خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

مقصود از خاتمیت این است که پس از رسول گرامی ص، دیگر پیامبری نخواهد آمد و باب وحی تشریعی به روی بشر بسته شده است و همچنین بر هیچ انسانی، وحیی که حامل تشریع حکمی و تعیین تکلیفی و تحلیل حرامی یا تحریم حلالی باشد، فرود نخواهد آمد. هرکس مدعی آن باشد که از جانب خدا در مورد احکام الهی به او وحی شده و احکام جدید و بی‌‏سابقه‏‌ای را كه در شریعت پیامبر اسلام نبوده است، بر او نازل شده‌است، چنین فردی مشتبه یا مغرض، و از نظر مسلمانان، منكر اصل ضرور دینی است. از طرف دیگر، قرآن مجید از اکمال دین در قرآن خبر داده است. آنجاکه می‌‏فرماید: امروز دین شما را کامل، و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را در جایگاه آیین جاودان پذیرا شدم.

کمال دین در این است که کلیه مسائل مربوط به آن اعم از اصول و فروع بر پیامبر گرامی نازل شده و او نیز به گونه‏ای در اختیار امت قرار داده است. تعلیمات پیامبران، به‌صورت تدریجی و با توجه به استعداد جوامع بشری در هر دوره نازل شده است. هرچند قرآن در برخی موارد اختلاف شرایع را می‌پذیرد؛ «برای هرکدام (هر قوم و امت) یک راه ورود و یک طریقه خاص قرار دادیم.» (مائده/48) درعین‌حال، منشاء همه این تعالیم را از سرچشمه واحد می‌‌داند و بر پیوستگی تعالیم انبیاء تاکید می‌‌کند؛ «خداوند برای شما دینی قرار داد که قبلا به نوح توصیه شده بود و اکنون بر تو وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه کردیم.» (شوری/ 13)

 

مسلمین معتقدند انزال تدریجی معارف الهی از طریق وحی، با بعثت حضرت رسول اکرم ص پایان پذیرفت. یعنی ظهور دین اسلام، با پایان‌یافتن دفتر نبوت توأم بوده است و قرآن آخرین کتاب آسمانی است که از سوی خداوند متعال برای بشر نازل شده است. بنابراین، هسته مرکزی تعالیم انبیاء واحد است و اختلاف شرایع از نوع اختلافات عرضی (در برابر هم) نیست بلکه اختلافی طولی است؛ به عبارت دیگر، همه انبیاء هدف واحدی را دنبال می‌کرده‌اند و اختلاف و تفاوت تعلیمات آسمانی پیامبران از نوع اختلاف در درجه و مرتبه است؛ یعنی پیامبران تعالیم یکدیگر را تکمیل و تتمیم کرده ‌اند. به همین دلیل است که قرآن کریم هرگز کلمه «دین » را به صورت جمع (ادیان) به‌کار نبرده است و خداوند قرآن را با عنوان «مهیمن» (حافظ و نگهبان سایر کتب آسمانی) نام می‌‌برد:

 

 

«و انزلنا الیک الکتاب بالحقّ مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه» «ما این کتاب را به حق فرودآوردیم درحالی‌که تایید و تصدیق می‌کند کتب آسمانی پیشین را و حافظ و نگهبان آن‌هاست» (مائده/48) پس از محمدبن عبدالله ص تجدید نبوت‌‌ها، چه پیامبران صاحب شریعت و چه پیامبرانی که تبلیغ پیامبران صاحب شریعت را به‌عهده داشتند، پایان یافت. در قرآن به مسأله ختم نبوت اشاره شده است: «محمد پدر هیچ‌یک از مردان شما نیست، همانا او فرستاده خدا و پایان‌دهنده پیامبران است» (احزاب/40) در آیه بالا، از حضرت محمد ص، صریحا با عنوان «خاتم النّبیّین» نام برده شده است. در آیات دیگری نیز به این مسأله اشاره شده است: «پیام راستین و موزون پروردگارت کامل گشت، کسی را توانایی تغییردادن آن‌ها نیست» (انعام/115)

البته باید توجه داشت که معنی ختم نبوت این نیست که نیاز بشر به تعلیمات الهی و تبلیغاتی که از راه وحی رسیده، رفع شده است. بلوغ و رشد فکری جوامع بشری هیچ‌گاه آن‌ها را از تعلیمات پیامبران مستغنی نخواهد کرد. تلقی رایج و فراگیر از خاتمیت، کمال دین و جامعیت آن است. آنچه به‌واسطه ختم نبوت رفع شده، نیاز به وحی جدید و تجدید نبوت‌‏هاست، نه نیاز به دین و تعلیمات الهی. حضرت امیرالمومنین ع در نهج‌البلاغه می‌‌فرمایند:

«خداوند هرگز خلق را از وجود یک پیامبر یا کتاب آسمانی یا حجت کافی یا طریقه روشن، خالی نگذاشته است، فرستادگانی که اندکی عدد آن‌ها و بسیاری عدد مخالفانشان، آن‌ها را از انجام وظیفه باز نداشته است. هر پیامبری به پیامبر پیشین خود قبلا معرفی شده است و آن پیامبر پیشین او را به مردم معرفی کرده و بشارت داده است. به این ترتیب، نسل‌ها پشت سر یکدیگر آمد و روزگاران گذشت تا خداوند محمد ص را به‌موجب وعده‌ای که کرده بود، برای تکمیل دستگاه نبوت فرستاد، درحالی‌که از همه پیامبران برای او پیمان گرفته بود. علائم او معروف و مشهور و ولادت او بزرگوارانه بود» (نهج‌البلاغه، خطبه 1)

 

 

وحی یعنی نزول فرشته بر گوش و بر دل، به‌منظور ماموریت و پیامبری، هرچند منقطع شده است و دیگر فرشته‌ای بر کسی نازل نمی‌شود و او را مامور اجرای فرمانی نمی‌نماید، زیرا به حکم «اکملت لکم دینکم» آنچه از این راه باید به بشر برسد، رسیده است، ولی باب الهام و اشراق هرگز بسته نشده و نخواهد شد، ممکن نیست این راه مسدود گردد.

خاتمیت به‌معنای ختم پیامبری است زیرا پیامبری که «خَتَمَ المَراتب باَسرها» باشد؛ یعنی همه مراحل کمال را طی کرده است و راه نرفته و نقطه کشف‌ناشده‏‌ای را از نظر وحی باقی نگذاشته است. پیوند نبوت‌‏ها و رابطه اتصالی آن‌‏ها، بیانگر این است که نبوت یک سیر تدریجی به سوی تکامل داشته و آخرین حلقه نبوت، مرتفع‏‌ترین قله آن است. با کشف آخرین دستورهای الهی جایی برای کشف جدید و پیامبر جدید باقی نمی‏‌ماند.

 

منابع:

نهج‌البلاغه، سیدجعفر شهیدی (مترجم)، انشارات علمی فرهنگی، 1387
مفاتیح الغیب، محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، محمد خواجوی (مترجم)، علی عابدی شاهرودی (مقدمه) انتشارات مولی

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
[ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ ] [ 20:0 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.