|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
روز جهانی زن (هشتم مارس) را به بانوان باایمان، روشنفکر و قدرتمند کشورم که نور وجودشان، راهگشای زندگی من است، تبریک میگویم.
آن مخدره خدر خاص، آن مستوره اخلاص، آن سوخته عشق و اشتياق، آن شيفته قرب و احتراق، آن گمشده وصال، آن مقبول الرجال ثانيه مريم صفيه، رابعه العدويه رحمةالله عليهما. اگر کسی گويد ذکر او در صف رجال چرا کردهای گويم که خواجه انبيا عليهم السّلام میفرمايد: انّ الله لاينظر الی صورکم الحديث. کار به صورت نيست، به نيت است. کما قال عليه السّلام يحشر النّاس علی نيّاتهم. اگر رواست دو ثلث دين از عايشه صديقی رضی الله عنها فراگرفتن هم روا بود از کنيزکی از کنيزکان او فايده دنيی گرفتن. چون زن در راه خدای مرد بود او را زن نتوان گفت. چنانکه عباسه طوسی گفت: چون فردا در عرصات قيامت آواز دهند که يا رجال! نخست کسی که پای در صف رجال نهد، مريم بود عليها السّلام. کسی که اگر در مجلس حسن حاضر نبودی ترک مجلس کردی، وصف او در ميان رجال توان کرد. بل معنی حقيقت آنست که اطنجا که اين قوم هستند همه نيست توحيدند. در توحيد، وجود من و تو که ماند تا به مرد و زن چه رسد. چنانکه بوعلی فارمذی میگويد رضی الله عنه نبوت عين عزت و رفعت است. مهتری و کهتری در وی نبود. پس ولايت همچنين بود. خاصه رابعه که در معاملت و معرفت مثل نداشت و معتبر جمله بزرگان عهد خويش بود و بر اهل روزگار حجتی قاطع بود. نقل است که آن شب که رابعه به زمين آمد در همه خانه پدرش هيچ نبود که پدرش سخت مقل حال بود و يک قطره روغن نداشت که نافش چرب کند؛ و چراغی نبود، ورگويی نبود که دورپيچد، و او را سه دختر بود. رابعه چهارم ايشان آمد. رابعه از آن گفتندش. پس عيالش آواز داد: به فلان همسايه شو، قطرهای روغن خواه تا چراغ درگيرم و او عهد داشت که هرگز از هيچ مخلوق هيچ نخواهد. برون آمد و دست به در همسايه بازنهاد و باز آمد و گفت: در باز نمیکند. آن سرپوشيده بسی بگريست. مرد در آن اندوه سر به زانو نهاد، به خواب شد. پيغمبر را عليه السّلام به خواب ديد. گفت: غمگين مباش که اين دختر که به زمين آمد، سيده است که هفتاد هزار از امت من در شفاعت او خواهند بود. پس گفت: فردا به بر عيسیزادان شو، امير بصره، بر کاغذی نويس که بدان نشان که هر شب بر من صدبار صلوات فرستی و شب آدينه چهارصد بار صلوات فرستی، اين شب آدينه که گذشت مرا فراموش کردی. کفارت آن را چهارصد دينار حلال بدين مرد ده.
پدر رابعه چون بيدار شد. برخاست و آن خط بنوشت و به دست حاجبی به امير فرستاد. امير که آن خط بديد گفت: دوهزار دينار به درويشان دهيد به شکرانه آن را که مهتر را عليه السّلام از ما ياد آمد و چهارصد دينار بدان شيخ دهيد و بگوييد میخواهم در بر من آيی تا تو را ببينم. اما روا نمیدارم که چون تو کسی پيش من آيد. من آيم و ريش در آستانت بمالم. اما خدای بر تو که هر حاجت که بود عرضه داری. مرد زر بستد و هرچه بايست بخريد. پس چون رابعه پاره مهتر شد و مادر و پدرش بمرد در بصره قحطی افتاد و خواهران متفرق شدند. رابعه بيرون رفت. ظالمی او را بديد و بگرفت. پس به شش درم بفروخت و خريدار او را کار میفرمود به مشقت. يک روز میگذشت نامحرمی در پيش آمد. رابعه بگريخت و در راه بيفتاد و دستش از جای بشد. روی بر خاک نهاد و گفت: خدايا! غريبم و بیمادر و پدر، يتيم و اسير مانده و به بندگی افتاده، و دست گسسته، و مرا از اين غمی نيست الا رضای تو. میبايدم که تو راضی هستی يا نه. آوازی شنود که غم مخور که فردا جاهيت خواهد بود که مقربان آسمان به تو بنازند. پس رابعه به خانه خواجه بازآمد و پيوسته به روز روزه میداشت و خدمت میکرد و در خدمت خدای تا روز بر پای ايستاده میبود. يک شب خواجه او از خواب بيدار شد. در روزن خانه فرونگريست. رابعه ديد سر به سجده نهاده بود و میگفت: الهی تو دانی که هوای دل من در موافقت فرمان توست و روشنايی چشم من در خدمت درگاه توست. اگر کار به دست منستی يک ساعت از خدمت نياسايمی ولکن هم تو مرا زير دست مخلوق کردهای. اين مناجات میکرد و قنديلی ديد از بالای سر او آويخته معلق بیسلسله و همه خانه از فروغ آن نور گرفته. خواجه چون آن بديد بترسيد. برخاست و به جای خود بازآمد و به تفکر بنشست تا روز شد. چون روز شد رابعه را بخواند و بنواخت و آزاد کرد. رابعه گفت: مرا دستوری ده تا بروم. دستوری داد. از آنجا بيرون آمد و در ويرانهای رفت. پس، از آن ويرانه برفت و صومعهای گرفت و مدتی آنجا عبادت کرد.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰ ] [ 11:51 ] [ مینا ]
تقدیم به دکتر شیرین عدالتفر و دکتر الهام علیقلی
1. پریسا تبریز پریسا متولد ۱۹۸۳ است و پدری ایرانی و مادری لهستانی دارد. او تاکید کرده که تا پیش از ورود به دانشگاه چندان با کامپیوتر سر و کار نداشته اما حالا «شاهزاده امنیت» گوگل است. تبریز از دوازده سال پیش به استخدام گوگل درآمده و از ۲۰۱۱ مدیریت بخشی را برعهده دارد که سیصد هکر چیره دست از سراسر دنیا را زیر یک چتر گردآورده است. وی هماکنون سرپرستی بخش امنیت مرورگر محبوب کروم را برعهده دارد. تا چند سال قبل نام پریسا تبریز در فهرست ۳۰ چهره برجسته فناوری با کمتر از ۳۰ سال سن در کنار افرادی چون مارک زاکربرگ قرار داشت.
منبع: نمناک
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ] [ 9:24 ] [ مینا ]
محمود فرشچیان (زاده ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان) نقاش معاصر ایرانی است که تأثیر درخورتوجهی در روند نقاشی سنتی ایرانی و دیگر هنرهای سنتی داشته است. برخی از آثار او توسط وزیران امور خارجه ایران، بهعنوان هدیه به سفرا و وزرای کشورهای خارجی اهدا شده است. آثار او در بسیاری از شهرهای جهان همانند: پاریس، نیویورک، شیکاگو و … به نمایش گذاشته شده است. در سال ۱۳۹۳، نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر به وی اهدا شد.
پدر محمود فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود، او را به کارگاه نقاشی میرزا آقا امامی برد و امامی به استعداد فرشچیان در زمینه نقاشی پی برد. فرشچیان پس از آموزش نزد او و عیسی بهادری و دانشآموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعه آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا بر گفته خودش، در اروپا اول کسی بود که با بستهای از کتاب و قلم وارد موزه میشد و آخر از همه از موزه خارج میشد.
پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد. محمود فرشچیان، هماکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دورهای و فصلی به ایران دارد. فیلم مستندی نیز با عنوان عشقپرداز به کارگردانی حمید کاویانی و با حضور عزتالله انتظامی، پرویز پورحسینی و با صدای زیبا بروفه در نکوداشت او ساخته شده است که در آیین رونمایی کتاب پنجم او به نمایش درآمد. محمود فرشچیان سه فرزند به نامهای علیمراد، لیلا و فاطمه دارد. علیمراد فرشچیان در ایالت فلوریدا آمریکا مشغول طبابت است و لیلا در شغل تحلیلگر رفتار در ایالت نیوجرسی ساکن است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۰ ] [ 18:0 ] [ مینا ]
مهانداس کارامچاند گاندی در ۲ اکتبر ۱۸۶۹ (۱۰ مهر ۱۲۴۸) در خانوادهای متوسط در شهر پور بندر هند متولد شد. از زمانی که گاندی مسئولیت کنگره ملی هند را در سال ۱۹۱۸ به عهده گرفت و بهعنوان نمادی ملی شناخته شد، مردم هند به او لقب ماهاتما به معنی روح بزرگ دادند.
امروزه همگی او را به همین نام میشناسند. زادروز وی در هند با عنوان گاندی جایانتی نام برده میشود و در تقویم این کشور تعطیل ملی است. ماهاتما جز قشر پیشهوران بود. او در سن ۱۹ سالگی به همراه خانواده خود به انگلیس رفت و در رشته حقوق تحصیلات خود را ادامه داد. ماهاتما در روزنامهنگاری و وکالت نیز فعالیت داشته است.
منبع: گاندی کیست
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ ] [ 21:13 ] [ مینا ]
توماس آلوا ادیسون در ۱۱ فوریه ۱۸۴۷ در ایالت اوهایو در آمریکا متولد شد. نام او را به یاد عموی بزرگش، توماس گذاشتند. پدرش، ساموئل اوگدن ادیسون فردی مستعد و مادرش، نانسی متیوز الیوت معلم بود. او در سن ۴سالگی بههمراه خانواده خود به ایالت میشیگان نقل مکان کردند. توماس هفتمین و آخرین عضو خانواده ادیسون بود. مادرش در سال ۱۸۷۱ درگذشت.
او دوران سختی را در مقطع ابتدایی گذراند. در این زمان که به کمشنوایی هم مبتلا شده بود، مدیر مدرسه اعتقاد داشت که توماس شاگرد ضعیف و کودنی است. بههمین دلیل او را از مدرسه اخراج کردند و ادیسون مجبور شد، تحصیل را در خانه و تحتنظر مادرش ادامه دهد. آلوا در ایالت میشیگان به مدرسه عمومی رفت و ۵ سال تحصیل کرد. اما، بهدلیل اینکه اغلب آموزشهای مدارس شفاهی بودند و توماس هم از مشکل شنوایی رنج میبرد، بهسرعت از مدرسه خسته شد و برای جبران این ضعف به مطالعه و خواندن کتابهای متعدد روی آورد. وی در سن ۱۲سالگی به فروشندگی میوه و روزنامه در راه آهن گرندترانک اشتغال یافت. او موفق شد با استفاده از ابزار چاپی کوچک و قدیمی کتاب قاصد گراندترانک را در ماشین زبالهای بنویسد و در سال ۱۸۶۲ آن را روانه بازار کند. در همان سال بود که ادیسون بهعنوان اپراتور تلگراف مشغول به کار شد و به مدت ۶ سال در این بخش فعالیت کرد. ادیسون حتی موفق شد، نشان لژیون دونور کشور فرانسه را از آن خود کند.
منبع: توماس ادیسون
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ ] [ 13:52 ] [ مینا ]
پرویز پورحسینی (زاده ۲۰ شهریور ۱۳۲۰–درگذشته ۷ آذر ۱۳۹۹) هنرپیشه اهل ایران بود. وی در سال ۱۳۴۸ وارد پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و از رشته بازیگری در سال ۱۳۵۴ دانشآموخته شد. او در کارهای کارگردانان نامداری چون پیتر بروک، بهرام بیضایی، علی حاتمی، حمید سمندریان، آربی اوانسیان، مسعود کیمیایی، داوود میرباقری، واروژ کریممسیحی، و امرالله احمدجو بازی کرده است.
پرویز پورحسینی در کودکی بهواسطه کارش در صحافی با کتاب و کتابخوانی آشنا شد و به هنر و ادبیات گرایش پیدا کرد. او در ۱۲سالگی پدرش را ازدستداد و ناچار بود تا بهسختی کار کند. پورحسینی در کنار کار، تحصیلش را هم در کلاسهای شبانه ادامه داد. او از سال ۱۳۳۹ بازیگری را در کلاسهای شبانه اداره هنرهای دراماتیک آغاز کرد. او در سال ۱۳۴۰ نمایش مرد گل بدهی را به کارگردانی حمید سمندریان در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران اجرا کرد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ] [ 14:49 ] [ مینا ]
محمدحسن راستگو (زاده ۱۳۳۲–درگذشته ۲ آذر ۱۳۹۹)، روحانی ایرانی و پژوهشگر فقه و اصول و تعلیم و تربیت بود. او مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان بود. وی سالها مدیریت مرکز مربی کودکان در حوزه علمیه و همچنین به مدت ۳۵ سال اجرای برنامههای متعدد تلویزیونی برای کودکان را برعهده داشت. او پس از تحصیل علوم حوزوی تا خارج فقه و اصول به فعالیت در زمینه کلاسهای ویژه کودکان و برپایی اردو پرداخت. راستگو در دهها کشور آسیایی، آفریقایی و اروپایی به اجرای برنامه پرداخته است.
سایر فعالیتها ازجماه فعالیتهای محمدحسن راستگو، میتوان مدیریت تربیت مربی تدریس برنامهریزی و غیره/مرکز تبلیغات اسلامی مرکز مدیریت/۱۳۵۹؛ عضو، کارشناس، محقق/سازمان پژوهشی و برنامهریزی کتابهای درسی/۱۳۷۵ تا ۱۳۸۲؛ مدیریت مبارزه با منکرات کل کشور و مشاور فرهنگی فرماندهی کل/کمیته انقلاب اسلامی/۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹؛ محقق، کارشناس، برنامهریز، مجری و …/صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران/۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲؛ عضو بررسی کتاب کودک ونوجوانان/اداره کل ارشاد اسلامی قم/۱۳۸۲؛ همکاری با مجله تخصصی کودک یاری «شهرزاد» را نام برد. راستگو در ۲ آذر ۱۳۹۹ در ۶۷ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ] [ 17:53 ] [ مینا ]
اکبر گلپایگانی مشهور به گلپا، خواننده ایرانی بود که در سبک موسیقی سنتی ایرانی کار میکرد. او یکی از پیشگامان موسیقی دستگاهی ایران بود. در طول دوران کاری گلپا حدود ۳۰۰ اثر رسمی از او منتشر شدند. گلپا بهواسطه بازیگری در فیلم مرد حنجرهطلایی (۱۳۴۷) با همین عنوان فیلم در میان عموم شناخته میشد. اکبر گلپایگانی ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ در تکیه زرگرهای عودلاجان تهران زاده شد. پدر او محمدحسین گلپایگانی معروف به مرشد حسین یا حاج حسین بلبل مرثیهخوان بود و در تکایا و محله ارجوقربی داشت. او در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و این حادثه در آن زمان تأثیر بدی بر روحیه وی گذاشت. او یک برادر کوچکتر با نام محمد گلریز دارد که خواننده موسیقی سنتی است. گلپایگانی در شش سالگی سر صف دبستان قرآن میخواند. یک سال بعد تعزیهخوان محل، استعداد اکبر را کشف کرد و در هشت سالگی پدرش شروع به آموختن موسیقی به او کرد. خانه آنها روبروی خانه موسیقیدان و کارشناس ردیف، محمد ایرانی مجرد بود. گلپایگانی در آموختن موسیقی از او راهنمایی گرفت. او در چهارده سالگی در سالن مرکزی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران به اجرا پرداخت. گلپا در سال ۱۳۱۸ وارد دبستان فرهنگ شد و به عنوان قاری قرآن در کلاس برگزیده شد. پس از این فعالیتها وی با آشنایی با تعزیهخوان محله و کار زیر نظر او اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در سال ۱۳۲۰ وی بهطور جدی و منظم تعلیم موسیقی و دستگاهها را نزد پدر آغاز کرد. در سال ۱۳۲۶ نخستین تجربه حضور در یک ارکستر و گروه کر را در سالن مرکزی جمعیت شیروخورشید سرخ کسب کرد و در ۱۵ سالگی به مدرسه نظام رفت. در این مدرسه ایرج همکلاسی او بود. گلپا در سال ۱۳۲۷ در انجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد. او از سال ۱۳۲۸ به بعد با هنرمندان سرشناسِ موسیقی آشنا شد و آموزش را زیر نظر آنان آغاز کرد. در انجمن موسیقی نظام، گلپایگانی تا حدی از تعزیهخوانی فاصله گرفت و بیشتر با دستگاه آشنا شد. او در ۱۸ سالگی موسیقی حرفهای را آغاز کرد و نزد ردیفدان نورعلی برومند آموزش دید. ازجمله استادان گلپایگانی میتوان به حسن یکرنگی (از شاگردان اقبال آذر) اسماعیل قهرمانی، ابوالحسن صبا، یوسف فروتن، عبدالله دوامی، اسماعیل ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده، و سلیمان امیرقاسمی اشاره کرد. او و در درک او از موسیقی دستگاهی ایران تأثیر چشمگیری داشتند. گلپا سبک آوازخوانی طاهرزاده و ادیب خوانساری را دنبال کرد. در سال ۱۳۳۵ یونسکو از اکبر گلپایگانی، نورعلی برومند، و علیاصغر بهاری برای اجرای آواز و موسیقی ایرانی دعوت کرد.
فعالیتها
جایزهها و افتخارات
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹ ] [ 21:52 ] [ مینا ]
قاصدک
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد بام و در من بیثمر میگردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری، نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربههای همه تلخ با دلم میگوید که دروغی تو، دروغ که فریبی تو، فریب قاصدک! هان، ولی ... آخر ... ای وای راستی آیا رفتی با باد؟ با توام، ای! کجا رفتی؟ ای راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمیبندم خردک شرری هست هنوز؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند
دریغا و صد افسوس که، "جان از تن آواز رفت"
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری [ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹ ] [ 11:7 ] [ مینا ]
آیتالله سیدمحمود طالقانی، اولین امام جمعه تهران و روحانی مبارز و نواندیشی که در شکلگیری انقلاب اسلامی سهم مهمی برعهده داشت روز نوزدهم شهریور سال ۱۳۵۸ درگذشت. آیتالله طالقانی چند ماه پس از پیروزی انقلاب ایران درگذشت و در مراسم تشییع پیکرش صدها هزار نفر گرد هم آمدند و از همه گروهها و دستههای سیاسی ابراز همدردی کردند.
سیدمحمود علایی طالقانی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی در خانوادهای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان در استان البرز متولد شد. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی بود. وی دوران کودکی خود را در زادگاهش سپری کرد تا اینکه هنگامی که هفتساله بود، پدرش به تهران مهاجرت کرد و در خانهای کوچک در محله قناتآباد ساکن شد. محمود طالقانی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ملارضا در میدان امین السلطان آغاز کرد و مبانی صرفونحو و علوم دینی را نزد پدرش سیدابوالحسن طالقانی آموخت. پس از آن در مدارس رضویه و فیضیه قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد.
منبع: آیتالله طالقانی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹ ] [ 21:56 ] [ مینا ]
پانتئون فرانسوی که در سال ۱۷۹۰ تکمیل شد، یک آرامگاه بزرگ نیوکلاسیک است که در محله لاتین پاریس واقع شده است. این بنا حاوی بقایای تعدادی از شهروندان مشهور فرانسوی، ازجمله ولتر، ژان ژاک روسو، ویکتور هوگو، و لویی بریل است. در کنار بسیاری از مردانی که درحالحاضر در پانتئون حضور دارند، زنان متعددی نیز حضور دارند که یکی از آنها ماری کوری، دانشمند لهستانی-فرانسوی است که تحقیقات پیشگامانه او جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۰۳ را بههمراه همسرش پیر کوری از آنِ او کرد و همچنین در سال ۱۹۱۱ برنده جایزه نوبل شیمی هم شد.
پیر و ماری کوری در آزمایشگاه بیشتر تحقیقات او بر روی رادیواکتیویته متمرکز بود: در میان دیگر دستاوردها، او واژه "رادیواکتیویته" را ابداع و تعریف کرد و دو عنصر مهم رادیواکتیو را کشف کرد. رادیوم و پولونیوم. متاسفانه، ازآنجاکه اثرات منفی تشعشع بر سلامت انسان در آن زمان ناشناخته بود، کوری در طول آزمایشهای خود هرگز خود را از آنها حفظ نکرد. درنهایت، کشف خود او به احتمال زیاد منجر به مرگ او شد: در سال ۱۹۳۴، او از کمخونی آپلاستیک درگذشت، شرایطی که با قرارگرفتن طولانیمدت در معرض رادیوم و پولونیوم ایجاد شد. حتی دخترش، آیرین جولیو کوری، که او نیز در شیمی جایزه نوبل را دریافت کرده بود، در اثر سرطان خون فوت کرد، که به احتمال زیاد، نتیجه مستقیم قرارگرفتن مادرش در معرض سطوح بالای تابش بود.
منبع: ماری کوری
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ] [ 19:49 ] [ مینا ]
محمد خرمشاهی (۱۲۹۰ ساوه – ۲۳ فروردین ۱۳۹۶) نویسنده، روزنامهنگار، طنزپرداز و شاعر ایرانی بود. وی در ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ در سن ۱۰۶ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت. او از سن دوازدهسالگی فعالیت خود را آغاز کرد و با بیش از ۹۰ روزنامه و مجله از جمله نشریه توفیق و نشریه گل آقا همکاری داشت. عبارات معروفی مثل «در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست» یا «چوب خدا صدا ندارد» یا «چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی؟» از اوست.
کتابها
محمد خرمشاهی شاعر معاصر که ید طولایی در طنزپردازی داشت پس از 106 سال روز 21 فروردینماه بر اثر کهولت سن درگذشت. شهرت خرمشاهی به همکاری با نشریههای "توفیق"، "گل آقا" و روزنامه کیهان باز میگردد. محمد خرمشاهی، متولد 1290 بود و از او دیوان اشعاری با عنوان "دیوان خرم" منتشر شده است. اشعار طنز او با 90 اسم مستعار درنزدیک به یک قرن اخیر منتشر شده و بسیاری از این اشعار در افواه مردم است. خرمشاهی را بسیاری عبید زاکانی معاصر مینامند؛ نخستین شعر او در روزنامه "حبل المتین" هند چاپ شد و از آن هنگام تاکنون که بیش از 8 دهه به سرودن شعر و طنز پرداخته، نزدیک به 2 هزار ضربالمثل و لطیفه خلق کرده که در ذهن و خاطره مردم ایران ماندگار شده است. "در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست"، از اشعار معروف خرمشاهی است. مشهورترین طنزپردازان و شاعران معاصر ایرانی مانند عمران صلاحی، کیومرث صابری فومنی، ابوالقاسم حالت و .... دورهای را نزد خرمشاهی شاگردی کردهاند. خرمشاهی 70 سال پیش برای نخستین بار "شعر جدول" را طراحی کرد که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید و از او کتابهای "شیخ شنگول"، "دنیای شادیها"، "مجموعه گلها" و " دیوان خرم " منتشر شده است.
خاطره محمد خرمشاهی این شاعر و طنزپرداز خاطرهای از سیمین بهبهانی تعریف میکرد: یک روز سیمین بهبهانی از من شعری برای سنگ قبرش خواست. گفتم من از تو سنم بیشتر است، تو باید برای من این کار را بکنی. سیمین گفت: "نه، تو تا همه ما را نکشی، نمیمیری" و من شعری به هر روی برایش نوشتم که الان نمیدانم اصلا گفته شده است یا نه. نوشتم: دین خود در خدمت شعر و ادب کردم ادا / جان خود را نیز در راه وطن کردم فدا. خرمشاهی همیشه میگفت: سعی میکنم از شرایط اندوه و غم به دور باشم. خشم و ناراحتی را هم هرگز به خودم راه نمیدهم. یکی از دلایل طول عمرم هم همین بوده است. او چند ماه پیش در یک گفتگوی رسانهای گفته بود: اکنون زندگی سختی دارم. در مضیقه هستم و دیگر دوست ندارم بیشتر زندگی کنم. فکر میکنم دیگر کار از کار گذشته و هر چه عمر کردم بَس است.
