|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
چهارم كسى است كه بر اثر حقارت و پستى و نداشتن وسيلهاى كه به مقام رياست برسد، از خواستن آن مقام خانهنشين گرديده است و چون دسترسى به آرزوهاى خود ندارد، بههمان حالى كه مانده، خويش را قانع نشان داده، به لباس اهل زهد و تقوى زينت میدهد، و حالآنكه نه در اندرون خود كه شب آرام میگيرد و نه در بيرون كه روز بهسرمیبرد اهل قناعت و زهد نيست و مردانى چند، باقى ماندهاند كه ياد روز بازپسين، چشمهاى ايشان را پوشانده است، و از بيم آن روز، اشكشان جارى است. پس بعضى از آنها رانده و رميدهاند و جمعى ترسناک و خوار، و برخى خاموش و دهنبسته ماندهاند و بعضى از روى اخلاص و راستى دعوت میكنند و گروهى اندوهگين و رنجورند، و تقیه و پنهانشدن (از دشمنان) ايشان را گمنام كرده و ذلت و خوارى آنان را فراگرفته، پس ايشان در درياى شور فرورفته، دهانشان بسته و دلشان زخمدارست، و مردم را پند دادهاند تا اينكه ملول و رنجيده شدند و بر اثر مغلوبیت، ذليل و خوار گشته، كشته گرديدند تا اينكه كم شدند. پس بايد دنيا در نظر شما كوچكتر باشد از تفاله برگ درخت سلم و از خردهريزهایى كه از مقراض میافتد و پند گيريد از احوال پيشينيان، پيش از آنكه آيندگان از حال شما پند گيرند، و رها كنيد دنيا را كه مذموم و ناپسنديده است، زيرا دنيا به كسی كه بيش از شما به آن علاقه و دوستى داشته، وفاء ننموده.
موضوعات مرتبط: مذهبی [ یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶ ] [ 15:54 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||