خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

کتاب: ذکر مناقب‌ حقوق‌ بشر در جهان‌ سوم

نویسنده: محمدعلی اسلامی ندوشن

 

این کتاب که‌ به‌ خاطره‌ شهدای‌ گمنام‌ آزادی‌ ايران‌، اهداء گرديد و کل شهدا از مشروطه‌ به‌ اين‌‌سو را دربرمی‌گرفت‌، حاوی سلسله مقاله‌هایی است که از آذر 1356 به بعد در چند شماره مجله (نگین) به‌تدریج انتشار یافت. همان‌ زمان‌ مجله‌ "خواندنی‌ها"، با اجازه نویسنده، به نقل آن‌ها پرداخت و سپس در مهر 1357 به‌صورت کتاب درآمد. روشن‌ است‌ که‌ انتخاب‌ عنوان‌، طنزی‌ در خود داشت‌. زمانی‌که‌ اين‌ مجموعه‌ شروع‌ به‌ انتشار کرد، هنوز فضای باز کذائی‌ سربرنياورده‌ بود، و می‌شود گفت‌ که‌ اولين‌ يخ‌ از جانب‌ او شکسته‌ شد. حتی در تابستان 1357 که کتاب برای اجازه خروج به‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و هنر رفت‌، چهار ماه‌ آن‌ را نگاه‌ داشتند. محتوای‌ آن‌ دنباله‌ همان‌ مطالب‌ «ايران‌ را از ياد نبريم‌» و «فرهنگ‌ و شبه‌ فرهنگ‌» بود، و به‌ نقد اوضاع‌ و احوالی‌ می‌پرداخت‌ که‌ يک‌ سال‌ بعد، منتهی‌ به‌ حذف‌ نظام‌ گذشته‌ گرديد. در اين‌ کتاب،‌ بيش‌ از هر چيز از آثار سوء «نبود آزادی‌» حرف‌ به‌ ميان‌ آمده‌، نه‌ آزادی‌ عنان‌گسيخته‌، بلکه‌ آزادی‌ معقول‌، که‌ بشريت‌ به‌‌اندازه‌ هوا به‌ آن‌ احتياج‌ دارد.

 

در مقدمه‌ کتاب‌ آمده‌ است‌:

« ... بشر امروز که‌ نسبت‌ به‌ سرنوشت‌ خود آگاهی‌ و بيداری‌ به‌‌هم‌‌ زده‌ است‌، نمی‌تواند مدت‌ درازی‌ با انديشه‌های‌ پراکنده‌، اميدهای‌ واهی‌ و «شبه‌ دموکراسی‌» زندگی‌ کند. نگران‌ آينده‌ خود است‌ و ميل‌ دارد که‌ در مسير اطمينان‌بخشی‌ بيفتد. اين‌ مسير هرچه‌ باشد بايد از طريق‌ رأی‌ آزاد مردم‌ تعيين‌ گردد؛ يعنی‌ اين‌ احساس‌ به‌ آنان‌ بدهد که‌ در تعيين‌ مشی‌ و امر اداره‌ کشور، مشارکت‌ آن‌ها منظور شده‌ است‌.»

- «آشکارا می‌بينيم‌ که‌ همه‌ تجربه‌های‌ ديگر که‌ مبتنی‌ بر حکومت‌‌کردن‌ «عده‌ معدود» بوده‌ است‌، با ناکامی‌ مواجه‌ گرديده‌ است‌، زيرا اين‌ عده‌ معدود پس‌ از چندی‌، کارشان‌ به‌ فساد انجاميده‌ و برای‌ حفظ‌ موقع‌ خود و پوشانيدن‌ اين‌ فساد، ناگزير بوده‌اند که‌ با آميخته‌ای‌ از «زور و فريب‌» به‌ فرمان‌ راندن‌ بپردازند، و برای‌ لوث‎‌کردن گناهی، به‌ گناهی‌ ديگر دست‌ بزنند. اينان‌ سال‌‌به‌‌سال‌ بر مقدار «زور و فريب‌» افزوده‌اند تا سرانجام‌ تاب‌ تحمل‌ مردم‌ به‌ پايان‌ برسد و کار به‌ انفجار بکشد.»

- «نمی‌توان‌ باور کرد که‌ با توجه‌ به‌ طبيعت‌ و ذات‌ انسان،‌ هيچ‌ پيشرفت‌ اصيل‌ بتواند بدون‌ وجود آزادی، يا تصور آزادی، صورت‌پذير باشد.» (مهر 1357) اين‌ کتاب‌ زمانی‌که‌ در دانشگاه‌ ملی‌ (شهيد بهشتی‌) «حقوق‌ اساسی‌» درس‌ می‌دادم‌، کتاب‌ درسی‌ قرار گرفت‌. (چاپ نخست انتشارات توس، مهر 1357، چاپ دوم انتشارات آرمان، 1372)

 

منبع: ایران بوم

 


موضوعات مرتبط: فرهنگی، کتاب
[ پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۱ ] [ 19:17 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.