خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

خودی صیاد و نخچیرش مه و مهر

اسیر بند تدبیرش مه و مهر

خودی را تنگ در آغوش کردن

فنا را با بقا هم دوش کردن

خودی اندر خودی گنجد محال است

 

 

خودی را عین خود بودن کمال است

خودی تعویذ حفظ کائنات است

نخستین پرتو ذاتش حیات است

خودی را پیکر خاکی حجاب است

طلوع او مثال آفتاب است

بگذر از دشت و در و کوه و دمن

خیمه را اندر وجود خویش زن

جوان مردی که خود را فاش بیند

جهان کهنه را باز آفریند

هزاران انجمن اندر طوافش

که او با خویشتن خلوت گزیند

 


موضوعات مرتبط: ادبی
[ جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸ ] [ 11:1 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.