خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


پرورش و کاشت گل‌های تابستانی، مانند کاسنی و اشرف زرد،

در زمان دورکاری به‌خاطر کرونا؛ توسط محمدمهدی



پسرم، خیلی اتفاقی یک هسته آووکادو رو لای یک دستمال نمدار پیچید. هر روز بهش سرمی‌زد و اون دستمال رو نمدار می‌کرد. یک روز وقتی به سراغش رفت، دید ریشه زده. هسته ترک برداشته، باز شده و یک جوانه سبز و خوشگل ازش بیرون اومده. اون رو از میان دستمال درآورد و ریشه‌اش رو در ظرف آب قرار داد. بعد از چند روز گلدان و خاکی تهیه کرد و با شوق و ذوق فراوان اون رو کاشت. حالا منتظر نشسته برای رشد جوانه و امیدواره که به درختچه آووکادو تبدیل بشه. فکر کنم ده روزی طول بکشه تا اون گیاه به خودش بیاد، با محیط جدید خودش رو وفق بده و رشد طبیعی و معمولی خودش رو شروع کنه. بهم گفت حوصله‌ام سر رفته نمی‌دونم چرا جوانه بزرگ نمیشه. قبلا بهش گفته بودم که ممکنه به‌خاطر جابه‌جایی از آب به خاک، مدتی رشدش متوقف بشه و بعد شروع کنه به بزرگ‌شدن.



یاد خودش افتادم ولی بهش نگفتم، تو که به دنیا اومدی برای نشستنت، راه رفتنت، حرف زدنت، خلاصه بزرگ شدنت، من خیلی صبوری کردم. با اینکه عجله داشتم حرف زدنت رو ببینم ولی همه این‌کارها رو دیرتر از خواهر و برادرت انجام دادی. اما وقتی شروع کردی، تا به این سن که رسیدی هر کاری رو بدون ایراد انجام دادی. دیر انجام دادی ولی بدون کمی و کاستی. این اولین تجربه خوشایند زندگیت بوده. مثل من که از این تجربه‌ها قبل از به دنیا آمدنت زیاد داشتم. تمرین خوبیه برای صبوری. برای هر چیز خوبی که بخوای به نتیجه مطلوب برسه، باید استقامت و پایداری داشته باشی. از این امر کوچک گرفته تا بزرگترین اهدافت در زندگی.

تقدیم به پسرم، محمدمهدی، به‌خاطر محبت و همدلی که بی‌دریغ برای همه کسانی که در زندگیش هستند، نثار می‌کند.


موضوعات مرتبط: خاطره، هنری
[ شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹ ] [ 20:26 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.