|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
سالاد الویه، سالاد محبوب و خوشمزهای که متاسفانه سِروِش توی رستوران و تالارها ممنوع شد. برای مسافرت، مهمونیها، عروسیها، جشن تولدها، تغذیه بچهها، مصرف میشه. بعد از مهمونی اگر هر غذایی بمونه، ولی محاله یه قاشق از الویه اضافه بیاد. هرکس یه جور درستش میکنه. یا نخودفرنگی یا هویج یا خامه بهش اضافه میشه. اما من با زیتونش رو بیشتر دوست دارم. تنها غذاییه که با هر نونی بخوری، خوشمزه است؛ سنگک، تافتون، بربری، لواش، فانتزی.
هروقت الویه درست میکنم، محاله یاد اون شیرینکاری که انجام دادم نیفتم. با اینکه از یادآوریش ناراحت میشم اما مثل یک خاطره خوش برام باقی مونده. داشتم برای افطار، سالاد اولیه درست میکردم. همیشه یه دونه تخممرغ اضافه میگذاشتم برای اینکه وقتی محمدمهدی اومد پیشم، توی آشپزخانه، بهش بدم بخوره. البته خودم هم یه ناخنکی میزدم، چون عاشق تخممرغم. همانطورکه در حال رنده کردن تخممرغها بودم یه مرتبه مهدی از راه رسید. گفتم: "الهی! الان روزه است، نمیتونم بهش بدم." اونقدر حواسم پرتش شد که یادم رفت خودم هم روزهام. فوری یه تیکهاش را گذاشتم دهنم که تا من رو ندیده، بخورم. یهو یادم افتاد روزهام! دیگه میتونید حالم رو تصور کنید. شنیدهام که اگر یه پرس غذا هم بخوری و حواست نباشه، اشکالی نداره ولی خب مزه شیرین روزه آن روز از دست دادم. وقتی برای بچهها تعریف کردم، اونقدر خندیدند که نگو.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، خاطره، تغذیه [ سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶ ] [ 21:41 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||