خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

مرداد

 

ما بدهکاریم

به کسانی که صميمانه ز ما پرسيدند

معذرت می‌خواهم چندم مرداد است؟

و نگفتيم

چونکه مرداد

گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است

 

 

غريب

 

مادربزرگ

گم کرده‌ام در هياهوی شهر

آن نظربند سبز را

که در کودکی بسته بودی به بازوی من

در اولين حمله ناگهانی تاتار عشق

خمره دلم

بر ايوان سنگ و سنگ شکست

دستم به دست دوست ماند

پايم به پای راه رفت

من چشم خورده‌ام

من چشم خورده‌ام

من تکه‌تکه از دست رفته‌ام

در روز روز زندگانيم

 


موضوعات مرتبط: ادبی
[ شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹ ] [ 11:2 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.