خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

از لابه‌لای سخنان دکتر غفرانی:

تعریف موجود زنده چیست؟

1) موجودی که تحت‌تاثیر محیط قرار نگیرد. خودش و توانمندی‌های خودش را حفظ کند. در هر شرایطی خودش را شکوفا کند و بلکه حتی محیط را شبیه خودش می‌کند. مثل بلبلی که در هر محیطی ببریدش با همان قدرت می‌خواند.

2) موجودی که شش مورد در روی او اثر نمی‌گذارد: تهدید، تطمیع، توهین، تحقیر، استهزاء، تمسخر.

3) موجود زنده، احتیاج به چشم دیگران ندارد. یعنی عطر، زیبایی و رفتارش به‌خاطر دیگران خوب نیست، برای خودش خوب است.

4) موجودی که تمام رفتارهایش با تشخیص خودش و برای خودش است. مثل کودکی 5ساله که با تلفن برای خودش حرف می‌زند و ذوق و شوق زیادی دارد. چه کسی برای خودش نماز می‌خواند؟ برای خدا می‌خوانیم نه برای خودمان.

5) موجودی که در لحظه‌های حال، فعال است و حضور دارد. فضائلی که خدا بهش داده است را به‌کار می‌گیرد.

6) موجود زنده عاشق و تشنه نور است می‌خواهد همه چیز برایش روشن باشد و از تاریکی، شک، تردید و ابهام بدش می‌آید.

 

 

- مهمترین عامل توقف ما، تعلق ماست. تعلق یعنی دلبستگی و وابستگی، یعنی شرک. شرک یعنی تعلق به غیر خدا. برای دوام ابدی زندگی باید فقط انس با حق باشد. بهترین عبادت ترک عادت‌هاست.

-ما چیزی داریم که خدا ندارد: نیاز. شما نیاز را ابراز کنید، بدون وقفه خدا می‌دهد. یه اشکی یه مناجاتی بکن. این همه دارایی داریم: فقر ما. وقتی باور کنیم که فقیریم و هیچی نداریم، باید دائما در حال ابراز نیاز به او باشیم.

-اگر قرآن گفته هر امانتی را به دست صاحبش (اهلش) بدهید، پس انجام وظیفه نباید همراه با توقع باشد. اینکه دیگران وظیفه دارند که تشکر کنند فرق دارد با توقع داشتن ما. توقع‌نداشتن می‌شود همان که عمل، مخلصانه است. آدم بی‌توقع علامتش اینست که تلافی نمی‌کند. ترک وظیفه خجالت می‌آورد نه انجامش. اگر توجه به خالق باشد، اصلا خلقی را نمی‌بیند.

- ما نباید از کارهایمان در اینجا نتیجه‌ای بخواهیم. عجله‌ای نداریم ولی در آخرت نتیجه می‌خواهیم. چون درواقع، دنیا ظرفیتش را ندارد. همان‌طورکه حضرت سجاد ع می‌فرمایند که والله محالست در این دنیا بشود از هیچ مادری تشکر کرد.

- اطفال، چیزی که ندارند را می‌بینند، آرزو می‌کنند و می‌خواهند. پس همیشه حسرت نداشته‌ها را دارند. انسان‌های رشدیافته، داشته‌ها را می‌بینند. آنچه که هست را معلوم می‌گویند. معلم کسی است که این معلوم را در ذهن ما می‌آورد و علم می‌کند. یعنی ممکن است فردی بتواند تصور داشته باشد، ولی معلم باعث می‌شود که تصدیق هم کند. کار آدم عادی یا یک بچه، این است که از دیدن همه چیز مثل دوربین، تصویربرداری کند. طفل، تکاثر است؛ یعنی هر چیز در عالم هست، برای خودش می‌خواهد. ولی بالغ، کوثر است؛ یعنی خودش را به تمام عالم، بدهکار می‌داند. عاشق کارکردن است، چون باعث بروز خودش هست.

 

 

 


موضوعات مرتبط: فرهنگی
[ یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ ] [ 18:54 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.