|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
کتاب: دنیای سوفی نویسنده: یوستین گردر مترجم: مهسا غفاری
کتاب دنیای سوفی، هدیه فرزندانم به من
در این کتاب، برگزیده نظریات و سخنان مهم فیلسوفان بزرگ جهان از سههزار سال پیش تاکنون جمعآوری و تغییر و تحولاتی که علم فلسفه در طول قرنها شاهد آن بوده بهطورخلاصه نمایش داده شده است. نویسنده با زیرکی و خلاقیتی بیهمتا تاریخ فلسفه جهان را همزمان با داستانی هیجانانگیز درباره سوفی و دوست مخفیاش به تصویر میکشد. شاید به همین دلیل است که «دنیای سوفی» یکی از پرفروشترین و معروفترین کتابهای شناختهشده در سراسر جهان است و به بیش از 60 زبان ترجمه شده و بیش از 40 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این کتاب برای نوجوانان و بزرگسالانی که به دنیای فلسفه و هستیشناسی علاقه دارند، مناسب است. کسانیکه میخواهند تنها اطالاعاتی جزئی درباه فلسفه و سیر تاریخی آن بهدست آورند و بهطورخلاصه با فیلسوفان مشهور تاریخ آشنا شوند از مطالعه این کتاب لذت خواهند برد.
جملات برگزیده کتاب دنیای سوفی - جستجوی فیلسوفان برای حقیقت بیشباهت به داستانهای جنایی نیست. بعضی فکر میکنند فلانکس قاتل است، دیگران این یا آن را مسئول میدانند. پلیس گاه موفق به کشف حقیقت میشود. ولی گاهی نیز، با وجود آنکه جواب مسأله جای نهان است، به اصل قضیه پی نمیبرد. - هراکلیتوس میگفت «همه چیز روان است». همه چیز پیوسته در گذر، در حرکت است، هیچ چیز ثابت نیست. پس، «در یک رود دو بار نمیتوان پا نهاد». زیرا بار دوم که پا در رود مینهم، نه رود همان است که بود نه من. - ارسطو اعتقاد داشت پشت هر چیز در طبیعت مقصودی نهفته است. باران میآید تا گیاهان رشد کنند، پرتقال و انگور میروید تا مردم آنها را بخورند. نحوه برهان علمی امروزه اینچنین نیست. ما میگوییم آب و غذا لازمه حیات آدم و جانور است. اگر این شرایط موجود نمیبود امکان وجود ما نمیبود. وانگهی قصد آب یا پرتقال نیست که خوراک ما باشند. - امکان هم دارد که جهان کائنات سرشار از حیات باشد. جهان چنان عظیم است که به تصور نمیگنجد. فاصلهها آنقدر زیاد است که ما آنها را به دقیقه نوری و سال نوری محاسبه میکنیم. اگر بتوانی تصور کنی که درست در همین لحظه، ستارهشناسی در آنجا نشسته دوربین نجومی نیرومند خود را رو به برکلی گردانده است. خانه ما را آنطور میبیند که چهار سال پیش بود. پس تو را دختری یازدهساله میبیند که در تاب نشسته و پاهایش را تکان میدهد.
منبع: کتابراه
موضوعات مرتبط: کتاب [ یکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ] [ 11:7 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||