|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
خیلی دلم میخواست به تحصیلم ادامه بدم. فقط برای اینکه بیشتر بدونم. اما متاسفانه نشد. سعی کردم با کمک کردن به بچههام و سوق دادن اونها به طرف کمال، این آرزوم رو به واقعیت تبدیل کنم. دلم میخواست در مورد علم تغذیه، مطالعه داشته باشم. آخه خیلی جنبههای مختلف رو پوشش میده. به چند دلیل: یک، قدرت خدا رو در اینهمه تنوع رنگ، شکل و خواص بیشتر حس میکنم (مثلا فکر اینکه چرا، دانههای ریزِ سیاهرنگی روی سطح توتفرنگی نشسته، دانههای انار در پوشش سفیدرنگشون جا گرفتهاند، هندوانه 90% آب رو تنها به کمک یک پوست حفظ میکنه، هسته سیب اینقدر ریز و هسته انبه اینقدر درشته، هسته هلو از حفرههای زیاد تشکیل شده، هسته زردآلو داخلش بادامی داره که خودش قابل خوردنه و غیره، من رو به وجد میاره مضاف بر خواص و رنگهاشون).
دو، شناختن علمی که حدومرز نداره. سه، اینکه فهمیدن خواص هر کدام از موادغذایی و استفاده بهموقع در زمان سلامتی یا بیماری، هرکس را به پزشکِ خودش تبدیل میکنه. در نتیجه نیاز فرد رو به دارو و رجوع به پزشک به صفر میرسونه. مثلا، زیره بغیر از اینکه یک نوع ماده غذاییه ولی حکم یک دارو رو هم داره، خاصیتش چیه؟ طعمش چیه؟ سیاه و سبزش هرکدوم چه عمکردی داره؟ وای که دنیایی است! چهار، پختن یک غذا به تنهایی مهم نیست. دونستن خواص موادغذایی هم خیلی مهم نیست. مهم اینه که بدونیم ترکیب مواد اولیه غذا با هم چه نتیجهای داره. مثلا همانطورکه در پست زعفران گفتم، افزایش میزان مصرف زعفران در غذای گرم یا در حال پخت روی شعله گاز، تأثیر چندانی بر افزایش رنگدهی اون نداره. بنابراین، کسی که میخواد علاوهبر پخت یک غذای سالم، از نظر میزان مصرف و هزینه تمامشده برای تهیه یک غذای کامل، به شکلی بهینه عمل کنه، باید به همین نکات ریز و البته بسیار بااهمیت اشراف داشته باشه.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، تغذیه [ پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ ] [ 10:50 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||