یک شب از سر لطف مهمان دلم شو در انجمن عشق شمع محفلم شو اگه ماه شبم بشی چی میشه یک شب که هزار شب نمیشه در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست آنجا که صفا هست در آن نور خدا است در چنته درویش وفا هست کشکول یه رنگی و صفا هست یک لقمه نان با محبت در سفره فقر فقرا هست در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست آنجا که صفا هست در آن نور خدا است آدمی به جز آه ادمی نیست دنیا به غیر خواب درهمی نیست ما و همه کنج غناعت
منبع: خرم
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی [ پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹ ] [ 19:5 ] [ مینا ]
معروف است که دخترها، بهاصطلاح «باباییاند». بااینحال، وقتی تاریخ دور و نزدیکمان را نگاه میکنیم، میبینیم که بسته به شرایط اجتماعی و عرفی، این، پسران بودهاند که اغلب، پیشه، حرفه، کسب، کار و یا هنرِ پدران خود را ادامه دادهاند. بااینحال، بودهاند، دخترانی که آنان نیز راه پدرانشان را پی گرفتهاند و همچون پدرانِ نامدارشان، صاحب نام و آوازه شدهاند. گُردآفرید، دخترِ گَژدَهَم (دژبانِ دژ سپید)، که همچون پدرش جنگاوری را پیشه کرده بود؛ و نیز بانوگُشَسپ، دخترِ رستمِ دستان که دلاوری را از پدرش به ارث برده بود؛ و همچنین رَشحه اصفهانی، دخترِ هاتف اصفهانی، که چون پدرش شاعری پیشه داشت، سه نمونه از دخترانِ نامدارِ جلوهگر در ادبیات فارسیاند که راه پدرانشان را ادامه دادهاند.
در روزگار ما نیز یکی از دختران نامداری که از همان کودکی در مسیری گام برداشت که پدرش در آن طی طریق، کرده بود، روانشاد استاد مهدیه الهیقمشهای است؛ بانویی که هم نام خود و هم ذوق شاعری و هم شیفتگیاش به آیات الهی و ابیات شعری را از پدر بزرگوارش، مرحوم استاد مهدی الهیقمشهای، به ارث برده بود. امروز، چهارمین سالروز درگذشت روانشاد مهدیه الهیقمشهای است؛ بانویی که دختر ارشد پدر و مادری فاضل بود و در خانوادهای پرورش یافته بود که از پدر و مادر تا برادران و خواهران، همگی اهل علم و ادب و هنر بودهاند.
منبع: مهدیه الهیقمشهای موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ] [ 20:17 ] [ مینا ]
1- ابا عبدالله (ابو شهدا - حسین بن علی ع). امام حسین ع در سوم شعبان سال چهارم ه.ق. در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا ص نام این فرزند زهرا س را حسین نهاد. وی مورد علاقه شدید پیامبر ص بود و آن حضرت درباره او میفرماید: حسین منّی و انا من حسین ... وی در آغوش پیامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، ششساله بود. در دوران پدرش علی بن ابیطالب ع نیز از موقعیت بالایی برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود. 2- ابراهیم بن حصین ازدی: وی بعدازظهر عاشورا در کنار امام حسین ع به شهادت رسید. 3- ابوبکر حسن بن علی: فرزند امام حسن مجتبی ع. مادر او ام ولد بود. از مدینه همراه عمویش امام حسین ع به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن، خدمت سیّدالشّهدا آمد، اجازه میدان طلبید، به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید.
4- ابو ثمامه صائدی: از یاران سیّدالشّهدا و شهید نماز. از چهرههای سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحهشناس بود. مسلم بن عقیل در ایام بیعتگرفتن از مردم برای نهضت حسینی، او را مسئول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود. نامش عمر بن عبدالله بود. پیش از شروع درگیریهای کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست. روز عاشورا، که یاران امام به تدریج شهید میشدند، هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو! چنین میبینم که دشمنان به تو نزدیک شدهاند. به خدا قسم تو کشته نخواهی شد، مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم. دوست دارم این خدای خود را درحالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است، بخوانم. امام نگاهی به بالا افکند و فرمود: نماز را به یادآوردی، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. آری، اینک اول وقت نماز است. مهلتی از سپاه دشمن خواستند. آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر، با امام حسین ع نماز جماعت خواندند. وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند. برخی گفتهاند که در اثر جراحتهای بسیار بر زمین افتاد. خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان بهدربردند و مدتها بعد از دنیا رفت.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹ ] [ 21:30 ] [ مینا ]
پروفسور مجید سمیعی در ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدر او از خانوادههای سرشناس رشت و مادرش اصالت شیرازی داشت. خانواده او چند سال بعد از تهران به رشت بازگشت و در محله تلفنخانه (بحرالعلوم) ساکن شد.
پروفسور مجید سمیعی تحصیلات خود را در دبیرستان مشهور شاهپور رشت به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. او در یکی از گفتوگوهای خود اعلام کرد که در ۱۱ سالگی علاقه بسیار زیادی به جراحی مغز و اعصاب پیدا کرد و بههمین دلیل در دانشگاه یوهانس گوتنبرگ در شهر ماینتس به تحصیل در رشتههای زیستشناسی و پزشکی پرداخت. او بهدلیل کسب عالیترین نمرات در امتحانات پایان دوره پزشکی توانست جایزه ویژه وزارت علوم ایران برای برترین دانشجویان مقیم اروپا را از آن خود کند. او سپس دوره تخصصی جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر کورت شورمن آغاز کرد و در ۱۳۴۹ خورشیدی یعنی در ۳۳ سالگی موفق به دریافت مدرک بورد تخصصی در این رشته از آلمان شد.
منبع: پروفسور سمیعی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، پزشكى، علمی ادامه مطلب [ جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ ] [ 20:58 ] [ مینا ]
نجف دریابندری (زاده ۱ شهریور ۱۳۰۸ در آبادان–درگذشته ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ در تهران) مترجم و نویسنده ایرانی بود. برگردان کتابهای وداع با اسلحه و پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی، ازجمله برگردانهای شناختهشده او هستند. دوره ابتدایی را در مدرسه ۱۷ دی گذرانده و وارد دبیرستان رازی آبادان شد. او در سال سوم دبیرستان تحصیل را رها کرد و به دنبال کار رفت. حضور انگلیسیها در تأسیسات نفتی آبادان و رفتوآمد آنان در سطح شهر و کاربرد آن زبان، وی را به یادگیری زبان انگلیسی علاقهمند ساخت، بهگونه ای که این زبان را بهطور خودآموز با تماشای فیلمهای زبان اصلی برای کارمندان انگلیسی شرکت نفت و گفتگو با انگلیسیها آموخت. نجف دریابندری در سال ۱۳۳۱ نخستین اثر خود را که برگردان کتاب وداع با اسلحه، نوشته ارنست همینگوی بود، برای چاپ به تهران فرستاد.
زندان نجف دریابندری، همزمان با چاپ این کتاب در سال ۱۳۳۳ بهدلیل عضویت در حزب توده ایران در آبادان دستگیر شد. او تا پای اعدام رفت، اما درنهایت، به زندان محکوم شد و پس از یک سال به زندان تهران منتقل شد. دریابندری در زندان به مسائل فلسفی علاقهمند شد و در آن مدت، کتاب تاریخ فلسفه غرب اثر برتراند راسل را برگردان کرد که بعدها توسط انتشارات سخن به چاپ رسید. وی پس از تحمل چهار سال زندان، در سال ۱۳۳۷ آزاد شد و به کارهای گوناگونی روی آورد. پس از زندان، رابطه او با حزب توده پایدار نماند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ ] [ 18:3 ] [ مینا ]
غلامعلی بسکی، معروف به «بابا بسکی» و از فعالان قدیمی و سرشناس محیط زیست، صبح روز چهارشنبه در بیمارستان بسکی گنبد کاووس در ۸۸ سالگی درگذشت.
اولین جرقه با یک بیماری دکتر بسکی در سال ۱۳۴۹ به بیماری عجیبی مبتلا شد که در ابتدا تصور پزشکان این بود که او دچار سرطان معده شده است اما اینچنین نبود. درواقع طبق اطلاعاتی که در سایت شخصی او منتشر شده است، درواقع میل غذا در او و افراط زیاد در خوردن گوشت باعث بروز چنین مشکل برای سلامتی او شده بود. به همین دلیل متاثر از جهانبینی دریافت شده او در آثار شاعرانی چون مولوی، حافظ و سعدی، تصمیم گرفت به طبیعت پناه ببرد و خام گیاهخواری را در پیش بگیرد. درباره خامخواری او باید توجه داشت که خامخواری از نظر او فقط نخوردن مواد غذایی پخته شده نبود، او از دوغ و شیر هم استفاده میکرد و صرفا گیاهخوار بود.
منبع: غلامعلی بسکی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، پزشكى، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹ ] [ 11:55 ] [ مینا ]
«ای مردم! من حقیر که مدتهای زیادی در جبههها بودهام، به عشق امام حسین ع آمدهام و حسین ع است که به من این شور و شعف را داده که اگر به شهادت برسم سعادت و اگر پیروز شوم باز هم سعادت است.» این بخشی از وصیتنامه شهید عبدالرسول زرین است که هیچ دشمن بعثی از تیررس چشم عقاب او در امان نبود. تکتیرانداز آشنای جبههها که همرزمانش او را گردان تکنفره و چریکی مخلص نام نهاده بودند. حالا دیگر چیزی به سیوششمین سالگرد شهادت او باقی نمانده که اصفهان آماده گرامیداشت یاد او و 1200 شهید ورزشکار استان میشود. شهیدی متولد 1320 که زندگی او را از کهگیلویه و بویراحمد به اصفهان کشاند تا در لشکر مخلص امام حسین ع نمره 20 بگیرد.
حضور پدر را تنها 4 سال، لمس کرد و مادر را 6 سال. در نوجوانی، راه اصفهان در پیش گرفت تا روی پای خودش بایستد. در اصفهان با پشتکار و جدیت کار کرد، ازدواج کرد و صاحب 7 فرزند شد. زرین که بهخاطر مبارزات انقلابیاش تحت تعقیب ساواک قرار گرفته بود، پس از پیروزی انقلاب و با آغاز ناآرامیهای کردستان بههمراه حسین خرازی و رحیم صفوی عازم کردستان شد. جنگ تحمیلی برای او مانند یک نقطه عطف بود و تا زمان شهادت در 11 اسفندماه 1362 برای لشکر امام حسین ع یک تکتیرانداز قهار بود. طلاییه؛ مرحله دوم عملیات خیبر؛ ترکش خمپاره؛ و اینچنین یاد او به زرینی نامش در تاریخ ایران ثبت شد. شهیدی که الحق عبدِ رسول ص بود و ارادتمند خاندان عصمت و طهارت.
گردان تکنفره «بهتنهایی کار یک گردان را میکرد. در هر کجای خط که سنگر داشت، جبهه دشمن به هم ریخت. لقب گردان تکنفره فقط شایسته او بود. اخلاص، ایمان و تواضع، از سراپای وجودش نمایان بود. ایشان از لحاظ تجربه جنگی و سابقه حضور در مناطق عملیاتی در رتبه فرماندهی تیپ و لشکر بود ولی بهدلیل تبحر خاص و منحصربهفرد، در کار تیراندازی و تأثیر او در سرنوشت عملیات، بهعنوان یک تکتیرانداز ویژه و استراتژیک در جبهههای جنگ، همیشه خار چشم دشمن بود.» و سردار شهید حسین خرازی فرمانده لشکر عشق اینچنین از همرزم شهیدش میگوید.
شهیدی که سردار مرتضی قربانی، فرمانده لشکر 25 کربلا در دوران دفاع مقدس و رئیس کنونی هیئت تیراندازی استان اصفهان در وصفش میگوید: «شهید زرین ابتدا وضو میساخت و بعد اسلحه را برمیداشت و با ذکر "ما رَمیتُ" تیر را به سمت دشمنان نشانه میرفت. او بهمعنای واقعی کلمه یک چریک مخلص امام زمان عج بود.»
منبع: شهید عبدالرّسول زرّین
موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ ] [ 11:35 ] [ مینا ]
آقای سعید آقاخانی کارگردان و بازیگر بهنام کشور، اکنون سریال نون خ او، رتبه اول را در بین سریالهای سال، از آنِ خود کرده است. لطافت رفتار قهرمان داستان، با مادرزن و دخترهایش، آنچنان بالاست که از حد تصور خارج شده. وفاداری او به همسر و عشقش به فرزندان بینظیر است. دغدغههایش تنها برای خود و خانوادهاش نیست و شامل مردم شهر و دیارش هم میشود. با اینکه سنش نبست به دیگران، زیاد نیست، اما به او بهعنوان بزرگتری آگاه و عاقل در هر مسألهای رجوع میکنند. در این سریال، خصوصیات اخلاقی کردها، روش کشاورزی و تولیدات آنها را بهخوبی معرفی میکند. پرداختن به مسائل مهم و روز جامعه، آنچنان ظریف و نرم به تصویر درمیآید که بیننده باید در موردش تفکر کند تا به عمق آن برسد، ولی مهم اینست که او حرف خود را زده. از مشکلات و کمبودها طوری صحبت میکند که تمام اقشار کشور را دربرمیگیرد. سریال را دقیق و زیبا به نمایش درآورده، که جامعه، هیچگونه ایراد و حساسیتی در موردش نشان نمیدهد و از آن بهعنوان یک سریال طنز، درام و سرشار از آموشهای فرهنگی و اجتماعی یاد میکند. به ایشان خداقوت گفته و امیدواریم در راهی که در پیش رو دارند، همیشه موفق و سربلند باشند.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸ ] [ 16:48 ] [ مینا ]
اسماعیل خلج (متولد آذر ۱۳۲۴- تهران) نمایشنامهنویس صاحب سبک ایرانی است. مهمترین دستآورد خلج، «دراماتیزه کردن» زبانِ لایههای فقیر و حاشیه نشین شهری در دهههای چهل و پنجاه است او به زندگی مردمان تیره روزِ طبقه فرودست میپردازد، خلج در آثار نمایشی پیش از انقلاب خود برای زبان لایههای فقیر و حاشیه نشین شهری آن دوران معادل نمایشی خلق کرد. این زبانی نمایشی غنی، با وجود بهرهوری از مفاهیم و کلام لایههای فقیر جامعه به هیچوجه «عامیانه» نیست.
خلج نمایشنامهنویسی ناتورالیست است. او متأثر از رئالیسم گورکی نیز هست و همچنین روحی شاعرانه بر کارهایش حکمفرماست. خلج کارمند اداره رادیو و تلویزیون بود و سریال سایه همسایه را در سال ۱۳۶۴ کارگردانی کرد که به سال ۱۳۶۵ از تلویزیون پخش شد. وی علاوهبر نویسندگی به کار بازیگری نیز مشغول است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸ ] [ 10:41 ] [ مینا ]
جلال آلاحمد (2 آذر 1302 در تهران متولد شد و 18 شهريور 1348 در اسالم گيلان دار فانى را وداع گفت. او نویسنده و مترجم ایرانی بود. در سال ۱۳۸۷ برای اولین بار جایزه ادبی جلال آلاحمد توسط دولت جمهوری اسلامی بنیان نهاده شد تا با این كار، مقام اندیشه و حقجویی وی پاس داشته شود. جلال آلاحمد در خانوادهای مذهبى روحانى به دنیا آمد. وی پسر عموی آيتالله طالقانى بود. دوران كودكى و نوجوانى جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. پس از اتمام دوران دبستان، پدر جلال، سيد احمد طالقانى، به او اجازه درسخواندن در دبیرستان را نداد. اما او که همواره طالب و جویای حقیقت بود به این سادگی تسلیم خواست پدر نشد.
در سالهای آخر دبیرستان است، که جلال با کلام كسروى و شريعت سنگلجى آشنا میشود و همین مقدمهای میشود برای پیوستن وی به حزب توده در سال 1332 وارد دانشسراى عالى تهران میشود و در رشته ادبيات فارسى به تحصیل میپردازد. در 1323 به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن کناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام (ديد و بازديد) را در همین دوران منتشر کرده بود. او که تاثیری گسترده بر جريان روشنفكرى دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهشهای مردمشناسى، سفرنامهها و ترجمههای متعددی نیز پرداخت. شاید مهمترین ویژگی ادبی آلاحمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و درعینحال عصبی و پرخاشگر، که نمونههای خوب آن را در سفرنامههای او مثل (خسى در ميقات) و یا داستان-زندگینامه (سنگى بر گورى) میتوان دید.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸ ] [ 11:0 ] [ مینا ]
نادر ابراهیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۵ – ۱۶ خرداد ۱۳۸۷) داستاننویس معاصر ایرانی بود. او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه، و روزنامهنگاری نیز فعالیت کرده است. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از معدود سخنوران ایرانی بهشمار میرود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده بودهاند. تا سال ۱۳۸۰ بیش از صد کتاب و همچنین نوشتارهای درباره او به چاپ رسیده است. پدرش عطاءالمُلک ابراهیمی، فرزندِ «آجودان حضور» و از نوادگانِ ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارِ کرمان در عصر قاجار بود، که رضاشاه پهلوی او را، ضمنِ خلعِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود، که هنوز قلمستانی به نام او در حومه مشکین شهر وجود دارد (قلمستان عطا) و هنوز خویشاوندان او (ابراهیمیهای کرمان) در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهور هستند. مادرِ او هم از لاریجانیهای مقیم تهران بهشمار میآمد. نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکده حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به درجه لیسانس رسید. او در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیتهای گوناگون خود نیز پرداخته است. از جملهٔ شغلهای او: کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمنصحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحهبندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایرانشناسی عملی و چاپ مقالههای ایرانشناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتابهای کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاهها و … . در تمام سالهای پرکار و بیکار یا وقتهایی که در زندان بهسر میبرد، نوشتن را که از ۱۵ سالگی آغاز کرده بود، کنار نگذاشت. در سال ۱۳۴۲ نخستین کتاب خود را با عنوان «خانهای برای شب» به چاپ رساند که داستان «دشنام» در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقاله تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ و منتشر شده که دربرگیرنده داستان بلند (رمان) و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینههای گوناگون است. ضمن آنکه چند اثرش به زبانهای مختلف دنیا برگردانده شده است. یک عاشقانه آرام»، «بار دیگر شهری که دوست میداشتم»، «چهل نامه کوتاه به همسرم»، «مردی در تبعید ابدی»، «بر جادههای آبی سرخ»، «تضادهای درونی»، «آتش بدون دود»، «ابن مشغله» و «آرش در قلمرو تردید» از جمله آثار منتشرشده نادر ابراهیمی هستند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی، کتاب ادامه مطلب [ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ] [ 10:41 ] [ مینا ]
سید عبدالله فاطمینیا (زاده ۱۳۲۵ در تبریز) روحانی، خطیب، استاد اخلاق، مورخ اسلامی، کتابشناس و نسخهشناس اهل ایران است. او بیش از نیمقرن به نسخهشناسی و کتابشناسی پرداخت. وی در زمینه اخلاق و عرفان، حدیث و شعر عربی فعالیت میکند. اشراف و تسلط او بر صرف و نحو و ادبیات عرب کمنظیر است. خطبههای مذهبی او اغلب از تلویزیون ایران پخش میشود، به همین خاطر او یک شخصیت مذهبی شناختهشده در ایران است. وی از کودکی تحت تربیت دینی و علمی پدر خود (میراسماعیل)، که ازجمله علمای اهل عرفان بود، قرار گرفت. در ۱۳ سالگی حافظ کل قرآن شد و همچنین نقل شده که ألفیه ابنمالک را در همان سنین حفظ بود و بر آن تسلط کامل داشت. سپس نزدیک به ۳۰ سال نزد حسن مصطفوی تحصیل کرد و تحت تعلیم و تربیت وی قرار داشت و همزمان تحصیلات حوزوی خویش را هم دنبال مینمود. پس از مصطفوی، او از دانش افرادی چون سید محمدحسین طباطبایی، سید محمدحسن الهی طباطبایی، محمدتقی آملی، سید رضا بهاءالدینی، محمدتقی بهجت، محمدتقی جعفری و … که بیشترشان از شاگردان سید علی قاضی بودند در علوم اسلامی و عرفان استفاده نمود. ازاینرو، وی با یک واسطه، از شاگردان سید علی قاضی است. پدر وی سید اسماعیل فاطمینیا از علما و عرفای اهل سلوک بود، که در باغ بهشت قم مدفون است. فرزند ارشد ایشان سید حسن، داماد سید محمد بهشتی است.
فعالیتهای علمی وی از کارشناسان علوم اسلامی است و به تحقیق و پژوهش در این زمینه اشتغال دارد؛ از دیگر فعالیتهایش میتوان به تدریس در حوزههای علمیه، حضور در برنامههای مذهبی صدا و سیما بهعنوان کارشناس و سخنرانی در مراکز حوزوی و دانشگاهی اشاره نمود. فاطمینیا در مورد علم رجال و عرفان نظری دارای آگاهی گسترده و اشراف و تسلط او بر صرف و نحو و ادبیات عرب و فارسی کمنظیر است. وی از مفسران معروف و زبردست صحیفه سجادیه و نهجالبلاغه است و در جلسات متعددی درباره این موارد به سخنرانی پرداخته است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ ] [ 11:42 ] [ مینا ]
صائب تبریزی، بزرگترین غزلسرای قرن یازدهم هجری و معروفترین شاعر عهد صفویه است. میرزا محمدعلی صائب تبریزی در حدود سال ۱۰۰۰ ه.ق. یا یکی دو سال بعد از آن در تبریز زاده شد. پدر او تاجری معتبر بود و خانواده صائب جزء هزار خانواری بودند که به دستور شاهعباس اول صفوی از تبریز کوچ کرده و در محله عباسآباد اصفهان ساکن شدند و این مردم را تبارزه (تبریزیهای) اصفهان مینامیدند. صائب در اصفهان به آموختن علوم عصر پرداخت. در جوانی به حج رفت و در بازگشت به مشهد سفر کرد. صائب در سال ۱۰۳۴ ه.ق. از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. حکمران کابل، خواجه احسنالله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی بهخاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز با خود همراه بود. در سال ۱۰۴۲ ه.ق. صائب به ایران بازگشت و در اصفهان اقامت گزید. شاهعباس دوم صفوی به او مقام ملکالشعرایی داد. صائب هشتاد سال زندگی کرد و هم در اصفهان دیده از جهان فروبست. درگذشت او در سال ۱۰۸۶ یا ۱۰۸۷ ه.ق. بوده است. آرامگاه او در اصفهان، در محله لَنبان، در محلی است که در زمان حیات او معروف به تکیه میرزا صائب بود. مقبره صائب در باغچهای در اصفهان در خیابانی که به نام او نامگذاری شده است، قرار دارد. صائب تبریزی شاعری کثیرالشعر بود، تعداد اشعار صائب را از شصتهزار تا صدوبیستهزار بیت گفتهاند. آثار صائب جز سهچهارهزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه و ناقص به نام قندهارنامه و دو سه قطعه، همگی غزل است. صائب، سبکی را به کمال رساند که چند قرن بعد از او سبک هندی نامیده شد. او اسلوب معادله یا «مدعا مثل» را بیش از دیگر شاعران همروزگارش بهکار برده است. نازکی خیال و لطافت اندیشه و مضمونسازیهای ظریف و معنیهای بیگانه و باریک در شعر وی دیده میشود. ابیات غزل وی استقلال معنایی دارند و در یک غزل از چندین موضوع سخن گفته است.
