خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

 

ای بی‌کفن که بر کفن خلق، نام توست

شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست

سرچشمه شهامت و آزادگی، حسین!

از ارتفاع حنجره تشنه کام توست

هرجا که جاده‌ای و سواری و مقصدی است

درگیر شرم، از سفر ناتمام توست

زخم از ستاره بر تنت افزون و آسمان

با سیل اشک در صدد التیام توست

آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن

وقتی که خاندان نبی در خیام توست

شش گوشه است قبر تو زیرا که دست‌ها

از هر طرف دراز به شوق سلام توست

مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب

این اشک‌ها مقدمه انتقام توست

 


موضوعات مرتبط: مذهبی، ادبی
[ یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ ] [ 19:48 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.