|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
ورود سکو، دو پلکان است که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه تخت جمشید قرار دارند که همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آنست تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکانها از هر طرف ۱۱۱ پله پهن و کوتاه (به ارتفاع ۱۰ سانتیمتر) دارند. برخلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پلهها بهخاطر این بوده که اسبها نیز بتوانند از پلهها بالا بروند، پلهها را کوتاهتر از معمول ساختهاند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای پلکانها، بنای ورودی تخت جمشید، «[دروازه بزرگ]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازه خشایارشا]» یا دروازه ملل، قرار گرفته است. ارتفاع این بنا، ۱۰ متر است که یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته و امروزه بقایای دروازههای آن برجاست. بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده است. این دروازهها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی تزئین یافتهاند. این کتیبهها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان میکند که: «هرچه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته است.» دو دروازه خروجی تخت جمشید یکی رو به جنوب و دیگری رو به شرق قرار دارند و دروازه جنوبی رو به کاخ آپادانا، یا کاخ بزرگ بار، قرار دارد.
پلکانهای کاخ آپادانا کاخ آپادانا در تخت جمشید در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکانهای شرقی این کاخ که از دو پلکان – یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب – تشکیل شدهاند، نقوش حجاریشدهای را در دیوار کناره خود دارند. پلکان رو به شمال نقشهایی از فرماندهان عالیرتبه نظامی مادی و پارسی دارد درحالیکه گلهای نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده میشوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی درحالیکه هدایایی بههمراه دارند و به کاخ نزدیک میشوند، دیده میشود.
بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف بههمراه هدایایی که در دست دارند دیده میشود. هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که در شکل زیر مشخص شدهاند: ۱- مادیها ۲- عیلامیها ۳- پارتها ۴- سغدیها ۵- مصریها ۶- باختریها ۷- اهالی سیستان ۸- اهالی ارمنستان ۹- بابلیها ۱۰- اهالی کلیکیه ۱۱- سکاهای کلاهتیزخود ۱۲- ایونیها ۱۳- اهالی سمرقند ۱۴- فنیقیها ۱۵- اهالی کاپادوکیه ۱۶- اهالی لیدی ۱۷- اراخوزیها ۱۸- هندیها ۱۹- اهالی مقدونیه ۲۰- اعراب ۲۱- آشوریها ۲۲- لیبیها ۲۳- اهالی حبشه
کاخ آپادانا کاخ آپادانا از قدیمیترین کاخهای تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ در تخت جمشید بنا شده، برای برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده میشده است. این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط مییابد. کاخ آپادانای تخت جمشید از ۷۲ ستون تشکیل شده که درحالحاضر، ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل است.
کاخ تچر تچر یا تچرا بهمعنای خانه زمستانی است. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر در تخت جمشید بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده است. روی کتیبهای آمده: «من داریوش، این تچر را ساختم.» این کاخ یک موزه خط به شمار میرود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستونها از نمای جلوییهای مصری استفاده شده است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده است.
کاخ هدیش یکی دیگر از کاخهای تخت جمشید کاخ هدیش است. این کاخِ خصوصی خشایارشاه بوده و در مرتفعترین قسمت صفه تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتشسوزی از این مکان شروع شده باشد. به خاطر نفرتی که آتنیها از خشایارشا داشتند بهخاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگها نشاندهنده تمام شدن آب درون سنگها بهخاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته است. بهخاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ تخت جمشید در دسترس نیست. خیلیها از اینجا بهعنوان کاخ مرموز نام بردهاند. هدیش بهمعنای جای بلند است. چون نام زن دوم خشایار شاه، هدیش بوده، نام کاخ خود را هدیش میگذارد. این کاخ در جنوبیترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه است.
کاخ ملکه یکی دیگر از کاخهای تخت جمشید کاخ ملکه است، که توسط خشایارشا ساخته شده و به نسبت سایر بناها، در ارتفاع پایینتری قرار گرفته است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرقشناس مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو، تجدیدبنا شد و امروزه بهعنوان موزه و اداره مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته است. ساختمان خزانه شاهنشاهی تخت جمشید، که از چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده، با دیوار عظیمی از بقیه تخت جمشید جدا میشود.
