|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
سیدمحمد بهشتی پس از گرفتن کارشناسی تصمیم داشت برای یادگیری فلسفه غرب با بورس تحصیلیای که در آن پذیرفته شده بود به اروپا سفر کند. در آن زمان او در کلاسهای فلسفه در گفتگوهایی که میشد اشکال میگرفت، با استاد جدل میکرد و استاد نیز به همان شیوه پاسخش را میداد و گاه حتی پرسش و پاسخها به داد و فریاد کشیده میشد. بههمین دلیل از فلسفه اسلامی ناامید شده بود. در همان دوره محمدحسین طباطبایی از تبریز به قم میآید. بهشتی به این استاد جدید هم امیدی نداشت و فقط به دلیل پافشاری دوستش مرتضی مطهری، در یک جلسه از کلاسهای وی حاضر شد. پس از کلاس اشکالی که به درس وی داشت به او گفت. طباطبایی با دقت به حرف او گوش کرد و با او با آرامش و بدون تعصب و تندی بحث کرد. این برخورد طباطبایی روی بهشتی اثر ژرفی گذاشت، بهگونهای که او از آموختن در خارج از کشور پشیمان شد و به قم بازگشت.
در درسهای اسفار ملاصدرا و کتاب شفای ابنسینا و نیز کلاسهای گفتوشنید کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نزد سید محمدحسین طباطبایی حضور مییافت. در این دوره بخشی از وقتش را به آموزش درس زبان انگلیسی در دبیرستانهای قم اختصاص میداد، ازجمله آنها دبیرستان حکیمنظامی بود. در ۱۳۳۳ نیز دبیرستان دین و دانش را در قم بنیان نهاد. در سال ۱۳۳۵ دوره دکترای خود را در رشته فلسفه آغاز کرد. اما با توجه به سفر به آلمان نتوانست به موقع دوره را به پایان برساند و سرانجام در سال ۱۳۵۳ از پایاننامه دکترای خود با نام «مسائل ما بعد الطبیعه در قرآن» دفاع کرد. در سال ۱۳۳۹ بههمراه علی مشکینی، عبدالرحیم ربانی شیرازی و سید محمدرضا گلپایگانی و آموزگاران دیگر برآمدند تا به حوزه علمیه قم سازماندهی بیشتری بدهند. این تلاش به تهیه طرح و برنامهای هفده ساله برای فراگیری علوم اسلامی انجامید. این طرح پایه برپایی مدرسههایی چون مدرسه حقانی شد.
آغاز مبارزات سیاسی و سفر به آلمان هرچند که در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۱ در گردهماییها و نشستهای سیاسی نهضت ملیشدن صنعت نفت در تهران و اصفهان شرکت میکرد، اما به گونه پیگیر تلاشهای خود را در سال ۱۳۴۱ و با تشکیل کانون دانشآموزان قم، با همراهی محمد مفتح، آغاز کرد. پس از سخنرانی او در جشن روز مبعث در دانشگاه تهران، هستهای پژوهشی برای پژوهش پیرامون حکومت اسلامی تشکیل شد. به دستور ساواک، از قم به تهران فرستاده شد و در آنجا با هموندان هیئتهای مؤتلفه اسلامی ارتباط برقرار کرد و بههمراه چند روحانی دیگر برای این گروه، شورای روحانیت و فقاهت تشکیل دادند. در سال ۱۳۴۳ در اثر فشار ساواک از آموزش و پرورش منتظر خدمت شد. در سال ۱۳۴۳ کار ساختمان مسجدی در هامبورگ که ساخت آن با حمایت سیدحسین طباطبایی بروجردی و هزینه شاه آغاز شده بود، رو به پایان بود. به دلیل بازگشت محمد محققی لاهیجی (نماینده بروجردی) به ایران، مسلمانان هامبورگ از مراجع قم برای مسجد درخواست روحانی کردند. سید محمدهادی میلانی و مرتضی حائری یزدی، بهشتی را برای این کار انتخاب کردند. از سوی دیگر به دلیل جانباختن نخستوزیر حسنعلی منصور به دست فداییان اسلام و نقش شاخه نظامی هیئتهای موتلفه در آن، دوستان بهشتی به دنبال خارج کردن او از کشور بودند. نخست ساواک از صدور گذرنامه برای این سفر جلوگیری کرد. اما با تلاش سیداحمد خوانساری این مشکل برچیده شد و او در اسفند ۱۳۴۳ به آلمان رفت و در شکلگیری مرکز اسلامی هامبورگ و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا (گروه فارسیزبانان) ایفای نقش کرد. در این مدت به سفر حج رفت و نیز سفرهایی به ترکیه، سوریه، لبنان و عراق برای آشنایی با تلاشهای اسلامی و دیدار با موسی صدر انجام داد. در ۱۳۴۹ سفری به ایران داشت که در آن سفر از سوی ساواک ممنوعالخروج شد و اقامت پنجساله او در آلمان پایان یافت.
