|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
خداحافظی با شهرنشینی یکی از اصلیترین علتهایی که غلامعلی بسکی از دهه ۸۰ مورد توجه رسانهها و صداوسیما قرار گرفت، سبک زندگی خاص او و علاقه زیاد او به محیطزیست و طبعیت بود. او پس از اینکه در اولین قدمهای خود زندگی شهرنشینی را وداع گفت، اموال خود را در تهران وقف عام کرد و ۳۵ سال در جنگلهای گلستان زندگی کرد. تا جایی که بسکی صاحب ۵ باب منزل مسکونی در تهران، مشهد و یک مزرعه چند هکتاری با ۲۰۰ راس گاو شیری در شهرستان گنبد بود که همه آنها را وقف امور خیریه کرد.
گیاهخواری و خامخواری یکی از علتهایی که باعث شده بسکی بیش از پیش در میان افکار عمومی به چهرهای شناخته شده تبدیل شود، تاکید او به گیاهخواری و خامخواری بود. آن هم در روزهایی که گیاهخواری و الزامات آن هنوز برای عموم مردم به تعریف درستی نرسیده بود. او در یک سخنرانی درباره چرایی انتخاب گیاهخواری و خامخواری گفته بود: من بهترین واکنش سلامتی را با خام خواری گرفتم. گوشت میخوری باید منتظر بیماریهای بدخیم هم باشی. روغنی که میخورید دو فرموله است. آبی که میخورید سرشار از کلر است و هوایی که از آن تنفس میکنید پر از دود و سرب است. من ۸-۷ مورد بیماری لاعلاج داشتم. برونشیت چرکین مسری که هرچند ماه یکبار تکرار میشد. سودا، بیخوابی، واریس پا، کلیت روده بزرگ، پروستات، آب مروارید چشم، دیسک کمر و بالا بودن اسید اوریکام را با رژیم گیاهخواری و خامخواری و ورزش درمان کردم.
برنامه غذایی بسکی غلامعلی بسکی درباره رنگ لباسش که همواره سفید بود میگفت: رنگ سفید لباسی که بر تن میکنم نشانه صلح است، صلح انسان با طبیعت، صلح انسان با حیوانات، صلح انسان با گیاهان و صلح انسان با تمام مخلوقات خداوندی. او درباره برنامه غذایی خود میگفت «غذای من سالها است که فقط غلات، حبوبات، میوه، سبزی و خشکبار خام است. صبحها چای سبز میخورم و چند حبه سیر و بعد هم برای اینکه دهانم بوی سیر ندهد دارچین میخورم. وعده بعد میوه و سبزی خام میخورم یا حبوبات. حبوبات را چند ساعت در آب خیس میکنم تا نرم شود بعد استفاده میکنم. ترکیب ۳ قاشق جو، ۳ قاشق گندم و ۳ قاشق شلتوک هم چیز خوبی است، آنها را داخل آسیاب میریزم تا پودر شوند بعد با عسل مصرف میکنم.
بیاعتقادی به زباله «من زباله ندارم. من خام خوار هستم و همه اجزای میوه و سبزی را اگر فاسد و خراب نباشد میخورم. پوست گردو و بادام زمینی و پیاز و ... هم که زباله نیست. دفن میکنم تا به خاک تبدیل شود. پلاستیک هم استفاده نمیکنم. از کیسه پارچهای استفاده میکنم و اگر هم پلاستیک باشد با آب میشویم و مجددا استفاده میکنم»
بهاندازه غذا بخورید! او در مراسمی که در تهران برای تبدیلشدن خانه وقفیاش به خانه محیط زیست برگزار شده بود، خطاب به حاضران گفت: عزیزان من، فرزندان من، به آن اندازه که نیاز دارید، بخورید. امروز ثابت شده بین کمخوری و طول عمر رابطه مستقیم وجود دارد و من در طول زمان از این مسأله بهره بردم و در بدنم آزمایش کردم.
زندگی با فقر و قناعت «با قناعت و فقر زندگی کنید بهتر از اینکه خودتان را به مقام و زر و زور بفروشید. به تمام تمناهای غیرمشروع باید نه گفت. عاشقم من برفن دیوانگی، شیرم از فرهنگ و از فرزانگی ... من عاشق خدا و طبیعت او هستم و از این همه حرص و ولع آدمها برای جمع کردن مال و منال در حیرتم. مولانا میگوید: در بهاران کی شود سرسبز سنگ. خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ. »
عدم استفاده از شویندهها «در روز دو وعده هم بیشتر غذا نمیخورم. ضمنا من نه به بقالی میرم، نه به نانوایی یا قصابی و نه کوپن از دولت میگیرم! نه کلفت و نه نوکر میخوام! کاملا خودکفا هستم. من حتی از صابون هم استفاده نمیکنم! من عقیده دارم سه چیز، خورشید، آب و خاک پاککننده هستند. من هر روز بعد از ورزش زیر دوش سرد میرم و حسابی خودم رو تمیز میکنم. چرا صابون بزنم؟ صابون قلیایی هست و PH پوست بدن به اسیدی تمایل داره. این هست که من با استفاده نکردن صابون، محیط زیست پوستم رو به هم نمیزنم. من بعد از حمام گرفتن حسابی پرانرژی هستم. مثل همین الان! میخوای همین حالا ۱۰۰ تا شنا جلوت برم ببینی؟ »
مزرعه دکتر بسکی او در دهه پایانی زندگی خود اقدام به تاسیس مرزعه در حوزه کشاورزی کرد و محصولاتی مانند گندم، خیار، گوجه، بادمجان، انگور باغ زیتون، لیمو، انواع نشای گیاهان دارویی وخوراکی، انواع گلهای باغچه و گلهای آپارتمانی و انواع سبزیجات را کشت میکرد. او همچنین در حوزههای اجتماعی اقدام به تأسیس بیمارستان و زایشگاه دکتر بسکی، تأسیس مدرسه تیزهوشان استان گلستان و خانه ریاضی استان گلستان و سرای گاندی (تیزهوشان فقیر در روستاها) کرد. او در سال ۱۳۴۵ بیمارستانی را در شهرستان گنبد کاووس راهاندازی کرد که مورد توجه اهالی آن منطقه قرار گرفت و به دلیل داشتن بخش زایمان خانوادههای گنبدی در سالهای اخیر کودکان خود را در این بیمارستان به دنیا آوردهاند.
مرگ به دلیل کهولت سن علت درگذشت او به دلیل کهولت سن (در 87 سالگی) و بیماریهای ریوی بوده است. پیکر «بابا بسکی» بعدازظهر روز جمعه 23 مرداد 1398 در روستای تنگراه به خاک سپرده شد.
منبع: غلامعلی بسکی
موضوعات مرتبط: مشاهیر، پزشكى، علمی [ یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹ ] [ 11:55 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||