خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

نظر یکی از دوستان

یه خانواده فقیر بی‌زمین رو در روستا تصور کن. نه ماشین داره نه زمین و همه اونا واسه دیگران کارگری می‌کنند. معمولا پنج یا شش تا بچه هم دارن با پدرومادر میشن هفت نفر .الان ششصدهزار تومان یارانه تو حسابشونه. کل مصرف آب و برق و گازشون در دو ماه صدهزار تومن نمیشه. این خانواده چقدر اضافی میاره و می‌تونه به دردهای دیگرش بزنه؟ پونصدهزار تومن.

حالا خانواده‌ای رو درنظربگیرین سرمایه‌دار چهارنفره هر کدومشون یه ماشین خارجی زیر پاشه و هفته‌ای سه بار آب استخرشونو با پمپ برقی به گردش درمیارن و توسط دستگاه‌های مشعل گازی گرم می‌کنن و تو استخرشون اب گرم دارن. اینا چقدر هزینه باید پرداخت کنند؟ خب اگه تمام یارانه دریافتی یعنی سیصدهزار تومن‌شونو صرف اون استخر یا بنزین ماشین‌هاشون کنن بازم کم میارن.

حالا می‌فهمیم تا امروز کدوم طبقه از اجتماع داشته از پول نفت بهره می‌برده و زندگی می‌کرده. کیا چیزی از درآمد نفتی عایدشون نمی‌شد. من به احمدی‌نژاد رای ندادم ولی حالا متوجه می‌شم توی ممکلت ما چه خبر بوده و ایشون برای توزیع عادلانه درآمد کشور طرح و نقشه درست داشته. هر کی بهش اعتراض می‌کنه حتما سرمایه داره و اهل کار نیست.

از حالا به بعد اونایی که یک عمر به ارث پدر و درآمد نفت وابسته بودن زیر فشار قرار می‌گیرن تا هزینه تفریحات و ولخرجی‌هاشونو از جیب خودشون بدن و اون‌هایی که از درآمد نفت چیزی عایدشون نمی‌شد سهم واقعی خودشونو می‌گیرن و اگه ماشین ندارن و بنزین نمی‌خوان صرف چیزای واجب زندگیشون می‌کنن. واقعا این طرح هدفمندسازی لازم بود. از طرفی ما هرسال میلیون‌ها دلار به بانک جهانی حق عضویت میدیم ولی به ایران وام نمی‌دادن اما حالا دیگه نمی‌تونن بگن اقتصاد شما وابسته به یارانه است و مجبورن دست از لجاجت بردارن و برای زیرساخت‌های اساسی مثل نیروگاه و اتوبان و کارخانجات و کشاورزی مکانیزه به ایران وام بدن.

پاسخ من

دوست خوب سلام، از اینکه به وبلاگ من سر زدید و نظرتان را نوشتید سپاس‌گزارم. من فکر می‌کنم شما پست من راجع به یارانه‌ها را شاید خیلی دقیق نخوانده‌اید. من این طرح را اصلا رد نکردم و فکر می‌کنم به‌عنوان یک ایرانی این حق را دارم که نظرات خودم رو در مورد موضوعی که به همه ما مربوط می‌شود، در وبلاگ شخصیم بنویسم.

توضیحات شما در دو پاراگراف اول، به‌وضوح، وصف حال دو قشر از جامعه کنونی ماست. حال، خانواده‌ای را تصور کنید که از طبقه متوسط است. ۹۰ درصد مردم اطراف شما (شاید حتی خود شما) از طبقه متوسط هستند. نه آب استخرشان را با دستگاه مخصوص گرم می‌کنند، نه برای یک لقمه نان همه با هم کارگری می‌کنند. در یک شرکت کار می‌کنند که به‌خاطر افزایش هزینه‌های ناشی از این طرح، دیگر توان نگه‌داشتن‌شان در همان موقعیت شغلی را ندارد. حتی اگر شغلشان را از دست ندهند و بتوانند از محل یارانه‌ها، قبوض خود را پرداخت کنند؛ یک کارمندند و هرگز درآمد ماهیانه‌شان متناسب با تورم زیاد نمی‌شود. همواره در تلاطم قیمت‌ها گم می‌شوند، هرچند که فقیر نیستند اما آتش هر اتفاق کوچکی در اقتصاد جامعه، اول از همه دامان آن‌ها را می‌گیرد. چون مصرف‌کننده در بازار خرید، همین قشر متوسط است و به‌شدت تحت‌تأثیر قیمت همه انواع کالاست.

