|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
خدا خیر بده قلب رو، وقتی از کار میافته دیگه همه چیز تموم میشه. اما مغز اینجوری نیست، به وقتش که کار نکرد برامون! وقتی هم خودش از کار بیفته که شبِ تارشه. اما همه چیز، تموم نمیشه، تازه زندگی نباتی بدن شروع میشه. از گوش نگو که دلم میخواست هیچوقت کار نکنه. وقتی چیزی نشنوی خیلی خوبه، یه مسائلی رو که قبول نداری، میشنوی و حجت بهت تموم میشه. یه چیزهایی رو هم که باب غیبت و تجسس و هزار تا مرضهای این مدلی رو باز میکنه توسط چشم و زبان، تقویت میشه.
از دست و پا چی بگم که هر کاری دلشون بخواد میکنند و هر جایی دلشون میخواد میرن. تا بتونی همه رو هندل کنی و نذاری دست و پات رو ببندند یا خیلی طول میکشه یا اصلا دیر میشه. درهرصورت مصیبت از زمانی شروع میشه که همه اعضا برای یک زندگی خوب در کنار هم چیده شدهاند اما خدایناکرده از بد روزگار، راهشون رو به غلط پیش ببرند.
چه خوب میشد به جای اینکه بگذاریم وقتمون به بطالت بگذره، فقط روی سیستم همین بدن خودمون مطالعه کنیم، مطمئنم عمرمون تموم میشه و هنوز مطالعهمون به پایان نمیرسه.
موضوعات مرتبط: دلنوشته [ شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ ] [ 13:59 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||