خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

غلامحسین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در نهادهای مختلف فعالیت می‌كند یک بار نیز به‌عنوان خبرنگار سفر پانزده روز به لبنان و اردن انجام می‌دهد و گزارش تحلیلی جامعی از وضع نابسامان مسلمانان آنجا می‌كند. خردادماه 1358 دیپلم ادبی می‌گیرد و در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول می‌شود. وی در دانشگاه، نقش مؤثری در مقابله با توطئه‌های ضدانقلاب ایفا می‌كند. باقری اوایل سال 1359 به عضویت سپاه درمی‌آید و در واحد اطلاعات مشغول خدمت می‌شود. در این واحد بود كه نام مستعار حسن باقری برایش انتخاب می‌شود.

 

 

فعالیت‌های شهید در دوران دفاع مقدس

غلامحسین باقری اول مهرماه 1359، همراه تعدادی از پاسداران راهی جبهه‌های جنوب می‌شود. در بدو ورود به اهواز، اقدام به راه‌اندازی واحد اطلاعات و عملیات رزمی، برای دستیابی به اطلاعات دقیق از موقعیت دشمن می‌كند. او خود شخصا همراه دیگر نیروهای اطلاعاتی، به شناسایی مواضع نیروهای عراق می‌پردازد. در برخی موارد تا عقبه دشمن نفوذ می‌كند. باقری توان، هوش و استعداد شگرفی در تحلیل اطلاعات دشمن از خود نشان می‌دهد: به‌طوری‌كه در اغلب مواقع، تحركات احتمالی دشمن را پیش‌بینی می‌نماید. اقدام‌های پیگیر و اساسی او در زمینه اطلاعات، به راه‌اندازی واحد اطلاعات‌عملیات در ستاد عملیات جنوب منتهی می‌شود. نیروهای این واحد، در كمتر از سه ماه، در همه محورهای جنوب، با تمام قدرت مستقر می‌گردند و به‌عنوان چشم فرماندهی، در محورهای مختلف عمل می‌كنند.

از دیگر اقدام‌های مفید شهید باقری، تشكیل بایگانی اسناد جنگ، ترجمه اسناد و شنود بی‌سیم دشمن است كه هركدام نقش ارزنده‌ای در جنگ ایفا می‌كند. همچنین طراحی گردان‌های رزمی و سازماندهی آن‌ها از كارهای خوب او محسوب می‌شود. شهید باقری، به‌دلیل برخورداری از توانمندی فكری و شهامت نظامی در دی‌ماه 1359 به‌عنوان یكی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب می‌شود و در شكست محاصره سوسنگرد، فرماندهی عملیات امام مهدی ع را می‌پذیرد. در فتح ارتفاعات الله‌اكبر و دهلاویه نقش بسیار ارزنده و مهمی ایفا می‌كند. در اجرای عملیات فرمانده كل قوا شركت می‌جوید و در این عملیات، به‌عنوان فرماندهی لایق و كاردان شناخته می‌شود. در عملیات ثامن‌الائمه، فرماندهی محور دارخوین را به او می‌سپارند و در شكست حصر آبادان در طراحی و سازماندهی عملیات و كسب اخبار و اطلاعات از دشمن، نقش مؤثری ایفا می‌كند.

 

 

در عملیات طریق القدس، برای اولین بار قرارگاه مشترک نصر میان سپاه و ارتش ایجاد و شهید باقری به‌عنوان فرمانده قرارگاه نصر منصوب می‌شود و در عملیات فتح المبین، بیت المقدس و رمضان، با لیاقت و شایستگی تمام، انجام وظیفه می‌كند. پس از پایان عملیات رمضان، از سوی فرماندهی كل سپاه، به سمت فرماندهی قرارگاه كربلا و جانشین فرماندهی كل در قرارگاه‌های جنوب منصوب می‌شود. پس از شكل‌گیری سازمان رزمی سپاه، با توجه با توان و تجربه‌های كه شهید باقری داشت، به‌عنوان جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه پاسداران برگزیده می‌شود و بنیان یک یگان رزمی استوار و شكست‌ناپذیر را بنا می‌نهد.