کسی که عیب تو را پیش چشم بنگارد ببوس دیده او را که بر تو حق دارد ز فوت مطلب جزئی مشو غمین که فلک ستاره میبرد و آفتاب میآرد به دست غم نشود مبتلا گریبانش کسی که دامن شب را ز دست نگذارد به جای خون ز رگ و ریشهاش برآرد دود به دست درد، دلی را که عشق بفشارد کسی است صاحب خرمن درین تماشاگاه که غیر اشک دگر دانه ای نمیکارد بزرگ اوست که بر خاک همچو سایه ابر چنان رود که دل مور را نیازارد میان اهل سخن گفتگوی اوست تمام که هیچ طایفه را بینصیب نگذارد تو برخلاف بدان تخم نیکنامی کار که هرکس آن درود از جهان که میکارد چو دور عقدهگشایی به من رسد صائب به ناخن مه نو چرخ پشت سر خارد
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی [ یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ ] [ 12:10 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت ملاصداری شیرازی
صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین متأله و فیلسوف شیعه ایرانی و یکی از بزرگترین فیلسوفان و روحانیان جهان اسلام در سده یازدهم ه.ق. و بنیانگذار حکمت متعالیه است. ظهور ملاصدرا در حوالی پایان هزاره اول پس از پیدایش اسلام بهوقوع پیوست، و لذا، کارهای او را میتوان نمایشدهنده نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشه اسلامی پیش از زمان او بهحسابآورد.
ملاصدرا در روز نهم جمادیالاول سال ۹۸۰ ه.ق.، در شیراز و در محله قوام، زاده شد و او را محمد نام نهادند. به روایتی پدر او خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر حاکم پارس بود و صدرالدین محمد تنها فرزند او، بر اثر دعا به وجود آمد. به باور هانری کربن خواجه ابراهیم بازرگان بود و به خرید و فروش مروارید، شکر بنگاله و شال کشمیری میپرداخت. وی هرازگاهی برای بهدستآوردن مروارید به مغاص لؤلؤ در بحرین میرفت. ابراهیم قوام در آغاز، محمد کوچک را به مکتبخانه ملااحمد در محله قوام و به نزد ملااحمد برد. محمد دو سال در اين مکتبخانه خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را فراگرفت. سپس او را به یک معلم خانگی به نام ملاعبدالرزاق ابرقویی سپردند تا به محمد صرفونحو بیاموزد.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: مشاهیر ادامه مطلب [ چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ] [ 9:25 ] [ مینا ]
تقدیم به دوران نوجوانیام
خواهران برونته (به انگلیسی: Brontë family)، شارلوت برونته (۱۸۱۶ – ۱۸۵۵)، امیلی برونته (۱۸۱۸ – ۱۸۴۸) و آن برونته (۱۸۲۰ – ۱۸۴۹)، سه خواهر از مفاخر ادبی بریتانیا بودند که کتابهایشان در دهههای ۴۰ و ۵۰ قرن نوزدهم میلادی منتشر شد و آثارشان در فهرست ادبیات کلاسیک جهان قرار گرفت. شارلوت برونته، امیلی برونته و آن برونته فرزندان پاتریک برونته کشیش منطقه هاورث در انگستان و ماریا برانول، بودند که هر سه در شهر تورنتون در غرب یورکشر به دنیا آمدند. آنها دارای دو خواهر دیگر نیز بودند که در کودکی از دنیا رفتند؛ و همچنین برادر آنها به نام برانول نیز شاعر و نقاش بود. هر سه خواهر به عنوان آموزگار و همچنین معلم سرخانه به فعالیت پرداختند. در سال ۱۸۴۳ شارلوت و امیلی برای یادگیری و تقویت زبان فرانسه به بروکسل رفتند و خیلی زود پس از شنیدن خبر مرگ عمهشان الیزابت که بعد از مرگ مادر، عهدهدار نگهداری آنها بود به هاورث بازگشتند. شارلوت در ۱۸۴۳– ۱۸۴۴ با عنوان معلم زبان انگلیسی به بروکسل بازگشت، ولی به علت تنهائی و مشقات زندگی، مجدد به خانوادهاش در هاورث یورکشر پیوست.
آثار در سال ۱۸۴۶ این سه خواهر کتاب شعری با هزینه خود با اسامی مستعار کارر[الف]برای شارلوت، الیس[ب]برای امیلی و اکتون[پ] برای آن منتشر ساختند. این کتاب موفقیتی به دست نیاورد، و پس از آن خواهران برونته به نوشتن رمان پرداختند. کتابهای اگنس گری توسط آن و جین ایر توسط شارلوت در سال ۱۸۴۷ به طبع رسیدند که در این سال جین ایر جزو پرفروشترین آثار بهشمار میرفت. سپس در سال ۱۸۴۸ امیلی رمان بلندیهای بادگیر (نیز با ترجمهٔ فارسی عشق هرگز نمیمیرد) و آن داستان مستأجر عمارت وایلدفل را منتشر کردند. بعدها شارلوت شرلی را در ۱۸۴۹ و ویلت را در ۱۸۵۳ منتشر ساخت. تمام این کتابها کمابیش به موفقیت دست یافتند.
درگذشت عمر خواهران برونته بسی کوتاه بود. امیلی قبل از اتمام دومین رمانش، در سال ۱۸۴۸ در ۳۰ سالگی به علت بیماری سل و آن در سال بعد به سبب همان بیماری در ۲۹ سالگی درگذشتند. شارلوت در سال ۱۸۵۴ به همسری معاون پدرش، آرتور نیکولز درآمد و یک سال بعد به دنبال بیماری تیفوس در سن ۳۸ سالگی درگذشت.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی، کتاب [ چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ ] [ 11:14 ] [ مینا ]
رابعه بلخی را مادر شعر فارسی نام دادهاند. اجداد او از اعراب بودهاند که در پی حمله و تسخیر خراسان به بلخ آمدهاند. اولین شاعره زبان فارسی دری که در کتابها او را به نام رابعه نامیدهاند دختر کعب قزداری که شخصی فاضل و محترم در دوره سلطنت سامانیان بوده و در سیستان شهر «بست» قندهار و بلخ حکومت میکرده است. رابعه تحت تعلیمات پدر، توانست زبان دری را در حد اعلا بیاموزد. ذوق و استعداد، وی را در زمره شاعران و چکامهپردازان پارسیگوی قرار داد. از تاریخ ولادت و مرگ رابعه اطلاعات درستی در دست نیست. رابعه کعب قزداری در سده چهارم ه.ق. در شهر «حصدار» بلوچستان میزیست این شهر در مسیر کراچی به کویته و بین دو کوه قرار دارد. آنچه قطعیست آنکه او همدوره با سامانیان و رودکی بوده و به استناد گفتار عطار نیشابوری با رودکی دیدار و مشاعره داشته است. زمان مرگ رابعه به احتمال قریببهیقین پیش از مرگ رودکی بوده، بنابراین، میتوان آن را پیش از سال ۳۲۹ ه.ق. درنظرگرفت. از تولد و دوران کودکی و نوجوانی رابعه اطلاعاتی در دست نیست. تنها مدرک مستند از زندگی رابعه، روایتیست که عطار نیشابوری در حکایت بیستویکم کتابِ الهینامه خویش در بحر هَزج مسدّس محذوف، در چهارصدواندی بیت آورده است. پدر رابعه علاقه خاصی به او داشته، در پرورش و تعلیم او کوشا بوده است و به جهت تواناییهای بینظیر او در هنر و فنون، او را با لقب زینالعرب (زینت قوم عرب) خطاب میکرد. رابعه به استناد گفتار عطار، در سرودن شعر و هنر نقاشی بهغایت توانمند و در شمشیرزنی و سوارکاری بسیار ماهر بوده است. متاسفانه هماینک از رابعه هفت غزل و چهار دوبیتی و دو بیت مفرد باقی مانده که مجموعا پنجاهوپنج بیت است و مابقی اشعارش که کاملا عاشقانه بوده بهدست برادرش حارث از میان رفته است. روایت عطار به بخشی از زندگی رابعه بعد از دوران مرگ پدرش تا مرگ تراژیک خود رابعه میپردازد. جریان عشق رابعه و مرگش از تراژیکترین داستانهای عاشقی است که در سرتاسر جهان وجود داشته و بهرغم این داستان هنوز ناشناخته مانده است. حتی در بین مردمان افغانستان. در جامعه مردسالاری روزگار رابعه کمتر زنی توانست ذوق و هنر خود را نشان دهد و جایگاهی در بین شاعران دوران خود بیابد.
منبع: بخش علمی بیتوته
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۸ ] [ 21:50 ] [ مینا ]
به مناسبت بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندس
محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران کودکی جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناسترین و با نفوذترین چهرههای تاریخ فکری اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد داییاش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیرالدین طوسی را دستهای از دانشوران خاتم فلاسفهای و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهادهاند.
خواجه نصیرالدین طوسی از نگاه علامه حلی علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی است، درباره استادش چنین مینویسد: خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقیله و نقلیه مصنفات بسیار داشت، او اشراف کسانی است که ما آنها را درک کردهایم، خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابنسینا و تذکرهای در هیأت را که از تألیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۷ ] [ 16:5 ] [ مینا ]
سر آیزاک نیوتن (به انگلیسی: Sir Isaac Newton) (۴ ژانویه ۱۶۴۳–۲۰ مارس ۱۷۲۷) ریاضیدان، فیزیکدان، اخترشناس، متخصص الهیات و نویسنده (در روزگار خود شناختهشده بهعنوان یک فیلسوف طبیعت) اهل انگلستان بود که بهعنوان یکی از مؤثرترین دانشمندان کل تاریخ و یک شخصیت کلیدی در انقلاب علمی شناخته میشود. کتاب وی شاهکار اصول ریاضی فلسفه طبیعی که برای اولین بار در سال ۱۶۸۷ منتشر شد، مبانی مکانیک کلاسیک را بنا نهاد. همچنین او سهم بزرگی در نورشناسی ایفا کرد. او و گوتفرید لایبنیتس، بهطور همزمان و مستقل حساب دیفرانسیل و انتگرال را ایجاد کردند.
نیوتن فرمولی برای قوانین حرکت و گرانش جهان وضع کرد که دیدگاه غالب علمی را تا پیش از ارائه نظریه نسبیت تشکیل میداد. نیوتن از برهانهای ریاضی پیرامون گرانش برای اثبات قوانین حرکت سیارهای کپلر استفاده کرد. او با بررسی و تشریح جزر و مد، مسیر پرواز دنبالهدارها، پیشروی محوری و سایر پدیدهها، تردید در مورد درستی خورشیدمرکزی بودن منظومه شمسی را از بین برد. او نشان داد که حرکت اشیا روی زمین و اجرام آسمانی میتواند با اصول مشابهی محاسبه شوند. استنباط نیوتن مبنی بر اینکه زمین کروی با حالت تخت (شعاع قطبی کمتر از شعاع استوایی) است، با اندازهگیریهای هندسی توسط موپرتوئی، لا کانداماین و سایرین تأیید شد و اکثر دانشمندان اروپایی را بر برتری مکانیک نیوتنی بر سیستمهای قدیمی متقاعد ساخت.
منبع: ویکیپدیا موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷ ] [ 11:31 ] [ مینا ]
غلامرضا تختی در روز ۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانوادهای متوسط در محله خانیآباد در تهران به دنیا آمد. «رجب خان» (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همه آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. «حاج قلی»، پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده خواربار و بنشن بود. نخستین واقعهای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربهای بزرگ و فراموشنشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانواده ناچار شد خانه مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانیآباد درس خواند.
شادروان تختی در مصاحبهای با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجوانیاش میگوید: "با آنکه علاقه فراوانی به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جستجوی کاری برآیم. زندگی، نان و آب، لازم داشت. برای مدتی به خوزستان رفتم و در ازای روزی هفت یا هشت تومان، کار کردم. دنیا در حال جنگ (جنگ جهانی دوم) بود، زندگی به سختی میگذشت." در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. به دلیل علاقه و استعداد وافری که نسبت به کشتی نشان داد مورد توجه مرحوم "حسین رضی زاده" مدیر آن باشگاه قرارگرفت.
منبع: تختی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ورزشى ادامه مطلب [ دوشنبه ۳ دی ۱۳۹۷ ] [ 20:45 ] [ مینا ]
دولت افتادگی
ای سخنت رونق لفظ دری قند درآمیخته با آذری
درس تو دارد اثری بیشتر از اثر تربیت مادری
ناموری، گرچه تو را رغبتی هیچ نبودست به نامآوری
نزد تو زانو زده از هر طرف منبری و لشکری و کشوری
فقه تو با عشق درآمیخته فلسفهات با هنر دلبری
کاش شیوخ از تو میآموختند راحتی و رندی و روشنگری
بر سرت از دولتِ افتادگی است تاج برازندگی و سروری
تا ابد آویزه گوش دل است نام «محمد تقی جعفری»
علامه محمدتقی جعفری
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی [ پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷ ] [ 11:47 ] [ مینا ]
علی حاتمی علی حاتمی (زاده ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در تهران – درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۷۵ در تهران) کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده سینما بود. علی حاتمی با نام کامل عباسعلی حاتمی (با اصالت تفرشی) در جایی متولد شد شبیه همانجاییکه رضا خوشنویس در هزاردستان به مفتش نشانی میدهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت. او دانشآموخته از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی حداقل ۱۴ فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته است. او از فیلمسازان پیشروی نسلی بهشمارمیرود که پیشگامان فصل جدید سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۴۰ به بعد از میانش برخاسته، ازجمله ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، فریدون گله و داریوش مهرجویی.
علی حاتمی: ناله آب از ناهمواری زمین است.
اولین اثر سینمایی علی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمهتمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگترین پروژههای سینمایی او بعد از مجموعه هزاردستان بود، بهعلت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریممسیحی (به نامهای کمیته مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد.
سبک درونمایه تمامی آثار حاتمی براساس ویژگیهای قومی و انسانهای رشدیافته در این باورها و اعتقادات، شکل گرفته است. شخصیت آثار او اغلب شبیهترین افراد به خصلت و باورهای قومیتهای ایرانی هستند. حاتمی که تقریبا تمامی آثارش را بر اساس فیلمنامههایی از خودش ساخته است در انتقال فضا، زمان و شرایط اجتماعی دوره تاریخی که در فیلمش به تصویر کشیده، بسیار موفق بوده است. دیالوگهای فیلمهای او بسیار درخشان و قابل توجه هستند و در سینمای ایران اگر بینظیر نباشند، حتما کمنظیر هستند. مجموعههای تلویزیونی علی حاتمی سلطان صاحبقران و هزاردستان نیز به اندازه آثار سینماییاش مورد توجه بسیار قرار گرفتند.
درگذشت علی حاتمی در روز پنجشنبه ۱۴ آذرماه ۱۳۷۵ بر اثر سرطان پانکراس در سن ۵۲ سالگی درگذشت. پیکر وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. بر روی سنگ قبر وی که_ در طرفینش رقیه چهره آزاد (ملقب به مادر سینمای ایران و ایفاگر نقش مادر در فیلم "مادر") و رسام عربزاده (طراح ممتاز فرشهای ایرانی) دفن شدهاند، یکی از ماندگارترین دیالوگهای فیلم "حاجی واشینگتن" نقش بسته: "آیین چراغ خاموشی نیست".
منبع: علی حاتمی موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری [ چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷ ] [ 15:17 ] [ مینا ]
مهدی شیخ زینالدین (زاده ۱۳۳۸ تهران – درگذشته ۲۷ آبان ۱۳۶۳ سردشت) نظامی ایرانی و فرمانده لشکر ۱۷ علیابنابیطالب بود، که از فرماندهان ارشد در طول جنگ ایران و عراق محسوب میشد. وی در مسیر کرمانشاه به سردشت در پی درگیری با گروههای مسلح، کشته شد. پدر مهدی زینالدین کتابفروشی داشت و او بیشتر اوقات فراغت خود را در دوران نوجوانی به فروش کتاب و کار در کتابفروشی میگذراند. وی در دوران دبیرستان گرایشهای سیاسی پیدا کرد و با سید اسدالله مدنی روابط نزدیکی داشت. در این دوره زینالدین به همراه خانوادهاش در شهر خرمآباد ساکن بودند، که به دلیل فعالیت سیاسی پدرش، به شهر سقز تبعید شدند و در این شهر نیز فعالیتهای سیاسی وی باعث شد که از دبیرستان اخراج شود. پس از اخراج از دبیرستان، وی با تغییر رشته از ریاضی به علوم تجربی موفق به دریافت مدرک دیپلم تجربی گردید. در سال ۱۳۵۶ در کنکور سراسری دانشگاهها شرکت کرد و موفق شد رتبه چهارم را در میان پذیرفتهشدگان در دانشگاه شیراز، بهدست آورد.
مهدی زینالدین در کنار محمدحسین باقری و محمدابراهیم همت در سالهای جنگ ایران و عراق
همزمان با قبولی وی در دانشگاه، پدرش بار دیگر از خرمآباد به سقز تبعید و این امر باعث شد، که زینالدین از ادامه تحصیل انصراف دهد. پس از مدتی پدرش این بار از سقز به اقلید تبعید شد و در این فرصت خانواده وی نیز از خرمآباد به قم مهاجرت کردند و او نیز همراه با خانواده به قم نقل مکان کرد. با آغاز جنگ ایران و عراق، وی به همراه یک گروه ۱۰۰ نفره با گذراندن آموزشهای کوتاه، به جبهه رفتند. وی پس از مدتی مسئول واحد شناسایی و بعد از آن مسئول واحد اطلاعات و عملیات سپاه در دزفول و سوسنگرد شد و پس از مدتی نیز به سمت فرماندهی تیپ علیابنابیطالب منصوب گردید. مهدی زینالدین در ۲۷ آبان ۱۳۶۳ همراه با برادرش مجید، به منظور شناسایی منطقه از کرمانشاه به سوی سردشت در حال حرکت بودند، که با گروههای مسلح درگیر شدند، که این درگیری به کشته شدن وی و برادرش انجامید. پیکر او و برادرش در قطعه ۵ گلزار شهدای قم به خاک سپرده شد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر [ یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ ] [ 11:45 ] [ مینا ]
استاد دکتر محمود حسابی چهره برجسته علم و فرهنگ معاصر و بنیانگذار فیزیک نوین ایران در سال 1281 ه.ش. از پدر و مادری تفرشی در تهران متولد شد. در هفتسالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارتهای غربت آغاز و از ابتدا تا پایان تمامی تحصیلات عالیه در میان همشاگردیهایی از کشورهای مختلف سپری کرد. در منزل قرآن کریم، گلستان و بوستان سعدی، غزلیات حافظ و منشات قائم مقام را نزد مادرش "گوهرشاد حسابی" آموخت.
وی در موسیقی و نواختن ویولن و پیانو، دستی داشت و در چند رشته ورزشی کسب موفقیت کرد و در شنا دارای دیپلم نجات غریق شد. پرفسور محمود حسابی مدارج عالی تحصیلی را بدین شرح طی کرد: لیسانس ادبیات از دانشگاه آمریکایی بیروت (1920)، مهندسی راه و ساختمان (۱۹۲۲)، دروس پزشکی از دانشگاه آمریکایی بیروت، دانشنامه ریاضی، نجوم و ستارهشناسی، دانشنامه بیولوژی (زیستشناسی)، مهندسی برق در سال 1925 از دانشکده برق اکول سوپریورد و الکتریسیته پاریس، مدرک مهندسی معدن (پاریس)، دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن پاریس (1927) استاد دکتر حسابی چهار زبان زنده دنیا فرانسه، انگلیسی، آلمانی و عربی را برای و مطالعه و صحبت مورد استفاده قرار میداد و همچنین به زبانهای سانسکریت، یونانی، و لاتین، پهلوی، اوستا، ترکی و ایتالیایی اشراف داشت و آن را در تحقیقات علمی خود بهخصوص در امر واژه گزینی زبان فارسی بهکار میبرد. تاسیس مراکز علمی نظیر مدرسه مهندسی وزارت راه، دارالمعلمین عالی، و دانشسرای عالی، نوشتن قانون دانشگاه، تاسیس دانشگاه تهران و بنیانگذاری دانشکدههای فنی و علوم از برجستهترین خدمات فرهنگی ایشان است. همچنین داشتن چند هزار دانشجو، فعالیت در دو نسل کاری و تربیت هفت نسل استاد، شاخص عمده این بزرگ مرد است. از مشاغل و اقدامات مهم استاد میتوان به اولین نقشهبرداری از راه ساحلی سراسری بنادر میان خلیج فارس، اولین راه تهران به شمشک، ساخت اولین رادیو در کشور، ماموریت خلع ید شرکت ملی نفت انگلیس، اولین رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، وزیر فرهنگ در دولت دکتر محمد مصدق اشاره کرد.
همچنین بنیانگذاری موسسه ژئوفیزیک، تاسیس سازمان انرژی اتمی، ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی، پایهگذاری انجمن موسیقی ایران، تشکیل فرهنگستان زبان ایران، تدوین قانون و تشکیل موسسه استاندارد، تاسیس اولین بیمارستان خصوصی ایران به نام "گوهرشاد"، بنیانگذاری مرکز مخابرات اسدآباد، تعیین ساعت ایران، نصب و راهاندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران، پایهگذاری اولین مدرسه عشایری در ایران (لرستان)، ایجاد اولین رصدخانه نوین در ایران ( تعقیب ماهوارهها)، نمایانگر گوشه دیگری از خدمات پرفسور حسابی به کشور است. استاد همچنین در زمینه تحقیق علمی مقاله و رساله و کتاب به چاپ رساند که دربرگیرنده زمینههای مختلف بهویژه فیزیک مدرن، واژههای علمی، زبان فارسی و مباحث علمی گوناگون است. تئوری بینهایت بودن ذرات این دانشمند ایرانی در میان فیزیکدانان جهان شناخته شده است و نشان "کومان دوردولالژیون دونور" بزرگترین نشان علمی کشور فرانسه به همین مناسبت به ایشان اهداء شد. طی سالها تحقیق و مطالعات علمی در دانشگاههای معتبر عالم با دانشمندان بزرگ جهان نظیر پرفسور "اینشتین"، "شرودینگر"، "بورن"، "فرمی" و چندین فیزیکدان دیگر و همچنین علمای بزرگ مانند "راسل" و "آندره ژید" همکاری و تبادل نظر داشته و تنها ایرانی شاگرد پروفسور "آلبرت اینشتین" بود.
در سال 1366 در کنگره 60 سال فیزیک ایران که بهمناسبت بزرگداشت استاد برگزار شد از خدمات دکتر حسابی بهعنوان پدر فیزیک ایران قدردانی به عمل آمد. وی در سال 1367 به عنوان مرد علمی سال جهان معرفی شد. پرفسور محمود حسابی در 12 شهریور سال 1371 هنگام معالجه بیماری قلبی در بیمارستان دانشگاه ژنو بدرود حیات گفت.
منبع: همشهری
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی [ چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ ] [ 11:21 ] [ مینا ]
دکتر ناصر مهدوی درباره واقعه عاشورا پایبندى به اصول و ارزشهاى والا، وفاىبهعهد و اعتقاد به باورهاى انسانى و اخلاقى و احترام به بشریت از نکات ارزشمند این ماجراست و تلاش امام حسین ع هم در این راستا بود که ارزشها بر باد نرود. متاسفانه طى سالهاى اخیر فضاى روشنفکرى در محرم ایجاد شده است که یک عده از روشنفکران دینى درباره برخى مسائل عاشورا داورىهایى مىکنند که کاملا غلط است. این روشنفکران تصور دارند نقل برخى از وقایع عاشورا هیچ پایه و اساسى ندارد و همه آنها ساخت ذهن برخى افراد است. اما خوشبختانه وجود تاریخ طبرى و برگزارى این محافل در جهت شفافسازى تاریخ عاشورا امثال مرا بسیار دلگرم مىکند.
