|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
بر دل خود نقش غیر انداختی خاک بردی کیمیا درباختی تا کجا رخشی ز تاب دیگران سر سبک ساز از شراب دیگران تا کجا طوف چراغ محفلی ز آتش خود سوز اگر داری دلی چون نظر در پردههای خویش باش میبرو اما به جای خویش باش در جهان مثل حباب ای هوشمند راه خلوتخانه بر اغیار بند فاش میخواهی اگر اسرار دین جز به اعماق ضمیر خود مبین گر نبینی، دین تو مجبوری است این چنین دین از خدا مهجوری است بنده تا حق را نبیند آشکار برنمیآید ز جبر و اختیار تو یکی در فطرت خود غوطه زن مرد حق شو بر ظن و تخمین متن تا ببینی زشت و خوب کار چیست اندر این نی پرده اسرار چیست
موضوعات مرتبط: ادبی [ سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ ] [ 11:15 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||