خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

هروقت از اعتیاد حرف می‌زنیم به تنها چیزی که فکر می‌کنیم، مواد مخدر و نهایتا سیگاره. اما، آیا موارد اعتیاد فقط این چیزهاست؟ اعتیاد به کار، موبایل و لپ تاپ، ... اعتیاد محسوب نمیشه؟ اگر کسی به یکی از این مسائل، علاقه‌مند باشد و در موردش بی‌رویه و بدون فکر، عمل کند، وابستگی شدیدش باعث می‌شود که اطرافیان خود را به مرور از دست بدهد و گرفتار معضلی شود که به هیچ نحوی نتواند از دستش نجات پیدا کند. من فکر می‌کنم کسی که به مواد مخدر معتاد است، اگر بخواهد و قلبا کوشش کند، می‌تواند به زندگی برگردد. علاوه بر این اگر از ذات پاک و اخلاق پسندیده هم برخوردار بوده، به او کمک می‌کند تا سرعت بهبودیش بالا رود.

 

 

اما، کسی که به موارد بالا معتاد است:

1) فکر می‌کند کارش اشتباه نیست. خب سر لپ‌تاپ نشسته، اینکه در ظاهر کار بدی نیست!

2) ظاهر فیزیکیش همه را فریب می‌دهد، حتی خودش هم باور نمی‌کند. برعکس، یک شخص معتاد به مواد مخدر، تا چهره خودش را نگاه کند، دیگر در پی توجیه برنمی‌آید.

3) دیگران نباید از او بخواهند کاری انجام دهد یا ایرادی از او بگیرند. درغیراین‌صورت، با حق به‌جانبی کامل، جز جروبحث نتیجه‌ای ندارد. شاید حتی در تنهایی خودش را دلداری می‌دهد که چرا دیگران در حق من بدی می‌کنند.

به‌نظرم این شکل از اعتیاد، بدترین نوع آن است چون لحظه‌ای به این موضوع فکر نمی‌کند که واقعا خودش مشکلی دارد. از یک روان‌شناس شنیدم که می‌گفت یک معتاد به مواد مخدر را می‌توانید، ببرید ترکش دهید، ولی چنین آدم‌هایی را ممکن نیست. درواقع، جایی برای ترک وجود ندارد که به آنجا رجوع شود. مگر اینکه خود شخص پی به قضیه ببرد که واقعا مشکل از خود اوست.

اگر سالم است پس باید مسئولیت‌هایش را به نحو احسن، یکی‌یکی انجام دهد و اگر به هیچ‌کدام فکر نمی‌کند جز همان موردی که خودش به آن مشغول است، پس یک معتاد واقعی است. چه‌بسا که به‌خاطر رسیدن به خواسته‌اش، ممکنست عملکردهایی بدتر از یک معتاد داشته باشد. تکلیف دیگران با یک معتاد به مواد مخدر، مشخص است ولی با چنین شخصی واویلا!

 

 

 


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، فرهنگی
[ دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ] [ 11:2 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.