پس از بازگشت به ایران، دوباره در آموزش و پرورش مشغول به کار شد و سپس بهعنوان کارشناس ارشد در کتابهای علوم دینی در سازمان تدوین کتابهای درسی ایران اشتغال داشت و بههمراه محمدجواد باهنر به گردآوری کتابهای درسی برای مدرسهها پرداخت. وی همچنین از سوی وزارت فرهنگ به مأموریتهایی، ازجمله به آبادان، فرستاده شد. علاوهبرآن، در کنار کارهای علمی و تکمیل کتابهای در دست نگارشش و کارهای حوزه، جلسههای تفسیر قرآن را در «مکتب قرآن» برگزار میکرد که دختران و پسران جوان در آن شرکت میکردند. نیز در مناسبتهای گوناگون به سخنرانی میپرداخت. در فروردین ۱۳۵۴ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد و چند روزی را در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری گذراند. پس از آن، دیگر جلسات تفسیر ادامه نیافت. از سال ۱۳۵۵ در تلاشهایی برای ایجاد هستههای تشکیلاتی شرکت داشت که به ایجاد جامعه روحانیت مبارز انجامید. از سال ۱۳۵۶ با اوجگیری انقلاب بر دامنه کوششهایش افزود. در بهار ۱۳۵۷ سفری به اروپا و آمریکا داشت. هدف او در این سفر دیدار با دانشجویان و استادان دانشگاه و هماهنگی حرکتهای سیاسی بود. در عاشورای ۱۳۵۷ پس از سخنرانیش بازداشت شد و مدت کوتاهی را در زندان اوین و کمیته مرکزی بود.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و ریاست دیوان عالی کشور با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ او دبیر شورای انقلاب بود. بهشتی در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت کرد و برای تدوین قانون اساسی انتخاب شد. در ۴ اسفند ۱۳۵۸، ریاست دیوان عالی کشور یعنی بلندپایهترین مقام قضایی در آن زمان را برعهده گرفت و تا زمان ترور شدنش در این سمت بود. در ۲ تیر ماه ۱۳۶۰، بههمراه محمدعلی رجایی و اکبر هاشمی رفسنجانی عضو شورای موقت ریاست جمهوری شد.
ترور وی در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی منسوب به سازمان مجاهدین خلق ایران در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی کشته شد. سازمان مجاهدین خلق تا به امروز مسئولیت این انفجار را برعهده نگرفته و همچنین انکار نکرده است. جزئیات بمبگذاری به این شکل است که یک بمب بر ستون اصلی ساختمان حزب و یک بمب دقیقا زیر تریبون بهشتی قرار داده شده که بعد از انفجار سقف پایین میآید و چندین نفر کشته و زخمی میشوند.
