خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

انسان چگونه می‌تواند به خودشناسی دست یابد؟

 

راه‌های خودشناسی

  • اولین و ساده‌ترین راه خودشناسی مطالعه است؛ انسان با مطالعه کتب مختلف همچون کتب دینی و مذهب‌های مختلف، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، علمی و … مى‌تواند به درون خود راهی برای شناخت باز کند. شناخت علایق و کشف استعدادها که این به خود فرد برمى‌گردد. مطمئنا  هر کسی با کمی توجه خواهد توانست به علایق و استعدادهای خود پی ببرد. شناخت ضعف‌ها و توانمندی‌ها همان‌طورکه بر همگان روشن است هر انسانی دارای ضعف‌ها و توانمندی‌هایی است که خودش بهتر از هرکس دیگری بر آن‌ها واقف است. اگر فرد ضعف‌های خود را بشناسد و در رفع آن‌ها تلاش کند و همچنین توانمندی‌های خود را بیابد و به تقویت و تربیت آن‌ها بپردازد در راه شناخت خود و حتی فراتر از آن گام نهاده است.

 

 

  • شناخت گذشتگان؛ با شناخت گذشتگان مى‌توان از اشتباهات آن‌ها پند گرفت و از موفقیت‌های آن‌ها الگوبرداری کرد برای ارتقاء سطح توانایی‌ها و حتی گاهی با مطالعه گذشتگان نکاتی برای انسان روشن مى‌شود که انسان را در راه خویش یاری مى‌کنند.

  • شناخت جهان پیرامونمان؛ طوری‌که انسان با شناخت خود خواهد توانست جهان را بشناسد از طریق شناخت جهان نیز مى‌تواند به خودشناسی برسد. به این معنی که رابطه بین شناخت جهان و انسان یک رابطه مکمل است که هر کسی با توجه به توانایی خود مى‌تواند در هرکدام از این مسیرها گام بردارد، تا به هدف نهایی که همانا شناخت پروردگار یکتا است، دست یابد.

  • تعمق در خود (جستجوی خویشتن)؛ انسان همچنین مى‌تواند با تعمق در درون خود و جستجوی اعماق وجود خود به شناخت برسد، شناختی عمقی و درونی. بررسی فلسفه وجودی انسان با تأمل در فلسفه ی وجودی انسان و علت آفرینش، نیاز به خودشناسی آشکارتر مى‌شود و تعمق بیشتر در این مسأله نیز به انسان در شناخت خود کمک بسیار مى‌نماید.

  • خودآگاهی؛ خودآگاهی نیز مى‌تواند یکی از راه‌های رسیدن به خوشبختی باشد. برای روشن‌ترشدن مسأله بهترست در مورد خودآگاهی، کمی بیشتر بدانیم. خودآگاهی انواع مختلفی دارد از جمله خودآگاهی فطری، فلسفی، جهانی، طبقاتی، ملی و … .

 

یک بعد خودشناسی جنبه روان‌شناختی آن است و به شناخت انسان از اخلاق، روحیات و ویژگی‌های شخصیتی خود باز می‌گردد.

  • افراد از نظر اخلاق و ویژگی‌های شخصیتی مثل هم نیستند. برای مثال برخی افراد کاملا درونگرا هستند، درحالی‌که برخی دیگر برونگرا و اجتماعی هستند. همچنین نیازها، توقعات و انتظارات افراد متفاوت است. مثلا برخی زودرنج و دمدمی مزاج هستند و برخی دیگر قدرت تحمل و مقاومت بالایی دارند و انتقاد پذیرترند. شناخت خود به ما کمک می‌کند ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را بشناسیم.

  • خودشناسی روان‌شناختی همچنین به ما کمک می‌کند با خطاهای شناختی و افکار غیرمنطقی خود آشنا شویم و آن‌ها را تصحیح کنیم.

  • فردی که می‌داند شخصیت او چقدر نزدش محبوب است، بی‌مهابا شخصیت دیگران را مورد نقد پی‌درپی قرار نمی‌دهد و حتما اصول نقدکردن را یاد می‌گیرد، تا روابط سالم‌تری داشته باشند. همین‌طور او می‌آموزد که اگر مورد نقد قرار بگیرد به معنی عدم مقبولیت و طرد اجتماعی او نیست. پس خودشناسی روان‌شناختی روابط را بهبود می‌بخشد.

  • با خودآگاهی به شناسایی هیجان‌ها می‌رسیم و شناخت هیجان‌ها به ما قدرت کنترل و مهار می‌دهد. همین‌طور کمک می‌کند هیجان دیگران را بهتر درک کرده و در نتیجه روابط خود را با آن‌ها تنظیم کنیم.

 

 

انجام ۱۵ تمرین زیر به خودشناسی شما کمک می‌کند.

