|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
زندگی سیدجعفر شهیدی سیدجعفر شهیدی فرزند سیدمحمد سجادی که از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبی ایران بهشمارمیرفت، در سال ۱۲۹۷ ه.ش.، در یکی از محلات قدیمی شهر بروجرد به دنیا آمد. وی دوران تحصیل ابتدایی و اندکی از متوسطه را در این شهر و سپس ادامه آن را در تهران به انجام رساند. شهیدی ابتدا به نام سجادی معروف بود که بعدها تغییر شهرت داده و با نام شهیدی در مراکز علمی و دانشگاهی شهرت پیدا کرد. در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی و فقه و اصول راهی نجف شد و تحصیلات حوزویاش را در شهر نجف که شهر علم نام داشت، تا حد رسیدن به درجه اجتهاد که درجه بسیار بالایی در حوزه علمیه محسوب میشود، بالا برد.
شهیدی پس از آن چند سالی را در عوالم طلبگی در قم سپری و از محضر آیتالله محمد علی لطفیان سرگزی، آیتالله بروجردی و بسیاری از مراجع و بزرگان دینی استفاده کرد. اما، بعد از هشت سال، بیماری او را به ایران بازگرداند. هر هفته باید خود را به پزشک نشان میداد و درنتیجه از رفتن به حوزه بازمیماند. برای گذران زندگی و بهمنظور ترجمه متون عربی، نزد دکتر سنجابی (وزیر فرهنگ وقت) میرفت. اما به او اشتغال به تدریس پیشنهاد شد. سپس در دبیرستان ابومسلم مشغول به تدریس شد و با توجه به اهمیت مدرک تحصیلی در میزان حقوق، بدون شرکت در کلاسها، لیسانس الهیات را با بهترین نمرهها میگیرد. برخورد با محمد معین، باب آشنایی وی را به حضور علیاکبر دهخدا فراهم کرد و بعد از تشکیل مؤسسه لغتنامه دهخدا، معاونت سازمان رابهعهده گرفت. سپس علامه دهخدا از سیدجعفر شهیدی دعوت به همکاری کرد و در نامهای به دکتر آذر (وزیر فرهنگ وقت) نوشت: «او اگر نه در نوع خود بینظیر، ولی کمنظیر است.» دهخدا در این نامه میخواهد که به جای ۲۲ ساعت، به او شش ساعت تدریس اختصاص دهند تا بقیه وقتش را در لغتنامه دهخدا بگذراند. مدتی اینگونه میگذرد، تا سال ۱۳۴۰ که با مدرک دکتری به دانشگاه منتقل میشود. تدریس در دانشگاه تا حدود سال ۱۳۴۵ ادامه پیدا میکند، اما بعد با ناامنی دانشگاه، دانشجویان خود را به لغتنامه میبرد.
پس از سالها، تا پایان عمر وی هنوز دانشجویانش چهارشنبهها به دفتر وی در مؤسسه لغتنامه دهخدا میرفتند و با شهیدی جلساتی را داشتند. بعد از مرگ محمد معین، شهیدی مسؤولیت اداره سازمان لغتنامه دهخدا را برعهده گرفت. او در زمینههای ادبیات عرب و فارسی استادی بنام بود و درک محضر و همنشینی با استادانی نظیر بدیعالزمان فروزانفر، دهخدا، جلالالدین همائی و محمد معین اعتبار علمی و معنوی او را دو چندان کرد. او همچنین دوستی نزدیک و ارتباط علمی با سیدموسی صدر در ایران، بیروت و قاهره داشت. شهیدی اولین کتابش را در نجف در رد احمد کسروی نوشت، هرچند بر خوببودن کارهای تاریخی او (تاریخچه چپق و قلیان، مشعشیان و …) تأکید داشت. دیگر کتابش، سه جلد «جنایات تاریخ» توسط ساواک توقیف شد، اما بعدها بعضی مطالب انتقادی را از چاپ بعدی حذف کرد.
از راست به چپ: پل ششم و سیدحسین نصر و سیدجعفر شهیدی
وی داماد استاد سیدغلامرضا سعیدی از نویسندگان معاصر بیرجندی بود. در سال ۱۳۶۹ برای ترجمه نهجالبلاغه، مجموعه سخنان امام اول شیعیان و در سال ۱۳۸۵ ه.ش.، برای نگارش کتاب تاریخ تحلیلی اسلام برنده جایزه کتاب سال ایران شد. شهیدی در ساعت ۱۱ صبح یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۸۶ (۱۲ ژانویه ۲۰۰۸) از دنیا رفت. دکتر شهیدی در سال ۱۳۷۴ منزل مسکونیاش را به شهرداری نارمک واگذار کرد و این خانه در همان سال به کتابخانه عمومی دکتر شهیدی تبدیل شد. پس از مرگ وی اتاقی در این کتابخانه به موزه نگهداری برخی از آثار او اختصاص داده شد. پیکر وی صبح روز چهارشنبه بیستوشش دی ۱۳۸۶ از برابر بنیاد لغتنامه دهخدا به سمت دانشگاه تهران تشییع و در امامزاده عبدالله (شهرری) دفن شد. سیداحسان شهیدی، فرزند دکتر شهیدی، از طلاب حوزه علمیه قم بود که با آغاز جنگ ایران و عراق داوطلبانه به جبهه رفت و شهید شد. پیکر او هیچگاه شناسایی نشد و در زمره شهدای گمنام و مفقودالاثر باقی ماند. در سالهای بعد از فراق فرزند، دکتر شهیدی زیر بار هدایای ارسالی از بنیادشهید نمیرفت. در یکی از این موارد مرقومهای به مسئولین مربوطه جهت عودت یخچال اهدایی ارسال کرد که متن آن به روایت فرزندش چنین است:
سمتها
منبع: سیدجعفر شهیدی
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی [ شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ ] [ 9:48 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||