کاخ صدستون و شورا کاخ صد ستون یکی دیگر از کاخهای تخت جمشید است. وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن بهوسیله صد ستون که هرکدام ۱۴ متر ارتفاع داشتهاند، بالا نگه داشته میشده است. کاخ دیگر، شورا یا تالار مرکزی است. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت میپرداخته است. با توجه به نقوش حجاریشده از یکی از دروازهها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج. به این دلیل به اینجا کاخ شورا میگویند که در اینجا دو سرستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.
سرانجام تخت جمشید مجموعه کاخهای تخت جمشید، در سال (۳۳۰ پیش از میلاد) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن بهصورت ویرانه در آمد. از بناهای بر جای مانده و نیمه ویرانه، بنای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان ۱۲ ستونی درقسمتهای شمالی، جنوبی و شرقی است که ایوانهای شمالی و شرقی آن بهوسیله پلکانهایی به حیاطهای مقابل متصل و مربوط میشوند. بلندی صفه در محل کاخ آپادانا ۱۶ متر و بلندی ستونهای آن ۱۸ متر است. اینمجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
جایگاه کنونی تخت جمشید در دوره نو و با بازگشت و پیدایش حس میهنخواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به بنای تخت جمشید توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشنهای پادشاهی خویش را در این سازه کهن انجام میداد. امروزه میتوان تخت جمشید را نامآورترین و دوستداشتنیترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.
هنرهای معماری تخت جمشید یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید اینست که نسبت ارتفاع سردرها به عرض آنها و همینطور نسبت ارتفاع ستونها به فاصله بین دو ستون، نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ابرانیان باستان در معماری است. تخت جمشید، مملو از شگفتی و فرهنگ درخشان مردمانی است که حتی ویرانههای آن، امروز پس از گذشت 2500 سال مورد تحسین هر بیننده ایرانی و غیرایرانی قرار میگیرد. بهراستی راز این جاودانگی در چیست؟ تاکنون بیش از 30 هزار گلنبشته از کاوشهای تخت جمشید بهدست آمده که از نظر ابعاد و متن کوچک هستند. اما به لحاظ محتوا از باارزشترین اسناد دوران هخامنشی بهشمار میروند. براساس این گلنبشتههای یافتشده از تخت جمشید که اکنون بیشترشان در آمریکا نگهداری میشوند مشخص شده که در این دوران، به کارگران دستمزد پرداخت میشد، حقوق زن و مرد برابر بود، زنان میتوانستند کار کنند و یا کار نیمهوقت داشته باشند، زنان از حق ارث برابر برخورداربودند، مادران از حقوق زایمان و کودکان از حمایتهای اجتماعی بهرهمند میشدند. این تامین اجتماعی که به قول خانم پروفسور کخ حتی امروزه در کشوری مانند آلمان هم بهصورت کامل انجام نمیشود، برای 500 سال پیش از میلاد به معجزه شبیه است. بیشک گلنبشتههای اداری تخت جمشید، سندی قطعی و بیچون و چرا از نظام اداری و اجتماعی دوران هخامنشیان هستند.
در تخت جمشید بیش از سه هزار نقش برجسته و تندیس وجود دارد که بیشک بسیاری از آنها الهامگرفته از هنر میان رودان و آشور است. اما برخلاف آنها حتی یک مورد یافت نمیشود که به صحنه جنگ، صف اسیران، ازبینبردن دشمنان و یا قدرتنمایی پادشاه پرداخته شده باشد، بلکه همواره به اتحاد و دوستی اقوام اشاره دارند. یکی از شگفتانگیزترین بخشهای تخت جمشید که معمولا هیچوقت دیده نمیشود، آبراهههای زیرزمینی آن است که بیش از دو کیلومتر طول دارند. هخامنشیان در برخی از قسمتها، صخره را تا نه متر تراش داده و پائین رفتهاند و در بخشهایی نیز با افزودن سنگهای غولپیکر توانستهاند به شیب موردنظر دست یابند. آنان با روشهای خاص و مهندسی خود تدابیری اندیشیده بودند که آب بدون گلولای از کانال خارج شود. از دیگر شگفتیهای این بنا، اینست که تمام تندیسها و نقوش حجاریشده در تخت جمشید مزین به رنگهای متنوع بوده است. برای نمونه میتوان به نقش داریوش در کاخ تچر تخت جمشید اشاره کرد. تاج داریوش از طلا، ریش وی از سنگ لاجورد، دستبند و گوشوارهها از سنگهای قیمتی بودند ولی امروز فقط سوراخهای محل نصب این زیورآلات بر نقش باقی ماندهاند. اما هنوز در حاشیه لباس وی میتوان آثار نقوش بسیار ریزی را یافت که با رنگهای زیبا برجسته میشدهاند. همچنین میتوان به معادن سنگ آن اشاره کرد. مهندسان و معدنکاران میتوانستند با ابزارهای ساده خود سنگهایی حتی به وزن 250 تن را از معدن استخراج و سالم به پائین کوه منتقل و پس از ایجاد طرح اولیه آن را به تخت جمشید انتقال دهند.
