خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

رابطه انسان و اخلاق در قرآن

اخلاق، سير باطنی انسانی كه موجودی متفكر و مختار است، به دو عنصر اصيل «انديشه صحيح» و «گرايش راستين» وابسته است. قرآن كريم هم انديشه و نيازهای علمی بشر را با اقامه براهين قاطع تأمين می‌‏كند و هم گرايش درست او را با تبشير و انذار، تشويق و توبيخ، وعد و وعيد، مدح و قدح تضمين می‌كند و او را از اين جهت تربيت می‌كند و می‌‏پروراند. تا مطلبی برای انسان مبرهن نشودف حاضر نيست براساس آن حركت كند و يا اگر مطلبی مبرهن شود ولی مورد پذيرش و گرايش عقل عملی او قرار نگيرد، باز راكد و ساكت است و حركت نمی‌‏كند.

 

سرّ اهتمام قرآن به گرايش انسانی

ازآن‏جاكه تأثير گرايش و جناح عقل عملی بيش از عقل نظری است، قرآن كريم به جنبه عقل عملِ بيش از جنبه عقل نظری بها می‌‏دهد و سرّ اهتمام فراوان قرآن به آن را می‌‏توان با مطالعه در آيات استنباط كرد. گرچه قرآن براهين و ادلّه مُتقَنی برای اثبات اصول كلی دين مانند توحيد، وحی، رسالت و نبوت، تدوين و اقامه می‌‏كند، ولی بيشترين سخن قرآن از بهشت و جهنم، تشويق و توبيخ، مدح و قدح، ثواب و عقاب، اطاعت و عصيان و امرونهی است. همه امور يادشده برای گرايش عقل عملی است انسان بعد از اقامه برهان به آن‌ها گرايش پيدا كند.

 

 

زيرا بسياری از افراد، مسائل علمی را به‌خوبی درک می‌‏كنند؛ ولی در مقام عمل، كمبودی دارندف چون رام‌كردن عقل نظری با اقامه برهان چندان دشوار نيست؛ اما به دام‌كشيدن عقل عملی دربخش جهش و ايمان، كار بسيار دشواری است. چون شيطان همان‌‏گونه كه برای عقل نظری، وهم و خيال را دام قرار می‌‏دهد؛ برای عقل عملی نيز دام‌های فراوانی دارد و «نفس امّاره بالسّوء» از بزرگ‌ترين ابزارها و وسايل شيطان به‌شمارمی‌‏رود. ازاين‌رو، ذات اقدس اله، قرآن كريم را در اين مسير قرار می‌‏دهد كه همه نيازها را برطرف كند، تاعالمان دين‌شناسِ ما ديندار و مؤمنان دينْ‌باور، خردمند و فرزانه گردند. برای تأمين اين هدف، قرآن كريم از مثال‌های گوناگون، قصه‌‏های انبيا و أمم و قبايل پيشين، سرگذشت تبهكاران و سرنوشت پرهيزكاران استفاده می‌کند. 

 

نياز عمومی به بحث‌های عقل عملی

به دو دليل نياز جامعه انسانی به بحث‌های عقل عملی، بيش از عقل نظری است. دليل اول اينست كه آن برهان‌های قاطع عقل نظری در دسترس فهم همه مردم نيست. برهان‌هایی كه به‌صورت «قياس استثنايي» يا «اقترانی» در قرآن و روايات آمده، كم نيست؛ اما برای توده مردم مقدور نيست كه آياتی مانند: (هو الأوّل والآخر والظاهر والباطن) [سوره حديد، آيه ۳] يا (هو معكم أين ما كنتم) [سوره حديد، آيه ۴] يا (لو كان فيهما الهة إلاّ الله لفسدتا) [سوره انبياء، آيه ۲۲] را درک كنند؛ درحالی‌كه قرآن، (هدی للنّاس) [سوره آل‌عمران، آيه ۴] است و برای همه مردم نازل شده است. ازاين‌رو، در برخي از روايات آمده است كه چون در آخرالزّمان اقوام متعمّقی می‌آ‌يند، ذات اقدس اله سوره مباركه (قل هو الله أحد) و آيات نخستين سوره حديد تا (و هو عليم بذات الصدور) را نازل كرده است [«إنَّ الله عزّوجلّ علم أن يكون فی آخرالزمان أقوام متعمقون ... » (كافی، ج ۱، ص ۹۱، ح ۳)].

دليل دوم اينست كه همه انسان‌ها، اعم از علما و خواص و توده مردم و اعم از كسانی كه با براهين عقلی آشنايند، كسانی كه از اقامه براهين تفصيلی ناتوانند نيازمند به مسائل عقل عملی هستند و همراه جاذبه و دافعه حركت می‌‏كنند و به‌همين جهت، مسأله بشارت به بهشت و ترس از دوزخ، در قرآن كريم مكرر، ذكر شده و اين بخش از قرآن فراگيرتر از بخش نظری است. سنت معصومان ع نيز، براساس همين اصل، حركت می‌‏كند؛ يعنی در روايات، ترغيب و ترهيب بيش از براهين عقلی است. ادلّه عقلی كه روايات اقامه می‌‏كنند در حدّنصاب است؛ ولی بخش‌هایی كه مربوط به عقل عملی و ايجاد جاذبه، موعظه، نصيحت و ... است نصاب‌پذير نيست؛ همان‏‌گونه كه ذكر خدا نصاب‌پذير نيست: (يا اَيّّها الّذين آمنوا اذكروا الله ذكراً كثيراً‌ و سَبِّحُوهُ بكرةً وأصيلا‌) [سوره احزاب، آيه ۴۱ ـ ۴۲].

 

برگرفته از: کتاب مبادی‏ اخلاق ‏در قرآن

 


موضوعات مرتبط: مذهبی، کتاب
[ شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 13:13 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.