خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

شنیده‌ام که می‌گویند اولاد دردسر است، اما آدم‌ها دردسر را دوست دارند. تنها رنجی که به استقبالش می‌روند و با تمام وجود آن را می‌پذیرند. همه سلامتی و زندگی‌شان را، تنها سرمایه‌ای که دارند و خدا بهشان هدیه داده، بی‌دریغ به پایش می‌ریزند و تا جایی‌که نفس دارند از چیزی کم نمی‌گذارند. تمام رنج‌ها را به جان می‌خرند فقط به این امید، که لحظه‌ای با خندیدن و شاد بودنش، موفقیت‌هاش و به سرانجام رسیدنش، خشنود بشوند. اگر اولادی، صادق، صالح، صابر و سالم باشد، نهایت خشنودی پدر و مادر است. در حقیقت، گلی از گل‌های بهشت به آن‌ها هدیه داده شده. خوشابه‌‌حال فرزندانی که بیشترین محبت‌ها را نثار پدر و مادرشان می‌کنند تا قدری از زحمات آن‌ها را جبران کرده باشند. چون می‌دانند این مسأله‌ای است که مطمئنا در دو جهان دستشان را خواهد گرفت. چراکه روزی این محبت‌ها به خودشان، زمانی‌که پدر یا مادر شوند، برخواهد گشت.



موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، خاطره
[ دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:21 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.