در ارتباط با گزاره «عاشورا امروز با ما چه نسبتى دارد؟» کوشش مىکنم پاسخ کامل و جامع بدهم. تاریخ طبرى درباره اتفاق کربلا خدمت بزرگى به مسلمانان کرده است و تمام عناصر مهم عاشورا را از منابع قدیمىتر دیگر ضبط و اعلام کرده است. همچنین با رجوع به «انساب الاشراف» و کتاب معروف ابن اعثم کوفى متوجه مىشویم، آن زمان کتابت و نگارش وجود داشته، هرچند بهمانند امروز، این اتفاق رخ نمىداد. اما اینگونه نبود که افراد، همگى بىسواد باشند و فرد باسواد در میان آنها حضور نداشته باشد. در کتاب انساب الاشراف و گفتههاى ابن اعثم کوفى بههمراه کتاب «تاملى بر نهضت عاشورا» اثر رسول جعفریان، چندین فراز مهم و حقیقى عاشورا قید شده است که باید به فراخور فکر، خرد و اندیشه خودمان آن را بررسى کنیم.
منبع: حقیقت عاشورا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷ ] [ 10:10 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی
ابوريحان بيرونی، 440-362 ه.ق.، دانشمند برجسته ايرانی، در رشتههای گوناگون دانش، رياضی، جغرافيا، زمينشناسی، مردمشناسی، فيزيک و اخترشناسی، سرآمد روزگار خود بود. او از نخستين دانشمندانی است که در نوشتههای خود به پيشينهی تاريخی يک موضوع علمی پرداخته است. اندازهگيری چگالی 18 فلز و سنگ گرانبها، اندازهگيری قطر و محيط زمين، شيوهای نو برای طراحی نقشههای جغرافيايی، پژوهش در باورها و تاريخ مردم هندوستان و تهيه فهرست کتابهای زکريای رازی، از کارهای ماندگار اوست.
پدرش، ابوجعفر احمد بن على اندیجانى، اخترشناس دربار خوارزمشاه در رصدخانه گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینه مامایى داشت. چنانکه خود گفته است، پدرش را در پى بدگویى حسودان از دربار راندند و به ناچار در یکى از روستاهاى پیرامون خوارزم ساکن شدند و چون براى مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونى شهرت پیدا کردند. آشنایى بیرونى با امیر نصر منصور بن عراقى باعث راهیابى او به دربار خوارزمشاه و مدرسه سلطانى خوارزم شد که امیر نصر آن را بنیانگذارى کرده بود. اما، پس از چند سال، در پى فروپاشى حکومت خاندان آلعراق بر خوارزم، به رى و سپس گرگان رفت و کتاب آثارالباقیه را در آنجا به نام شمس المعالى قابوس وشمگیر نوشت.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷ ] [ 20:39 ] [ مینا ]
عزتالله انتظامی (زاده ۳۱ خرداد ۱۳۰۳، سنگلج تهران–درگذشته ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، تهران) بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون، مشهور به «آقای بازیگر» سینمای ایران بود. او نخستین بازیگر ایرانی بود که از یک جشنواره بینالمللی جایزه گرفت. انتظامی در سال ۱۳۸۲ بهعنوان یکی از چهرههای ماندگار ایران انتخاب شد. وی پس از گذراندن دوره تحصیلات مقدماتی، وارد هنرستان صنعتی تهران شد و در رشته برق به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۲۶ وارد عرصه هنر گردید و با اندک دستمایههای هنر نمایش و تئاتر به آلمان سفر کرد و در شهر هانوفر وارد یک مدرسه شبانه آموزش سینما و تئاتر گردید. او پدر مجید انتظامی آهنگساز و نوازنده است.
استاد عزتالله انتظامی و پسرش مجید عزتالله انتظامی فعالیت هنری خود را با پیشپردهخوانی در تماشاخانههای لالهزار شروع کرد؛ او پس از یک سال به تماشاخانههای هنر و فرهنگ تهران رفت؛ در سال ۱۳۲۰ نخستین نمایش حرفهای خود را با عنوان اولتیماتوم نوشته پرویز خطیبی به کارگردانی اصغر تفکری در تئاتر پاریس خیابان لالهزار اجرا کرد و تا سال ۱۳۲۶ توانست در بیش از ده نمایش نقشپردازی کند. سپس، در سال ۱۳۵۱، پیشپردهخوانی در ایران و نیز کار هنری هنریش فون کلایست موضوع پایاننامه کارشناسی او در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد که با امتیاز «بسیار خوب همراه با تشویق کتبی» به تأیید استادانش، ازجمله بهرام بیضایی، رسید. بازی در فیلم شیر خفته (شیر سنگی) نیز یکی از افتخارات او است.
منبع: عزت الله انتظامی
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ] [ 20:16 ] [ مینا ]
مریم میرزاخانی (۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶) ریاضیدان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد بود. میرزاخانی در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برنده مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی تنها زن و اولین ایرانی برنده مدال فیلدز است. زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه همتافته بود.
مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سالهای ۱۹۹۴ (هنگکنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال بهعنوان نخستین دانشآموز ایرانی نمره کامل را به دست آورد. وی نخستین دانش آموز ایرانی بود که دو سال مدال طلا گرفت. او سپس در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکتریِ خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مکمولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷ ] [ 21:31 ] [ مینا ]
مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند 1307، درگذشته 4 شهريور 1369) شاعر پرآوازه و موسیقیپژوه ايرانى است. تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود. اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو، گرایید. او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر بهجای نهاده است. او آشنا به نوازندگی تار و مقامهای موسیقیایی بودهاست.
ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آیینه بهشت اما آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد
تبار مهدی اخوان ثالث پدر مهدی اخوان ثالث که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که از فهرج در استان یزد به مشهد کوچ کرده بود و ازاینرو، آنان نام خانوادگیشان را اخوان ثالث به معنی برادران سهگانه گذاشتند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ] [ 17:46 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت عطار نیشابوری
فَریدالدین ابوحامِد محمد عطار نِیشابوری (زاده ۵۴۰ ه.ق. در نیشابور–درگذشته ۶۱۸ ه.ق. در شادیاخ نيشابور) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سده ششم و آغاز سده هفتم است. او در سال ۵۴۰ ه.ق. برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. نام او «محمد»، لقبش «فریدالدین» و کنیهاش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطار و گاهی نیز فرید تخلص کردهاست. نام پدر عطار ابراهیم (با کنیه ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود. او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدین بغدادی فراگرفته بود به کار عطاری و درمان بیماران میپرداخت. او را از اهل سنت دانستهاند اما در دوران معاصر، شیعیان با استناد به برخی شعرهایش بر این باورند که وی پس از چندی به تشیع گرویده یا دوستدار اهل بیت بوده است. البته، لازم به ذکر است، که استناد این افراد به اشعاری از ایشان است که از نظر اکثر اساتید این حوزه و عطارشناسان بنام، منسوب به ایشان هستند و توسط افرادی هم تخلص یا به نام ایشان سروده شدهاند و این مهم را میتوان بهراحتی از ابیاتی در خسرونامه فهمید. هرچند که ایشان در مقدمه منطقالطیر (مقامات طیور) به نکوهش متعصبین پرداختهاند و به این افراد توصیه کردهاند که هم محب اهل بیت باشند و هم دوستدار خلفای راشدین.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷ ] [ 9:21 ] [ مینا ]
کتاب: ته خیار نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی
پرداختن به داستانهایی با موضوعات اجتماعی همیشه یکی از دغدغههای بعضی از نویسندگان کودک و نوجوان بوده است. یکی از این نویسندگان هوشنگ مرادی کرمانی است که داستانهایش را به زبان طنز مینویسد. داستان ته خیار یکی از این داستان هاست. کتاب «ته خیار» مجموعه داستان کوتاه با درونمایه اجتماعی است که به نظر میرسد برای مخاطب نوجوان است اما کودکان سالهای آخر دبستان و بزرگسالان هم میتوانند بخوانند و ضمن لذت بردن با یک اثر «طنز» خوب آشنا شوند. داستان «خندان خندان» از کتاب «ته خیار» به شکل غیر مستقیم داستان کلاسهای روانشناسی غیرعلمی و رسانههایی است که مخاطبان را فقط به خنده در برابر مشکلات ترغیب میکنند که لحظههای شاد و تفکرانگیزی را ایجاد میکند. پسر و دختر جوانی را حکایت میکند که با به وجود آمدن هر مشکلی به آن میخندند. داستان «بچه های پرنده» داستان زن و شوهری است که بچه به دنیا میآورند (تولید میکنند) برای این که به فدراسیونهای ورزشی بفروشند تا با تربیت آنها مدال بیاورند. داستان «شکوفههای بهاری» از کتاب «ته خیار» نگاه تلخی دارد به مستراحهای عمومی و نظافتچی آنها. داستانهای «چشمی از هوای گریه»، «پیشرفت یتیمان» و «نه، من آدم کش نیستم» از داستانهای جذاب دیگر کتاب «ته خیار» است.
منبع: کتاب ته خیار
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی، کتاب ادامه مطلب [ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷ ] [ 20:29 ] [ مینا ]
امیرهوشنگ ابتهاج متخلص به ه.ا. سایه، حافظ پژوه و شاعر معاصر ایرانی است. امیرهوشنگ ابتهاج، روز یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش «آقاخان ابتهاج» از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. برادران ابتهاج، یعنی غلامحسین ابتهاج، ابوالحسن ابتهاج و احمدعلی ابتهاج، عموهای امیرهوشنگ هستند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمهها منتشر کرد. سایه در سال ۱۳۴۶ به اجرای شعرخوانی بر آرامگاه حافظ در جشن هنر شیراز میپردازد که باستانی پاریزی در سفرنامه معروف خود (از پاریز تا پاریس) استقبال شرکتکنندگان و هیجان آنها پس از شنیدن اشعار سایه را شرح میدهد و مینویسد که تا قبل از آن هرگز باور نمیکردهاست که مردم از شنیدن یک شعر نو تا اینحد، هیجانزده شوند.
هوشنگ ابتهاج و محمدرضا شفیعی کدکنی
ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گلها در رادیوی ایران (پس از کنارهگیری داوود پیرنیا) و پایهگذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزلها، تصنیفها و اشعار نیمایی او توسط موسیقیدانان ایرانی نظیر محمدرضا شجریان، علیرضا افتخاری، شهرام ناظری، حسین قوامی و محمد اصفهانی اجرا شده است. تصنیف خاطرهانگیز (تو ای پری کجایی) و تصنیف سپیده (ایران ای سرای امید) از اشعار سایه است. سایه بعد از حادثه میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بههمراه محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده، بهنشانه اعتراض، از رادیو استعفا داد.
یا حسین بن علی خون گرم تو هنوز از زمین میجوشد هرکجا باغ گل سرخی هست آب از این چشمه خون مینوشد. کربلایی است دلم
شعری از سایه که ناتمام ماند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ ] [ 10:59 ] [ مینا ]
داستانهای عزیز نسین گاه به صورت جدا و بیرون از مجموعههای خود و گاه در قالب اصلی کتابها به بیش از ۳۰ زبان گوناگون از جمله فارسی ترجمه شدهاند. بسیاری از داستانهای کوتاه او را ثمین باغچهبان، احمد شاملو، رضا همراه و صمد بهرنگی به فارسی ترجمه کردهاند. برخی از آثار عزیز نسین همچون زوبوک توسط مترجمان و انتشاراتهای مختلفی تحت عناوین متفاوت بازترجمه شده است. از ترجمههای اثر زوبوک میتوان به چاخان ترجمه رضا همراه توسط انتشارات فروغی در قبل از انقلاب، زوبوک ترجمه خسرو مهرزاد توسط انتشارات دبیر (سال ۱۳۹۵) و قمپز ترجمه فاضل سوری توسط انتشارات علمی و فرهنگی اشاره کرد. آثاری که از این نویسنده نامی، به فارسی ترجمه شده، به شرح زیر است؛ بله قربان، چشم قربان - پخمه - چاخان - چگونه حمدی فیل دستگیر میشود؟ - حقهباز - حیوانات را دستکم نگیرید - خاطرات یک مرده - خانهای روی مرز - خری که مدال گرفت - داماد سرخانه - دندانهای مردم را نشمارید - زن بهانهگیر - زن وسواسی - سرزمین اخموها - شارلاتان - طبق مقررات - عروس محله - قلقلک - کانون گرم خانواده - گردنکلفت - حزب کرامت و حزب سلامت - گوسفندی که گرگ شد - لوستر پنجشاخه - ما آدم نمیشویم - مرض قند - مگه تو مملکت شما خر نیست؟ - موخوره - نابغه هوش - یک خارجی در استانبول - آدم را به زور دیوانه میکنند - تف سر بالا - زاغهنشینها - کارخانه بچهسازی - به من چه مربوطه - خدا بد نده - کار چاق کن - تا کتک نخورم آدم نمیشم - دلتون میخواد میلیونر بشین - زنده باد وطن - عشق آتشین - زمانه خراب شده - داروی بی خوابی - کدام حزب برنده میشود - دیوانه ای بالای بام - محمود و نگار.
درباره کتاب دیوانهای بالای بام عزیز نسین داستان دیوانهای بالای بام را سال 1965 نوشت. در کتاب دیوانهای بالای بام این داستان و 24 داستان کوتاه دیگر جمعآوریشده و در قالب یک کتاب 224 صفحهای منتشر شده است. ارسلان فصیحی انتخاب و ترجمه آثار عزیز نسین را برعهده داشته و انتشارات ققنوس این اثر را روانه بازار کتاب ایران کرده است. دیوانهای بالای بام اولین داستان کتاب دیوانهای بالای بام است. داستان ازاینقرارست که پسر جوانی بالای بام رفته و قصد پرت کردن خودش را دارد. خبر همهجا پخششده و مردم جمع شدهاند تا ببینند چه اتفاقی میافتد. مأموران آتشنشانی نیز با برزنت پایین ساختمان دور میزنند تا اگر او خودش را انداخت بگیرندش. پسر جوان داد میزند که شرطش برای پایین آمدن اینست که کدخدا شود. پلیس هم برای کنترل اوضاع در آنجا حضور دارد.
قسمتی از کتاب اینم شد زندگی؟ اولین خاطرهای که از دوران بچگیام به خاطر دارم، آتش است. مادرم بیدارم کرد و کیسه زردوز قرآن را به گردنم آویخت. خواهر کوچکم را از گهواره برداشت. او دعا میکرد، ناله میکرد، گیسهایش را میکند. آتش از پنجرهای که پردههایش پاره پاره بودند میآمد تو و به صورتم میزد. یکدفعه در باز شد آدمهای جورواجوری ریختند توی اتاق و هرچه به دستشان میآمد کول میکردند و میبردند بیرون. مادرم فکر میکرد اینها آدمهای خیرخواهی هستند و برای نجات ما آمدند. اما آنها با اثاثیههایی که غارت کرده بودند چنان با عجله و دستپاچه فرار میکردند که چیزی نمانده بود خواهرم را زیر پا لگد کنند و بکشند. چشمم به مادرم افتاد که در یک دستش ماشین خیاطی و در دست دیگرش یک قرآن بود و داشت فرار میکرد. به نظرم رسید عید است و دارند آتشبازی میکنند! اصلا نترسیدم، بعد از آنکه از آتش نجات یافتیم به یک گورستان رفتیم تمام اهالی محل که مثل ما گدا و گشنه بودند و خانههایشان سوخته بود آنجا جمع بودند و تو هم میلولیدند. بعدها اسم محلهای که آن شب سوخت فهمیدم (ییچشمه).
منبع: ویکیپدیا و فیدیبو
موضوعات مرتبط: مشاهیر، کتاب [ شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ] [ 11:54 ] [ مینا ]
شهید حسن باقری دانشجوی کارشناسی رشته حقوق قضائی تاریخ و محل تولد: ۲۵ اسفند ۱۳۳۴؛ تهران تاریخ و محل شهادت: ۹ بهمن ۱۳۶۱، فکه مزار: بهشت زهرا (س) قطعه ۲۴ ردیف ۸۰ شماره ۲۴
شهید باقری میقاتش را در جبههها یافته بود. ازاینروی، ماندن در جبهه را به رفتن سفر حج در سال 1361 ترجیح داد. روز سوم شعبان برابر با 25 اسفند 1334 شمسی، زادروز فرخنده امام حسین ع، در تهران چشم به جهان میگشاید. ازاینرو او را غلامحسین مینامند. همچون مولایش در هفتماهگی، با جثهای نحیف و استخوانی به دنیا میآید. در دوسالگی همراه پدرومادرش، به كربلای معلی سفر میكند. دوره دبیرستان را در مدرسه مترجمه الدوله، واقع در خیابان آیتالله سعیدی، و دوره متوسطه را در دبیرستان مروی تهران به پایان میرساند. در دوران تحصیل، عشق و علاقه خاصی نسبت به فراگیری علوم دینی از خود بروز میدهد. با عضویت در هیأت محبانالحسین ع پای سخنرانیهای شهید آیتالله دكتر بهشتی مینشیند و هرآنچه میآموزد، به دوستان و همسالان خود میآموزد. در سال 1354 در رشته دامپروری دانشگاه ارومیه پذیرفته میشود. در این دوران نیز از تحقیق و مطالعه پیرامون اصول عقاید و قرآن غفلت نمیكند و هرازگاه در كلاسها و مسجد دانشگاه، برای دانشجویان سخنرانی میكند. وی بهعنوان یک چهره مذهبی فعال در سطح دانشگاه مورد توجه قرار میگیرد. چند بار با استادان غربزده به بحث و مجادله میپردازد. فعالیتهای او سرانجام منجر به درگیری با گارد رژیم و اخراج وی از دانشگاه میشود. غلامحسین اسفندماه 1356 برای سربازی اعزام میشود. ازآنجاكه روحی جستجوگر و سری پرشور داشت، در دوران سربازی نیز یک لحظه از ارشاد و هدایت فكری سربازان باز نمیایستاد. ازاینرو، او را از پادگان جدا كرده، راننده یک افسر جزء میكنند تا با سربازان بتواند ارتباط برقرار بكند. به دنبال فرمان امام خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگانها، سربازی را ترک میكند و بهطرزجدی همراه با مردم، به مبارزه علیه رژیم شاه ادامه میدهد. در تصرف كلانتری 14 و پادگان عشرتآباد، نقش موثر و فعالی را ایفا میكند. در كمیته استقبال از امام عاشقانه فعالیت میكند.
شهید حسن باقری در کنار شهید محمدابراهیم همت منبع: حسن باقری
موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ ] [ 10:33 ] [ مینا ]
به مناسبت سالروز شهادت امیرکبیر
چندین سال است یک دستخط جعلی که ربطی به امیرکبیر ندارد، دستبه دست میچرخد و در سایتها و وبلاگهای فارسی تکثیر میشود. نامه بدون تاریخ مزبور که خسرو معتضد از آن با عنوان «سند» یاد کرده است، به فردی موهوم به نام «موثقالدوله» بهعنوان حاکم قم و عمه ناصرالدین شاه ... اشاره نموده و در مجلس ششم توسط حجتالاسلام مهدی کروبی هم قرائت شده است. دکتر ایرج افشار (در شماره ۳۱ مجله بخارا و در بخش پارهها و تازههای ایرانشناسی) نصرالله حدادی در روزنامه اعتماد و ... و همنشین بهار در یوتیوب جعل عریضه به افتخار امیرکبیر را زیر سئوال بردهاند.
بعد از میرزا فضلالله، (برادر میرزا آقاخان نوری صدراعظم) که حاکم قم بود، عباسمیرزا (ملک آرا) برادر کوچکتر ناصرالدین شاه، حاکم قم بود. «میرزا تقیخان فراهانی» مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظمهای ایران در دوره ناصرالدینشاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیرکبیر، ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی مؤسس دارالفنون بود که برای آموزش دانش و فناوری جدید به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از جمله اقدامات وی بهشمارمیآید. امیرکبیر پس از اینکه با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین به دستور ناصرالدینشاه به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شده است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۶ ] [ 16:16 ] [ مینا ]
از حدود سال ۱۹۴۷ تا سال ۱۹۹۱، تنش بیپایان جنگ سرد باعث شده بود که نیروهای نظامی ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، همیشه در حالت آمادهباش قرار داشته باشند و هرکدام از طرفین، این آمادگی را داشتند تا به هرگونه عملیات تهاجمی و تحریکآمیز طرف مقابل به بدترین شکل ممکن پاسخ دهند. در میان ابزارهای دفاعی هر دو کشور، میتوان به موشکهای اتمی متعددی که در سیلوهای خاصی تحت تدابیر شدید امنیتی قرار داشته و آماده پرتاب بودند، اشاره کرد. در هریک از این پایگاهها افرادی مستقر بودند که درصورت دریافت فرمان از مقامات مافوق خود، با فشار دادن یک دکمه، موجبات مرگ هزاران نفر را فراهم میکردند. یکی از این مردان یک سرهنگ دوم روسی به نام استانیسلاو پتروف بود که در نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی خدمت میکرد.
در ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۸۳، پتروف مانند همیشه در حال مدیریت پایگاه هستهای سرپوخوف-۱۵ در خارج از مسکو بود و تنش بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی از هر زمان دیگری بیشتر شده بود. سه هفته قبل، شوروی یک هواپیمای مسافربری کره جنوبی را که وارد حریم هوایی این کشور شده بود، ساقط کرده و تمامی ۲۶۹ مسافر آن از جمله یک نماینده عضو کنگره ایالات متحده، جان خود را از دست داده بودند. در حدود نیمه شب، سیستم موجود در پایگاه که پتروف مسئولیت آن را بهعهده داشت، شروع به اخطار دادن کرد که یک موشک بالستیک بینقارهای به سمت آنها میآید. براساس برنامه، وی باید چنین موضوعی را سریعا به مقامات مافوق خود گزارش میداد تا بدینترتیب سلسله مراتب فرماندهی، دستورات لازم برای مقابلهبهمثل را صادر نمایند. اما پتروف کمی تأمل کرد.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ ] [ 10:57 ] [ مینا ]
ملاعبدالرزاق فیّاض لاهیجی (م ۱۰۷۲ق)، حكیم متشرع، متكلم، فاضل، ادیب، شاعر و محقق.
