خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

از وقتی که یادم میاد، هرکی تولدش رو تبریک می‌گفت با یه خنده مرموز ادا می‌کرد. اگر هم کسی اهل حرف زدن بود، بهش می‌گفت: چه روز نحسی، او هم می‌خندید و جوابی نمی‌داد. اگر هم جواب می‌داد با خنده مهربانی می‌پرسید: آخه چرا؟ مگه روزهای خدا چه فرقی با هم دارند که یکی بد باشد، یکی خوب؟ آقا حضرت علی ع که مولود خانه کعبه بودند هم ... . آخه در روز 13ام یکی از ماه‌های گرم تابستان به دنیا آمده بود. اصلا براش مهم نبود که مردم چه‌طوری فکر می‌کنند. دیدگاه‌ها، متفاوتند. اما، انگار در این قضیه، اکثر مردم هم‌عقیده‌اند. همین افکار منفی و البته غلط، ما ایرانی‌ها را به این روز انداخته. خرافاتی که نسل‌ها، دهان‌به‌دهان، چرخیده و به ما رسیده‌اند و در میان مردم اینقدر پررنگند! مثلا پلاک 13 رو می‌نویسند 1+12. سیزده فروردین رو نحس می‌دونند و اگر تاریخ تولد کسی 13ام باشه، محاله با تمسخر به رویش نیاورند. فکر می‌کنم چرا باید 13 نحس باشه؟ آیا این نحسی از جهل خودمون نشأت نمی‌گیره ولی می‌خواهیم به‌جای دیگه‌ای مربوطش کنیم؟ کسانی که با این جدیت و تعصب، صحبت می‌کنند و بعد تولد حضرت علی ع رو جشن می‌گیرند، فقط باید بهشون خندید، به‌خاطر تضادی که در ذهنشون نقش گرفته.

مهم اینجاست که هرکس در طول زندگی، از خودش به‌خاطر گفتار و کردارش راضی باشد. حالا مردم هر چیزی که بگویند، به خودشان مربوط است. فقط قاضی عادلی مهمه، که برای عملکردش، احتیاج به رأی‌گیری از مردم ندارد و برای صادرکردن حکمش، نه توجیه می‌پذیرد و نه تبصره. چراکه خوبی یا بدی آدم‌ها را خودش بهتر تشخیص می‌دهد. درحقیقت،

 

کس نمی‌داند در این بحر عمیق       سنگریزه قرب دارد یا عقیق

 


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، فرهنگی
[ چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸ ] [ 10:28 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.