خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

دهه اخیر، می‌بینی انگار زندگی، جای خودش را به مرگ داده. مرتبا باید شاهد ازدست‌رفتن عزیزانی باشیم که ناگهان ما را ترک می‌کنند. تصورش هم هولناک است. جنگی نیست، اما، پرپرشدن بی‌دلیل جوانان، انگیزه برای زندگی را از همه گرفته. مطمئنا آیندگان با خواندن تاریخ، بی‌درنگ خواهند گفت در آن زمان چه مردمانی زندگی می‌کردند و برای ادامه‌دادن، دارای چه صبر و تحملی بودند! آنچنان مرگ با زندگیمان مأنوس شده که دیگر هیچکس هول‌وهراسی از آن ندارد و به‌راحتی درباره‌اش گفتگو می‌شود. من که درحقیقت، مثل روبات شده‌ام؛ فاقد هر روح و احساسی، فقط داشتن حرکتی بیهوده و دیگر هیچ. دلم می‌خواهد بگویم: "سهراب عزیز! شقایق چه باشه چه نباشه، برای زندگی کردن، دیگه انگیزه‌ای وجود نداره. نه به نسل‌های گذشته که نمی‌دونستند مرگ چیه، نه به امروز که هر روز باید شاهد رفتن یک عزیز باشیم."

 

 

بالاترین ناباوری، مرگ است

در عرصه پیکارمان با مرگ،

تدبیری نمی‌دانیم

وقتی شبیخون می‌زند، ناچار

در بهت، در ناباوری، خاموش می‌مانیم

 

فریدون مشیری

 

فریدریش ویلهِلم نیچه؛ فیلسوف و جامعه‌شناس بزرگ آلمانی

به چشم عوام، احساسات والا و سخاوتمندانه، فاقدِ فایده عملی و درنتیجه، به‌ دور از واقعیت است. آدم‌های حقیر، آدم نجیب و بزرگ‌منش را دیوانه می‌پندارند، چون او سرشتِ نامعقول‌تری دارد. کشش انسان‌های برتر به طرف چیزهای استثنائی است، چیزهایی که هیچ جذابیتی برای سایر مردم ندارد.

 

آدرس اینستاگرام من

 


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته
[ جمعه ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ ] [ 14:12 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.