خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

سرخوشم، این ناگهان مستی ز بوی جام کیست؟
شعله می‌ریزد زبانم، بر زبانم نام کیست؟

کوچه‌های روشن دل، در صدای او رهاست
می‌رود منزل به منزل، این طنین گام کیست؟

اینک آن خون؛ خون تلخ سنگ بودن‌های ِ‌ من
نذر شیرین‌کاری شمشیر خون‌آشام ِ کیست؟

آن جنون لا اُبالی،‌ وحشی صحرای وهم
در پناه کیست امروز ای عزیزان! رام ِ کیست؟

از پی هم مهر و قهر و مهر و قهر و مهر و قهر
دانه‌ها پاشیده اینجا، پیش پایم دام کیست؟
 
شام؛ هر شام این شرار شعله شعله از کجاست؟
صبح؛ هر صبح این نسیم نو به نو، پیغام کیست؟

 


موضوعات مرتبط: ادبی
[ شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ] [ 9:53 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.