|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
من هم مانند همه عاشقان و دوستداران آقا امام زمان عج براى ظهور ايشان بسيار دعا مىكنم و براى روزی كه جهان پر از عدل و داد شود و صلح و آرامش همهجا را فراگيرد، انتظار فرجشان را مىكشم. اما، حقيقتش را بخواهيد مايل نيستم در آن زمان زنده باشم. هرچند كه مىدانم اين اتفاق به این زودىها نمىافتد و به سن من و حتى بچههايم قد نمىدهد ولى با اين احوال، از اينكه زنده باشم و خدایى نكرده جزء افرادى كه مورد لطف و محبتشان قرار مىگيرند، نباشم و درنهايت، از اينكه عدهاى به ايشان ظلم كرده و آقا را به شهادت مىرسانند به خود مىلرزم. تعجب مىكنم و يا شايد حسادت مىورزم به افرادى كه آنچنان با شور و حرارت، مشتاق آمدن ايشان هستند و از آن سخن مىگويند. گويى رجايشان بيشتر از خوفشان است و يا بینهايت به خود مطمئناند!!! از گناهان كبيره و صغيره از هر نوعش مبرّی هستند و گويا براى مهمانى كه مرتبا براى ورودش سر و سينه مىزنند، تدارک حسابى ديدهاند تا بهخوبى از حضرتش استقبال كنند. انگار حتى زمان و مكان ظهور ايشان را هم مشخص كردهاند تا كارهايى كه مىخواهند انجام دهند.
خب، احساسات آنقدر زياد است كه گاهى عقل را تحتالشعاع قرار داده و فراموش مىشود كه ايشان در كنار ما حضور دارند و ما را ديده و از اسرار آشكار و نهان ما مطلعند. کسی، درحقيقت، مىتواند منتظر واقعى باشد كه تمام ويژگىهاى آن را داشته و از نظر اعتقادى و بعد نفسانى و رفتارى به اصلاح خود همت گمارده باشد. فقط مىتوان گفت ياللعجب! از اينهمه اعتمادبهنفس كه در ما نهفته!!!!
موضوعات مرتبط: دلنوشته، فرهنگی، مذهبی [ یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۹ ] [ 10:46 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||