خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

همسر عموی پدرم، خانم مؤمنه بااخلاقی بود. اون‌قدر قرآن می‌خوند که روی صورتش اثر گذاشته و نورانی شده بود. همه، بدون اینکه فکر کنند چرا، براش احترام زیادی قائل بودند. کم حرف می‌زد و همیشه تبسمی روی لب‌هایش بود. یه روز صدایم زد و من از اینکه باهام کاری داره خوشحال، رفتم پیشش. دست‌هام رو توی دست‌هاش گرفت و شروع به صحبت کرد در مورد انواع هنر و توانمندی‌ها، با بردن نام هرکدوم هم یک انگشتم رو خم می‌کرد. به آخری که رسید گفت این اخلاقه، اگر نداشته باشی تمام این هنرهایی که گفتم رو ازبین‌می‌بره. اون‌موقع خوشحال بودم از اینکه با من صحبت می‌کنه و یه پندی از زندگی رو هم بهم یاد میده. خیلی متوجه گفته‌هاش نشدم.

 

 

بعدها که بزرگتر شدم و خوب بهش فکر کردم دیدم منظورش از اخلاق، مهربون‌بودن و حرف‌های خوب‌زدن نیست، بلکه به این معنیه که آدم در تحصیل، کار، با خانواده در روابط اجتماعی و اقتصادی، خلاصه در همه زمینه‌های زندگی، اخلاقیات خاصی داشته باشه که اون فرد رو در میان مردم، منحصربه‌فرد کنه. بارها شاهد بوده‌ام که کسی که یک‌ چنین صفتی داره تا چه حد موفقه، به‌خصوص در کار. مثل فروشنده‌ای که مراجعه‌کنندگان زیادی داره. همچنین مثلا در خانواده، داشتن یک محیط شاد در خانه به‌سادگی به‌دست نمیاد، حتما تدبیری پشتش هست. خانم ملیحه قیاسی، روحتون شاد، به‌خاطر این نصیحت کاربردی، همیشه ممنونتون هستم؛ چون اخلاق خوب، کلید هر قفلیه.

 

آدرس اینستاگرام من

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: خاطره
[ پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰ ] [ 11:36 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.