|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
جالب اینجاست که کرونا، مرگ رو بهوضوح نشون داد. حتی از اون هم نترسیدند و تفاوتی در کارهاشون ایجاد نشد. مرگ بهطور آشکار تا یک قدمیمون اومده، دیگه چطور میشه باور نکرد که وجود داره. متاسفانه به هیچ سنی هم رحم نداره. دامنگیر همه شده. فقط یک بار برای همیشه بگیم "که چی؟ آخرش چی؟" و کوتاه بیاییم. مطمئنم که همون یک بار هم کارسازه. شخصیت آدمها توی شرایط خاص، معلومدار میشه، وگرنه در حالت معمولی، همه خوبند. از وقتی کرونا شروع شد و همه دعوت شدند که در خانههاشون بمونند و بیرون نیایند مگر در مواقع ضروری، آدمها دستهبندی شدند. یه عده اصلا انگارنهانگار که چه اتفاقی افتاده به همون زندگی که داشتند ادامه دادند. گروه دوم، دیگه سر کار نرفتند. مغازههاشون رو بستند و ترجیح دادند کلافگی که توی خونه براشون به وجود اومده رو تحمل کنند، تا اینکه خدایناکرده ناقل نباشند.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹ ] [ 12:5 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||