|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
هیتلر و چارلی چاپلین تقریبا همسن بودند. هیتلر فقط چهار روز کوچکتر بود. چارلی چاپلین دراینباره گفته: "این سرنوشت ما دو تا بود که یکی دنیا را به خنده بیندازه و دیگری به گریه و اگر سرنوشت میخواست، کاملا برعکس میشد."
مثالهای اینچنینی زیاد هست. همچنین در مورد ما ایرانیها. ولی اصل حرف اینه که به این موضوع دقت داشته باشیم که اگر 120 سال هم باشه، بالاخره، زمانش که برسه یک دقیقه اینطرف اونطرف نمیشه و میریم جایی که همه اسبابها به رومون بسته است. نه دفاعی میتونیم کنیم، نه توجیهی. چقدر خوب میشد، رفتار و کردارمون رو مرتب مرور میکردیم. همونجور که فایلهای کامپیوترمون رو گاهی بررسی میکنیم و اضافاتش رو دور میریزیم، مغز و افکارمون رو هم تمیز کنیم. نگذاریم چیز بدی واردش بشه، داخلش بمونه، انباشته بشه و ما رو به هلاکت برسونه.
اگر هم عاقبتمون به سرنوشتِ ازپیشنوشتهمون مربوط باشه، دیگه اینجا دست ما نیست. خودش خلقمون کرده و خودش هم برامون رقم زده. پس مرتبا از خدا کمک بگیریم که دستمون رو بگیره. اگر کسی رو نمیخندونیم، لااقل اشک دیگران رو هم در حد مرگ درنیاوریم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸ ] [ 17:15 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||