عبد الرزاق بن على بن حسین لاهیجى از مشهورترین علماى عصر صفویه است. اصل آن جناب از لاهیجان بود، ولى در اوایل عمر به قم آمد و در آن دیار سكونت گزید. در فلسفه و حكمت شاگرد صدرالمتألهین ملاصدراى شیرازى بود و سپس همچون فیض كاشانى افتخار دامادى وى را بهدست آورد و از جانب استاد ملقب به «فیاض» گردید. فیاض، سالها در مدرسه معصومه تدریس میكرد و شاگردان بسیارى از جمله فرزند خلفش میرزا حسن مؤلف شمع یقین و نیز حكیم قاضى سعید قمى مؤلف كلید بهشت را تربیت كرد. لاهیجى بنا بر قول ریحانةالادب (۴/ ۳۶۳) به سال ۱۰۷۲ هجرى در قم وفات یافت. مزار ایشان در صحن بزرگ حضرت معصومه س در حجرهای، که شهید دکتر مفتح در آن مدفون است، قرار دارد. آثار عمده وى بدین قرار است:
منبع: عبدالرزاق لاهیجی
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر [ دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ] [ 10:49 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت علامه محمدحسین طباطبایی
سیدمحمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (۱۲۸۱ - ۲۴ آبانماه ۱۳۶۰ ه.ش. در تبریز) مؤلف تفسیر المیزان، فقیه، فیلسوف و مفسر قرآن، شیعه و ایرانی است. اهمیت وی به جهت زندهکردن حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزههای تشیع بعد از دوره صفویه بوده است. بهویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی اکتفا نکرده، به تأسیس معرفتشناسی در این مکتب میپردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردانی مانند مرتضی مطهری در دوران مواجهه با اندیشههای غربی نظیر مارکسیسم به اندیشه دینی حیاتی مجدد بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز میکوشد. علامه طباطبایی، حكیمى الهى، مفسر قرآن، اسلامشناس و فقیهى بزرگ و دانشمندى آگاه بود كه اندوختههاى فراوانى در زمینه فلسفه شرق و غرب داشت. او در علومى چون: ادبیات، كلام، نجوم، هیئت و ریاضیات سرآمد بود. آثار علمى او در زمینههاى مختلف، هركدام گواه صادقى بر احاطه و عظمت مقام علمى وى است.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، علمی ادامه مطلب [ چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ] [ 11:45 ] [ مینا ]
ملا محمدمحسن فیض کاشانی، حکیم، محدث و عارف دوره صفوی و از بزرگترین دانشمندان شیعه است. نام او محمدمحسن مشهور به ملا محسن و تخلص وی فیض بوده است. ملا محمدمحسن داماد بزرگ ملاصدرای شیرازی است. در فقه و اصول و فلسفه و کلام و حدیث و تفسیر قرآن و شعر و ادب، توانا و در تمامی اینها و رشتههای دیگر آثاری از خود به یادگار گذارده است. البته در پایان عمر، از آنچه از قرآن و کلام اهلبیت نقل و استفاده نموده، پشیمان گشته و آن را بر سبیل تمرین و نقل مطلب و تحرّی حقیقت معرفی نموده است. فیض کاشانی در شهر کاشان، زاده شد. خاندان او عموما از علما و دانشمندان خوشنام کاشان بودند، بهویژه جدش شاهمحمود، پدرش شاهمرتضی و برادرانش مولی محمد معروف به نورالدین و مولی عبدالغفور و فرزندان آنها محمدهادی بن نورالدین و محمد مؤمن عبدالغفور و فرزند خود فیض مولی محمد ملقب به علمالهدی همگی دارای مقام عالی دینی بودند که تالیفات و تصنیفات نفیسی داشتهاند. فیض در قم زندگی میکرد، اما وقتی که شنید سیدماجدبحرانی وارد شیراز شده به قصد کسب فیض به آنجا رفت و در آن شهر با دختر ملاصدرا معروف ازدواج نموده و لقب فیض را نیز از او گرفت. وفات فیض به سال ۱۰۹۰ ه.ق. اتفاق افتاده و مدفن او در کاشان در مقبرهای به نام کرامت یا کرامات واقع است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ] [ 9:4 ] [ مینا ]
خانه دوست کجاست؟ فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی عباس کیارستمی محصول سال ۱۳۶۵ است. این فیلم پاره اول از سهگانه کوکر است؛ دو فیلم دیگر زیر درختان زیتون و زندگی و دیگر هیچ هستند که پس از این فیلم ساخته شدند. خانه دوست کجاست در فهرست ۵۰ فیلمی که باید قبل از ۱۴ سالگی دید، از دید بنیاد فیلم بریتانیا قرار دارد. خانه دوست کجاست پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو را در سال ۱۹۸۹ به دست آورد. نام فیلم برگرفته از شعری از سهراب سپهری است.
خلاصه داستان یک بچهمدرسهای متوجه میشود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته است؛ بنابراین از خانه بیرون میرود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک. پسربچه که در ده و روستای کناری زندگی میکند به بهانه خرید نان از خانه خارج میشود و تا غروب آن روز به دنبال خانه دوستش میگردد. اما نمیتواند خانه را بیابد و غمگین به خانه خودشان برمیگردد؛ ولی تصمیم میگیرد تکالیف دوستش را برایش بنویسد تا مانع اخراج شدن او شود و صبح فردا دفتر را به او برساند.
اقتباس فیلم خانه دوست کجاست، ممکنست اقتباسی از داستان کوتاه چرا خانم معلم گریه کرد؟ باشد که به ادعای نویسنده آن بهروز تاجور پس از به توافق نرسیدن با آقای کیارستمی نامبرده اقدام به تولید فیلم بدون اجازه وی کرده است. این ادعا پس از پخش فیلم در پارهای از جراید مطرح و از طرف عباس کیارستمی تکذیب شد.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ ] [ 18:10 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت زکریای رازی
محمد بن زکریای بن یحیی رازی پزشک عالیقدر ایرانی که در زمینههای شیمی، فیزیک و فلسفه پژوهشهای ارزندهای داشته است. نام وی محمد، نام پدرش زکریا و نیایش یحیی و کنیهاش ابوبکر است. او در شعبان سال 251 هـ.ق. در ری که شهری کهن و مرکز علم و ادب ایران آن روزگار بود، به دنیا آمد. دوران کودکی، جوانی و نوجوانی خود را در این شهر گذراند. در نوجوانی به موسیقی گرایش داشته و در نواختن نی توانا بود و گاهی شعر میسرود.
مدتی به زرگری مشغول شد و سپس به کیمیاگری روی آورد. در جریان کار با مواد شیمیایی چشمش آسیب دید. میگویند پزشکی که رازی جهت درمان به او مراجعه کرده بود، پانصد دینار طلب کرد و رازی ناچارا آن را تهیه و پرداخت و با خود گفت کیمیای واقعی علم طب است، نه آنکه تو بدان مشغولی. از آن زمان، گرایش به آموختن علم طب پیدا کرده، و در سنین بالا علم طب را آموخت. رازی برای آموزش بیشتر به بغداد سفر کرد و در بیمارستان بغداد در طب استاد گردید. به ریاست بیمارستان معتضدی برگزیده و بهزودی به جایگاه نخست پزشکی دست یافت. رازی پس از مرگ معتضد خلیفه عباسی به ری بازگشت، عهدهدار ریاست بیمارستان ری گردید و تا پایان عمر در این شهر به تربیت دانشجویان و درمان بیماران پرداخت.
منبع: زکریای رازی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، پزشكى، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ ] [ 20:38 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت علامه مجلسی
محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ ه.ق. -۱۱۱۰ ه.ق.)، در اصفهان، معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی، فقیه شیعه و ملاباشی ایران در دوران شاه سلیمان و شاه سلطانحسین صفویه بود. معروفترین اثر او بحارالانوار است که مجموعه بزرگی از احادیث را گردآورده است. در سال ۱۰۳۷ ه.ق.، که این سال برابر است با عدد ابجدی جمله «جامع کتاب بحارالانوار»، در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش محمدتقی مجلسی از شاگردان شیخ بهایی بود و در علوم اسلامی از بزرگان روزگار خود بهشمارمیرفت. پدربزرگش نیز مقصودعلی مجلسی نام داشت. مادرش دختر صدرالدین محمد عاشوری بود. هنوز به سن ۴سالگی نرسیده بود که نزد پدرش به تحصیل پرداخت و در مساجد برای نماز حاضر میشد. چنانچه خود میگوید: «الحمدلله ربّ العالمین که بنده در سن ۴سالگی همه اینها را میدانستم؛ یعنی خدا و نماز و بهشت و دوزخ و نماز شب میکردم در مسجد صفا، و نماز صبح را به جماعت میکردم و اطفال را نصیحت میکردم به آیت و حدیث، به تعلیم پدرم رحمةالله علیه». او در زمان کوتاهی تمام علوم رسمی زمان خود را فراگرفت.
منبع: ويكىپديا و مركز اطلاعرسانى علامه مجلسى
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ] [ 16:18 ] [ مینا ]
خسرو شکیبایی (زاده ۷ فروردین ۱۳۲۳ – درگذشته ۲۸ تیر ۱۳۸۷) هنرپیشه سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر و دوبله فعالیت داشت و فعالیت حرفهای در سینما را با بازی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) آغاز کرد. خسرو شکیبایی در نزدیک به ۴۰ فیلم سینمایی بازی کرد. بازی در نقش حمید هامون در فیلم هامون، ساخته داریوش مهرجوییف یکی از ماندگارترین نقشهایی است که او ایفا کرده است.
دوران کودکی و نوجوانی خسرو شکیبایی در ۷ فروردینماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. در شناسنامه نامش «خسرو» است ولی خانواده و نزدیکان، او را «محمود» صدا میکردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت. او پیش از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفههایی چون خیاطی و کانالسازی و آسانسورسازی کار میکرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و بهصورت کاملا حرفهای بازیگر تئاتر شد. وی فارغالتحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد، ۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفه دوبلوری شد.
منبع: خسرو شکیبایی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ] [ 23:19 ] [ مینا ]
حسنعلی اصفهانی (مقدادی اصفهانی) که بهخاطر سکونت سالهای پایانی عمر در روستایی به نام نخودک در نزدیکی مشهد، مشهور به حسنعلی نخودکی بود، (زاده: ۱۲۴۱ ه.ش. اصفهان - درگذشته ۷ شهریور ۱۳۲۱ ه.ش. مشهد) فقیه، فیلسوف و از عرفا و اخلاقیون بزرگ شیعه در سده ۱۴ هجری است. حسنعلی مقدادی اصفهانی (نخودکی) فرزند علیاکبر فرزند رجبعلی مقدادی اصفهانی، در خانوادهای مذهبی متولد شده است.
پدر رجبعلی مقدادی اصفهانی بهدلیل علاقه به مقداد که از اصحاب خاص علی بن ابیطالب بوده است، نام مقدادی را برای فامیل خودش انتخاب کرد و پیش از اینکه نام فامیل در ایران رواج یابد در مشهد به شیخ اصفهانی شهرت داشت و چون در سالهای پایان عمر به قریه نخودک مهاجرت کرد، بعدها به نخودکی شهرت یافت. بنا بر قولی از فرزندش علی مقدادی اصفهانی در کتاب نشانازبینشانها، برای حسنعلی اصفهانی از راه مکاشفات باطنی ثابت شده بود که از نسل فاطمه زهرا است. پدر وی ملاعلیاکبر، از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل میکرد و آنچه عاید او میشد، نیمی را صرف خویش میکرد و نیم دیگر را به سادات و نسل فاطمه زهرا س اختصاص میداد.
منبع: حسنعلی اصفهانی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ] [ 11:18 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت سعدی شیرازی
شیخ مصلحالدین مشرف بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی در حدود سالهای 571 تا 606 ه.ق. به دنیا آمد و در حدود سالهای 690 تا 695 درگذشته است. درباره نام و نام پدر شاعر و همچنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سعدی در شیراز پا به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش درگذشت. پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.
وی در نظامیه بغداد، که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان بهحسابمیآمد، در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر، راهی سفر حج شد. او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم میپرداخت ولی درهمینحال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز میافزود. سعدی در روزگار سلطنت اتابک ابوبکر بن سعد به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد. برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.
منبع: همشهری
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 17:36 ] [ مینا ]
افشین یدالّلهی (زاده ۲۱ دی ۱۳۴۷ – درگذشته ۲۵ اسفند ۱۳۹۵) ترانهسرا و روانپزشک اهل ایران بود. پدر افشین یدالّلهی از اهالی ایزدخواست و مادر وی نیز اهل اسفرجان است.
ترانهسرایی او فعالیتهای حرفهای ترانهسرایی خود را در سال ۱۳۷۶ در سازمان صدا و سیما آغاز کرد. نخستین ترانههای وی با آهنگسازی فؤاد حجازی و شادمهر عقیلی و با خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا میشد. ازجمله ترانه «از فارس تا خزر» که با آهنگسازی شادمهر عقیلی و خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا شد.
تیتراژ برنامههای تلویزیونی یدالّلهی برای تیتراژ بسیاری از سریالهای تلویزیونی، ترانههایی سرود. سریالهایی چون: شب آفتابی، مسافری از هند، خوشرکاب، فقط به خاطر تو، کمکم کن، سریال غریبانه، شب دهم، خط شکن، میوه ممنوعه، مدار صفر درجه، تبریز در مه و معمای شاه.
خانه ترانه یدالّلهی چندین سال بود که اداره انجمنی به نام «خانه ترانه» را برعهده داشت. خانه ترانه در سال ۱۳۸۰ با همکاری ترانهسرایانی از قبیل عباس سجادی، سعید امیر اصلانی، بابک صحرایی، یغما گلرویی، افشین سیاهپوش، نیلوفر لاریپور، محمدرضا حبیبی و افشین یدالّلهی راهاندازی شد. این جلسات به خواندن ترانه، نقد ترانه و جلسات کارگاهی اختصاص مییافت. جلسات خانه ترانه سپس به فرهنگسرای قانون و پس از آن به فرهنگسرای شفق و فرهنگسرای ارسباران انتقال یافت. در طی سالهای گذشته بهتدریج ترانهسراهای مؤسس خانه ترانه به دلایل مختلفی از آن جدا شدند و افشین یدالّلهی تنها فرد باقیمانده از هیئت مؤسس این انجمن بود که بعد از این اتفاق، همچنان اداره خانه ترانه را برعهده داشت. جلسات خانه ترانه در فرهنگسرای شفق از کماثرترین جلسات اجرایی بود. مکان اجرایی خانه ترانه در گذر زمان دستخوش تغییراتی بوده است. از ترانهسرایان قدیمی در خانه ترانه میتوان به اسامی: اکبر احمدی، نادر بختیاری، مونا برزویی، ساناز صفایی، علیرضا سلیمانی، روزبه بمانی، مهدی ایوبی، سیامک رجاور، فروه مخصوص، بامداد بامداد، کوروش سمیعی، سعید کریمی، صابر قدیمی، سجاد میرزاخانی، میثاق جوهری، وحید عربانی، مهسا سماواتی، المیرا آقازاده، نیما کوکلانی، میثم یوسفی و بسیاری دیگر از اعضای قدیمی انجمن اشاره کرد.
درگذشت افشین یدالّلهی بامداد چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ در مسیر بازگشت از هشتگرد به سمت تهران به دلیل برخورد شدید یک دستگاه کامیون با خودرویش، به شدت مجروح شده و در بیمارستان امام جعفر صادق شهر هشتگرد درگذشت. در این حادثه همسر و برادر همسرش بر اثر جراحت در بیمارستان بستری شدند. وی روز جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۹۵ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن شد. شبنم رحمتیان، همسر وی، پس از ۱۵ روز بستری بودن در بیمارستان، صبح روز پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ درگذشت.
آثار ادبی از افشین یدالّلهی پنج مجموعه شعر به نامهای «روزشمار یک عشق»، «امشب کنار غزلهای من بخواب»، «جنون منطقی»، «حرفهایی که باید میگفتم و … تو باید میشنیدی» و «مشتری میکدهای بسته» بهجا مانده است.
جوایز و افتخارات
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی [ جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۹۵ ] [ 10:27 ] [ مینا ]
شجره و يا درخت طوبى از زبان ملاصدرای شیرازی شجره طوبى اصل و ريشه همه درختان بهشتى است. آنسان كه آدم ع، اصل و پدر همه فرزندان جهان بهشمار مىرود. خداوند متعال چون نهال آدم را به دست قدرت خود كاشت و آراست از روح خود در آن دميد و نيز چون درخت طوبى را به دست قدرت خويش كاشت و از روح خود در آن دميد آن را به ميوههاى زيباى ارزشها و حلّهها، آذين بست تا موجب شكوه پوشندگان باشد. بر اين پايه، انسان به منزله زمين براى آن ارزشها و شكوهمندیهاست. چنانكه فرمود: انّا جعلنا ما على الارض زينة لها لنبلوهم ايّهم احسن عملا سوره کهف آیه 7 ما آنچه در زمين جلوهگرست زينت و آرايش مِلک زمين قرار داديم تا مردم را به آن آزمايش كنيم كه كدامیک در طاعت خدا عملشان پسنديدهتر است و همه ثمرات بهشتى از حقيقت درخت انسانى است.
بهشتيان در بهشت هرآنچه اراده كردند با گفتن: (باش) موجود مىگردد (كن فيكون). بنابراين چيزى را از خاطر نمىگذرانند و تمنا نمىكنند جز آنکه نزدشان (تكوّن) يافته مىبينند و آنها بلافاصله حاضر مىشوند. مقصود از درخت طوبى همان معارف حقيقى و اخلاق پسنديدهاى است كه زينت غذا و لباس نفوس قابل و جانهاى مستعد است بدانگونه كه هرچه روى زمين است زينت غذا و لباس براى زمين و زمينيان است؛ زيرا وقتى زمين درخت طوباى جانهاى ما باشد، نشاننده آن هم خداوند متعال بهشماررود بهناچار زيبايیها و ارزشهاى آن هم بايد از قبيل علوم معارف، محاسن، اخلاق و ملكات فاضله باشد؛ زيرا غذاى نفوس علم است و لباس آنها تقواست.
بنابراين، نفس انسان از ناحيه علم و عمل وقتى كامل شد، مانند درخت طيّب و پاكى مىشود كه ثمرات آن را علوم حقيقى و معارف يقينى تشكيل مىدهد. ريشه آن درخت علوم ثابت و فروعش بهرههايى است از نوع حقايق عالم ملكوت و معارف عالم لاهوت و از ناحيه عمل و تأثير آن بهگونهاى است كه هرچه خواست و تمنا كرد بدون درنگ نزد او حاضر مىشود (كن فيكون).
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ ] [ 9:5 ] [ مینا ]
سیدعلی قاضی طباطبایی در سیزده ذی الحجه سال 1285، پا به عرصه وجود گذاشت. پدر ایشان، سیدحسین قاضی رحمهالله، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان بنام و برجسته آیهاللّه العظمی میرزا محمدحسن شیرازی رحمهالله، بهشمارمیآمد و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.
درباره ایشان آمده: زمانیکه قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاهش تبریز بازگردد، استادش میرزای شیرازی به او فرمود: «در شبانهروز یک ساعت را برای خودت بگذار!» مرحوم آقا سیدحسین در تبریز چنان مشغول امور الهیه میگردد که یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف میشوند و با آیهاللّه میرزا محمدحسن شیرازی رحمهالله ملاقات میکنند. وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را استفسار میکنند، آنان در جواب میگویند: یک ساعتی که شما نصیحت فرمودهاید، تمام اوقات ایشان را گرفته و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند.
آغاز تحصیلات علامه قاضی طباطبایی سیدعلی قاضی از همان ابتدای جوانی، تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش سیدحسین قاضی و نیز در نزد میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمدعلی قراچهداغی آغاز نمود. پدر به علم تفسیر علاقه و رغبت خاصی داشت؛ چنانکه خود میرزا علی تصریح میکند که تفسیر کشاف را نزد ایشان خوانده است. همچنین ادبیات عربی و فارسی را نزد شاعر نامی و دانشمند معروف، میرزا محمدتقی تبریزی، متخلص به «نیره» خواند و از ایشان اشعار بسیاری به عربی و فارسی نقل میکرد.
سیدعلی در سال 1308 ه.ق.، با آتشی از شوق و عشق برای زیارت امام العارفین علی علیهالسّلام همراه با کاروانی که به نجف اشرف مشرف میشد، به این دیار وارد شدند و تحت تربیت مرحوم آیهالحق آقای سیداحمد کربلایی تهرانی رحمهالله قرار گرفتند و با مراقبت ایشان طی طریق مینمودند. بدینگونه تا آخر عمر نیز نجف اشرف را موطن اصلی خویش قرار دادند.
منبع: علامه قاضی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۵ ] [ 22:25 ] [ مینا ]
لویی پاستور (به فرانسوی: Louis Pasteur) (زاده ۲۷ دسامبر ۱۸۲۲ – درگذشته ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵)، از شیمیدانان و زیستشناسان مشهور فرانسوی است. شهرت وی مدیون ارائه تئوری جرم و رد نظریه ارسطو بود. همچنین عمل پاستوریزهکردن که از نام او گرفته شده، از ابداعات این دانشمند نامدار است. پاستور نخستین کسی است که پی به واگیردار بودن سیاهزخم گوسفندان برد. برجستهترین کار این دانشمند شیمی کشف دارویی برای درمان مرض وحشتآور هاری است. پس از آن دیگر کسی از بیماری هاری و سگ هار دچار وحشت نشد.
اکتشافات پزشکی وی پشتیبانی مستقیمی از نظریه میکروب بیماری و کاربرد آن در پزشکی بالینی فراهم کرد. وی بیشتر بهخاطر اختراع تکنیک درمان شیر و شراب برای جلوگیری از آلودگی باکتریایی در بین عموم مردم شناخته شده است، فرایندی که اکنون پاستوریزاسیون نامیده میشود. وی بههمراه فردیناند کوهن و رابرت کوخ بهعنوان یکی از سه بنیانگذار اصلی باکتریشناسی شناخته میشود و «پدر باکتریشناسی» و «پدر میکروبشناسی»، اگرچه درخواست تجدیدنظر در مورد آنتونی ون لیوانوک نیز اعمال شده است. پاستور، مسئول انکار نظریه نسل خودبهخودی بود. وی آزمایشهایی را انجام داد که نشان داد بدون آلودگی، میکروارگانیسمها نمیتوانند ایجاد شوند. تحت نظارت آکادمی علوم فرانسه، وی نشان داد که در فلاسکهای عقیم و مهرومومشده، هیچچیز، هیچوقت توسعه نیافته است؛ و بالعکس، در گلدانهای عقیمشده اما باز، میکروارگانیسمها میتوانند رشد کنند. اگرچه پاستور اولین کسی نبود که نظریه میکروب را مطرح کرد، اما آزمایشات وی صحت آن را نشان داد و بیشتر اروپا را به صحت آن متقاعد کرد.