 

ویژگی‌های اخلاقی

شهید باقری، فردی باتقوا، هوشمند، مبتكر و درعین‌حال، متواضع و فروتن بود. در شرایط سخت، صبر و بردباری را ازدست‌نمی‌داد. شجاعت و شهامت وی زبانزد بود. او همواره نیروها را به وحدت و هماهنگی دعوت می‌كرد و در این زمینه، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌كرد. هرجا كه به او نیاز بود، به‌سرعت در صحنه حضور می‌یافت. او فردی خودساخته و وارسته بود. نسبت به حفظ بیت‌المال، حساسیت خاصی داشت. در تمام كارها فقط رضای خدا را درنظرداشت و همه تلاشش برای جلب حضرت حق بود. در جبهه به نام سقای بسیجیان معروف بود. آنان را خیلی دوست داشت. در ورای شخصیت نظامی، روحی لطیف داشت كه سرشار از مهر و عطوفت و ازخودگذشتگی بود. برخی تعجب می‌كردند كه با این رقت قلب، چگونه می‌جنگد. این‌ها همه نشانگر روح بزرگ او بود كه همه صفات نیک را یكجا داشت.

 

 

شهادت

چگونگی شهادت این فرید عرصه‌های نبرد، با تمام خصلت‌های خوب و والای انسانی، برای اقدام‌های نظامی خود، در پی معشوق و معبودش بود و سرانجام به وصل جانان رسید و از آلام دنیا رهید. شهید باقری میقاتش را در جبهه‌ها یافته بود. ازاین‌روی، ماندن در جبهه را به رفتن سفر حج در سال 1361 ترجیح داد. روز 9 بهمن 1361، روز میعاد شهید باقری بود و شناسایی، ضیافتی برای یک ملاقات جاودانه. پنج روز دورماندن از جبهه‌ها، حتی اگر برای زیارت كعبه باشد، شاید برای شهید باقری زیاد بود.

 

 

خصوصیت منحصربه‌فرد حسن باقری

حسن باقری یکی از فرماندهانی بود که در پی تحول در شیوه نبرد بود و توانست آن را گام‌به‌گام به مرحله اجرا درآورد. پس از تفحص در گفتارها، مشاهده می‌شود فرماندهانی که با وی در ارتباط بوده‌اند، از سه منظر «سلوک فردی»، «فرماندهی بر نیروها» و «قدرت تفکر نظامی»، او را ستایش کرده‌اند:

۱- او فرماندهی در میدان جنگ را با تعهد و اعتقاد دینی درهم‌آمیخت و توانست یکی از فرماندهان صاحب‌سبک در نبردها باشد. او خودسازی انقلابی را از سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز کرد. این خودسازی و تربیت درونی، موجب شد تا بتواند از تزکیه روح در ارائه شیوه‌های الهی در فرماندهی بهره جوید. او براساس آموزه‌های دینی که انقلاب اسلامی ایران آن را متبلور ساخت، فرماندهی کرد. این نوع فرماندهی موجب شد که حرکات و راه و روش خود را با مبانی دینی هماهنگ کند.

 

 

۲- قدرت تفکر و طراحی و ارائه شیوه‌های نو در نبرد و همچنین قدرت تجزیه و تحلیل قوای خودی و دشمن، از مشخصه‌های او برشمرده شده است. شهید «مهدی زین‌الدین» دراین‌باره چنین گفته است: «از جهت قدرت فکری، قدرتی داشت که می‌توانست همه مسائل را تجزیه و تحلیل و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کند که در توان کسی نبود. این ذهن خلاق و روشن او بود که خیلی از طرح‌های جدیدی را که به فکر دیگران نمی‌رسید، مطرح می‌کرد».