موزه خانه سیدمحمد بهشتی در محله قلهک، تیرماه ۹۲ به موزه سرا تبدیل و افتتاح شد. این منزل از دو بخش تشکیل شده و هنرمندان سعی کردند که هر دو بخش را به نمایش بگذارند؛ یک بخش مربوط به زندگی اجتماعی بهشتی همچون قسمت اتاق جلسات است که در این منزل اتفاقات زیادی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی رخ داد و او حداقل دو بار با یورش مأموران ساواک بازداشت شد؛ همچنین جلسات متعددی میان نواندیشان دینی، شورای انقلاب، شورای روحانیت مبارز که در این مکان شکل گرفته که مربوط به زندگی اجتماعی او در این منزل است. بخش دیگر قسمت خانوادگی این بناست که تداعیکننده خاطراتی از رفتارهای او با خانواده است.
مرتضی مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ ه.ش. در فریمان واقع در ۷۵کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان میگشاید. وی پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی میپردازد. در سن ۱۲سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال میورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم میشود. درحالیکه بهتازگی مؤسس گرانقدر آن، آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سیدمحمد حجت، سیدصدرالدین صدر و سیدمحمدتقی خوانساری بهعهد گرفتهاند. در دوره اقامت ۱۵ساله خود در قم از محضر مرحوم آیتالله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امامخمینی (به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبائی (در فلسفه: الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره میگیرد. وی قبل از هجرت آیتالله العظمی بروجردی به قم نیز، گاهی به بروجرد میرفته و از محضر ایشان استفاده میکرده است و مدتی نیز از محضر مرحوم آیتالله حاج میرزاعلیآقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهرههای معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری میتوان از مرحوم آیتالله سیدمحمد حجت (در اصول) و مرحوم آیتالله سیدمحمد محققداماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم، علاوهبر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و ازجمله با فدائیاناسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ درحالیکه از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه بهشمارمیرود، به تهران مهاشجرت میکند و در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی میپردازد.
در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل میگردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز میکند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل میشود. استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصربهفرد این انجمن است که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است. آیتالله مطهری در ساعت یک بعد از نیمهشب روز چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه بهوسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل میشود و بههمراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی میگردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، بههمراه سایر روحانیون از زندان آزاد میشود. پس از تشکیل هیئتهای مؤتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امامخمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهدهدار رهبری این هیئتها میگردد. دراینزمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه میدهد. بهطورکلی مطهری که به یک نهضت اسلامی معتقد بود، برای اسلامیکردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری انجام داد، ازجمله اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد کرد. در سال ۱۳۴۸ بهخاطر صدور اعلامیهای با امضای ایشان و علامه طباطبایی و آِیتالله حاج سیدابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی بهسربرد.
مرتضی مطهری و علامه طباطبایی
از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامههای تبلیغی مسجدالجواد را زیرنظر داشت و غالبا خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرارگرفت. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوعالمنبر شد و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاباسلامی ادامه داشت. مطهری در سال ۱۳۵۵ به دنبال درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات زودتر از موعد مقرر بازنشسته میشود. همچنین در این سالها، وی با همکاری تنیچند از شخصیتهای روحانی، جامعه روحانیت مبارز تهران را بنیان می گذارد. در سال ۱۳۵۵ به نجف اشرف سفر و ضمن دیدار با امامخمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزههای علمیه با ایشان مشورت کرد. پس از شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری بهطور تماموقت در خدمت نهضت قرار میگیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا مینماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار کرد و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو میکند و در همین سفر امامخمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاباسلامی مینماید. هنگام بازگشت امامخمینی به ایران مسئولیت کمیته استقبال از امام را شخصا بهعهده میگیرد و تا پیروزی انقلاباسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورداعتماد برای ایشان بود.
مرتضی مطهری، سهشنبه ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ بهوسیله گروهک فرقان به شهادت رسید و امام و امت اسلام را درحالیکه امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فروبرد. برخی از آثار استاد شهید آیتالله مطهری: علل گرایش به مادیگری، سیری در نهجالبلاغه، انسان و سرنوشت، داستان و راستـان (۲ ج)، نظام حقوق زن در اسلام، مسأله حجاب، خدمات متقابل اسلام و ایران، قیام و انقلاب مهدی (عج) از دیدگـاه فلسفـه تاریخ.
موضوعات مرتبط: مشاهیر [ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۸۸ ] [ 9:25 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||