امروز، او اغلب بهعنوان یکی از پدران نظریه میکروب شناخته میشود. پاستور در شیمی، بهویژه از نظر مولکولی برای عدم تقارن بلورهای خاص و نژادزدایی، به کشف قابلتوجهی دست یافت. در اوایل کار او، تحقیقات او در مورد اسید تارتاریک منجر به اولین تفکیک آنچه اکنون ایزومرهای نوری نامیده میشود، شد. کار او منجر به درک فعلی یک اصل اساسی در ساختار ترکیبات آلی شد. او مدیر انستیتو پاستور بود که در سال ۱۸۸۷ تأسیس شد، تا زمان مرگش، و بدن او در یک خرک زیر مؤسسه به خاک سپرده شد. اگرچه پاستور آزمایشهای پیشگامانه ای انجام داد، شهرت او با جنجالهای مختلفی همراه شد. ارزیابی مجدد تاریخی دفترچه وی نشان داد که وی برای غلبه بر رقبای خود فریبکاری را انجام داده است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، پزشكى، علمی [ پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵ ] [ 11:17 ] [ مینا ]
میرزا محمد فرخی یزدی شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت در سال ۱۲۶۸ خورشیدی در یزد در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. پدرش محمدابراهیم سمسار یزدی بود. وی در ابتدا با لقب تاج الشعرا شناخته میشد، اما به دلیل موضعگیریهای سیاسی این لقب خیلی زود به فراموشی سپرده شد. فرخی یزدی در دوره هفتم مجلس شورای ملی نماینده مردم یزد بود. همچنین بهعنوان سردبیر نشریات حزب کمونیست ایران ازجمله روزنامه طوفان فعالیت داشت. فرخی علوم مقدماتی را در یزد فراگرفت. قدری در مکتبخانه و مدتی در مدرسه مرسلین انگلیسی یزد تحصیل کرد. او تا حدود ۱۶ سالگی درس خواند و فارسی و مقدمات عربی را به خوبی آموخت و در حدود ۱۵ سالگی، و به دلیل اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد میسرود، از مدرسه اخراج شد. فرخی شاعری را از کودکی آغاز کرد و معتقد بود که طبع شعرش برخاسته از مطالعه اشعار سعدی بهخصوص رباعی زیر است: گر در همه شهر، یک سر نیشتر است در پای کسی رَوَد که درویشتر است
همچنین شعر فرخی از میان شعرای متقدم، بیش از همه از مسعود سعد سلمان متأثر است. او از هواداران جدی و حقیقی حزب دموکرات در شهر یزد بود. در نوروز سال ۱۲۹۷ ه.ش.، فرخی برخلاف سایر شعرای شهر که معمولا قصیدهای در مدح حاکم و حکومت وقت میساختند شعری در قالب مسمط ساخت و در مجمع آزادیخواهان یزد خواند. به همین دلیل حاکم یزد دستور داد دهانش را با نخ و سوزن دوختند و به زندانش افکندند. تحصن مردم یزد در تلگرافخانه شهر و اعتراض به این امر، موجب استیضاح وزیر کشور وقت از طرف مجلس شد؛ ولی وزیر کشور بهکلی منکر وقوع چنین واقعهای شد و دو ماه بعد فرخی از زندان یزد فرار کرد. فرخی یزدی در اواخر سال ۱۲۹۸ قمری به تهران آمد و در آنجا مقالات و اشعار مهیجی را درباره آزادی در روزنامهها منتشر کرد. وی در جریان جنگ جهانی اول، رهسپار بغداد و کربلا شد، در آنجا تحت پیگرد انگلیسیها قرار گرفت. وی هنگامیکه بهطور ناشناس عزم ورود به ایران از طریق موصل را داشت به دست سربازان روسیه مورد سوء قصد قرار گرفت. در دوران نخستوزیری وثوقالدوله با قرارداد ۱۹۱۹ مخالفت کرد و به همین سبب مدتها در زندان شهربانی محبوس شد. با وقوع کودتای سوم اسفند، همراه با بقیه آزادیخواهان باز هم مدتی را در باغ سردار اعتماد زندانی گردید.
فرخی در سال ۱۳۰۰ ه.ش. در تهران روزنامه طوفان را منتشر کرد. طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شده است. گاه نیز به سبب زندانی شدن فرخی، انتشار روزنامه دچار وقفه گردید. در مواقعی که روزنامه طوفان توقیف میشد، فرخی با در دست داشتن مجوز و امتیاز سایر روزنامهها همچون پیکار، قیام، طلیعه، آیینه افکار و ستاره شرق مقالات و اشعار خود را منتشر مینمود. در سال ۱۳۰۷ ه.ش.، فرخی یزدی بهعنوان نماینده مجلس شورای ملی در دوره هفتم قانونگذاری، از طرف مردم یزد انتخاب شد و بههمراه محمود رضا طلوع، جناح اقلیت را تشکیل دادند. با توجه به اینکه تمامی بقیه وکلا حامی دولت رضاشاه بودند، فرخی مرتبا از سایر وکلا ناسزا میشنید و حتی یک بار حیدری، نماینده مهاباد او را آماج ضرب و شتم کرد. از آن پس، با اظهار اینکه حتی در کانون عدل و داد نیز امنیت جانی ندارد، ساکن مجلس شد و پس از چند شب، مخفیانه از تهران فرار کرد.
در کشور ما که دزد را واهمه نیست جز گرگ شبان برای مشتی رمه نیست آنجا که مضار هست بهر همه است وانجا که منافع است مال همه نیست
زندان و مرگ فرخی وی از طریق شوروی به آلمان رفت و مدتی در نشریهای به نام «پیکار» که صاحبامتیاز آن غیرایرانی بود، افکار انقلابی خود را منتشر ساخت. در ملاقاتی با عبدالحسین تیمورتاش فریب وعده او را خورد و از طریق ترکیه و بغداد به تهران بازگشت و بلافاصله تحتنظر قرار گرفت. اندکی بعد به بهانه بدهی به یک کاغذ فروش ابتدا به زندان ثبت و سپس به زندان شهربانی افتاد. همزمان پروندهای با اتهام «اسائه ادب به مقام سلطنت» برای وی تشکیل گردید. ابتدا به ۲۷ ماه و پس از تجدید نظر به سی ماه زندان محکوم شد و به زندان قصر منتقل گردید. بنا به اظهار دادستان محاکمه عمال شهربانی، فرخی در بیمارستان زندان، به وسیله تزریق آمپول هوا توسط پزشک احمدی کشته شد، اگرچه گواهی رئیس زندان حاکی از فوت فرخی بر اثر ابتلا به مالاریا و نفریت است. مدفن فرخی نامعلوم بوده، ولی احتمالا در گورستان مسگرآباد بهطور ناشناس دفن شده است.
گر که تأمین شود از دست غم آزادی ما میرود تا به فلک هلهله شادی ما ما از آن خانه خرابیم که معمار دو دل نیست یک لحظه در اندیشه آبادی ما بسکه جان را به ره عشق تو شیرین دادیم تیشه خون میخورد از حسرت فرهادی ما داد از دست جفای تو که با خیرهسری کرد پامال ستم مدفن اجدادی ما آنچنان شهره به شاگردی عشق تو شدیم که جنون سر خط زر داد به استادی ما فرخی داد سخندانی از آن داد که کرد در غزل بندگی طبع خدادادی ما
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری، ادبی ادامه مطلب [ شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ ] [ 11:8 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت حافظ
خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدین حافظ شیرازی؛ شاعر بزرگ سده هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیشتر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند. او از مهمترین تاثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته میشود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبانهای اروپایی ترجمه شد و نام او بهگونهای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار مىشود. اين روز را روز بزرگداشت حافظ نامیدهاند.
آرامگاه حافظ در شهر شیراز و در منطقه حافظیه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گلهای جانپرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شده است. امروزه این مکان یکی از جاذبههای مهم گردشگری بهشمارمیرود و بسیاری از مشتاقان شعر و اندیشهای حافظ را از اطراف جهان به این مکان میکشاند. در زبان اغلب مردم ایران، رفتن به حافظیّه معادل با زیارت آرامگاه حافظ گردیده است. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدسی نظیر کعبه و بارگاه امامان بهکارمیرود، بهخوبی نشانگر آن است که حافظ چه چهره مقدسی نزد ایرانیان دارد. برخی از معتقدان به آیینهای مذهبی و اسلامی، رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسوم مذهبی همراه میکنند. ازجمله با وضو به آنجا میروند و در کنار آرامگاه حافظ به نشان احترام، کفش خود را از پای بیرون میآورند. سایر دلباختگان حافظ نیز به این مکان بهعنوان سمبلی از عشق راستین و نمادی از رندی عارفانه با دیده احترام مینگرند.
منبع: حافظ شیرازی
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵ ] [ 8:51 ] [ مینا ]
علی جوان (زاده ۵ دی ۱۳۰۵، تهران – درگذشته ۲۲ شهریور ۱۳۹۵) فیزیکدان و مخترع ایرانی است که نخستین لیزر گازی هلیوم_نئون جهان، ساخته وی است. او استاد بازنشسته دانشکده فیزیک دانشگاه امآیتی و ساکن ایالات متحده آمریکا بود. علی جوان در دسامبر ۱۹۶۰ نخستین لیزر گازی دنیا را اختراع کرد که ترکیبی از دو گاز هلیوم و نئون بوده و بههمینخاطر با نام لیزر هلیوم-نئون نامیده میشود. این لیزر، از نوع لیزرهای بیخطر بهحساب میآید، رنگ آن سرخ است و در آزمایشگاههای دانشگاهها برای بررسی پدیدههایی مانند تداخل امواج و آزمایش دو شکاف یانگ کاربرد دارد.
علی جوان در تهران از والدینی آذری اهل تبریز، به دنیا آمد. او از سن ۵سالگی شیفته ریاضیات و بازی با اعداد بود. دوران دبیرستان را در دبیرستان البرز و تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه تهران گذراند. سپس در ۱۹۴۸ به آمریکا رفت و تحصیلات خود را در مقطع دکترای فیزیک در دانشگاه کلمبیا ادامه داد. جوان، به هنر و بهویژه موسیقی، هم عشق میورزید و در کلاسهای هنری دانشگاه کلمبیا شرکت میکرد. خودش گفته است موسیقی باخ جلوهای از عالم ریاضی است.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: اجتماعی، مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ ] [ 19:42 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت سهروردی
شهابالدین یحیی ابن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین و شیخ اشراق و شیخ مقتول، فیلسوف نامدار ایرانی بوده است. اشعار نسبتا زیادی از او به زبان عربی در دست است. اشعار فارسی او بیشتر قطعه و دوبیتی هستند که برخی از آنها در متن داستانهای فلسفی کوتاه او آمدهاند. قابلاعتمادترین منبع برای مطالعه زندگینامه سهروردی، کتاب نزهه الارواح و روضه الافراح است که تاریخ فلسفهای است و به دستِ یکی از مهمترین شارحان آثار سهروردی، شمسالدین شهروزی نوشته شده است. اصل عربی این کتاب هنوز در ایران منتشر نشده است. شهابالدین سهروردی در سال ۵۴۹ ه.ق. در دهکده سهرورد از قیدار زنجان، زاده شد. وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و بقوت ذکا، وحدت ذهن و نیک اندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت. سهروردی بعد از آن، به اصفهان که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارشها معروف است که یکی از همدرسان وی، فخرالدین رازی، که از بزرگترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخهای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ ] [ 13:38 ] [ مینا ]
از زبان یکی از شاگردان، زندگینامه محمدحسین زاهد، چنین نقل شده است: او را به نام شیخ محمدحسین نفتی، و بعدها زاهد میشناختم. قد متوسطی داشت، با ظاهری ساده و قیافهای جذاب و کلامی دلنشین. چشمان ضعیفی داشت و به همین خاطر وقتی حرکت میکرد، دست او را میگرفتم. چنان جذبم کرده بود که از پرسیدن نام خانوادگی ایشان غفلت کرده بودم. از دیگر دوستان هم وقتی سؤال کردم، آنها هم مثل من بودند، در جواب میگفتند: ما هم فقط ایشان را به نام شیخ محمد حسین زاهد میشناسیم. اطلاع از نشانی محل و سال تولد ایشان هم دست کمی از نام خانوادگیشان نداشت.
مرحوم آقا شیخ محمدحسین، از علم و سواد بالایی برخوردار نبود، اما نه بدبن جهت که ایام تحصیل را قدر ندانسته باشد، بلکه به این علت که از حدود چهلسالگی گام در این راه گذاشته بود. پیش از آن به شعل نفتفروشی مشغول بود و در آن سالها نیز مردی مومن و بیرغبت به دنیا بود و گاهبهگاه در درس مرحوم آقا سید علی مفسر حاضر میشد. یکی از این روزها که با چرخ نفتفروشی گذارش به کنار مسجد جامع تهران افتاده بود، دقایقی در پای درس آیتالله مفسر نشست، ولی درآن مجلس یکباره انقلاب و جرقهای الهی در قلب و جانش پیدا شد و بهطورقطع تصمیم گرفت تا از آن به بعد به فراگیری علوم دینی بپردازد و به سلک روحانیت درآید و یکی از تبلیغاتچیهای خدای ربّالعالمین باشد.
منبع: محمدحسین زاهد
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۵ ] [ 13:31 ] [ مینا ]
میربرهانالدین محمدباقر استرآبادی، مشهور به «میرداماد»، معلم ثالث و متخلص به اشراق، فیلسوف، متکلم و فقیه برجسته دوره صفویه و از ارکان مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میرشمسالدینمحمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبدالعالی معروف به محقق کرکی ازدواج نمود و بههمینخاطر او را داماد نامیدند. میرداماد این لقب را از پدر خود به ارث برده است.
درباره سال تولد او، اطلاعات كافی در دست نیست؛ ولی كتاب «نخبة المقال فی اسماء الرجال» تولد او را سال ۹۶۹ ذكر كرده است. در كودكی به توس هجرت کرد و علوم دینی را نزد سیدعلی فرزند ابیالحسن موسوی عاملی و دیگر اساتید آن دیار آموخت. همچنین علوم فلسفه و ریاضیات را در دوران حضورش در توس آموخت. میرمحمدباقر سپس راه قزوین پیش گرفت. در سال ۹۸۸ دوباره به خراسان آمد و تا سال ۹۹۳ در آنجا ماندگار شد و سپس به کاشان مهاجرت کرد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ ] [ 10:40 ] [ مینا ]
حسین خرازی سال ۱۳۳۶ در اصفهان متولد شد. از همان آغاز، کودکی باهوش و مؤدب بود. در دوران کودکی به دلیل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم دینی، او نیز به این مجالس راه پیدا کرد. حسین در زمان فراگیری دانش کلاسیک، بهتدریج نسبت به امور سیاسی آشنایی بیشتری پیدا کرد.در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی اعزام شد. در مشهد ضمن گذراندن دوران سربازی، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. طولی نکشید که او را بههمراه عدهای دیگر بالاجبار به عملیات سرکوبگرانه «ظفار» (عمان) فرستادند. حسین از این کار فوقالعاده ناراحت بود و با آگاهی و شعور بالای خود، نماز را در آن سفر تمام میخواند. وقتی دوستانش علت را سؤال کردند در جواب گفت: «این سفر، سفر معصیت است و باید نماز را کامل خواند.»
در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان حضرت امام خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها و سربازخانهها، او و برادرش هر دو از خدمت سربازی فرار کردند و به خیل عظیم امت اسلامی پیوستند. آنها در این مدت، دائما در تکاپوی کار انقلاب و تشکل انقلابیون محل بودند. حسین از همان آغاز پیروزی انقلاب، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب، مبارزه با ضدانقلاب داخلی و جنگهای کردستان بود و لحظهای آرام نداشت. بهخاطر روحیه نظامی و استعدادی که در این زمینه داشت، مسئولیتهایی را در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت ضدانقلابیون در گنبد، مأموریتی در آن خطه داشت.
منبع: همشهری آنلاین
موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ ] [ 10:16 ] [ مینا ]
آنتون پاولُویچ چِخوف (به روسی: Анто́н Па́влович Че́хов) (زاده ۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ در تاگانروگ – درگذشته ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۴) پزشک، داستاننویس، طنزنویس و نمایشنامهنویس برجسته روس است. هرچند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهمترین داستان کوتاهنویس برمیشمارند و در زمینه نمایشنامهنویسی نیز آثار برجستهای از خود بهجا گذاشته است. چخوف در ۴۴ سالگی بر اثر خونریزی مغزی درگذشت. آنتون چخوف در ۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدریاش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او توانست آزادی خود و خانواده خود را بخرد. پدرش مغازه خواربارفروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندانش را تنبیه بدنی میکرد. روزهای یکشنبه پسرانش (او ۵ پسر داشت که آنتون دومین آنها بود) را مجبور میکرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خودش تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی میکردند آنها را با چوب تنبیه میکرد. همچنین آنها را در نانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسه عادی به تحصیل خود ادامه داد. پدر چخوف شیفته موسیقی بود و همین شیفتگی او را از دادوستد بازداشت و به ورشکستگی کشاند.
خانهای که چخوف در آن متولد شد
در سال ۱۸۷۶ از ترس طلبکارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتون تنها در تاگانروگ باقی ماند تا تحصیلات دبیرستانیاش را به پایان ببرد. او در سالهای پایانی تحصیلات متوسطهاش در تاگانروگ به تئاتر میرفت و نخستین نمایشنامه خود را به نام بیپدری و بعد کمدی آواز مرغ بیدلیل نبود را نوشت. او در همین سالها مجله غیررسمی و دستنویس الکن را منتشر میکرد که توسط برادرانش به مسکو هم برده میشد. برادر بزرگش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکده ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامههای فکاهی مسکو و پتربورگ داستان مینوشت. آنتون نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشته پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴ ] [ 13:52 ] [ مینا ]
کتاب: شریعت عقلانی نویسنده: احمد قابل
یکی از مجموعه آثار مرحوم احمد قابل، با نام شریعت عقلانی است. این کتاب، مقالاتی در نسبت عقل و شرع (۸۷-۱۳۸۳) و هفتمین جلد از مجموعه آثار زندهیاد احمد قابل در ۳۲۸ صفحه در فضای مجازی منتشر شد. در این کتاب شش مقاله از نویسنده، ده مقاله در نقد وی و هفت مقاله در پاسخ به نقدها گردآمده است. کتاب شریعت عقلانی با دیگر کتاب نویسنده مبانی شریعت که در واپسین روزهای حیات وی منتشر شد قرابت فراوان دارد و درحقیقت، چارچوب نظری مباحث فقهی قابل است. کتاب شریعت عقلانی به مرضیه پاسدار همسر فداکار احمد قابل تقدیم شده است. چکیده نظر قابل در این کتاب این است: "عقل حجت اصلی و اولی است و شرع حجت ثانوی. شرایع تنها در منظقةالفراغ عقل حق اظهارنظر مستقل را دارند و در سایر موارد موظف به تأیید و تأکید حکم عقل هستند. شریعت میباید از چیزی که عقل مشترک بشری آن را نفی میکند، لزوما پرهیز کند و دورباش دهد و به چیزی که عقل، وجود آن را لازم میشمارد، رو آورد و دستور دهد. در حوزه مسائل غیرعبادی، رویکردهای شرعی با معیارهای موردنظر عقلای زمان نزول وحی یا زمان حضور اولیاء خدا، هماهنگی داشته و مبتنی بر مدارا با عقلانیت بشر در هر زمان بوده که اصلی اساسی در حوزه تشریع است. مراد و مقصود ما از عقل، همان است که از آن با عنوان عقل عرفی یاد میشود."
منبع: کتاب شریعت عقلانی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، ادبی، کتاب [ یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴ ] [ 22:48 ] [ مینا ]
کتاب: آشنای آسمان (یادنامه آیتالله علامه حاج سیدمحمدحسین طباطبایی) نویسنده: محمدتقی انصاریان خوانساری ناشر: انصاریان
معرفی کتاب مجموعه خاطراتی از زندگانی و شخصیت علمی و معنوی علامه سیدمحمدحسین طباطبایی از زبان شاگردان و علمای هم عصر ایشان است. در ابتدای این اثر زندگینامه خودنوشت علامه سیدمحمدحسین طباطبایی بیان شده شده و برخی از کرامات و معجزات مشاهدهشده توسط ایشان از امام رضا ع بیان شده است. آنگاه دیدگاههای برخی از شاگردان علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در مورد روش تدریس ایشان، مقامات عرفانی وی، کشف و شهودهای او نسبت به عوالم، تقوای او، نظم و انضباط وی در همه امور زندگی، دقتهای عجیب وی در مسایل دینی و قرآنی، حالات معنوی وی، مکتب فلسفی وی، اخلاق خانوادگی او، نحوه معاشرت وی با شاگردان خویش و سایر علمای هم عصر خود، عشق و ارادت او به اهل بیت ع، سیره عبادی و رفتاری او و برخی دیگر از حالات علمی و عرفانی ایشان بیان شده و خاطراتی از آنان در این زمینهها نقل شده است.
منبع: آشنای آسمان
موضوعات مرتبط: مشاهیر، کتاب [ دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴ ] [ 18:49 ] [ مینا ]
مصطفی چمران ساوجی از فعالین سیاسی قبل از انقلاب در آمریکا، فعال نظامی در لبنان، معاون نخستوزیر در امور انقلاب دولت موقت، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، نماینده مردم تهران در اولین مجلس شورای اسلامی، نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع و از فرماندهان جنگهای نامنظم بود که در جبهه جنگ ایران و عراق کشته شمصطفی د.
چمران در سال ۱۳۱۱ ه.ش. در خیابان پانزده خرداد تهران، بازار آهنگرها، محله سرپولک متولد شد. او فرزند حسن چمران ساوجی بود که از روستای چمران ساوه به تهران مهاجرت کرد. وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، گذراند و دوران متوسطه را در دارالفنون و البرز طی کرد. به سال ۱۳۳۲ در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۳۳۶، یک سال را به تدریس در دانشکده فنی پرداخت. وی در کنکور، رتبه ۱۵ کشوری را کسب کرد. در تمام دوران تحصیل و نیز دوره کارشناسی در دانشگاه تهران، شاگرد اول بود که از استاد خود مهدی بازرگان نمره بیست و دو (۲۲) را در درس ترمودینامیک دریافت کرد. چمران در ریاضیات و هندسه، آنقدر توانا بود که حریفی نداشت. در درسهای آن روز، رایانه آنالوگ جزء مهمترین و سختترین درسها بود که چمران از آن نمره ۲۰ گرفت.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: اجتماعی، مشاهیر ادامه مطلب [ پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۹۴ ] [ 11:51 ] [ مینا ]
سهراب سپهری، شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهمترین شاعران معاصر ایران است. شعرهایش به زبانهای بسیاری ازجمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی در ۱۴ مهرماه ۱۳۰۷ در قم به دنیا آمده که بهطوررسمی زادروزش را ۱۵ مهرماه ثبت کردهاند. دوره ابتدایی را در دبستان خیام کاشان و متوسطه را در دبیرستان پهلوی کاشان گذراند و پس از فارغالتحصیلی در دوره دوساله دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و همزمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد.
نکوداشت در روز ۱۵ مهر ۱۳۸۷ بهمناسبت هشتادمین سالروز سهراب سپهری با اهدای ۸۰ شاخه گل مراسمی بر سر مزار وی برگزار شد. سپس این مراسم مجموعه فرهنگی اقامتی خانه تاریخی احسان کاشان ادامه یافت. در این مراسم، چهرههای برجسته فرهنگی و هنری، مانند احمد سمیعی گیلانی، شهرام ناظری، علی دهباشی و امینالله رشیدی حضور داشتند.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۴ ] [ 10:43 ] [ مینا ]
جواهر لعل نهرو از رهبران جنبش استقلال هند و کنگره ملی هند بود. او که بهعنوان اولین نخستوزیر هند پس از اعلام استقلال در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ انتخاب شد، «پاندیت» (معلم) هم خوانده میشد. نام خاندان نهرو در تاریخ رفع وابستگی و تلاش برای استقلال هند برجستگی فراوانی دارد. تا پیش از استقلال هند، نهرو مدت ۱۰ سال از عمرش را (بهگونهای نامنظم) درزندانهای استعماری گذراند. پس از نخستوزیری او با کمک افراد میهندوستی چون سردار پاتل و دکتر آمبدکار توانست قوانین جدیدی را برای ساختاردهی مجدد به جامعه هند تصویب کند که مهمترین آنها لغو نظام کاست بود. نهرو همراه با احمد سوکارنو، مارشال تیتو و جمال عبدالناصر از پایهگذاران جنبش عدمتعهد بهشمارمیرود.
جواهر لعل نهرو، حقوقدان زندانی راه استقلال هند و اولین نخستوزیر این کشور پس از رهایی از استعمار از بنیانگذاران جنبش عدمتعهد بود که آموزههای فکری وی تأثیر بسزایی در تعیین معیارهای عضویت در این نهاد داشته است. اصطلاح عدمتعهد اولین بار در یک سخنرانی وی در کلمبو در آوریل سال 1954 مطرح شد. نهرو پس از کامیابیهایش در زدودن استعمار از شبهقاره هند و لغو نظام کاست در این کشور به تلاش برای مبارزه با آثار و بقایای سیاسی و اقتصادی نظام سلطه در عرصه جهانی پرداخت. بهاینترتیب، نام نهرو همواره یادآور تلاشهایی است که به خواسته سلطهگریزی ملل جهانسوم و درحالتوسعه، جامه عمل پوشاند.
