|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
داشتم فکر میکردم کسانی که در سن من يا چند سال بالا و پايين هستند، چرا "نسل ستمديده" نام گرفتهاند؟ خوب فکر کردم، ديدم تا به خودمان آمديم ببينيم دنيا دست کيه، انقلاب شد. بعد جنگ، ترورهای پیدرپی، احتکار، دلالبازی، رانتخواری و خیلی چیزهای دیگه. تا رسیدیم به تورم، تهاجم فرهنگی، اعتیاد، بیکاری، سردرگمی جوانها و هزار و یک مشکل دیگر. وقتی فکرش را میکنم هر زمان، سرگذشتی تلخ و اینطور بگویم همه مدل صدمهای را که به ذهنتان برسد، تجربه کردهایم. حالا امسال هم که طرح جدید هدفمندی یارانههاست. طرح خوبی است و خیلی از کشورها هم آن را اجرا کردهاند و به سرمنزل رساندهاند. اما، برای ایران ما کمی زود بود. کشور بحرانزده و افسردهای که بیکاری و تورم در آن بیداد میکند، به اضافه تحریمهای وحشتناکی که کمترین صدمهاش سقوط هواپیماهایی بود که خیلی از عزیزانمان را از ما گرفت. کشور ما مثل آدم سرماخوردهای است که بهجای دارو و ویتامین ث و غذای خوب، حالا ترشی و غذای سرخشده فراوان به آن خورانده شود. من فکر میکنم تنها راهی که میشود با این یکی مقابله کرد، بیهوشی آنی و یا هیپنوتیزم برای لحظهای در زمان دیدن قیمتهاست
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ دوشنبه ۶ دی ۱۳۸۹ ] [ 0:28 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||