|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَ عَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَ عَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ سوره بقره آیه 216
نمیخوام بگم چه عالی میشد از آینده باخبر میشدیم، چون اصلا خوب نیست. اما، کاش میفهمیدم چه چیزی خوبه و چه چیزی بد. این آیه رو با تمام وجود درک میکردم و از هر چیزی که خوشم میاومد فکر نمیکردم برام بهترینه و بالعکس. نمیدونم شاید من اینطوریام ولی مطمئنم داناترین آدمها هم در یک مقطعی از زندگیشون متوجه نمیشوند، اون چیزی که فکر میکنند براشون خیره، نکنه شر باشه. ناراحتی زمانی به اوج خودش میرسه که دیگه تقریبا بیشتر از نصف عمرت سپری شده و فرصتی برای جبران نداری. کاش میفهمیدم و ایکاشهای بسیاری دیگر. چراکه مگر بیشتر از یک بار به دنیا میآییم؟! یک بار در دنیا زندگی میکنیم و هر اتفاق رو یک بار تجربه. باز هم باید از خدا کمک گرفت، تا در هر مسألهای در زندگی با بینشی روشن و آگاهی با اتفاقهایی که در زندگی برامون پیش میاد، روبرو بشیم. شاید که کمتر لطمه دیده و خطاها را به صفر برسونیم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته [ جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ] [ 11:0 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||