|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
تصمیم گرفتم تفسیر المیزان رو با همان اطلاعات کمی که از دستور زبان عربی دارم، بخونم تا بیشتر با معنی و مفهوم آیههای قرآن آشنا شده و درک کنم. بهخاطر موقعیت زندگیم نمیتونستم به کلاس بروم. باید خودم میخوندم. شروع کردم، اما بهسختی پیش میرفت. کمکم داشتم ناامید میشدم، که یکمرتبه رفتم سراغ سوره مزمّل و از آقا حضرت رسول ص خواستم که کمکم کنند تا بتونم این کار رو پیش ببرم. بهطرز عجیبی متوجه شدم که بهتر از قبل، به مفاهیم پی میبرم. بهطوریکه حتی دیگران هم متوجه شده بودند و میگفتند چطور میشه بدون استاد؟! یکسالونیم طول کشید. جالب اینجا بود وقتیکه این درس رو جلو میبردم، میدیدم بیشتر از زمانهای دیگه به زندگیم رسیدگی میکنم و کارهای فوقالعاده هم انجام میدم، هم وقت کم نمیارم و هم هیچ کاری انجامنشده، باقی نمیمونه. انگار واقعا دعام مستجاب شده بود. غیر از یادگیری، مسائل زیادی فهمیدم. مثلا اینکه آیهالکرسی و سوره انعام به یکباره نازل شده و به احترامشون باید بدون وقفه خوانده شوند. حتی در ماه رمضان که وسط سوره انعام، جزء تمام میشود من آن را ادامه میدادم، چه برسه به موقعیکه میخواستم خودم بخوانم. تفسیر المیزان، زیباترین و شگفتانگیزترین تفسیر در قرن خودش بود. آقای علامه طباطبایی ره، بهغیر از معارف قرآنی و دینی در علومی مثل تاریخ، جغرافیا، ...، چنان اشراف داشتند که توضیح و توصیفات ایشان بسیار دقیق است و این تفسیر را به کاملترین وجه، ارائه دادهاند. خواندن آن، علاوهبر اینکه چشم من را به معانی قرآن، مصادیق آیات و شأن نزولشان باز کرد، برایم بهترین راهگشا در مسیر زندگی شد.
موضوعات مرتبط: مذهبی، خاطره [ پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ] [ 10:37 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||