خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


کتاب: پانزده گفتار

نویسنده: مرتضی مطهری


بخشی از کتاب پانزده گفتار

* قرآن کریم در آیات زیادی با کمال صراحت این مطلب را می‌گوید که منشأ فال بد، هر شومی و نحوستی که وجود دارد، خارج از وجود خود بشر نیست. یعنی بشر ممکن است فکر و عقیده‌اش، فکر و عقیده شومی باشد؛ وقتی که فکر و عقیده‌اش سراسر خرافه و جهالت است، شومی در جهالت است. شومی جز در اخلاق فاسد در جای دیگری نیست. شومی جز در اعمال پلید در چیز دیگری نیست. همچنین پیغمبر اکرم ص در کمال صراحت فرمود: "در امت من تطیر و فال بد وجود ندارد." خود پیغمبر اکرم ص اشیا را به فال نیک می‌گرفت و هرگز فال بد نمی‌زد و از فال بد منع می‌کرد. فرمود: "هروقت به دلت بد آمد و با آمدن چیزی دلت چرکین شد و تطیر زدی، اعتنا نکن، مخصوصا برو."



* اصل نیاز و احتیاج، اصلی است که در فلسفه و در علوم مورد استعمال زیادی دارد و اساسا خلقت براساس نیاز و احتیاج به‌وجود آمده است. بگذریم از آنچه که فلاسفه در باب مناط احتیاج به علت، می‌گویند احتیاج و امکان است، حتی در علوم جزئی نقش نیاز و احتیاج فوق‌العاده روشن شده است. نمی‌خواهم در مقدمه معطل بشوم، همین مقدار می‌خواهم اشاره کنم که در نظام آفرینش، تنها چیزی قابل بقاست که موردنیاز بوده باشد و همان موردنیاز بودن ضامن بقای اوست. به عبارت دیگر، تنها چیزی قابل بقاست که اثر نیک و مفید نسبت به سایر اجزای عالم و پیکره عالم داشته باشد. اگر بی‌خاصیت و بی‌اثر باشد، محکوم به زوال و فنا و نیستی است. قرآن می‌فرماید: فاَمَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفاءً وَ اَمّا ما ینْفَعُ الناسَ فَیمْکثُ فِی الاْرْضِ.


منبع: فیدیبو


موضوعات مرتبط: کتاب
[ سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲ ] [ 23:14 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.