|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
امام علی ع: دعا كليد رحمت و چراغ تاريكى است.
اى انسان، تماما تو را براى خود مىخواهند و من تو را براى خودت. پس از من نگريز. تنها چیزى که باعث آرامش من میشه، گفتگو با خداونده. هميشه با او درددل میگم و غير از او كسى را محرم نمىدانم. او تنها دوست و همدم منه. گاهى هم خواستههایی كه دارم به او مىگويم. اگر اجابت كرد از رحمتشه، وگرنه از حكمتش، حتما صلاح نبوده كه خواستهام را اجابت كنه كه در هر دو صورت، ازش ممنونم. به هر تقدير به دعاكردن اعتقاد زيادى دارم و دوست دارم مرتبا از او چيزى بخواهم. اينطورى خودم رو به او نزديکتر مىبينيم. ولى از خيلىها شنيدهام كه چون ما خود را لايق نمىبينيم و مىدانيم اگر دعا كنيم دعايمان بالا نمىرود، از آقا امام زمان ع مىخواهيم كه بهجاى ما دعا كنند و يا اينكه ما توكل مىكنيم همه چيز درست مىشود. ولى من فكر مىكنم قصه چيز ديگرى است. چرا خداوند آيه 60 سوره غافر را نازل كردند؟ بگذاريد حكمت دعاكردن را از زبان آيةالله علّامه محمّدحسين طباطبائى ره بشنويم.
وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ سوره غافر، آیه شصت
و خداى شما فرمود، مرا باخلوص دل بخوانيد تا دعاى شما را مستجاب كنم و آنان كه از دعا و عبادت من اعراض و سركشى مىكنند، بهزودى با ذلت و خوارى در دوزخ شوند.
در فراز اول آيه، دعوتى است از خداىتعالى به همه بندگانش. دعوتى به دعا و خواندن او و وعدهای است به استجابت آنان و بهطورىكه ملاحظه مىكنيد، هم دعا و هم استجابت را مطلق آورده. در فراز دوم دعا، كلمه "داخرين" از مصدر دخور را آورده كه بهمعنى ذلت است. در اين آيه امر دعا را به عبادت مبدل كرده و مىفهماند كه دعا خود نوعى عبادت است. در صحيفه سجاديه در مورد اين آيه آمده كه اين كلام شريف، دعاكردن را عبادت و ترک آن را استكبار خوانده و تاركين آن را به دخول در جهنم يا خوارى تهديد فرموده است. در كافى از امام صادق ع آمده: كه دعا كن و مگو مقدرات تقدير شده و دعا تغييرش نمىدهد. زيرا دعا خود، عبادت است و خداوند اين آيه را فرمودهاند: مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم و همچنين وقتى از ايشان پرسيدند چرا ما خدا را مىخوانيم ولى دعايمان مستجاب نمىشود، فرمودند: زيرا كسى را مىخوانيد كه نمىشناسيدش.
ايشان همچنين افزودند: به كسى كه سه چيز داده باشند از سه چيز محروم نمىشود: كسی كه توفيق و حال دعايش داده باشند، از اجابت محرومش نمىكنند. کسی که توفیق شكر نعمتش داده باشند، از زيادكردن نعمتش دريغ نمىكنند. كسی كه توفيق توكلش داده باشند، از كفايت امور او مضايقه نمیكنند. پس درحقيقت، دعا، خواهش نيست، بلكه عبادت است به درگاه باریتعالی و مهمتر از همه اطاعت از امر ايشان. خوب كه فكر كنيم مىبينيم با نازلشدن اين آيه، خداوند يكى ديگر از محبتهايش را در حق بندهاش به نمايش گذارده و آن گفتگوى مخلوق با خالق است (تفسیر المیزان). پس همينقدر براى بنده بس كه مىتواند با دعاكردن هم، عبادت كند و هم با آن زيباى بىهمتا گفتگو. ديگر چه آرزویی میماند. حالا خواستههاى زمينى مىخواهد اجابت شود يا نه با خود اوست كه صلاح ما را در چه مىبينند.
انَتَ الخالِقُ وَ اَنا المَخلوُق وَ هَل يَرحَمُ المَخلوُقَ اِلَى الخالِق مناجات امير ع
"اينجاست كه تازه، توكل پا به عرصه مىگذارد و خود را نشان مىدهد. پس توكل، بعد از دعاست نه خود دعا. ما دعا مىكنيم بعد بايد توكل كرد و صبورى." آنقدر در مى زنم اين خانه را تا ببينم روى صاحبخانه را
موضوعات مرتبط: دلنوشته، فرهنگی، مذهبی [ جمعه ۱۲ فروردین ۱۳۹۰ ] [ 15:14 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||