|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
دو هفته مونده بود به آخر سال، یکی از بچهها گفت: "داره عید میشه و من هنوز یه سری از کارهام مونده. با اینکه خیلی دقیق برنامهریزی کرده بودم ولی چند اتلاف وقت ساده، اثر خودش رو گذاشت و باعث شد که من از کارم عقب بیفتم. دلم میخواست تا قبل از تحویل سال، همه برنامهام به نتیجه رسیده باشه و برم سراغ کارهای جدید برای سال جدید." توی دلم گفتم خدا رو شکر، وقت داره که اونور سال، لابلای کارهای جدیدش، به قبلیها هم، اورژانسی، برسه، ولی آدمی مثل من که شمارش معکوس براش شروع شده و میدونه که چند تا از کارهای مهمش هنوز مونده و وقت نداره، باید چکار کنه؟ هر لحظه ممکنست بانگ برآید که خواجه برفت
موضوعات مرتبط: دلنوشته، خاطره [ سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰ ] [ 19:37 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||