به نظر میرسد بزرگی و یا کوچکی سنگ برای سنگتراشان ماهر هخامنشی تفاوتی نداشته است. آنان عطردان و گلدانهایی تراشیدهاند که قطر دهانه آنها بسیار کمتر از قطر داخلی بدنه است و گویای آنست که میتوانستند سنگ را بهصورت دورانی به گردش درآورده و با ابزارهای خاص داخل آن را تراش دهند. برای برهمنهادن پایه ستون، قلمه ستون، گل ستون، سرستون و یا جرزهای درگاهها هیچ نوع ملاتی بهکارنمیبردند و تنها با روش خاصی دو سطح تحتانی و فوقانی سنگ را پاک تراش میکردند. این روش باعث میشد تا ستون و درگاهها در مقابل نیروی زلزله پایدار بمانند. براساس متون تاریخی و کتیبههای موجود، در پیرامون تخت جمشید شهری به نام پارسه وجود داشته که هزاران نفر در آن زندگی میکردند. امروز نشانههای کمی از شهر پارسه بر سطح دشت باقی مانده است ولی کاوشگران به دنبال آن هستند تا این شهر را از زیر خاکهای کشاورزی بیرون آورند. به نظر میرسد که انتخاب کوه مهر یا رحمت برای ساخت بنای تخت جمشید، به دلیل تقدس آن بوده است. ازجمله نشانههای تقدس میتوان به تدفینهای بسیار متنوع از ادوار گوناگون در دامنه این کوه اشاره کرد که به شکل گورهای مخروطی لاشه سنگی، گورهای حفرشده در سنگهای مکعبی و یا حفرههای محل نگهداری استخوان خودنمایی میکنند. امروز هیچ اثری از سقف چوبی کاخهای تخت جمشید بر جای نمانده است. اما خوشبختانه باستانشناسان و پژوهشگران بهدرستی دریافتند که نقش حجاریشده بر سینه آرامگاههای پادشاهان هخامنشی، درواقع، همان نقش کاخ داریوش است و بدین ترتیب موفق شدند براساس آن، سقف بخشی از کاخ ملکه را که امروز به موزه تخت جمشید تبدیل شده، بازسازی کنند.
بیشک از همان آغاز برپاکردن تخت جمشید، یکی از دغدغههای مهم معماران، حفاظت مجموعه در مقابل عوامل طبیعی و بهویژه بارش باران بوده است. ناودانهای آجری و قیراندود، تنبوشهای، پرشی، کانالهای روباز و چاه سنگی ازجمله تدابیری هستند که مجموعه را از گزند سیلابها محفوظ میکردند. روشهای مرمت و نگهداری از بناهای تخت جمشید در دوران باستان، بهنوبه خود بسیار شگفتانگیز است. ازآنجاکه هیچگاه ساختوساز تخت جمشید به پایان نرسید میتوان نتیجه گرفت که همواره بناها و نقوش آن میتوانستند در اثر کوچکترین ضربهای دچار آسیب شوند ولی معماران با پیشبینیهای بسیار ماهرانه خود از این احتمالات جلوگیری و در صورت نیاز با ابتکارات خاصی به ترمیم قطعه سنگ آسیبدیده پرداختهاند. از دیگر شگفتیهای تخت جمشید میتوان به اهمیت پیامرسانی آن برای آیندگان اشاره کرد. داریوش فرمان داد تا چهار لوح زرین را بههمراه چهار لوح سیمین و تعدادی سکه در زیر پی چهار گوشه آپادانا قرار دهند تا بدین شکل بتواند پیامش را شاید در 2500 سال بعد به گوش ما و آیندگان برساند. همچنین وی در بخشی از چهار کتیبه حکشده بر دیوار جنوبی تخت جمشید چنین میگوید: این سرزمین را اهورامزدا از دشمن، از سال بد، از دروغ بپایاد. بدین سرزمین دشمن، بدسالی، دروغ میاد. این را من از اهورامزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم.
موضوعات مرتبط: مكانهای دیدنی ايران و جهان [ جمعه ۲۴ تیر ۱۳۹۰ ] [ 21:40 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||