حسن باقری از کسانی بود که با قدرت بالا در تجزیه و تحلیل، شیوه نبرد را براساس واقعیات پیشرو تعیین می‌کرد؛ آنچنان که سه ماه پس از آغاز جنگ و در اوج ناامیدی فرماندهان نظامی نوشت: «باید به خود جرأت داد که این نوع جنگیدن به درد نمی‌خورد و لازم است که استراتژی این جنگ عوض شود.» (دست‌نوشته‌ها) شیوه‌های نوین جنگی که براساس مقدورات و با حضور داوطلبان جنگی پِی‌ریزی شد، توانست روند جنگ را از حالت رکود خارج کند و عملیات پیروزمند بعدی براساس این شیوه‌ها طراحی و اجرا شد. او از ارکان تغییر شیوه نبرد با دشمن بود.

 

 

۳- در بررسی و شناخت فرماندهان جنگ هشت‌ساله، عمدتا به دو گروه برمی‌خوریم. یک گروه در صحنه‌های ستادی و طراحی نبرد هنرنمایی کرده‌اند. این گروه در قرارگاه‌ها حضور داشتند و کمتر در میان مردم عادی شناخته شده‌اند. به همین دلیل، با اینکه در دوران پس از جنگ نام فرماندهان شهید بسیار برده شده، اما نام این گروه کمتر به میان آمده است. از سوی دیگر، عده‌ای در صحنه نبرد توان رهبری نمایانی داشتند. این فرماندهان، به‌خاطر اینکه با نیروهای مردمی ارتباط زیادی داشتند و همچنین به‌دلیل شجاعت، صمیمیت با نیروهای تحت امر، برخورداری از روحیه دینی و مردمی و قابلیت‌های فرماندهی در صحنه جنگ، شناخته‌شده هستند.

قیافه و اندام لاغر او چنان بود که در نگاه اول، کسی تصور نمی‌کرد بتواند در صحنه جنگ قاطعانه فرمان براند؛ اما نشان داد که در کشاکش نبرد، صریح‌ترین و قاطعانه‌ترین تصمیم‌ها را گرفته که حتی برای نزدیکترین کسان او نیز غیرمنتظره بوده است؛ به‌طوری‌که سردار «محمد باقری» روایت می‌کند: «در مرحله دوم عملیات رمضان، برای یکی از گردان‌های عمل‌کننده، حادثه‌ای پیش آمد. آن گردان در محاصره دشمن قرار گرفته بود. در قرارگاه نصر، حسن بی‌سیم رده گردان را هم گوش می‌کرد. احساس کرد یکی از گردان‌ها زیادی پیش رفته و ممکنست به محاصره بیفتد. به فرمانده یگانش تذکر داد. همینطور هم شد و گردان به محاصره افتاد.

 

 

شروع کرد به صحبت با فرمانده تیپ و پرسید: الان کجا هستی؟ گفت که در مقر تیپ هستم. گفت: باید بروی از موانع عبور کنی، وارد صحنه نبرد شوی و این گردان را از محاصره نجات دهی و تا خودت نروی، این اتفاق نمی‌افتد. این گردان متوجه نیست و اگر بگویی در محاصره است، ممکنست دستپاچه شود و وضع را خراب‌تر کند. آن فرمانده تیپ استدلال آورد که نیازی نیست من بروم و دارم توپخانه را هماهنگ می‌کنم، کار دارم و ... برای من عجیب بود، به کسی که حداقل دو سال بود شبانه‌روز در جنگ با هم بودند و همدیگر را خوب می‌شناختند، حکم کرد: اگر همین الان از سنگرت راه نیفتی و به سمت خط نروی و این گردان را نجات ندهی، با تو برخورد می‌کنم. من الان می‌آیم آنجا، تو نباید در سنگرت باشی؛ یا می‌روی در محاصره و به‌همراه گردان شهید می‌شوی، یا اینکه آن‌ها را از محاصره نجات می‌دهی. گردان محاصره‌شده در آن طرف و فرمانده تیپ زنده و سالم در این طرف، برای من قابل‌پذیرش نیست. آنچنان برخورد کرد که در سنگر فرماندهی قرارگاه نصر، همه رنگشان پرید».

