|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
درختی که بیهزینه، با ورودش به صفای باغچهام اضافه کرد و با میوه شیرینش، حالم رو جاآورد. یه روز دیدم از کنار باغچه، یه جوونه سر از خاک بیرون آورده. اول فکر کردم علفه. بعد از یک هفته دیدم ساقهاش ضخیمه، به گیاه هرز شبیه نیست. رهاش کردم به حال خودش تا ببینم چطور میشه. همینطوری برای خودش رشد میکرد و بزرگ میشد. وقتی شروع کرد به برگدهی، متوجه شدم که درخت انجیره. خدایا! این از کجا سبز شده اینجا؟! هی بزرگ و بزرگتر شد. وقتی به حدود 1.5 متر رسید، شروع کرد به میوهدادن. انجیرهای قرمز و خوشگل و بسیار شیرین. اما، من همچنان متحیر بودم از ورود یه همچین مهمان سرزده ولی خوشمزهای. بالاخره یه روز متوجه شدم، همسایهمون توی حیاطش درخت انجیر داره. قدرتی خدا، ریشهاش از داخل زمین به حیاط من نفوذ کرده و از باغچه سردرآورده بود. یک سالی که گذشت نمیدونم چی باعث شد که درخت رو قطع کنند، ولی خبر نداشتند که نسلش توی حیاط من با آرامش برای خودش زندگی میکنه. درختی با میوه پرخاصیت و مفید. از میوهاش، مربای خوشمزهای میتونیم تهیه کنیم. بعد از شستشوی انجیرها، با خلال دندان در بدنه هر یک سوراخ کوچکی ایجاد میکنیم تا شکل ظاهریش از دست نره. آب و شکر را مخلوط کرده، میجوشانیم و بعد، انجیرها را به آن اضافه کرده و بدون اینکه درِ قابلمه را بگذاریم، تا زمان تغییر رنگ انجیرها منتظر میمانیم. مربای مطبوع انجیر، به همین سرعت حاضر میشود.
موضوعات مرتبط: طبیعت و محیط زیست، خاطره، تغذیه [ جمعه ۸ آذر ۱۳۹۲ ] [ 16:15 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||