|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
آثار فیض کاشانی از فیض، ۱۱۶ عنوان کتاب و رساله به یادگار مانده است. البته برخی از این آثار، مربوط به فلسفه، تصوف، فقه، اصول، کلام و … است و فیض از آنچه در این زمینه خوانده و نوشته، اظهار پشیمانی و برائت نموده و آن را بر سبیل تمرین و صرفا نقل مطلب معرفی نموده است.
شوق مهدی اثری منظوم از فیض کاشانی و در خطاب به امام زمان است. خود میگوید: "چنین گوید مؤلف این کلمات و ناظم این ابیات محسن بن مرتضی الملقب به فیض که مرا در عنفوان شباب، شور محبت امام زمان و بقیه خلفای رحمان، قائم عترت و مهدی امت سلام الله علیه و علی آبائه در سر افتاد و شوقی عظیم به لقای کریم او در دل پدید آمد. نه تن را به مقصود راهی و نه جان را از صبر پناهی. به خاطر رسید که کاش کلمهای چند موزون در وصف اشتیاق بودی و مضمونی چند منظوم در شرح فراق رو نمودی تا گاهی به انشاد{=خواندن} آن زنگ غبار از دل زدودی." دیوان «شوق مهدی» توسط انتشارات انصاریان قم به تصحیح علی دوانی چندین بار منتشر شده است.
این کتاب یکی از مهمترین نوشتههای فیض کاشانی است که توسط محمدرضا دورودیان تفرشی ترجمه شده است و موضوع آن در رد مجتهدان و اصولیین میباشد و با استدلال و با شواهد از روایتهای اهلبیت اجتهاد و اجماع را بدعت و ضلالت و خلاف روش فکری شیعیان میداند. در بخش خطبه این کتاب مینویسد: "اجتهاد در احکام شرعیه یعنی استعمال اصول و امارات ظنیه در استنباط آنها و همچنین اخذ باتفاق آرا بدعت نهادن است در دین و از اختراعات اهل سنت است."
اى تو ما را راحت جان الغياث دردها را جمله درمان الغياث اى سرو سركرده هر سرورى نيست ما را بى تو سامان الغياث قائم آل پيامبر دست گير! بىتوام افتان و خيزان الغياث كار شرع از دست شد بيرون خرام تازه كن آئين ايمان الغياث عالمى گرديد مالامال شر از جفا و جور و طغيان الغياث خون ما خوردند اين دجاليان مهدى و هادى دوران الغياث فيض شد دلتنگ صحراى فراق مونس دل راحت جان الغياث
انتقاد از متکلمین ملامحمدمحسن فیض کاشانی، بخشی از عمر خود را به مطالعه، تحقیق، پژوهش و نگارش در حوزه فلسفه، کلام، عرفان، اصول و … صرف نمود. اما، در سال ۱۰۸۳ در رساله الإنصاف ضمن نگاهی نقدگونه بر برخی از نوشتههای پیشین خود، به انتقاد از متکلمین، فلاسفه، متصوفه و من عندیین پرداخت. وی در آغاز رساله مذکور دراینباره میگوید: "چنین میگوید مهتدی به شاهراه مصطفی محسن بن مرتضی که در عنفوان شباب چون از نفقه در دین و تحصیل بصیرت در اعتقادات و کیفیت عبادات به تعلیم ائمه معصومین ع آسودم، چنانچه (چنانکه) در هیچ مسألهای محتاج به تقلید غیرمعصوم نبودم! بهخاطر رسید که در تحصیل معرفت اسرار دین و علوم راسخین نیز سعی مینمایم، شاید نفس را کمال یابد. لیکن چون عقل را راهی به آن نبود، نفس را در آن پایه ایمان که بود، دری نمیگشود، و صبر بر جهالت هم نداشت، و علیالدوام مرا رنجه میداشت؛ بنابراین چندی در مطالعه مجادلات متکلمین خوض نمودم، و به آلت جهل در ازالت جهل ساعی بودم!
آرامگاه فیض کاشانی در کاشان
طریق مکالمات متفلسفین (مدّعیان فلسفهدانی) را نیز پیمودم، و یک یا چند بلندپروازیهای متصوفه را در اقاویل ایشان دیدم، و یک چند در رعونت (حماقت)های «من عندییّن» گردیدم! تا آنکه گاهی در تلخیص سخنان طوائف اربع (متکلمین، متفلسفین، متصوفه، من عندیین)، کتب و رسائل مینوشتم (چند سطر بعد عربی است که خلاصه آن چنین است): بدون اینکه همه را تصدیق کرده باشم، یا همه را تأیید کنم، بلکه مطالب آنها را نقل کردم، و بر سبیل تمرین مطالبی نوشتم! از مجموع گفتار آنها چیزی که عطش مرا فرونشاند، یا بیماریم را درمان کند نیافتم، تاجاییکه بر خویشتن ترسیدم! پس به خدا پناه بردم تا مرا به حقیقت نائل گرداند، و به گفته امیرمؤمنان ع که میفرماید: خدایا! مرا از اینکه نظرم را در آنچه نهایت آن دیده نمیشود، و فکر به آن نمیرسد، نگاه دار. به درگاه خداوند نالیدم و سرنوشت خود را به ذات مقدسش سپردم. خدای مهربان نیز به برکت دین پایدارش، مرا رهنمون گردید تا در اسرار قرآن مجید و احادیث سرور انبیاء صلوات اللَّه علیهم اجمعین، درست بیندیشم، و بهقدر حوصله و درجه ایمانم از قرآن و حدیث چیزها به من آموخت. دلم اطمینان یافت، و وسوسه شیطان را از من دور کرد خدا را شکر که به حقیقت نائل گردیدم."
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، ادبی [ پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ] [ 9:4 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||