  • در مورد پرسش‌های زیر خوب بیندیشید و با دقت پاسخ دهید:

    ۱. آیا به وضعیت فیزیکی (جسمی) خود رسیدگی می‌کنید تا بتوانید آن را شاداب و با نشاط نگه دارید؟

    ۲. آیا با حالات جسمانی خود مثل خستگی و بیماری کنار می‌آیید؟

    ۳. وضعیت عاطفی و هیجانی شما چگونه است؟ آیا آن‌ها را ابراز می‌کنید یا به احساسی مخالف با احساسی که دارید، تظاهر می‌کنید؟

    ۴. عشق خود را چگونه اظهار می‌کنید؟

    ۵. خشم خود را چگونه اظهار می‌کنید؟

    ۶. آیا عواطف شما جسمتان را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

    ۷. آیا می‌توانید با دیگران برخورد مناسب و همراه با مسالمت و مدارا داشته باشید؟ آیا با دیگران با گرمی و صمیمیت، رفتار می‌کنید؟ آیا به موقع می‌توانید خود را از مردم کنار بکشید و درصورت ضرورت از ایشان دور نمایید؟

    ۸. آیا خود را آسیب‌پذیر و ضعیف نشان می‌دهید؟ آیا برای آزاد ساختن هیجانات خود نیاز به روان‌درمانی، رفتاردرمانی و یا گروه‌درمانی احساس می‌کنید؟

    ۹. آیا احساسات شما تابع شماست و یا شما تابع احساسات خود؟ آیا احساساتتان آشفته و ناگهانی هستند؟ با احساسات خود چگونه کنار می‌آیید؟

    ۱۰. آیا قواعد ذهنی شما با واقعیت‌های موجود توافق و هماهنگی دارد؟ آیا نقشه‌هایی را که در ذهنتان می‌پرورید، مبهم و غیرحقیقی می‌انگارید؟ آیا نیاز دارید که نقشه‌های ذهنی خود را با شرایط و اوضاع کنونی وقف دهید؟

    ۱۱. آیا افکار آزاردهنده دارید و یا مسائل و مشکلات را کوچک و بی‌اهمیت تلقی می‌کنید و خود را به تغافل و بی‌خبری می‌زنید؟

    ۱۲. آیا می‌توانید روی موضوع خاصی متمرکز شوید و یا در دور باطلی قرار می‌گیرید؟ آیا نیاز به شناخت درمانی دارید تا افکاری روشن، متمرکز و منطبق با حقیقت داشته باشید؟

    ۱۳. در تصمیم‌گیری کدام مرکز را برای مشورت انتخاب می‌کنید و به آن اطمینان دارید؟ تصمیم‌های عجولانه و شتابزده می‌گیرید و یا با هیجانات و احساسات خود مشورت می‌کنید و یا عقل و منطق را ترجیح می‌دهید (یعنی نظریات مختلف را جمع آوری می‌کنید تا بتوانید آن‌ها را مورد استفاده قرار دهید)؟

    ۱۴. تصمیم‌های مهم زندگی خود را بنویسید و کانون تصمیم‌گیری خود را در هریک مشخص کنید و بالاخره کانون ارجح را پیدا کنید که جسمتان است یا قلبتان و یا ذهنتان؟

    ۱۵. هنگامی که حال خوش و آرامی دارید چه احساس و تفکری نسبت به خود و دیگران و نحوه ارتباط با آن‌ها دارید و اصولا چه تفاوتی با زمانی که ناراحت و کج‌خلق و دلواپس هستید دارید؟ مثلا قادر به انجام چه کار‌هایی می‌شوید که در موقع بدحالی از عهده آن‌ها برنمی‌آیید؟

 

 

اگر می‌خواهید شناخت بیشتر و بهتری از خود داشته باشید مراحل زیر را طی کنید:

  • کمتر فکر کنید و بیشتر نگاه کنید: تقویم کاری و کارت اعتباری نسبت به داستانی که در ذهن خود بافته‌اید، چیزهای بیشتری در مورد شما و شخصیتتان به شما خواهند گفت.

  • نپرسید «چرا»، بپرسید «چه»: «چرا» پرسیدن کار فیلسوف‌ها و متفکران است. پرسیدن «چه» به شما جواب‌هایی را مى‌دهد که ‌ مى‌توانید به‌خوبی از آن‌ها استفاده کنید.

  • برای خود هدف تعیین کنید: چیزی که دنبال آن هستید، اطلاعات زیادی در مورد شما خواهد گفت. مشکلی ندارد که چیزی را بخواهید که ظاهرا مناسب شما نباشد. اما، شخصیت شما همانی است که خواسته‌هایتان، نشان مى‌دهند.

  • تحقیق کنید: در مورد خودتان تحقیق کنید. ببینید دیگران در مورد شما چه فکر می‌کنند. دیدگاه‌های دیگران نزدیکی بیشتری به واقعیت شخصیتی شما خواهد داشت.

  • به یادگیری ادامه بدهید: سعی کنید خودتان را به چالش بکشید. بدون شک اشتباهاتتان را پیدا خواهید کرد و در نهایت آن را اصلاح مى‌کنید.

 

نکته مهمی که باید بدانید این است که خودشناسی به همین راحتی و به‌طورطبیعی حاصل نمی‌شود. برای به‌دست‌آوردن آن باید تلاش کنید. بزرگ ترین اشتباهی که مى‌توانید بکنید این است که با خود فکر کنید همه چیز را در مورد خودتان مى‌دانید و چیز بیشتری برای یادگیری در مورد خودتان وجود ندارد. همه فکر مى‌کنند که استثنا هستند و در این احساس خطری نهفته است. هر کسی که به دیگران بگوید خود را به خوبی مى‌شناسید بدون شک یک فرد نادان است. پس خود را تافته جدابافته ندانید.

 

منبع: خودشناسی

 


موضوعات مرتبط: فرهنگی، علمی
[ جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 17:13 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.