خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

فلورانس اسکاول‌شین:

 

به هرچه توجه كنيد، با آن يكی می‌شويد.

اگر از زير نردبانی بگذريد و به اين بينديشيد كه برايتان بدبختی می‌آورد، بی‌گمان، بدبختی خواهد آورد.

بدبختی، تنها به اين دليل می‌آيد كه خودتان چشم به‌راه آن بوده‌ايد.

هيچ انسانی برای تندرستی خودش هم كه شده، نبايد نفرت بورزد. نفرت، چون بكارگيری پی‌درپی زهر است.

فراوانی يا كاميابی بزرگ، معمولا زمانی از راه می‌رسد كه هرگز چشم‌داشت آن را نداريد.

هرگز نگذاريد كه آرزوی قلبی شما به بيماری قلبی بدل شود. زمانی‌كه بيش از اندازه چيزی را خواهانيد، همه كشش خود را از دست می‌دهد.

 

 

گاه كشتی‌های آدمی از روی دريای بی‌توجهي به او می‌رسند.

سخن تو، روشنایی تو است.

هر هديه‌ای، هزاران برابر به خودِ بخشنده بازمی‌گردد.

در هر كنش ناشی از ترس، نطفه شكست نهفته است.

شخص عادی، كمابيش همه چيز را نشدنی می‌پندارد.

همه آرمان‌های بزرگ با مخالفت روبرو می‌شوند.

به‌راستی كه پيش از رسيدن به سرزمين نويدداده‌شده بايد از صحرا گذشت.

ترديدها و ترس‌های كهنه، پيرامون آدمی خيمه می‌زنند، ولی هميشه كسی پيدا می‌شود تا بگويد: "به پيش برو!"

شايد هميشه نتوانيم انديشه‌هايمان را مهار كنيم، ولی سخن خود را می‌توانيم.

چيزی كه می‌خواهم، در خانه خودم و در حياط خودم است.

از هيچ وضعيتی برآشفته نباشيد تا وزن و سنگينی خود را از دست بدهد.

هرگاه به اهميت هر انديشه و هر واژه پی ببريد، به اين امر خو می‌گيريد كه در هر انديشه و هر واژه خود، دقت به خرج دهيد.

زمانی‌كه به انديشه‌های منفی توجه می‌كنيد، به آن‌ها پر و بال می‌دهيد.

برخی از مردم، آسان به ثروت دست می‌يابند، ولی شايستگی نگهداری از آن را ندارند.

واژه‌ها بسان اجسام يا نيروهایی مدام در جنبش‌اند تا در زمان خود به زندگی آفرينندگان خويش بازگردند و ثمره خود را بازگيرند.

مردمانی كه پيوسته از تنگدستی و شكست و محدوديت سخن می‌گويند، همان‌ها را خواهند درويد.

 

 

چه بسيارند مردمانی كه با شرايطی كه چنگی به دل نمی‌زند كنار می‌آيند؛ تنها به اين دليل كه (از نظر ذهنی) تنبل‌تر از آن هستند كه خود را بيرون از آن شرايط تصور كنند.

برای به‌دست‌آوردن استقلال [=خودسالاری] مالی، بايد از سر تا پا خواهش و آرزو بود.

چه خوب است كه گهگاه انسان به تماشای سحر برود تا با همه وجود، باور كند كه آفتاب بی‌گمان خواهد دميد.

هر روز، روزی پراهميت است.

اگر كاميابی بخواهيد، ولی برای شكست تدارک ببينيد، همان چيزی را خواهيد ستاند كه برايش تدارک ديده‌ايد.

هر روز، سخن درست و انديشه‌های درست را برگزينيد.

همه ما گنجينه‌ای داريم كه هرچه بخواهيم می‌توانيم از آن بيرون بكشيم؛ گنجينه گمان!

هر پيشرفتی، نتيجه آرزو است.

به آنچه توجه كنيد، با آن يكی می‌شويد؛ پس اگر پيوسته متوجه امور بازدارنده باشيد، آن‌ها بزرگتر و بزرگتر می‌شوند.

چه بسيارند مردمان كاميابی كه دليل كاميابی آن‌ها، باور همسرشان به آن‌ها بوده است.

آنان كه در گذشته زندگی می‌كنند، تماس خود را با حال شگفت‌آور از دست می‌دهند.

 


موضوعات مرتبط: فرهنگی
[ یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:36 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.