میدانیم که خوشمزهترین غذاها در سرویسهای مسی طبخ میشود.
دواتگری، امروزه هم از ارزش و اعتبار زیادی برخوردار است چراکه هنرمند فلزکار در صورتی قادر به ارائه هنر خود بر روی زیرساخت است که آن زیرساخت توسط دواتگری خبره و ممتاز آماده شده باشد. در مورد زیرساختهای ساده محصولات فلزی یا محصولات تولیدشده از آلیاژها (همچون برنج، مس و روی، مفرغ: مس و قلع، ورشو: مس و نیکل و روی) باید موارد زیر را مدنظر قرار داد. در تهیه زیرساختها یا محصولات ساده فلزی (که بر روی آنها حکاکی، قلمزنی و ... نمیشود) باید توجه داشت که استفاده از مواد اولیه مرغوب شرط اصلی بوده و ورقه یا گرده فلزی مورد استفاده باید عاری از هرگونه ضایعات و ناصافی بوده و ضمنا مواد ناخالص همراه نیز در حداقل ممکن باشد. در مورد آلیاژها مثلا در مورد آلیاژ برنج (که از مس و روی به دست میآید)، مفرغ (که از مس و قلع حاصل میشود) و نیز آلیاژ ورشو (که از مس، نیکل و روی حاصل میآید) نیز ضرورت رعایت درصدهای مناسب از دو یا چند فلز مورد لزوم امری جدی است.
زیرساختها یا محصولات ساده فلزی باید حتما به طریقه چکشکاری ساخته و پرداخته شده باشد و اثر ضربات چکش بر روی قسمتهای مختلف بدنه نیز باید بهوضوح دیده شود. محصولات ساده فلزی که به شیوه پرسی فراهم میآید، در مجموعه صنایع دستی فلزی قرار نمیگیرد. بدنهها و زیرساختها باید دارای سطحی صاف و صیقلی بوده و نباید بر روی آنها اثرات جوشکاری، لحیمکاری، و نیز اتصالات به صورتی مشهود موجود باشد. به وجود تعادل، تقارن و ایستایی کافی در ظروف و بدنه امری حتمی است. در تولید محصول، هرچه از فلز گرانبهاتر یا از آلیاژ مرغوبتر و یا مواد اولیه با کیفیت مطلوبتر استفاده شده باشد، ارزش و کیفیت کار بالاتر میرود. ازآنجاکه چکشکاری و تهیه زیر کار مناسب، حرفهای کاملا هنری است، لذا بخش مهمی از ارزش، کیفیت و قیمت نیز به کار هنرمندانه هنرمند چکشکار و ظرافتکاری و مهارت او برمیگردد. وجود ضربات ظریف و هنرمندانه و کیفیت مطلوب محصول یا زیرساخت، نشان از ارزش هنری کار دارد.
منبع: دواتگری
موضوعات مرتبط: هنری [ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۷ ] [ 9:31 ] [ مینا ]
منوچهر نوذری، زاده ۱۰ اردیبهشت ۱۳۱۵ در قزوین و درگذشته ۱۶ آذر ۱۳۸۴ در تهران، دوبلور، هنرپیشه، مجری و کارگردان ایرانی بود.
فعالیت حرفهای نوذری او فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۲ آغاز کرد و از نخستین گویندگان تاریخ دوبله در ایران بود. از سال ۱۳۳۵ در رادیو نیز مشغول به کار شد و فعالیت خود در سینما را از سال ۱۳۳۸ به عنوان دستیار فنی آغاز کرد. اولین تجربه بازیگری او در سال ۱۳۴۱ با بازی در فیلم «لاله آتشین» به کارگردانی برادرش محمود نوذری و هوشنگ لطیف پور رقم خورد و با ساخت فیلم «ایوالله» نخستین تجربهاش در کارگردانی را مقابل دوربین برد. نوذری در دهه ۱۳۵۰ با مهاجرت به مصر فیلم «الو من گربه هستم» را ساخت.
فعالیت هنری او پس از انقلاب عمدتا روی تلویزیون و رادیو متمرکز بود. از مشهورترین برنامههایی که او در تلویزیون اجرا کرد میتوان به «مسابقه هفته» و «تهران ساعت بیست» و همچنین مجموعههای داستانی «کوچه اقاقیا» و «باجناغها» اشاره کرد. حضور او با اجرای چند نقش در برنامه رادیویی «صبح جمعه با شما» و کارگردانی این برنامه از دیگر فعالیتهای منوچهر نوذری محسوب میشود. در روزهای پایانی زندگی این هنرمند در بیمارستان اینگونه از او نقل شده:
نوذری روز چهارشنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۴ به علت بیماری ریوی و عفونت کلیوی در بیمارستان مدرس تهران درگذشت.