منبع: جواهر لعل نهرو موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر [ شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴ ] [ 22:33 ] [ مینا ]
احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران، درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹) شاعر، نویسنده، فرهنگنویس، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم ایرانی و از مؤسسان و دبیران کانون نویسندگان ایران در قبل و بعد از انقلاب بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع شده است. در دورهای از جوانی شعرهای خود را با تخلص الف. بامداد و الف.صبح منتشر میکرد. سرودن شعرهای آزادیخواهانه و ضداستبدادی، عنوان شاعر آزادی ایران را برای او به ارمغان آورده است.
شهرت اصلی شاملو بهخاطر سرایش شعر است که شامل گونههای مختلف شعر نو و برخی قالبهای کهن، نظیر قصیده و نیز ترانههای عامیانه میشود. شاملو در سال ۱۳۲۶ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نو روی آورد، اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد، وزن را رها کرد و بهصورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کردهاند. تنی چند از منتقدان ادبی او را موفقترین شاعر در سرودن شعر منثور میدانند.
گر بدینسان زیست باید پست من چه بیشرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچهی بنبست. گر بدینسان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه یادگاری جاودانه، بر ترازِ بیبقایِ خاک
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر ادامه مطلب [ جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ] [ 21:19 ] [ مینا ]
احمد متوسلیان در سال ۱۳۳۲ در خانوادهای مؤمن و مذهبی در یکی از محلات جنوب شهر تهران به دنیا آمد. وی دوران تحصیل ابتدایی را در دبستان اسلامی مصطفوی به پایان برد و ضمن تحصیل، به پدرش که در بازار به شغل شیرینی فروشی اشتغال داشت، کمک میکرد. پس از پایان دوره ابتدایی، در هنرستان صنعتی، شبانه به تحصیل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ دیپلم گردید. سپس به خدمت سربازی اعزام شد و در شیراز دوره تخصصی تانک را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد. متوسلیان در دوران سربازی، در بحثها، مخالفت خود را با رژیم ستمشاهی بیان میکرد. پس از اتمام خدمت سربازی، در یک شرکت تأسیساتی خصوصی استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرمآباد منتقل شد و به فعالیتهای سیاسی- تبلیغی خود ادامه داد.
وی پس از مدتها تعقیب و گریز، در سال 1354 توسط اکیپی از کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک دستگیر و روانه زندان شد و مدت 5 ماه را در زندان مخوف فلکالافلاک خرمآباد در سلولی انفرادی گذراند. پس از آزادی، در شروع قیامهای خونین قم و تبریز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگکننده تظاهرات را در محلات جنوبی تهران عهدهدار شد و رابطهای تنگاتنگ با حرکتهای مکتبی محافل دانشجویی و روحانیت مبارز تهران داشت. با شدتیافتن روند نهضت اسلامی و رویارویی مردم با مزدوران طاغوت، بارها تا پای شهادت پیش رفت و در روزهای 21 و 22 بهمنماه 1357 تلاش و ایثار چشمگیری از خود نشان داد.
منبع: همشهری آنلاین
موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۴ ] [ 10:10 ] [ مینا ]
يا رب دل ما را تو به رحمت جان ده درد همه را به صابرى درمان ده اين بنده نداند كه چه میبايد خواست داننده توئى هرآنچه خواهى آن ده
ابواسماعیل عبدالله بن ابیمنصور محمد (زاده ۲ شعبان ۳۹۶ ه.ق.-درگذشته ۲۲ ذیالحجه ۴۸۱ ه.ق.) در شهر هرات، معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ایرانی بود. او بهعنوان یکی از نوابغ ادبی و چهرههای شاخص و خراسان قدیم در قرن ۵ ه.ق. شناخته میشود که بهعنوان مفسر قرآن، محدث، اهل فن جدل و استاد اخلاق، دستی بر آتش داشته است. عمده شهرت وی بهخاطر فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بیمانندش، بهخصوص در مدح و ثنای خداوند به زبانهای عربی و فارسی بوده است.
وی از اعقاب ابوایوب انصاری است که صحابه پیغمبر بود. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات یکی از شهرهای غربی افغانستان کنونی متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنانکه شعر فارسی و عربی را نیکو میسرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصا در حدیث، قوی بود و آمالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی میکرد.
منبع: خواجه عبدالله انصاری
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:45 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت شیخ بهائی
شیخ بهاءالدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمسالدین محمد بن على بن حسین بن مـحمد بن صالح حارثى همدانى عاملى جبعى، معروف به (شیخ بهائی)، در سال 953 ه.ق.، در بعلبک از توابع جبلعامل در یک خاندان علم و دانش که تبار و نسب خود را به (حارث همدانى) یکی از یاران مخلص على (علیه السّلام) میرسانند، پا به عرصه حیات نهاد. برخى در توصیف او گفتهاند: شیخ بزرگوار ما (علامه جهان بشر و مجدد دین در قرن حادى عشر) است که ریاست مذهب و ملت به او منتهى گردید و در علوم و فنون اسلامى فنى وجود نداشته که او از آن بهرهاى نبرده باشد. پدر عالیقدر بهاءالدین، عالم بزرگوار، شیخ حسین فرزند عبدالصمد حارثى بوده است، در ایام جوانى، در اثر سختگیریها و کارشکنیهایی کـه در امور شیعه در جبلعامل پیش آمده بود، وى به ایران منتقل گردید و کودک نوپا نیز همراه پدر بـود که آن زمان عـهد حکومت صفویه بود. حکومت صفویه حرکت سیاسى خود را با تز دفاع از اهل بیت ع و دوستى و مودت آل عصمت ع، شـروع کرده بـود. بههمین دلیل وى به حکومت صفوى پیوست و با خاندان بزرگ منشار که عنوان (شیخ الاسلامى) حکومت را داشت، وصلت نمود.
منبع: پایگاه اسلامی الشیعه
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 9:28 ] [ مینا ]
ماری كوری در سال 1867 با نام ماریا اسكلو دووسكا در ورشو پایتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگی به پاریس رفت تا در آنجا به تحصیل در رشته شیمی بپردازد. در آنجا با فیزیكدان جوان فرانسوی به نام پیر كوری آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید. او به پیر كوری در انجام آزمایشهای عملی اش درباره الكتریسیته كمک میكرد زمانی كه او در سال 1895 در انباری چوبی كوچک كه آزمایشگاه او بود شروع به كار كرد نه او و نه هیچكس دیگر چیزی درباره عنصر شیمیایی رادیم نمیدانست این عنصر هنوز كشف نشده بود. البته یكی از همكاران پژوهشگر پاریسی فیزیكدان فرانسوی «هانری بكرل» در آن زمان تشخیص داده بود كه عنصر شیمیایی اورانیوم پرتوهایی اسرارآمیز نامرئی از خود میافشاند او بهطوراتفاقی، یک قطعه كوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نورندیده كه در كاغذ سیاه پیچیده شده بود، گذاشته بود. صبح روز بعد مشاهده كرد كه صفحه فیلم درست مثل این كه نوردیده باشد سیاه شده است. بدیهی بود كه عنصر اورانیوم پرتوهایی را از خود ساطع كرده بود كه از كاغذ سیاه گذشته و بر صفحه فیلم اثر كرده بود.
منبع: ماری کوری موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:50 ] [ مینا ]
مهدی باکری در سال ۱۳۳۳ در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. در دوران کودکی، مادرش را از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رساند و در دوره دبیرستان (همزمان با شهادت برادرش علی باکری به دست دژخیمان ساواک) وارد جریانات سیاسی شد. پس از اخذ دیپلم با وجود آنکه از شهادت برادرش بسیار متاثر و متالم بود، به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مکانیک مشغول تحصیل شد.
از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یکی از افراد مبارز این دانشگاه بود. او برادرش حمید را نیز بههمراه خود به این شهر آورد. مهدی باکری در طول فعالیتهای سیاسی خود از طرف سازمان امنیت آذربایجان شرقی (ساواک) تحت کنترل و مراقبت بود. پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از کشور فرستاد تا در ارسال سلاح گرم برای مبارزین داخل کشور فعال شود. مهدی باکری در دوره سربازی با تبعیت از اعلامیه امام خمینی، درحالیکه در تهران افسر وظیفه بود، از پادگان فرار و بهصورت مخفیانه زندگی کرد و فعالیتهای گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب نیز انجام داد.
پس از پیروزی انقلاب و به دنبال تشکیل سپاه به عضویت این نهاد درآمد و در سازماندهی و استحکام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا کرد. پس از آن بنا به ضرورت، دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به مدت 9 ماه با عنوان شهردار ارومیه نیز خدمات ارزندهای را از خود به یادگار گذاشت. مهدی باکری در مدت مسئولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه، تلاشهای گستردهای را در برقراری امنیت و پاکسازی منطقه از لوث وجود مزدوران شرق و غرب انجام داد و بهرغم فعالیتهای شبانهروزی در مسئولیتهای مختلف، پس از شروع جنگ تحمیلی، تکلیف خویش را در جهاد با کفار بعثی و متجاوزین به میهن اسلامی دید و راهی جبههها شد.
منبع: همشهری آنلاین
موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:13 ] [ مینا ]
۹۲ سال پیش، در ۲ آگست ۱۹۲۲، الکساندر گراهام بل، مخترع و دانشمند اسکاتلندی که نام وی در تاریخ با اختراع دستگاه تلفن جاودان شده است در ۷۵سالگی فوت شد. الکساندر در شهر ادینبورگ اسکاتلند در تاریخ ۳ مارچ ۱۸۴۷ چشم به دنیا آمد. با وجود اینکه چندسالی به مدرسه نرفت ولی هم در دوران ابتدایی و هم در دوران دبیرستان جزء دانشآموزان ممتاز بود.
الکساندر بعد از پایان دوره دبیرستان دیگر به تحصیلات آکادمیک نپرداخت و تصمیم گرفت راه پدر را دنبال کند. پدر او، پل بل، متخصص فیزیولوژی صدا و گفتاردرمانی بود که به کودکانی که مشکل صحبتکردن داشتند، کمک میکرد. الکساندر با مشاهده کارهای پدر از همان کودکی شیفته کار وی شده بود. در سن ۲۴سالگی، دو برادرش را بهدلیل بیماری سل ازدستداد و خود نیز به این بیماری مبتلا گردید. در همان سال خانواده الکساندر تصمیم گرفتند به انتاریو کانادا مهاجرت کنند تا در آبوهوای مناسب آن، الکساندر بتواند دوره نقاهت خود را سپری کند.
منبع: گراهام بل
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:25 ] [ مینا ]
خلاصه حکمت اشراق مکتب فلسفی اشراق توسط شهابالدين سهرودى یا شیخالاشراق در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ارائه شد. وی در کتاب حكمت الاشراق به اصول و فروع این نظریه پرداخته است. سهروردی در ضمن تحصیل چنین استنباط کرد که موجودات دنیا از نور بهوجودآمده و انوار به یکدیگر میتابد و آن تابش متقابل را اشراق خواند و بههمین جهت لقب شیخ الاشراق را یافت. نظریه فلسفی سهروردی این بود که هستی غیر از نور چیزی نیست و هرچه در جهان است و بعد از این بهوجودمیآید، نور است. منتها بعضی از نورها رقیق است و برخی غلیظ و برخی از انوار ذرات پراکنده دارد و پارهای دیگر دارای ذرات متراکم است.
او معتقد بود که نور یکی بر دیگری میتابد و لذا جهان جز اشراق نیست. بعضی از نورها ضعیفاند و بعضی رقیق و برخی تراکم دارد. همانگونه که نورهای قوی بر ضعیف میتابد نورهای ضعیف هم به سوی انوار قوی تابش دارد. انسان که از موجودات جهان است از نور است و به دیگران میتابد همانگونه که نورهای دیگران به او میتابد. بهمناسبت اینکه از انسان به دیگران نور تابیده میشود، انسان فیاض است و میتواند به دیگران نور برساند و از نور سایرین روشن شود. سهروردی میگفت که حکمت بر دو نوع است: حکمت لدنی و حکمت العتیقه. حکمت العتیقه یعنی حکمت قدیم همواره بوده و در قدیم هندیها و ایرانیها و بابلیها و مصریها و بعد از آن یونانیها برخوردار بودهاند. اما حکمت لدنی خاصان از آن برخوردار میشوند. اما در آغاز این دو حکمت از یک مبدا سرچشمه میگرفته و آن ادریس بوده که نام دیگر آن هرمس است. بعد از اینکه مردم حکمت از ادریس آموختند به عقیده او به دو شاخه شد که یکی به سمت ایران و دیگری بهطرف مصر و بعد این دو شاخه وارد اسلام گردید.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳ ] [ 10:53 ] [ مینا ]
رؤیای صادقه شیخ مفید شبی شیخ مفید در خواب دید که در مسجد کرخ از مساجد بغداد نشسته است و فاطمه زهرا س، دست امام حسن ع و امام حسین ع را گرفته بود و به نزد شیخ مفید آمد و فرمود: «یا شیخ! علّمهما الفقه» یعنی «ای شیخ به این دو، فقه تعلیم بده». شیخ از خواب بیدار شده و در حیرت افتاد که این چه خوابی بود و من کی هستم که به دو امام فقه تعلیم دهم؟ از سوی دیگر خواب دیدن امامان معصوم ع خواب شیطانی نیست. وقتی صبح شد، شیخ به مسجدی که در خواب دیده بود رفت و در آنجا نشست؛ ناگهان دید که زنی جلیل و محترم درحالیکه کنیزان دور او را گرفته و دست دو پسر را در دست دارد وارد مسجد شد. وی به نزد شیخ آمد و گفت: «یا شیخ علمهما الفقه». شیخ تعبیر خواب را فهمید و به تعلیم و تربیت آنان همت گماشت و بسیار به آن دو بزرگوار احترام مینمود. آن دو پسر کسی نبودند جز «سید رضی» معروف به شریف و «سید مرتضی» معروف به علمالهدی، که از فقهای سرآمد روزگار شدند.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳ ] [ 17:0 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت ابوعلی سینا
چهره ابوعلیسینا نقاش: ابوالحسن صدیقی (این تصویر توسط انجمن آثار ملی رسما بهعنوان چهره اصلی بوعلیسینا شناخته شد.) سیاهقلم روی کاغذ، ۱۳۲۴
۱ شهریور، همزمان با زادروز ابن سینا، در ایران روز پزشک است.
ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و این سینا و پور سینا (زاده 1 شهریور 359 خورشیدی در بخارا-درگذشته 416 خورشیدی در همدان)، از مشهورترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایرانی جهان اسلام بود. وی ۴۵۰ کتاب در زمینههای گوناگون نوشتهاست که شمار زیادی از آنها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن او را مشهورترین دانشمند سرزمینهای اسلامی میداند که یکی از معروفترینها در همه زمانها و مکانها و نژادها است. کتاب معروف او «قانون» است. در برخی منابع، نام کامل ابن سینا، با ذکر القاب چنین آمده: حجةالحق، شرفالملک، شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهمترین کتابهای او عبارتاند از شفا در فلسفه و منطق، و قانون در پزشکی. «بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچیک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامهای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگترین کسی است که از عهده اینکار برآمد.» «وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، پزشكى ادامه مطلب [ شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳ ] [ 11:15 ] [ مینا ]
یادی از زندهیاد حسین پناهی به بهانه سالروز وفات او
حسین پناهی (زاده 6 شهريور 1335 دژکوه – درگذشته 17 مرداد 1383 در تهران) او شاعر و بازيگر ايرانى بود. "در کودکی نمیدانستم که باید از زندهبودنم، خوشحال باشم یا نباشم، چون هیچ موضعگیری خاصی در برابر زندگی نداشتم."
پناهی، بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند. با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوهبر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. بهدلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخنگفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده دنیا ترجمه شده است. او در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در زادگاهش شهر سوق، به خاک سپرده شد.
شعر عمو زنجیرباف دیوونه کیه؟
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر ادامه مطلب [ جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳ ] [ 9:55 ] [ مینا ]
تمام کارهای خانم برومند از فیلم و سریال، همه زیبا و بهیادماندنیاند و اکثرشون نوستالژی برای بچههامون. طوری به آنها میپردازد و کارگردانی میکند که بزرگترها تا نبینند از کنارش رد نمیشوند چه برسد به بچهها. شهر موشها و مدرسه موشها، نمونه بارز از این قصه است. با کاراکترهای تحسینبرانگیز، حرکات و صدایی که با هم تلفیق شده و بهخوبی به یادگار در ذهن میماند. جدی نیست و با وجود عروسک بودنش، آموزههای فرهنگی بینظیری برای نسل جوان به ارمغان میآورد. با گروه هنرمندی که در اختیار دارند بهراحتی توانستهاند کارهای تحسینبرانگیزی به جامعه ارائه دهند. به همین خاطر باید از ایشان، ممنون بود و سپاسگزار.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری ادامه مطلب [ شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ ] [ 22:20 ] [ مینا ]
حسين بن موسی علیهالسّلام يكی از فرزندان امام کاظم ع است. وی ازجمله همراهان احمد بن موسی ع بوده است و در حدود سال 202 ه.ق. از مدینه عازم ايران شد و در شيراز به شهادت رسيد. حضرت حسين بن موسی ع در برخی منابع به سيد علاءالدين حسين ع ملقب گرديده است. سید علاءالدين حسين بن موسی الكاظم ع برادر كهتر شاهچراغ است به سن سيزده سال بود شهادت او بعد از تفرقه امامزادگان در شيراز در محله باغ قتلغ اتفاق افتاد.
داستان کشف قبر حسین بن موسی ع ابن جنيد شيرازی در کتاب تذکره هزار مزار گوید: قتلغ در شيراز باغی داشت كه باغبانش مردی ديندار و بامروت بود. باغبان در شبهای جمعه در مكانی بلند، نوری را مشاهده میكرد. قتلغ خان، مالک اين باغ نيز اين نور را مشاهده كرد. دستور داد كه محل مزبور را بررسی كنند. قبری يافتند پس از باز كردن قبر، جسدی بزرگ و باعظمت و شكوه يافتند. جسد در كمال شادابی و زيبایی بود. در يک دست صاحب جسد قرآن مجيد و در ديگر دستش شمشيری قرار گرفته بود. با علامت و نشانههایی دانستند كه قبر متعلق به حسين بن موسی ع است. قتلغ خان آنگاه فرمان داد كه قبه و بارگاهی عالی بر سر آن مقبره بنا كردند. علامه مجلسی و فرصتالدوله شيرازی معتقدند كه حضرت حسين بن موسی ع در همين باغ شهيد شده اما قبر ايشان در زمان صفويه آشكار گرديد. ولی گزارش ابن جنيد شيرازی به زمان حادثه نزديكتر است.
منبع: سید علاءالدین حسین علیهالسّلام در شیراز
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۳ ] [ 20:21 ] [ مینا ]
ادیب، لغتشناس، سیاستمدار، شاعر ایرانی، مؤلف و بنیانگذار لغتنامه دهخداست. دهخدا از درخشانترین چهرههای فرهنگ و ادب فارسی معاصر است. هنگامیکه یک سال بیش نداشت، پدرش فوت شد و وی بعدها زیرنظر و توجهات مادر به تحصیل ادامه داد. دهخدا زبان عربی و علوم دینی را نزد شیخ غلامحسین آموخت. چند سال بعد که مدرسه سیاسی در تهران تأسیس شد، دهخدا در آن مدرسه به تحصیل پرداخت و زبان فرانسه را در آنجا آموخت.
همزمان با آغاز مشروطیت، وی با همکاری مرحوم جهانگیرخان و مرحوم قاسمخان، روزنامه معروف صوراسرافیل را منتشر کرد. ستون طنز چرند و پرند به قلم دهخدا و با امضای دخو در این روزنامه نوشته میشد. سبک نگارش این ستون در ادب فارسی بیسابقه بود و مکتب جدیدی را در عالم روزنامهنگاری و نثر معاصر فارسی پدیدآورد. دهخدا با شجاعت و جسارت تمام، مفاسد اجتماعی و سیاسی آن روزگار را با روش طنز در آن روزنامه منتشر میکرد. وی یکی از بنیانگذاران طنز در ایران است. پس از درگذشت مظفرالدینشاه و روی کار آمدن محمدعلی میرزا و مخالفت وی با مشروطیت و آزادیخواهان، به دستور وی مجلس به توپ بسته شد و جمعی از آزادیخواهان تبعید و دستگیر شدند و دهخدا که جزء گروه آزادیخواهان بود به پاریس تبعید شد. وی در آنجا و سپس در سوئیس به انتشار مجدد روزنامه صوراسرافیل اقدام کرد. پس از تبعید محمدعلی میرزا، دهخدا به ایران آمد و بهعنوان نماینده به مجلس شورای ملی راهیافت. در دوران جنگ جهانی اول، دهخدا در یکی از روستاهای چهارمحالوبختیاری ایران سکونت داشت و پس از پایان جنگ به تهران بازگشت و از امور سیاسی کنارهگرفت و به کارهای علمی و فرهنگی مشغول شد و تا پایان عمر پرثمر خویش، به مطالعه و پژوهش ادامه داد.
علی اکبر دهخدا از خبرهترین و فعالترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده است. لغتنامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثالوحکم که شامل همه ضربالمثلها و احادیث و حکمتها در زبان فارسی است، خود بهتنهایی نشاندهنده دانش و شخصیت علمی دهخدا هستند. لغتنامه دهخدا حاصل بیش از چهل سال زحمات شبانهروزی اوست. این کتاب در بیستوشش هزار و چهارصدوهفتادوپنج صفحه سهستونی به قطع رحلی با تعداد شش هزار دوره، امروز در دسترس فارسیزبانان است. چاپ لغتنامه، نخست در سال ۱۳۱۹ در چاپخانه بانک ملی آغاز شد و یک جلد آن در ۴۸۶ صفحه به چاپ رسید و مدتی متوقف شد، سپس مجلس شورای ملی عهدهدار چاپ لغتنامه بود و چون لغتنامه به دانشگاه تهران منتقل شد، چاپخانه دانشگاه بهتنهایی عهدهدار چاپ آن شد که هماکنون هم ادامه دارد. محل فعلی مؤسسه لغتنامه در شمیران جنب باغ فردوس است و این مؤسسه توانسته لغتنامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه شامل حدود 27000 صفحه چاپ و در اختیار علاقهمندان و محققان ایران و پژوهشگران جهان قرار دهد.
علامه دهخدا هفتم اسفند سال 1334 چشم از جهان فروبست و در ابنبابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید. برخی از آثار علامه دهخدا:
منبع: همشهری
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی [ چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۲ ] [ 18:41 ] [ مینا ]
رجبعلی نکوگویان (زاده ۱۲۶۲، تهران-درگذشته ۲۲ شهریور ۱۳۴۰، شهر ری)، مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش، مشهدی باقر، پیشهور بود. رجب علی نکوگویان در روز دهم شهریور ۱۳۴۰ ه.ش. در سن ۷۸ سالگی درگذشت. او را از عارفان و اهل باطن دانستهاند و گفتهشده که توانایی شناسایی باطن افراد (در اصطلاح شیعی: چشم برزخی) را داشته است. قبر او در ابنبابویه تهران است. رجبعلی نکوگویان دارای ۸ فرزند، شامل: پنج پسر و چهار دختر بود که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت. رجبعلی نکوگویان در عالم سیاست نبود، اما با رژیم پهلوی و سیاستمداران حاکم آن به شدت مخالف بود.
پدرش مشهدی باقر، یک کارگر ساده بود. هنگامی که رجبعلی دوازدهساله شد، پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر و برادر تنی بیبهره بود، تنها گذاشت. از دوران کودکی شیخ، بیش از این اطلاعاتی در دست نیست. اما او خود، از قول مادرش نقل میکند که: «موقعی که تو را در شکم داشتم شبی [پدرت غذایی را به خانه آورد] خواستم بخورم دیدم که تو به جنبوجوش آمدی و با پا به شکمم میکوبی، احساس کردم که از این غذا نباید بخورم، دست نگهداشتم و از پدرت پرسیدم. پدرت گفت حقیقت اینست که اینها را بدون اجازه [از مغازهای که کار میکنم] آوردهام! من هم از آن غذا مصرف نکردم.»