اگر نمودار گوسی را در ریاضیات بشناسید، میدانید که طبق آن همیشه اقلیت ناچیزی در جامعه آن‌طور ثروتمندند که شما گفتید و قاعدتا اقلیت ناچیزی از جامعه نیز آنطور که در پاراگراف اول گفتید فقیرند. اگر هنرمندیم طبقه متوسط را بالا بیاوریم تا به تبع آن اقلیت فقیر نیز تقویت شود و اقلیت غنی پول بی‌حساب به چنگ نیاورد. تمام سیستم‌های اقتصادی سالم در دنیا و حتی هدف جمهوری اسلامی از ابتدا همواره تقویت و بزرگ شدن حجم قشر متوسط بوده است. حالا لطفا بگویید، آیا این طرح برای طبقه متوسط جامعه نیز مفید است؟

به‌نظر من درواقع، شما عنصر تورم روبه‌پیشرفت را فراموش کرده‌اید. به‌عنوان مثال چقدر احتمال می‌دهید که ۵۰۰ هزار تومان در دست آن خانواده فقیر، تا یکی دو ماه بعد، بیش از 100 هزار تومانِ امروز بیارزد؟ آن خانواده هنوز هم نمی‌تواند از محل 500 هزار تومان اضافی، مخارج اصلی زندگی خودش را تأمین کند. چون قیمت‌ها هم به همان نسبت افزایش می‌یابد. انتظار نداشته باشید که زندگی فقرا سامان یابد. در واقع، فقط مقیاس همه دارایی‌ها تغییر کرده نه ارزش آن‌ها. حتی همین چند روز پیش، وزیر بهداشت هم در تلویزیون اعلام کرد که مواد اولیه داروها مثل روکش قرص به دلیل گران شدن بنزین و حمل‌ونقل گران می‌شود.

ممکن است شما بگویید که گران شدن اجناس غیر از حامل‌های انرژی، غیرقانونی است. بله من هم با شما موافقم، اما این اتفاقی است که همین الان هم افتاده و کسی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. همان‌گونه که افزایش تورم همیشه اجتناب‌ناپذیر بوده است و ما فقط به سرزنش فروشندگان اجناس پرداخته‌ایم. این همان تلاطمی است که پیش از این گفتم. در این مرحله به هیچ‌وجه مهم نیست که شما به چه کسی رأی داده‌اید. باید بگویم قضاوت سریع شما در مورد کسانی که اعتراض دارند کمی برخورنده و البته غیرمنصفانه است. اختلاف طبقاتی امروز ما هر چه باشد، سرطان نیست که با شیمی‌درمانی، سلول‌های سرطانی ثروتمند را به هر قیمتی شده از پا درآوریم. از طرفی، درصورتی‌که احزاب، نخبگان و دانشگاهیان را سرمایه‌دار یا بیکار فرض کنیم، فرمایش شما درست است و همه معترضین بیکار یا سرمایه دارند.

هریک از ما ممکن است روزی مورد لطف خدا قرارگرفته، مقداری پول به‌دست آورده، با آن برای چند نفر تولید کار کنیم. آن‌وقت ما هم می‌شویم یک سرمایه‌دار. حالا آیا باید به این جرم مورد کم‌لطفی نظام اقتصادی قراربگیریم؟ یادآوری می‌کنم که یک سرمایهدار مثبت، همان کسی است که در مثال اول شما، برای آن خانواده فقیر و یا هزاران کارگر در کارخانه‌اش، شغل ایجاد کرده و به‌جای سرمایه‌گذاری در اروپا و آمریکا که قطعا برایش سودمندتر بود، در کشور خودش کارآفرینی می‌کند. به جای این‌همه ضدیت با سرمایه‌داران، به فکر رسیدگی و حمایت از برنامه‌های تولیدی آن‌ها باشیم که چرخ اقتصاد خودمان به وجودشان وابسته است. اما، در مقابل، شما مطمئن باشید سرمایه‌داران دلال‌صفت؛ آن‌هایی که حتما شما هم با آن‌ها مخالفید، باز هم در این اوضاع جدید با فریب مردم بار خود را می‌بندند و هرگز حذف یارانه‌ها آنها را اصلاح و یا حذف نخواهد کرد.

من فواید اجرای این طرح، ظرف چند سال آینده را قبول دارم. از جمله اینکه به بسیاری از ایرانی‌ها صرفه‌جویی می‌آموزد و هرکس یادمی‌گیرد، برای هزینه‌های خودش باید برنامه‌ریزی و تلاش بیشتری کند. اما تا زمانی که مثلا، حمایت کامل از کشاورزان در زمینه خرید محصولاتشان انجام نگرفته و آن‌ها هر روز بیشتر از پیش، گرفتار دلالان ازخدابی‌خبر هستند، پرداخت یارانه را هم برایشان چاره‌ساز نمی‌دانم. به‌هرحال، در این‌باره نه من و نه شما هیچیک متخصص نیستیم. اما، در هنگام سخن گفتن در دفاع یا رد صددرصدی هر امری باید بیشتر دقت و از احساسات دوری کرد.

از لطف و حضور شما ممنونم،
موفق باشید.


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، اجتماعی
[ سه شنبه ۷ دی ۱۳۸۹ ] [ 17:0 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.