خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


دو هفته مونده بود به آخر سال، یکی از بچه‌ها گفت: "داره عید میشه و من هنوز یه سری از کارهام مونده. با اینکه خیلی دقیق برنامه‌ریزی کرده بودم ولی چند اتلاف وقت ساده، اثر خودش رو گذاشت و باعث شد که من از کارم عقب بیفتم. دلم می‌خواست تا قبل از تحویل سال، همه برنامه‌ام به نتیجه رسیده باشه و برم سراغ کارهای جدید برای سال جدید."

توی دلم گفتم خدا رو شکر، وقت داره که اون‌ور سال، لابلای کارهای جدیدش، به قبلی‌ها هم، اورژانسی، برسه، ولی آدمی مثل من که شمارش معکوس براش شروع شده و می‌دونه که چند تا از کارهای مهمش هنوز مونده و وقت نداره، باید چکار کنه؟ هر لحظه ممکنست بانگ برآید که خواجه برفت ولی دیدم مهم اینه که توی سالی که گذشت، قلبم آرومه که کسی رو آزار و اذیت کردم و حقی رو ناحق. مال شبهه‌ناک هم نخورده و وارد زندگیم نکردم. همین برای آدم بس که اگر کارهای نیمه‌تمام زیادی داشته باشه اما حق‌النّاسی به گردنش نیست و عید رو با وجدانی راحت، جشن می‌گیره. در حقیقت، سال تموم میشه و به قول قدیمی‌ها فقط روسیاهیه که به زغال می‌مونه. بعدش هم زمان اون می‌رسه که سالی یک بار دم عید بپرسم که برای دنیا و خودتون و بشریت چه کردید؟ و آن‌ها هم با جیغ بلندی شروع می‌کنند به خندیدن و به دنبال ارائه جوابی به من از کارهایی که در طول سال انجام داده‌اند، می‌افتند.


آدرس اینستاگرام من


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، خاطره
[ سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰ ] [ 19:37 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.