خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


ادیسون در یکی از روزهای کاری در نوجوانی سعی داشت سوار یک قطار در حال حرکت بشه که مامور قطار، یکباره او رو با دو گوشش از زمین بلند می‌کنه! و سوار قطار. همین کار باعث میشه که یه صدای تق بلند توی گوشش حس کنه و بعد از اون بخشی از شنواییش رو از دست بده. بعدها ادیسون که آدم خوش‌بینی بوده، میگه این کم‌شنوایی یکی از عوامل موفقیت منه چون من رو از حواس‌پرتی ناشی از محیط بیرونم دور نگه‌می‌داره.

همیشه فکر می‌کردم اگر قرار بود که نداشتن یکی از حواس پنجگانه رو تجربه کنم، شنوایی رو انتخاب می‌کردم. اتفاقی برام افتاد که متوجه شدم انتخابم درست بوده. به دارویی که دکتر برای برطرف شدن عفونت گوشم تجویز کرد، آلرژی داشتم و ده روزه که شنواییم از هردو گوش رو از دست داده‌ام. باید دوباره به پزشک مراجعه کنم که فعلا تواناییش رو ندارم. متوجه شدم همان اقبالی که به ادیسون رو کرد، برای من هم پیش اومده! حالا تا زمان خوب‌شدن، فرصت دارم بدون اینکه حواسم پرت محیط پیرامونم بشه، فکرم رو روی کارهای خودم متمرکز کنم.

تمام نعمت‌هایی که خداوند به ما ارزانی داشته، نیکوست. به شرط آنکه به‌خوبی از آن استفاده شود؛ مثلا از شنیدن مسائلی که بیهوده است، پرهیز کنیم که همینطور، در مورد بینایی هم صدق می‌کند و شاید از همه مهمتر درباره گفتگو با مخاطبان. اینگونه است که راه سعادت برای ما باز می‌شود وگرنه نداشتن هر حسی، که مانع ارتکاب خیلی اشتباهات شود، هنر نیست.


آدرس اینستاگرام من


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، خاطره
[ شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۳ ] [ 17:5 ] [ مینا ]


تصور کنید وارد یک خانه قدیمی ایرانی در دل یکی از محله‌های تاریخی تهران می‌شوید. درِ چوبی قدیمی با کنده‌کاری‌های ظریف و حلقه‌ای آهنی، شما را به داخل دعوت می‌کند. با فشار دادن در، صدای جیرجیر آرام و دلنشینی بلند می‌شود و حیاطی باصفا پیش رویتان ظاهر می‌گردد.این حیاط، مرکز زندگی خانه است. حوض آبی زلال در وسط حیاط با کاشی‌های آبی فیروزه‌ای، درخشش خاصی به محیط بخشیده است. در اطراف حوض، گلدان‌هایی از شمعدانی، یاس و نسترن چیده شده‌اند که با بوی خوششان فضا را معطر می‌سازند.



در چهارگوشه حیاط، درختان سر به فلک کشیده‌ای چون پرتقال و خرمالو، سایه دلنشینی ایجاد کرده‌اند.اتاق‌ها دورتادور حیاط قرار گرفته‌اند. درهای چوبی اتاق‌ها با شیشه‌های رنگی و نقوش هندسی، نور خورشید را به رنگ‌های زیبا به داخل می‌فرستند. وقتی وارد یکی از اتاق‌ها می‌شوید، فرش‌های دستباف ایرانی با طرح‌های سنتی زیر پای شما گسترده شده‌اند. دیوارها با نقش‌های گچبری و کاشی‌کاری‌های آبی و سفید تزئین شده‌اند.در گوشه‌ای از اتاق، کرسی با لحافی گرم و نرم قرار دارد. کنار کرسی، چند کتاب قدیمی در قفسه‌ای چوبی به چشم می‌خورند. پنجره‌های اتاق با شیشه‌های مشبک و رنگارنگ، چشم‌انداز زیبایی از حیاط و باغچه‌ها را به نمایش می‌گذارند.



در یکی از اتاق‌ها، ایوانی با ستون‌های چوبی و سقفی گنبدی شکل قرار دارد. در این ایوان، نیمکت‌هایی چوبی با بالش‌های رنگارنگ چیده شده‌اند. صدای شرشر آب از حوض و آواز پرندگان در باغچه، فضایی آرامش‌بخش و دلنشین ایجاد کرده است.این خانه‌ زیبایی است که من در آن به دنیا آمدم و هر گوشه از آن، یاد پدر و مادر عزیزم را برایم زنده می‌کند. خاطره شیرینی از دروان کودکیم که یادآوری آن، نوستالژی لذت‌بخش و دلنشینی از گذشته‌ام شده است. روحشان شاد.


آدرس اینستاگرام من

















موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، اجتماعی، فرهنگی، خاطره
[ شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۳ ] [ 16:22 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.