خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

دوران کاری خشرو شکیبایی

تئاتر

خسرو شکیبایی فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و به‌صورت کاملا حرفه‌ای بازیگر تئاتر شد. از جمله نمایش‌هایی که وی در آن‌ها ایفای نقش نموده‌ است، می‌توان به سنگ و سرنا، همه پسران من، شب بیست‌ویکم و بیا تا گل برافشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدان‌ها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد.



سینما

خسرو شکیبایی نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه و ۱۶ میلی‌متری «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. در سال ۱۳۶۱ در حالی که مشغول بازی در نمایش «شب بیست‌ویکم» بود، مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش‌آفرینی‌هایی کرد. از جمله در فیلم‌های دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما پس از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبان‌ها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.

او برای بازی در فیلم کیمیا (احمد رضا درویش، ۱۳۷۳) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او سومین سیمرغ خود را هم برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم سالاد فصل (فریدون جیرانی) گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد) بود. خسرو شکیبایی آخرین جایزه‌اش را از ششمین جشن ماهنامه «دنیای تصویر» برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد. پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در فیلم کیمیایی، در فیلم حکم (۱۳۸۳)، باری دیگر در فیلم وی در کنار عزت‌الله انتظامی ایفای نقش کرد. در ۹ تیرماه ۱۳۸۷ در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت. او همچنین در بیست‌وششمین دوره جشنواره فیلم فجر، بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بود.



تلویزیون

خسرو شکیبایی در سال ۱۳۵۴، یعنی یک سال بعد از اولین حضور خود در فیلم کوتاه «کتیبه»، به دعوت محمدرضا اصلانی در سریال سمک عیار ایفای نقش کرد و پس از آن در سریال‌هایی چون لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، آواز مه، تفنگ سر پر و در کنار هم بازی کرد. خسرو شکیبایی در چند فیلم تلویزیونی هم حضور یافت. آخرین نقش‌آفرینی این هنرمند در فیلم تلویزیونی پیوند (سعید عالم‌زاده) و آخرین نمایش فیلمش، آشیانه‌ای برای زندگی (حمید طالقانی) بود که به مناسبت روز پدر از تلویزیون پخش شد.


صداپیشگی

خسرو شکیبایی ۵ سال پس از ورود به تئاتر، یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفه دوبلوری شد و مدت کوتاهی نیز در زمینه دوبله به فعالیت پرداخت. شاخص‌ترین اثر سینمایی که خسرو شکیبایی در آن صحبت کرد فیلم شعله بود که در آن به جای پیرمرد مسلمان ده ایفای صدا نمود. او علاوه‌بر هنرنمایی در نقش آفرینی سینما و تئاتر و تلویزیون، برخی از سروده‌های فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، سیدعلی صالحی و محمدرضا عبدالملکیان را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.



مرگ

خسرو شکیبایی در ساعت ۴ صبح جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در اثر ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن شد. او مدت‌ها از عارضه دیابت و همچنین سرطان کبد رنج می‌برد. در پی این رویداد، محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران، غلامعلی حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و عزت‌الله ضرغامی، رئیس سازمان صداوسیما، پیام تسلیت صادر کردند، همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیام تسلیت محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران را در مراسم تشییع پیکر «خسرو شکیبایی» اعلام داشت.


منبع: خسرو شکیبایی











خاطره‌ای از مرحوم خسرو شکیبایی

"مادر من در آن زمان هرچه نوزاد به دنيا آورده بود، يا سر زا رفته بودند و يا در همان كودکی فوت كرده بودند ... مادر من واقعا زنی معتقد و مومن بی‌ريا بود. به‌طوری‌كه اكثر اوقات به‌خاطر یک سنتی كه اسمش را به ياد ندارم، قرآن به‌ سر می‌گذاشت و با یک پا نماز می‌خواند. به اعتقاد مادر، تنها گناه كبيره‌ای كه انجام داده بود و به‌خاطر آن مدام رو به درگاه خدا گريه‌وزاری و توبه می‌كرد، اين بوده كه در كودكی برای عبور از خيابان، پاسبانی دست او را گرفته و از خيابان عبورش داده بود.

با اين طرز تفكر و اعتقاداتش بود، كه یک روز رو به درگاه خداوند می‌كند و خطاب به او می‌گويد: خدايا! ... پروردگارا! ... خودت شاهدی كه هرگز (جز یک بار) قصور از فرمان تو نكرده‌ام. و شب و روز به عبادت مشغول بودم. آيا اين عدالت است كه ... من تمام نوزادانم را از دست بدم؟ خدايا! تنها خواهشم از تو اين است كه تنها یک پسر به من بدی ... پسری که سیاه باشه ... زشت باشه ... اما سالم باشه ... و بدين‌سان خدا دعای اين زن مومن را پذيرفت و بعد از سال‌ها، عاقبت فرزندی سياه، زشت و سالم به نام خسرو به او اعطاء كرد ... پسری، كه در فاميل شكيبایی، تنها اوست كه پوستی تيره دارد."


موضوعات مرتبط: مشاهیر، هنری
[ چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ] [ 23:19 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.