خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

بسیار پیش اومده با افرادی برخورد کنیم که وقتی باهاشون از تنهایی آدم‌ها گفته میشه، بلافاصله اظهار ناراحتی کرده و از ترسی که در وجودشون ایجاد میشه حرف می‌زنند. البته نباید از هیچ چیزی ترسید، ولی تنهایی یک مقوله خاصه که کمتر کسی باهاش کنار میاد.

باید توجه داشت که انسان همیشه تنهاست و این حالت برای همه پیش می‌آید. مگر نه اینکه در عالم زر، بعد در بطن مادر و بعد در سالخوردگی و مرگ، تنهاییم؟ علاوه‌بر همه این موارد، افرادی با ازدست‌دادن پدر و مادر در کودکی و نداشتن همسر در میانسالی هم، تنهایی را تجربه می‌کنند. نه باید ترسید و نه بهش فکر کرد. چراکه به‌مرور، تبدیل به یک کابوس وحشتناک می‌شود. اگر این اتفاق برای کسی پیش بیاد، چطور میشه جلوش رو بگیره؟ انسان، جمعی خلق شده و پرواضحه که نیاز به همدم و همراه داره و حتی اگر در جایی احساس نیاز کنه، مونسی باشه در رنج‌ها و سختی‌هاش. اما باید با این مسأله کنار آمد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، یک روزی با آن روبرو خواهیم شد. ذاتا انسان ترسو است، چه بخواهد چه نخواهد این حس در او نهادینه شده ولی باید راهکارهایی برای مبارزه با این مقوله پیدا کنیم. هرکس بر طبق مقتضیات زندگی خودش با آن مواجه شده و آن را شکست دهد. تا وقتی زندگی جریان دارد، باید به پیش رفت. حضور در کتابخانه‌های عمومی، تئاتر، سینما، پارک، موزه و جاهایی از این قبیل که هم با مردم در تماس باشد و هم سرگرمی خوبی پیدا کند؛ شاید به این وسیله، بتواند دوستان و همراهانی صمیمی به‌دست آورد. مطمئنا این‌جوری غول تنهایی رو شکست خواهد داد.

 


موضوعات مرتبط: دل‌نوشته
[ شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ ] [ 22:36 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.