|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
مصطفی ملکیان در سالهای دهه هشتاد به تدریس فلسفه در مراکز پژوهشی قم از جمله دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و برخی از دانشگاههای تهران پرداخته و تاکنون چندین پایاننامه دانشگاهی با راهنمایی یا مشاوره او در دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه امام صادق، دانشگاه قم و مؤسسه امام خمینی، تدوین شدهاست. روش وی در طرح مسائل فلسفی، تحلیلی و در محتوا وجودگرایانه است. در دهه هفتاد که نشریه «نقد و نظر» توسط دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم منتشر شد، ملکیان نقشی تعیینکننده در آن داشت. «کیان» انعکاسدهنده نظرات روشنفکران دینی متمایل به فلسفه تحلیلی و «نقد و نظر» تریبون نواندیشان دینی متمایل به فلسفه قارهای بود. در کیان عبدالکریم سروش محوریت داشت و در نقد و نظر محوریت با مصطفی ملکیان بود.
آثار تألیفی
به گزارش پارسینه، مصطفی ملکیان در مصاحبهای که در سال 84 با وبسایت آفتابنیوز انجام داده است، به نقد دیدگاههای تجدد ایرانی "سید جواد طباطبایی" پرداخته است. در بخشی از این مصاحبه آمده است: يكي از بزرگترين دروغهایی كه ما به تاريخ گفتهايم، اين است كه ما فرهنگ و تمدن عظيمی داشتهايم، آخه عزيز من! فرهنگ و تمدن مدرک میخواهد اگر يونانیها يک كتاب از افلاطون نداشتند، يک كتاب از ارسطو و يا … نداشتند، بنای پانتئن را نيز نداشتند، معماریهای عظيم را نداشتند و بعد میگفتند كه ما يونانیها فرهنگی داشتيم كه نمیدانيد چه عظمتی داشت و آب از لب و دهان همه ما هم راه میافتاد، ما انصافا به آنها نمیگفتيم هر چيزی مدرک میخواهد؟ انصافا شما از آن چيزی كه در قلمروی ايران میبينيد، غير از تعدادی بنا كه آنها را نيز همه مورخان گفتهاند كه رومیها برای ما ساختهاند، مانند تخت جمشيد كه مورخان گفتهاند هخامنشيان تعدادی مهندسان و معماران رومی را آوردند و برای ما اينها را ساختند. اگر اينها را بگذاريد كنار، شما يک اثر فلسفی به من نشان بدهيد. يک اثر دينی بلند به من نشان بدهيد. يک اثر هنری و يا عرفانی نشان بدهيد، ممكن است عدهای بگويند همه اينها سوخته است ولی اين را بايد نشان بدهد. كسی كه میگويد ما داشتهايم، يک پزشک تراز اول ماقبل از اسلام داشتهایم؟ ما يک فيلسوف تراز اول قبل از اسلام داشتهايم، يک هنرمند تراز اول … . ما تمام چيزی كه از قبل از اسلام داشتهايم سه چيز است. يكی تخت جمشيد و معمارهایی كه در آن قسمت وجود دارد كه آن را هم همه مورخان گفتهاند كه روميان ساختند، كه حالا فرض كنيم ايرانیها ساختهاند. يک مانی نقاش داريم كه آن هم نقاشیهايش باقی نمانده ولی به تواتر رسيدهايم كه نقاش بزرگی بوده و ما او را پيامبر نيز تلقی میكنيم و يكی هم دانشگاه جُندیشاپور (یا به تعبیر درستتر جَندیشاپور) كه میگفتند در آنجا رشته پزشكی خيلی قوی بوده است، البته اين را هم میدانيد كه وقتی مسيحيان مورد حمله واقع شدند، به طرف شرق عقبنشينی كردند و آمدند و جندی شاپور را ساختند و … حالا اينها را شما با يونان مقايسه كنيد، ما صد ورق نوشته نداريم كه با فرهنگ يونان قابل مقايسه باشد. حتی پنج ورق نيز نداريم ... .
شما كه اينقدر میگویيد ايران تاريخ فلان داشته، از كجا به بعد را میگویید ايران و از كجا به بعد را میگویيد ايران نيست؟ از لحاظ جغرافيایی عرض میكنم؟ آيا افغانستان جزء ايران بهحسابمیآید؟ ماوراءالنهر جزء ايران است؟ در زمان هخامنشيان ايران يک وسعتی داشته، زمان ساسانيان يک وسعت ديگر داشته است؟ زمان مادها و يا اشكانيان يک وسعت ديگر داشته، زمان آل بويه يک وسعت ديگر داشته … روی هركدام، انگشت بگذاريد و بگویید اين وسعتی كه در آن زمان بوده، ما میگوییم اين ترجيح بلامرجع است و منطق ندارد. مثلا فرض كنيد، الان ابنسينا را ما ايرانی بهحسابمیآوريم، ولی جالب اينكه در شوروی سابق نيز برای ابنسينا بزرگداشت میگرفتند، چون معتقد بودند مال آنهاست، چرا؟ میگفتند كه ابنسينا درست است كه در همدان به دنيا آمده ولی تمام عالم و آدم میدانند كه تمام تحصيلاتش را در بخارا انجام داده است و بخارا نيز متعلق به ماست (متعلق به اتحاد جماهير شوروی). خوب حالا ابنسينا بخارایی است يا ايرانی، بخارا كه اكنون جزء ايران نيست و اصلا اين نزاع را با چه متدولوژیای میتوان فيصله داد؟ و يا مثلا ابوريحان بيرونی، بيرون كجاست؟ متعلق به خوارزم است و خوارزم كجاست؟ خوارزم الان در تركمنستان قرار دارد و حالا سؤال اين است كه ابوريحان بيرونی ايرانی است يا غيرايرانی؟ بله ممكن است شما بگویید كه آن زمان جزء ايران بوده است ولی اگر آن زمان پادشاه زور داشته و توانسته آنجا را نگه دارد، آيا اين ايران میشود و بعد كه پادشاهی ضعيف آنها را از دست داد، آنها ناايرانی شدند؟ يعنی وقتی ما قفقاز را در زمان قاجار از دست داديم، قفقازیها تا آن زمان ايرانی بودند ولی بعد از آن ناايرانی شدند و از ايرانیبودن افتادند؟ ببينيد، متدولوژی تحقيق آكادميک اين نيست. شما نمیتوانيد چيزی كه مرز جغرافيایی، تاريخی، روانشناسی و جامعهشناسیاش مشخص نيست را اينچنين مورد تحقيق قرار دهيد.
منبع: مصطفی ملکیان؛ پارسینه و ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، علمی [ جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷ ] [ 18:4 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||