منبع: سایت رهبران شیعه | سایت صالحین
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:21 ] [ مینا ]
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد. چه کجرفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ، سر کین داری ای چرخ.
موضوعات مرتبط: مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ ] [ 9:52 ] [ مینا ]
به مناسبت سالروز درگذشت میرزاکوچک خان جنگلی
یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچک جنگلی (۱۲۵۷ - ۱۱ آذر ۱۳۰۰ ه.ش.) مبارز انقلاب مشروطه و رهبر جنبش جنگل که در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه، قیام کرد. میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در محله قدیمی استادسرا شهر رشت در خانوادهای متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. وی سنین آغاز عمر را در مدرسه علمیه حاج حسن (صالح آباد) و مدرسه جامع شهر رشت به آموختن صرفونحو و تحصیلات دینی گذرانید. پس از آن به قزوین رفته و در مدرسه صالحیه تحصیل دروس حوزوی را ادامه داد و چندی هم در مدرسه محمودیه تهران به همین منظور اقامت گزید. پایه آموزش حوزوی، میتوانست وی را در سلک یک روحانی تربیت کند، اما حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغییر داد و او را به راهی دیگر کشاند. بنا به گفته اطرافیان، او مردی قوی بنیه، زاغچشم و دارای سیمایی متبسم بود و از نظر اجتماعی مردی باادب، فروتن، خوشبرخورد، مؤمن به اصول اخلاقی، صریح الّهجه، طرفدار عدل، آزادی و حامی مظلومان بود. میرزا کوچک خان اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری میکرد. میرزا در سنین آخر عمرش همسری برگزید.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: اجتماعی، مشاهیر ادامه مطلب [ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ ] [ 20:18 ] [ مینا ]
محمدتقی جعفری (مرداد ۱۳۰۴- ۲۵ آبان ۱۳۷۷ ه.ش.)، ازجمله فیلسوفان مسلمان و مولویشناسان معاصر ایرانی است. او در محله جمشیدآباد شهر تبریز، که بعدها نام این محله به نام وی تغییر نام یافت، متولد گردید. نام پدر وی کریم بود. وی درسنخوانده بود، ولی حافظهای بسیار قوی داشت و غالب سخنان پندآموز را بهطرزی شیوا بیان میکرد. شغل پدر وی نانوایی بود و به کار و تلاش علاقهای وافر داشت. مادرش درسهای دبستان را در خانه به وی آموخت.
محمدتقی نزد مادر، مقداری مقدمات دروس و قرآن را آموخت. آنگاه در مدرسه اعتماد تبریز پایه چهارم و پنجم را با رتبه بالا گذراند. سپس بههمراه برادرش، مقارن سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، به مدرسه طالبیه تبریز رفته و تحصیلات علوم دینی را نزد استادان آنجا پی گرفت. تأمین هزینه زندگی، او را ناگزیر ساخته بود تا صبحها به تحصیل پرداخته، و بعدازظهرها را کار کند. در سال ۱۳۱۹ ه.ش. در ۱۵سالگی، زادگاه خویش را به قصد اقامت در تهران ترک نمود، و در مدرسه مروی نزد اساتید تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال، در سال ۱۳۲۲ ه.ش.، به شهر قم مهاجرت نمود، و ضمن تحصیل در مدرسه دارالشفای قم ملبس به لباس روحانیت گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد. وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی نجف شد . وی بیستوسه ساله بود که به درجه اجتهاد نایل گردید و در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ ه.ش. پس از یازده سال اقامت در نجف، به ایران بازگشت.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، علمی ادامه مطلب [ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:35 ] [ مینا ]
هلن آدامز کلر (Helen Adams Keller) (زاده 27 ژوئن، 1880، تاسکامبیا، آلاباما - درگذشته 1 ژوئن، 1968، ایستن، کنتیکت) نویسنده نابینا، ناشنوا و فعال سوسیالیست آمریکایی بود. هلن، نویسندهای با آثار فراوان بود که دوازده کتاب و مقالههای بیشماری در زمینه نابینایی، ناشنوایی، مسائل اجتماعی و حقوق زنان در طول زندگیاش به رشته تحریر درآورده است. اولین کتابش شرح حال زندگی خودش بود به نام «زندگی من»، که اولین بار در سال 1903 چاپ شد.
پدر هلن افسر بازنشسته ارتش کنفدراسیون آمریکا و سردبیر یک هفتهنامه محلی و مادرش، زنی جوان با تحصیلات عالیه از شهر ممفیس بود. خانواده هلن از طبقه متوسط جامعه بودند و مخارج خود را از کاشت پنبه به دست میآوردند. هلن از لحاظ هوش و ذکاوت میان خانواده و اطرافیان زبانزد بود. او از ۶ ماهگی ادای کلمات را آغاز کرد و از 1 سالگی راه رفتن را آموخت. در 19 ماهگی به یک بیماری عفونی با تب بالا مبتلا شد. چند روز پس از شروع علائم بیماری، مادر هلن متوجه میشود او نسبت به صدای زنگ شام در خانه و حرکت دادن دستها در مقابل صورت واکنشی از خود نشان نمیدهد. همان زمان بود که مشخص شد هلن بینایی و شنوایی خود را بهطور کامل از دست داده است. علت این بیماری تا امروز نامشخص مانده است. پزشک هلن آن را «تب مغز» نامیده بود. محققان هم احتمال می دهند این بیماری تب اسکارلت (مخملک) یا مننژیت (التهاب و عفونت پرده مغزی) بوده است.
هلن کلر بسیار باهوش بود و با محیط اطراف خود از طریق حس لامسه، بویایی و چشایی ارتباط برقرار میکرد. او همراه فرزند آشپز خانواده، نوعی زبان اشاره لمسی ابداع کرده بود و تا 7 سالگی از حدود 60 نشانه برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده میکرد. اما با بالارفتن سن بهتدریج متوجه شد دیگران بهجای استفاده از زبان اشاره لمسی از صحبت کردن و حرکت لبها استفاده میکنند. این موضوع سبب عصبانی و خشمگین شدن او میشد زیرا نمیتوانست در صحبتهای آنها مشارکت داشته باشد. هلن بهقدری پرخاشگر شده بود که مدام جیغ میکشید و به دیگران لگد میزد. همچنین در زمان خوشحالی بهشدت و بدون کنترل میخندید. بههمین دلیل خیلی از آشنایان معتقد بودند او باید در بیمارستان روانی بستری شود.
منبع: هلن کلر موضوعات مرتبط: مشاهیر ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ ] [ 20:29 ] [ مینا ]
به مناسبت روز بزرگداشت استاد شهریار
سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است. وی در تبریز به دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کردهاند. مهمترین اثر شهریار، منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی بهشمارمیرود و شاعر، در آن از اصالت و زیباییهای روستا یاد کرده است. شهریار در سرودن انواع گونههای شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی، نیز تبحر داشته است. ازجمله غزلهای معروف او میتوان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علیبنابیطالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته است.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ ] [ 11:0 ] [ مینا ]
عبدالحسین امینی در سال ۱۳۲۰ ه.ق. در شهر تبریز، در خانهای سرشار از علم و تقوا دیده به جهان گشود. شیخ احمد امینی تبریزی، پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان باتقوا بود و مردم به ایشان همواره به دیده احترام مینگریستند. ایشان در سال 1287 ه.ق. در سَردها از توابع تبریز به دنیا آمد. میرزااحمد از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق. به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید. برخی آثار بهیادگارمانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مکاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ در سال 1370 ه.ق.، دیده از جهان فروبست و در قبرستان نو شهر مقدس قم دفن گردید.
پدربزرگ علامه امینی، مولی نجفقلی مشهور به امینالشرع بود که نام خانوادگی علامه نیز از همین لقب گرفته شده است. ایشان در سال 1257 ه.ق.، در روستای سَردهاـ از توابع تبریز پا به عرصه هستی نهاد و به یادگیری دانش و ادب پرداخت. وی نیز بعدها ساکن شهر تبریز گردید. مردی زاهد، فاضل، پرهیزگار و ادیبی برجسته بود که به گردآوری اخبار ائمه ع علاقه بسیاری داشت و چند مجموعه روایت نیز تدوین کرده و اشعاری به فارسی و ترکی از وی بهجا مانده است. او در شعر خود به "واثق" تخلص میکرد و نقش مُهر او، آنطوریکه در پشت برخی از رسائلش مشهود است، " الواثق بالله الغنیِ عبدهُ نجفقلی" بوده است. وی در سن 83 سالگی در سال 1340 ه.ق. از دنیا رفت و در وادیالسّلام نجف اشرف به خاک سپرده شد.
منبع: همشهری
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، مذهبی ادامه مطلب [ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲ ] [ 18:39 ] [ مینا ]
کریمخان زند با فروپاشی سلسله افشاریه در سال ۱۱۲۷ ه.ش. (۱۱۶۲ ه.ق.) قدرت را به دست گرفت و سلسله زندیه را پایهگذاری کرد. او خان بزرگ طایفه زند بود؛ اما برخلاف بسیاری از پادشاهان دیگر ایران تلاش کرد تا درباری ساده داشته باشد و خود را «وکیل الرعایا»، به معنی «نماینده مردم» نامید. کریمخان زند به ادبیات و فرهنگ علاقه داشت و برای گسترش و رشد آن تلاش کرد. در زمان حکومت وی امنیت نسبی در ایران حاکم بود و روابط تجاری و اقتصادی رونق دوبارهای گرفت. عمارت کلاهفرنگی با دستور مستقیم کریمخان زند و با هدف پذیرایی از مهمانان و برگزاری مراسمهای رسمی در دو طبقه و با سقفی شیروانی به ارتفاع ۱۴٫۸ متر بنا شد. در برخی منابع از زبان «فرصت حسینی شیرازی» شاعر، نویسنده و نقاش آن دوران در مورد این بنا چنین نقل شده است: طرح آن را مرحوم وکیل ریخته، یک کلاهفرنگی چهارفصل ساخته و در چهار سمت آن چهار حوض بزرگ قرار داده است. باغ نظر در دورههای مختلف با نامهای گوناگونی ازجمله باغ شاهزاده، عمارت چهارفصل، عمارت یا باغ حکومتی و باغموزه شناخته میشد. بر اساس برخی شواهد و نظر گروهی از مورخان، باغ نظر پیش از دوره زندیه و در دوره صفویه نیز باغی حکومتی بود و کریم خان زند بنای کلاهفرنگی و مجموعه فعلی را روی بقایای گذشته بنا گذاشت. او مدتی در این بنا سکونت داشت و در عین حال وصیت کرد تا پس از مرگ نیز او را در همین عمارت به خاک بسپارند. در طراحی باغ نظر و عمارت مرکزی آن، با توجه به اسناد و نقشههای باقیمانده، از الگوی باغ ایرانی استفاده شده است؛ طرحی چهارگوش که عمارت کلاهفرنگی با چهار حوض بزرگ در اطراف، در مرکز آن قرار دارد.
در برخی از منابع مجموعه باغ نظر در اوایل دوره زندیه و تا پیش از ساخته شدن ارگ کریمخان زند، بهعنوان محل سکونت او معرفی شده است؛ اما پس از ساخت ارگ، بخشهای مسکونی این مجموعه تخریب شد و صرفا بهعنوان مکانی برای مراسمهای تشریفاتی مورد استفاده قرار گرفت. در زمان اقامت کریمخان زند در این عمارت، دو بنای دیگر نیز در باغ نظر وجود داشتند که با عنوان «عمارتهای سردر» از آنها یاد میشود. «کارستن نیبور» (Karsten Niebuhr)، جهانگرد، نقشهنگار و ریاضیدان آلمانی در سفر خود به شیراز در سال ۱۱۴۳ ه.ش.، باغ نظر را تنها باغ چشمگیر شیراز توصیف کرده بود. بر اساس یادداشتهای کارستن نیبور، ساختمانی هشتضلعی در میانه باغ نظر و دو عمارت در دو سمت باغ قرار داشت. در کنار یکی از این ساختمانها، اتاقهای کوچکی همچون رواق در محوطه چهارگوش بزرگی تعبیه شده بود که در زمان سکونت کریمخان زند بهعنوان سربازخانه مورد استفاده قرار میگرفت. در سمت دیگر نیز ساختمان باریک و بلند دیده میشد که نوازندگان بر بلندای آن طبل، دهل و نیلبک مینواختند. دستنوشتههای نیبور نخستین اسنادی است که به وجود نقارهخانه در باغ نظر اشاره میکند؛ هرچند که نقارهخانه بعدها به ساختمانی مستقل در میدان ارگ منتقل شد. این دو عمارت که یکی در ورودی شمالی و دیگری در ورودی جنوبی این باغ قرار داشتند، دارای تالار و ایوانی با پایههای سنگی بودند.
منبع: کجارو
موضوعات مرتبط: مكانهای دیدنی ايران و جهان، مشاهیر ادامه مطلب [ جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۲ ] [ 15:52 ] [ مینا ]
تقدیم به آقا محمدعلی گل، دانشمند خودم
به مناسبت روز مهندس ویلیس هاویلند کریر (به انگلیسی: Willis Haviland Carrier) مخترع تهویه مطبوع و بنیانگذار شرکت کریر است. او یک قرن پیش در شمال شرقی ایالات متحده آمریکا کار میکرد. ویلیس هاویلند کریر تنها فرزند یک خانواده پرجمعیت بود که تمام دوران کودکی خود را در بین بزرگسالان خانواده از قبیل پدربزرگ و مادربزرگ و عموی خود گذراند. او پس از گذراندن دوران متوسطه وارد دانشگاه کورنل در شهر ایتاکا در ایالت نیویورک گردید و در دوران کارشناسی با وجود بورسیهبودن جهت کسب درآمد، مجبور بود کارهایی از قبیل چمنزدن، هیزم ریختن در کورهها و غیره را انجام دهد.
او در ژوئن ۱۹۰۱ با دردستداشتن مدرک مهندسی مکانیک به استخدام شرکت بوفالو درآمد و شروع به طراحی سیستمهای حرارتی، جهت خشککردن رطوبت الوار و قهوه نمود. کریر در این دوران به این نتیجه رسید که اطلاعات موجود بههیچعنوان جهت طراحی یک سیستم مهندسی کارآمد کافی نبوده و ازآنرو، خود شروع به تحقیق در زمینه حرارت هوای خروجی که از روی لولههای بخارآب عبور میکند، نمود و به نتایج شگفتانگیزی رسید و این امر در همان ابتدا مبلغی معادل ۴۰٬۰۰۰ دلار برای شرکت، صرفهجویی به ارمغان آورد که این مبلغ صرف اصلاح سیستمهای ضعیف از قبل طراحیشده گردید.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱ ] [ 19:40 ] [ مینا ]
حرم سیدمرتضی در کاظمین سيدمرتضى علمالهدى، متولد 355 ه.ق.، يكى از چهرههاى اميدآفرين، هدفبخش و سازنده جهان تشيع و بلكه افتخار اسلام بهشمار آمده، آثار علمى، زندگى اجتماعى و شخصيت معنوى او براى همه نسلها آموزنده و الهامبخش است. گرچه بيش از هزارسال از روزگار او مىگذرد، شايستگى و برجستگىهاى وى سد زمان را شكسته و تا امروز امتداد يافته است و شناخت او در همه زمانها به زانوان انسانها توان بيشتر در پيمودن راه انسانيت مىبخشيد. علامه حلّى او را معلم شيعه اماميه خوانده و مردى، جامع بوده است. هم اديب بوده و هم متكلم و هم فقيه. آراء فقهى او موردتوجه فقهاست. كتاب معروف او در فقه، يكى«انتصار» است و ديگر كتاب «جمل العلم و العمل». او و برادرش سيدرضى، (جامع نهجالبلاغه) نزد شيخ مفيد سابقالذكر تحصيل كردهاند ...» ابوالقاسم على بن الحسين بن موسى، مشهور به سيدمرتضى علمالهدى، نقيبط البيان، از نظر منزلت علمى و اعتبار فقهى در مرتبت بسيار والايى قرار دارد كه كمتر كسى در آن عصر به پايه آن نايل آمده است. او پيشواى فقهى، متكلم و مرجع اماميه در عصر خويش، پس از درگذشت استاد عالیقدرش شيخ مفيد بوده است.
نسب سیدمرتضی با پنج واسطه، به امام هفتم ع میرسد. ازجمله استادان وی میتوان از ابو محمد تلعکبری، شیخِ صدوق، حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق و ... نام برد. همچنین شیخ طوسی، ابوالصلاح حلبی، قاضی ابن بَرّاج طرابلسی، سیدتقی رازی و شیخ مفید ثانی و ... از شاگردان وی هستند. ازجمله ویژگیهای حوزه درسی وی اینکه، همهگونه افراد با هر عقیدهای میتوانستند در محضر او حضور یابند و از علوم مختلفی که وی تدریس میکرد، استفاده نمایند. همچنین او اولین کسی است که خانهاش را دارالعلم قرار داد و برای مباحثه و مناظره آماده کرد و کتابخانه وی دارای هشتادهزار جلد کتاب بوده است. تالیفات فراوان سیدمرتضی را بیش از 85 اثر شمردهاند و بر اثر کوشش فراوان در نشر احکام و علوم اسلامی، وی را مجدد مکتب و احیاگر دین و رونق بخش معارف الهی در قرن چهارم هجری دانستهاند. سیدمرتضی سرانجام پس از عمری پربار و انجام کارهایی بزرگ و ارزنده در روز یکشنبه 25 ربیعالاول 436 ق در سن هشتاد سالگی به جوار حق شتافت و از بغداد به کربلا منتقل گردید و در حرم حضرت سیّدالشّهداء مدفون شد.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر [ دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ ] [ 10:30 ] [ مینا ]
محمد معین اصالتا از اهالی آستانه اشرفیه در استان گیلان است. استاد زبان فارسی و پدیدآورنده فرهنگ معین. وی پس از مرگ نیز در زادگاهش به خاک سپرده شد. محمد معین در روز ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در حوالی رشت به دنیا آمد. پدرش شیخ ابوالقاسم از روحانیان شهر بود. بر طبق صفحه اول دستخطی که وی درباره زندگی خود نوشته، تاریخ تولد وی ۱۷ رجب سال ۱۳۳۲ ه.ق. است. او که اولین فرزند خانواده بود، در ششسالگی، مادرش را ازدستداد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز درگذشت. جد پدری او شیخ محمدتقی معینالعلما که در سلک علمای روحانی بود، به تربیت وی همت گذاشت. محمد معین ترقیات علمی و معنوی خود را مدیون او میدانست. جد مادری او شیخ محمد سعیر نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود.
محمد معین تحصیلات دبستانی را در دبستان اسلامی انجام داد، و دوره ششساله ابتدایی را ظرف دو سال به پایان رساند. در رشت دوره اول متوسطه را در دبیرستان نمره ۱ (که بعدها به نام دبیرستان دولتی شاهپور خوانده شد) به اتمام رساند و دوره دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. در اوان تحصیل در دبیرستان، صرفونحو عربی و بخشی از علوم قدیمه را نزد پدربزرگش و مرحوم سیدمهدی رشتآبادی فراگرفت. در سال ۱۳۱۰ در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه علوم تربیتی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۱۳ با نوشتن پایاننامهای به زبان فرانسه در مورد شاعر فرانسوی «لوکنت دولیل» در رشته ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نایل شد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۱ ] [ 12:29 ] [ مینا ]
تقديم به شيما خانم گل، دانشمند خودم
آلبرت اینشتین (Albert Einstein) در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در شهر اولم (Ulm) آلمان به دنیا آمد. او تئوریهای معروف خود را در جوانی ارائه داد. آلبرت اینشتین که در سال 1921 برنده جایزه نوبل فیزیک شد، بزرگترین فیزیکدان قرن بیستم و مطرحکننده نظریه نسبیت (theory of relativity) است که جهان فیزیک را با تئوری خود دگرگون ساخت و ساختارهای فیزیک کلاسیک را به هم ریخت. او با پی بردن به ضعفهای فیزیک نیوتنی به نظریه نسبیت رسید. طبق این نظریه، هنگامی که یک ذره و ضدذره با هم برخورد میکنند، نیست میشوند و مقدار زیادی انرژی براساس معادله مشهور اینشتین E=mc^2 آزاد میکنند. (E معادل انرژی، m معادل جرم، و c معادل سرعت نور است.) ایدهها و طرحهای او باعث توسعه و بهکارگیری اولین بمب اتمی در جنگ جهانی دوم شد.
بررسی تصاویر مغز آلبرت اینشتین توسط عصبشناسان نشان میدهد قشر مخ او با انسانهای عادی تفاوت چشمگیری دارد و مغز او در بخشهایی که مسئول تفکر انتزاعی و محاسبات هستند، پیچیدهتر از دیگر انسانهاست. آلبرت اینشتین یکی از باهوشترین انسانهای روی زمین بود، بههمیندلیل، کنجکاوی محققان در بررسی ساختار مغز او طبیعی بهنظرمیرسد. البته همگی این محققان شانس بررسی مغز این دانشمند بزرگ را مدیون توماس هاروی هستند که تصمیم گرفت عیلرغم خواست اینشتین، مغز او را در فرمالدئید نگهداری کند، از آن عکس بگیرد و سپس این مغز استثنایی را به 240 قسمت برش داده، از این برشها اسلایدهای میکروسکوپی تهیه و آنها را برای محققان بسیاری ارسال کند. این کار به قیمت اخراجشدن از کار برای هاروی تمام شد. بررسی دقیقتر این تصاویر و برشها نشان میدهد، مغز اینشتین بیشتر از آنچه تاکنون گمان میکردهایم با مغز انسانهای عادی متفاوت است.
منبع: همشهری و راز نبوغ اینشتین موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی ادامه مطلب [ دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۱ ] [ 19:34 ] [ مینا ]
محمدرضا شفیعی کدکنی (زاده ۱۹ مهر ۱۳۱۸ در کدکن) از نویسندگان و شاعران امروز ایران است. تخلص وى در شعر م. سرشک است. او هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود (که آخوندی فرزانه بود) و مرحوم ادیب نیشابوری دوم به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت (در هفتسالگی تمام الفیه ابن مالک را از حفظ بود) و فقه، کلام و اصول را در نزد آیتالله شیخ هاشم قزوینی فراگرفت. اما پس از مرگ شیخ هاشم قزوینی (معروف به فقیه آزادگان) نا آخرین مراحل درس خارج فقه را نزد آیتالله میلانی خواند. او به پیشنهاد مرحوم دکتر علیاکبر فیاض در دانشگاه فردوسی مشهد نامنویسی کرد و در کنکور آن سال نفر اول شد و به دانشکده ادبیات رفت و مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.
شفیعی کدکنی از سال ۱۳۴۸ تاکنون (۱۳۹۱) بنا به درخواست دانشگاه تهران استاد دانشگاه تهران است و بدیعالزمان فروزانفر زیر برگه پیشنهاد استخدام وی نوشت: احترامیست به فضیلت، او ازجمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی بهشمارمیرود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمیکرد. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد. این سفر بازتاب وسیعی در مطبوعات ایران داشت. او برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون رفت تا در باب تاریخ و تطور فرقه کرامیه تحقیق کند و پس از ۹ ماه دوری از وطن، به ایران بازگشت. او پس از بازگشت به ایران بر سر کرسی تدریس خود در دانشگاه تهران حاضر شد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی ادامه مطلب [ سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:38 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||