 

 

کتاب چشم جبهه‌ها

این کتاب، شامل خاطراتی از سردار سرلشکر پاسدار شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری) است که توسط  سمیرا اصلان‌پور نوشته شده است. در ادامه، مختصری از این کتاب را خواهیم خواند.

مختصری از این کتاب: کتاب چشم جبهه‌ها، تدوین خاطراتی در مورد شهید حسن باقری است. این خاطرات از قول افرادی مانند مادر گرامی شهید باقری، همسر محترم ایشان و برادر بزرگوارشان (سردار محمد باقری)، شهیدانی چون حجت‌الاسلام و المسلمین شهید فضل‌الله محلاتی، سردار سرلشکر شهید همت و سردار سرلشکر پاسدار شهیدزین‌الدین، خواهران و برادرانی چون خلیل سبحانی، معینیان، غلامپور، سوداگر، خرمدل، جعفری، رشید، بلالی، همدانی، قربانی، رحیمی، پالاش، رضایی‌مقدم و کمالی نقل شده است.

در این کتاب تلاش شده به ترتیب، خاطراتی از دوره‌های مختلف حیات ایشان نوشته شود که عبارت‌اند از: دوران پیش از انقلاب، روزهای پیروزی انقلاب، دوران پس از انقلاب تا آغاز جنگ، زندگی خانوادگی و شخصی ایشان، خاطراتی از دوران جنگ، بازگوکردن نقش یک فرمانده و تاثیر حضور وی در عملیات‌های مختلفی مانند عملیات ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان (در منطقه چزابه) در پایان خاطراتی از ساعات پیش از به شهادت رسیدن ایشان نقل شده است.

 

 

کتاب مسافر

مسافر، کتابی با نثر بسیار ساده و به‌صورت داستان است که در آن نویسنده، زندگی شهید باقری را از آغاز با زبان خود با توصیف حالات و رفتار و با نحوه تولد وی آغاز کرده و به‌صورت داستان، سرگذشت زندگی این شهید بزرگوار را بیان می‌کند. درواقع، وقایع مهم زندگی ایشان به قلم نویسنده به‌صورت داستان، نه نقل خاطره، نوشته شده و در پایان نیز نحوه شهادت ایشان به همان نحو بازگو شده است.

«... مرد چمباته زده جلوی در مسجد نشسته است و غرق در فکر، ریش را می‌خاراند. با دیدن بچه‌ها که دوره‌اش کرده‌اند، هول کرده از جا کنده می‌شود. چهره‌اش خسته و درمانده است، لبش ریزریز می‌لرزد ـمن ... یک امشب را اینجا می‌مانم ... صبح، بعد از نماز می‌روم. غلامحسین یک قدم جلو می‌رود و به‌صورت مرد زل می‌زندـ غریبی؟ ـ آره ... مسافرم ساک و وسایلم را گم کرده‌ام.

دل آسمان منفجر می‌شود و رعدی آن را به دو نیم می‌کند. چند تا از بچه‌ها می‌دوند داخل مسجد،‌ مرد سرجایش پابه‌پا می‌شود. غلامحسین دست روی شانه مرد می‌گذارد، می‌رویم خانه ما ... گرم‌تر از اینجاست. مرد لب باز می‌کند که چیزی بگوید. غلامحسین مچ دست استخوانی مرد را می‌گیرد و دنبال خود می‌کشد، مرد مسافر جلوی در ایستاده است. پدرومادر غلامحسین از توی اتاق به مرد که یکی از پیراهن‌های غلامحسین را به تن دارد، نگاه می‌کنند. باید بروم ... از شام و جای گرم ممنون ... ان‌شاءالله بتوانم جبران کنم. خداحافظ. مادر نگاهی به غلامحسین و به مرد می‌اندازد. مرد توی کوچه به راه می‌افتد. غلامحسین خود را به مادرش نزدیک می‌کند، دستش را می‌گیرد و پیشانی‌اش را می‌بوسد. بعد زیر لب می‌گوید: خدا از ما قبول کند!»

 

منبع: حسن باقری

 


موضوعات مرتبط: اجتماعی، فرهنگی، مشاهیر
[ دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ ] [ 10:33 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.