|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
من عاشق نونام. همچین بگم براتون که نون سنگک رو لوله میکنم، میگذارم لای نون ساندویچی، میخورم. وقتی بابا نون میخرید به بهانه اینکه میخوام خردشون کنم و جا بدم، مینشستم و هی نون میخوردم. مامان میگفت، بچه جلوی غذات رو میگیره. راست هم میگفت سیرسیر میشدم. عطر و مزهاش هم که دیگه نگو. چندسالیه که غرقم در بحر نون! میبینم، عطر که نداره، هیچ؛ یعنی از دم نونوایی هم رد بشی، هیچی حس نمیکنی، مزهاش هم اصلا خوب نیست. سیرت هم که نمیکنه. هرچی کارشناسها حرص میخورند، باز هم از سبوس و روی و موادی که میگن لازمه، خبری نیست. در مورد زمان تخمیرش هم هرچی تذکر میدهند، فایدهای نداره. خودم شاهد بودم که یه نانوا، 20_دقیقهای آب و آرد رو قاطی کرد و چونه گرفت. یعنی تخمیر، بیتخمیر! هر چهار نون سنتی هم که یه طعم داره. درحالیکه قدیما برای هر غذایی، نون مخصوص خودش رو میخریدند.
خلاصه، کار به جایی کشیده که قید نون سنتی رو زدهام. رفتم سراغ نونهای صنعتی. گرون هست ولی زمانی رو که میخوام توی صف نونوایی بگذرونم، میگذارم روی هزینهاش. هم بهداشتیتره، هم شاید چیزی توش پیدا بشه. البته پیشاپیش از صنف نانواهای محترم کشورم عذرخواهی میکنم. از خیلی چیزها شکایت دارم ولی این یکی رو نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، تغذیه [ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹ ] [ 11:11 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||