اولش از کرونا خوشم اومد. یک نظم، انضباط و نظافت رو به همهمون آموزش داد یا یادآوری کرد که فراموش کرده بودیم، محیط زیست رو نجات داد و خیلی مسائل دیگر. اما مدتی نگذشت که افرادی از اقوام و دوستانم رو ازم گرفت. یکمرتبه ازش متنفر شدم و حتی ترسیدم. اگر حقیقتش رو ببینید، انگار اومد تا کره زمین رو از دست ما آدمها نجات بدهد. هرقدر افرادی مثل آقای دکتر بسکی، مراقبت از طبیعت و محیط زیست رو به ما تذکر میدادند به خرجمون نمیرفت که نمیرفت. اگر همینطوری ادامه پیدا میکرد، معلوم نبود چه اتفاقی میافتاد.
یه نکته دیگه که فکر میکنم، ممکنه کسی متوجهش نشده باشه، اینه که مساجد رو از شر یه عده افراد مسلماننما نجات داد. کسانی که گفتارشون زشته، کردارشون برخوردهای فیزیکیه (آنهم با خانواده). فقط بلدند سر وقت در مساجد حاضر شده، نماز اول وقت رو به قول خودشون پشت سر امام زمان ع اقامه کنند! مسجدها که مثل خانه خدا نمیتوانند از خودشون دفاع کنند. اینجوری برای مدتی از لوث وجود برخی آدمهای مظلومنمای مردمفریب، نجات پیدا کردهاند.
کرونا، ویروس نازنینی که خودش رو بده کرد تا هم جلوی کارهای ناجور ما رو بگیره و هم دنیا رو نجات بده. اما، تنها اتفاقی که افتاد، به قول معروف، مظلوم و بیگناه، آدم بده شد! البته بیتاثیر هم نبود، اما کی میتونه حریف بعضی از ما آدمها بشه که کرونا! برخیمون موجوداتی سخت، غیرقابلتغییر، حرفنشنو، عجیب خودخواه، خودشیفته و هزاران چیز دیگه هستیم که اگر تا فردا هم بگم، تمومی نداره.
موضوعات مرتبط:
دلنوشته