خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

اى بندگان خدا! شما و آرزوهايتان در اين دنيا، همانند مهمانانى هستيد كه زمان درنگش معين‌شده يا همانند وامدارى هستيد كه مدت وامش سرآمده و اكنون طلبكاران به مطالبه آمده‏‌اند. زمان كوتاه است و اعمالتان را ثبت كرده‏‌اند. چه‌بسا، كسانى در كارى مى‏‌كوشند و سرانجام، تباهش مى‏‌كنند و چه‌بسا، كسانى كه در كارى رنج مى‏‌برند و سرانجام، زيان مى‏‌بينند. شما در زمانى زندگى مى‌‏كنيد كه نيكى از آن رخت بربسته و پيوسته دورتر می‌‏رود و بدى بدان روى نهاده است و پيوسته پيشتر می‌آيد. شيطان، طمع در هلاكت مردم بسته و اكنون زمانى است كه اسباب كارش نيک مهياشده و  مكر و فريبش به همه‌جا راه يافته و شكارش در چنگال اوست. به هركجا كه خواهى، چشم بگردان و مردم را بنگر. آيا جز درويشى، كه از درويشی‌اش رنج می‌برد يا توانگرى كه نعمت خدا را كفران می‌‏كند یا بخيلى، كه در اداى حق خدا بخل می‌‏ورزد تا بر ثروتش بيفزايد، يا متمردى، كه گوشش براى شنيدن اندرزها گران شده، چيز ديگرى خواهى ديد؟ اخيار و صالحان كجايند؟ آزادگان و بخشندگان چه شده‏‌اند؟

كجايند آنان كه در دادوستد پارسايى می‌‏كردند و راه و روشى پاكيزه داشتند؟ آيا نه چنين است، كه همگى از اين جهان پست و زودگذر و آميخته به تيرگى و رنج، رخت به جهان ديگر برده‏‌اند و شما به‌جاى آن‌ها مانده‌‏ايد؟ در ميان گروهى فرومايگان، كه لب‌ها از به‌هم‌خوردن و بردن نامشان و نكوهش اعمالشان ننگ دارد. دراين‌حال بايد گفت: انّالله‌وانّااليه‌راجعون. فساد آشكار شده، كسى نيست كه زشت‌كاری‌ها را دگرگون سازد و كسى نيست كه بزهكاران را مهار كند. با چنين اعمالى مى‌‏خواهيد كه در جوار خداوندى در سراى قدس او به‌سربريد يا از گرامی‌ترين دوستان او به‌شمارآييد؟ آرزويى محال است. خداوند را براى رفتن به بهشت نتوان فريفت و خشنودى او جز به اطاعت و بندگى حاصل نشود. خدا لعنت كند، كسانى را كه امربه‌معروف مى‌‏كنند و خود به‌جاى نمى‌‏آورند يا نهى‌ازمنكر مى‏‌نمايند و خود به‌جاى مى‌آورند.

 

 

 

 

 

 

 
 

اكنون كه عمرتان باقى است و صحيفه‌ها گشوده و در توبه بازست و روی‌گردانندگان از خداى را فرامی‌‏خوانند و گناهكاران را اميد می‌‏دهند، پيش از آنكه، آتش عمل خاموش شود و فرصت ازدست‌برود و زمان به سرآيد و در توبه را بربندند و ملائکه به آسمان‌ها فراروند. پس، هركس بايد كه خود براى خود بكوشد. از زندگيش براى مردنش و از دنياى فانى براى دنياى باقى و از جهان رونده براى جهان جاودان توشه برگيرد. مردى است كه از خداى ترسيده و تا زمان مرگ هنوز هم او را فرصت است و براى به‌جاى‌آوردن عمل نيكو، مهلتش داده‌‏اند. و كسى است كه بر دهان نفس خود لجام زده و زمام آن به دست خود دارد. كه هرگاه بخواهد مرتكب گناه شود، لجامش را می‌‏گيرد و بار ديگر به فرمانبردارى خداوندش را می‌دارد.

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
[ دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳ ] [ 8:41 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.