|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
مدتها به این فکر بودم، مربای هلو درست کنم. مربای اکثر میوهها رو پختهام، ولی هلو اولین باره. بالاخره تصمیم گرفتم، 5 تا هلو انداختم توی قابلمه با یک پیمانه پلوپز شکر و گذاشتم بجوشه. یه کم سختم بود، چون دیگه نه حوصله اینجور کارها رو دارم نه میتونم روی پا زیاد بایستم؛ میخوام یه چیزی زود درست کنم و برم بنشینم! قبلا که لواشک آلو درست میکردم، جداکردن هستهاش برام سخت بود. فکر میکردم هلو هم همینطور باشه. اما بعد از مدتی که جوشید و گوشت از هسته جدا شد، دیدم که چون هستههاش درشتند، خارج کردنشون از باقی محتوای ظرف، کار راحتیه. هلوها رو با چنگال له کردم، بعد هم کمی گلاب و هل بهش اضافه کردم. مربای خیلی خوبی شد؛ خوشم اومد، آسون و بیدردسر بود.
البته ممکنه برای شما این میزان شکر کم باشه، چون ما کلا خیلی شیرین نمیخوریم. برای همین معمولا مربا رو کم درست میکنم که زیاد نمونه و ترش نشه. اما اگر شکرش کافی باشه، یه مارمالاد خوب از آب درمیاد، که با نان تست مخصوصا برای بچهها که ممکنه تمایلی به خوردن هلو نداشته باشند، عالیه.
موضوعات مرتبط: خاطره، تغذیه [ جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸ ] [ 16:34 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||