منبع: منوچهر نوذری موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری [ شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۷ ] [ 21:52 ] [ مینا ]
ازدواج فرزندان، جزء همان مسئولیتها و کارهایی است که از اولِ به دنیا آمدنشان، انجام میدهیم، البته در چارچوب حد و حدود، نه دخالت، نه تعصب به سنتی و غیرسنتی. ولی این فیلم، با بازی زیبای هنرپیشههایی که محبوب منند، بینظیر اکران شد. دغدغه پدری را نمایش داد که بهراحتی نمیگفت که نمیخواهم از کنارم دور شوی و فکر میکرد با سنگاندازی جلوی پای فرزند، میتواند این وصلت را به تاخیر اندازد. درحالیکه اشتباه میکرد. مگر نه اینکه دخترهایش ازدواج کرده بودند و با چند بچه، دوباره به سمت او برگشته و دورش را شلوغ. پس او هم همینطور رفتار میکرد، چهبسا بهتر از آنها. چون پسر بود و کمکحال خوبی برای پدر و اینکه نامش را زنده نگهمیداشت. چیزی نمیتوان گفت، چراکه، با یک لحظه فکر نکردن، زندگی بهراحتی طور دیگری رقم میخورد که ما در درک آن عاجزیم. در کنار ناراحتی که در فیلم جریان داشت، طنز آن به شیرینی باعث میشد که خاطره خوشی از آن در ذهنمان بماند که مایل باشیم بارها آن را تماشا و ازش لذت ببریم. برای بازیگرانش سلامتی و خوشبختی آرزو دارم، چراکه وجودشان همیشه شادیآور و با انرژی مثبت است و برای ما خاطرات خوش رقم میزنند.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، هنری [ یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷ ] [ 10:45 ] [ مینا ]
هنر عبابافی بهبهان، سنت دیرینه این سرزمین است. عبابافی بهبهان یکی از صنایع دستی خوزستان است که مواد اولیه بافت آن از پشم شتر یا گوسفند بهدست میآید. این هنر سابقهای بیش از پانصد سال دارد. عبابافی در شهرهایی از ایران ازجمله نایین اصفهان، بهبهان، شهرستانهای استان بوشهر و مشهد رواج دارد. عبا یکی از پوششهای سنتی ایرانی است. متناسب با فصول سرد و گرم سال، انواع مختلفی دارد. متاسفانه کارگاههای عبابافی در اکثر شهرها رو به زوال گذاشتهاند. خوشبختانه در شهرستان بهبهان هنوز هستند کارگاههایی که به بافت عبا مشغول هستند. عبای بهبهان یکی از باکیفیتترین عباها در ایران است. در بهبهان عبای تابستانی را "حله" و عبای زمستانی را "چقه" مینامند. حله بافت نازکتر و سبکتری دارد و مناسب استفاده در فصل تابستان است. در عوض چقه بافت ضخیمتر و سنگینتری دارد و مناسب فصل زمستان است. بافندگان بهبهانی نخ موردنیاز بافت عبا را از طریق ریسندگی پشم شتر و گوسفند بهدست میآورند. لازم به ذکرست که ریسندگی توسط دست صورت میگیرد. مردم بهبهانی این نخها را در کارگاههای خانگی خود با موادی مانند حنا، پوست بلوط و پوست گردو رنگآمیزی میکنند.
بازار هدف عبای بهبهانبازار هدف عبای بهبهان، بیشتر شامل شهرهای مذهبی کشور مانند مشهد، قم و البته برخی کشورهای حوزه خلیج فارس است. علت اصلی شهرت یافتن عبای بهبهان به واسطه کیفیت مواد اولیه بهکاررفته در بافت آن، همچنین شیوه سنتی بافت آن و البته نحوه رنگرزی دستی آن است. عبای بهبهان در رنگهای مشکی، خرمایی، خاکستری و شیری بافته میشود. بازه قیمتی تهیه عباهای سنتی بهبهان متنوع بوده و با توجه به کیفیت آن، قیمتها متفاوت خواهند بود. یکی از وجوه تمایز کارگاههای عبابافی بهبهان، برپایی این کارگاهها در فضای باز است. برای تولید عبا نخست باید نخهای پشمی لازم را تهیه کرد. پیش از آنکه این پشمها به نخ تبدیل شوند، باید چندین بار پشمها را شست. پس از آنکه پشمها خشک شدند عملیات ریسندگی با ابزارهای دستی آغاز میشود. پشمی که با دست ریسیده میشود، "کلافه" نام دارد. در حقیقت عبابافی بهبهان که از صنایعدستی خوزستان است، به دو بخش تقسیم میشود. کار ریسندگی که اغلب خانمها آن را انجام میدهند و بافندگی که اغلب به عهده آقایان است. عبابافان این نخها را تهیه میکنند و با خود به کارگاههایشان میبرند. دستگاههای چوبی عبابافی را بر روی چالهای به نام "پاچال" نصب میکنند. این دستگاه توسط دو چوب بر روی چالهای نصب میشود. برای چلهکشی نخها، چلهها را بر روی این دستگاه سوار میکنند. یک استادکار ماهر اگر روزانه بین ۵ الی ۷ ساعت کار کند میتواند طی ۷ روز یک عبا را ببافد. اندازه و رنگ عبا متناسب با سفارش مصرفکننده عباست. هر عبای معمولی وزنی حدود نهصد الی نهصدوپنجاه گرم دارد. اگر دستگاههای ریسندگی پیشرفت کنند و دولت سرمایهگذاری بیشتری برای این هنر داشته باشد، زمان ریسندگی و بافندگی کوتاهتر شده و افراد بیشتری مایل خواهند بود که به این رشته از صنایعدستی وارد شوند.
منبع: عبا بافی
موضوعات مرتبط: هنری [ یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 21:45 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||